بخش نخست گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر محتشمی پورکه بیشتر به موضوع قانون و قانون گرایی اختصاص داشت را پیش از این منتشر کردیم . اینک بخش دوم و پایانی آن که درباره رای مردم و جایگاه مجلس در اندیشه امام خمینی (س) دارد را باهم می خوانیم:
***
بر اساس آموزههای قرآنی و سیره معصومین(ع) ، رای مردم چه نقشی در ساختار جامعه مورد تایید دین اسلام دارد و بر این اساس رکن جمهوریت در اندیشه سیاسی امام خمینی و نظام جمهوری اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟
اصولا اسلام مکتب و آیینی است که تعیین سرنوشت انسانها را مربوط به رأی وانتخاب خودشان می داند و کاملاً مردمی است. البته من معتقدم که سرچشمه اصلی همه مکاتب آسمانی مثل اسلام مردمی بوده است، اما آنچه که امروز از آنها باقی مانده با رای ونظر مردم چندان سازگاری ندارد، بلکه نقش اصلی را در این مکاتب نخبگان آنها بر عهده دارند. در حالی که دین اسلام اینگونه نیست و بر اساس آنچه که ما از متون اصلی اسلام دریافت میکنیم که مهمترین آنها قرآن و سیره پیامبر اکرم (س) واهل بیت است، میتوانیم نتیجه بگیریم که اسلام، برای مردم نقش بسیار بالایی در تکوین حکومت و اداره شئون سیاسی و اجتماعی قائل است. آیاتی چون “وامرهم شورای بینهم“ ، “وشاورهم فی الامر“ و همچنین سیره حکومتی امام علی(ع) که تنها دستاوردی است که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) در ارتباط به نحوه اداره حکومت اسلامی داریم، نشان میدهد که امام علی(ع)، تا وقتی که مردم ایشان را انتخاب نکردند، سکوت کرد و در حاشیه حکومت قرار داشتند و وقتی که مردم به ایشان روی آوردند و امام را انتخاب کردند و با ایشان بیعت کردند، امام پذیرفتند و رسما اعلام کردند «لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر ....لالقیت حبلها علی غاربها........ یعنی اگر حضور حاضران و اتمام حجت با اعلام وجود ناصران نبود..... بیتامل رشته حکومت را از دست میگذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم، و چون گذشته، خود را به کناری میکشیدم.» در جای دیگری امام میفرمایند:«ای مردم، این امر(حکومت) امر شماست، هیچ کس جز آن که شما او را امیر خود گردانید، حق حکومت بر شما ندارد. ما دیروز هنگامی از هم جدا شدیم که من پذیرش ولایت شما را ناخوشایند داشتم، ولی شما این را نپذیرفتید و جز به اینکه من تشکیل حکومت دهم رضایت ندادید. آگاه باشید که من کسی جز کلیددار شما نیستم و نمیتوانم حتی یک درهم به ناروا از بیت المال برگیرم.» بر همین اساس امام در کلیه امور، نظر مردم را لحاظ میکردند و میفرمودند: « از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت باز نایستید، که من خویشتن را (به عنوان یک انسان) ، برتر از آن نمی دانم که اشتباه نکنم و نه در کار خویش ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است» در واقع این سخن امام معصوم نشاندهنده آن است که میخواهند به رسمیت شناختن حق رای و نظارت مردم را بعنوان یک سیره به رهبران آینده جامعه اسلامی بیاموزند.
با توجه به طرح برخی نظرات از جمله این که پذیرش جمهوریت در ابتدای انقلاب از سوی حضرت امام به اضطرار صورت گرفت، شما بعنوان کسی که در دوران طولانی ١٣ سال تبعید حضرت امام که طی آن درسهای حکومت اسلامی ایشان طرح شد، در نجف اشرف حضور داشتید ، بفرمایید رکن جمهوریت در اندیشه سیاسی امام خمینی و طرح ایشان از نظام جمهوری اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟
در تاسیس نظام جمهوری اسلامی ، همان سیره امام علی(ع) اتخاذ و عمل شد. اگر بر گردیم به اول انقلاب می بینیم که حضرت امام از همان اولین روزی که وارد ایران شدند و در بهشت زهرا(س) در صحبت با مردم، رژیم شاه را نفی کردند، استدلال ایشان این بود که اگر یک نسل یا دو نسل پیش پدران ما به رژیم شاهنشاهی رای دادند، نسل امروز مجبور نیست آن رژیم را بپذیرد و امروز این نسل جدید است که باید سرنوشت خود را انتخاب کند، نسل امروز هم ، رژیم سلطنت را نفی می کنند و خواهان یک حکومت جمهوری هستند. این سخنان نشان دهنده نگرش حضرت امام به نظام جدیدی است که باید پس از آن در کشور شکل میگرفت. پس از پیروزی انقلاب هم وقتی ایشان می خواستند دولت موقت را انتخاب کنند، فرمودند که من به اتکای رای مردم حکومت تشکیل میدهم، یعنی اینگونه نبوده است که امام بدون رای و نظر مردم در عرصه حاکمیت کاری را صورت داده باشند. به اعتقاد من اگر جمهوری اسلامی روزی پایگاه مردمیاش را از دست بدهد و فاقد رکن جمهوریت بشود، همانگونه که در ١٤٠٠ سال قبل پس از حکومت امیرالمومنین (ع) و امام حسن(ع) ما حکومت اسلامی نداشتیم، این حکومت نیز نمیتواند استمرار پیدا کند. این مردم هستند که همه چیز از جمله انقلاب و حکومت اسلامی را انتخاب میکنند، جمهوریت اصل غیر قابل انکاری است و در واقع کسانی که جمهوریت را نفی میکنند، اسلام را نفی میکنند، تمام ادیان مادامیکه که پایگاه مردمی داشتند، استقرار داشتند. اما زمانیکه پایگاه مردمی را که از دست دادند، تحرکشان متوقف شد و خاموش شدند و یا از میان رفتند. بنابراین جمهوریت جز هویت و ذات این انقلاب است و اسلام بر پایه مردم استوار بوده و رشد و توسعه پیدا کرده است. باید این نکته را یادآوری کنم که اگر چه بسیاری از رهبران قبل از پیروزیشان به گونهای موضعگیری میکردند و پس از پیروزی و در دست گرفتن قدرت، موضعشان تفاوت کرده و دیکتاتور میشدند اما امام قبل و بعد از شکلگیری حکومت بر نقش و جایگاه مردم تاکید میکردند. وقتی دولت موقت روی کار آمد، مردم همچنان در خیابانها بودند و در صحنههای مختلف حاضر میشدند. نیروهای انقلابی معتقد بودند که تا زمانی که ساختارهای رژیم گذشته اصلاح نشده و کشور از عناصر آن پاک نشده و نظام جدید به معنای واقعی و قانونی آن استقرار نیافته است، انقلاب همچنان از سوی عناصر رژیم گذشته و نیروهای ضد انقلاب و همچنین قدرتهای خارجی مورد تهدید است و اگر مردم در صحنه حاضر نباشند، امکان ناکامی انقلاب یا وقوع کودتایی مشابه کودتای ٢٨ مرداد جدی است. اما رئیس دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان بارها اعلام میکرد که من اهل انقلاب و دگرگونی نیستم، آرام آرام حرکت میکنم و بیشتر از این از من انتظار نداشته باشید. وی بارها در صحنه تلویزیون ظاهر شد و گفت: مردم شما انقلاب کردید، بسیار خوب،متشکرم، الان باید بروید سراغ کارتان و بگذارید ما حکومت کنیم و مملکت را اداره کنیم، یعنی پس از پیروزی انقلاب نقشی برای مردم قائل نبودند و خودشان را در جایگاه نخبگانی می دانستند که باید برای مردم تصمیم بگیرند و مردم هم باید بروند سراغ کارشان در حالی که امام دیدگاهش درست عکس این دسته از سیاستمداران حرفهای بود . از منظر امام خمینی (س)همه چیز با رأی مردم شکل می گیرد و به هیچ وجه، هیچ کس نمی تواند نظرش را به مردم تحمیل کند. امام میفرماید: “روی آن مسیری که ملت ما دارد ، روی آن مسیر راه بروید، ولو عقیدهتان این است که این مسیر که ملت رفته خلاف صلاحش است، خب باشد، ملت میخواهد اینطور بکند، به من و شما چکار دارد، خلاف صلاحش را میخواهد انجام میدهد، ملت رای داده و رایی که داده متبع است.“ بنابراین از منظر امام خمینی همه چیز با رای مردم شکل میگیرد و به هیچ وجه هیچ کس نمیتواند نظرش را به نظر امام تحمیل کند ، امام میفرماید: “روی آن مسیری که ملت ما دارد ، روی آن مسیر راه بروید، ولو عقیدهتان این است که این مسیر که ملت رفته خلاف صلاحش است، خب باشد، ملت میخواهد اینطور بکند، به من و شما چکار دارد، خلاف صلاحش را میخواهد انجام میدهد، ملت رای داده و رایی که داده متبع است.“ این دیدگاه حضرت امام تئوری بسیاری از آقایان را رد می کند که امروز به جای مردم میخواهند تصمیم بگیرند و استدلالشان هم این است که ما باید مسیری را تعیین کنیم که به صلاح مردم باشد و اجازه ندهیم غیر فلان شخص رئیس بشود ویا که مثلا مجلس با نمایندگانی تشکیل بشود که این مجلس دارای فلان ویژگی است . حضرت امام این دیدگاه را به طور کلی رد میکنند و میگویند اصلا به شما چه ربطی دارد ؟ هر چه مردم گفتند و خواستند، همان باید عمل بشود، مگر ما تا کجا میتوانیم، مردم را مهار کنیم و آنها را در حصار تنگ تمایلات خودمان محدود کنیم، وقتی که مردم آن حکومت ریشهدار ٢٥٠٠ ساله را جارو کردند و از میان بردند ، طبیعتا این واقعیت نشان میدهد که چنانچه خواست مردم نباشد، هیچ حکومتی قادر به ادامه حیات خود نیست. در جای دیگری امام این نکته را میفرمایند که“اینجا آرای مردم حکومت می کند، اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد و این ارگانها را ملت تعیین کرده است،تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد.“ این جملات و موارد بسیار دیگری با این مضمون در فواصل مختلف و در سالهای گوناگون از سوی حضرت امام اظهار شده است. البته ایشان این نکات را به عنوان نظر شخصی خودشان و جدای از مبانی اسلام نگفتهاند. من به عبارتی اشاره کردم که امام، می فرمایند این نظر اسلام است. در واقع امام نقش مردم را به عنوان نظر اسلام تبیین کردند. بر این اساس جمهوریت یکی از ارکان غیر قابل خدشهاست و آنهایی که بدنبال حذف جمهوریت هستند در واقع به مبارزه با اصل نظام میپردازند و رویکرد سیاسی آنها نه از جنس رقابت و جناحهای درون نظام بلکه به نوعی مبارزه با اصل نظام تبدیل میشود.
به اعتقاد شما قوهی مقننه و مجلس شورای اسلامی چه نقشی در تثبیت دو رکن جمهوریت و اسلامیت در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران دارد؟
اگر توجه داشته باشیم که جمهوریت و اسلامیت به عنوان دو بال و دو بعد اساسی در ساختار نظام ما عجین شدهاند، مشخص میشود که اصولا این مردم آمدهاند، مکتب اسلام و حکومت اسلام را انتخاب کردهاند و اسلام در ظرف جمهوریت و نظام جمهوری تجلی پیدا کرده است. این ظرف و مظروف هستند که هویت نظام ما را تشکیل میدهند و اگر ما بخواهیم، این ظرف و مظروف را در یک سیاسی واحد به دنیا نشان بدهیم، هیچ سیمایی بهتر از مجلس شورای اسلامی نیست که هم تبلور جمهوریت نظام و هم اسلامیت آن باشد، اگر چه شاید انتخاب رییس جمهور هم توسط مردم، سیمای دیگری از رکن جمهوریت نظام است، اما رییس جمهور یک فرد است و ارتباط وی با آحاد مردم (اگر چه ممکن است اما ) خیلی دشوار صورت میپذیرد، در حالی که نمایندگان مجلس هر روز با مردم زندگی میکنند و حشر و نشر دارند و در هر ماه، سه هفته در مجلس حضور دارند و یک هفته باید بالاجبار در حوزهی انتخابی خودشان با مردم باشند، بنابراین میزان ارتباط مردم با نمایندگانشان در مقایسه با رییس جمهور قابل قیاس نیست. بر این اساس سیمای حقیقی و واقعی جمهوریت در مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مجلس تجلی مییابد. از سوی دیگر، بر اساس قانون اساسی و با توجه به این که شورای نگهبان جزء مکمل مجلس است و فلسفهی وجودی آن تطبیق مصوبات مجلس شورای اسلامی با موازین شرع مقدس و قانون اساسی است ، مجلس میتواند هم تبلور جمهوریت نظام و هم اسلامیت آن باشد و کل نظام را که عبارت از قوهی مقننه ، مجریه و قضاییه است از آسیبهایی که در نتیجه خلاء جمهوریت و اسلامیت ممکن است متوجه آن شود، حفظ کند. بنابراین ما میتوانیم نتیجه بگیریم که اگر بخواهیم در کل نظام که نهادها و قوای مختلفی وجود دارد، یک شاخصه پررنگ و بارز را که نشان دهندهی سیمای جمهوری اسلامی باشد ، نام ببریم، همان مجلس شورای اسلامی است و تضعیف مجلس ، در واقع تضعیف کل نظام جمهوری اسلامی است. بنده معتقدم که در صورتی که قوةی قضاییه یا حتی قوةی مجریه تضعیف بشود ،آن گونه که تضعیف قوهی مقننه به نظام ضربه میزند برای نظام ما خطرآفرین نیست. ما در نظام جمهوری اسلامی هیچ نهادی را نداریم که کارکردهای مجلس شورای اسلامی را داشته باشد، کارایی و تاثیر مثبت مجلس شورای اسلامی در بدترین وضعیتش برای کشور و مردم بیش از کارکرد سایر دستگاهها بوده است. حتی در دوران حاکمیت استبداد شاهنشاهی،وقتی که در مجلس مرحوم مدرس و تعداد اندکی نیروهای ملیگرا حضور داشتند، علیرغم آنکه آن مجالس ، تحت سلطه بودند و نمایندگان آنها اغلب دست نشانده برخی از کشورهای خارجی و یا رژیم سلطنتی رضاخانی بودند، اما وقتی که یک نماینده با قدرت مردم وارد مجلس میشد، باعث میشد که این کشور و این ملت از آسیبهای جبرانناپذیری در امان باشد و همین نمایندگان در مقابل رژیم میایستادند و با تصویب قوانین و یا جلوگیری از تصویب برخی از قوانین کشور را بیمه میکردند. بر این اساس محوریترین نهاد در نظام جمهوری اسلامی ایران که پشتوانه جمهوریت و اسلامیت است، مجلس شورای اسلامی است.
کارکرد نظارتی مجلس چه اهمیتی در تحقق رکن جمهوریت، اعمال رأی مردم و به طور کلی حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی دارد و دامنهی این نظارت چگونه تعریف می شود؟
به اعتقاد من کارکرد نظارتی مجلس شورای اسلامی نقش بسیار مهمی در پالایش نظام و تثبیت جمهوریت و اسلامیت آن میتواند داشته باشد و این نظارت هم بر اساس قانون اساسی ، عام و شامل است و سؤال، تحقیق و تفحص و استیضاح ، اهرمهای نظارتی نمایندگان مردم تلقی میشوند که در واقع به معنای نظارت و تحقیق و تفحص خود مردم است. جملهی بسیار زیبایی را حضرت امام در این زمینه دارند ، ایشان در ملاقات با نمایندگان مجلس اول میفرمایند : "تصادف خوبی است که امروز که آقایان در این جا تشریف دارند و باهم مواجهه هستیم که مواجهه با ملت هستیم، تمام ملت، خلاصه در وجود شما آقایان است .بنابراین از منظر امام خمینی اگر ما میگوییم مجلس و نمایندگان مجلس حق نظارت دارند و میتوانند تحقیق و تفتحص و استیضاح بکنند ، این به معنای نظارت مردمی و تحقیق و تفحص مردم و استیضاح مردمی است. در واقع مردمی که این نظام و شخصیتهای حقوقی آن را روی کار آوردند، میتوانند آنها را عزل کنند، منتهی مکانیزم آن فرق دارد، مکانیزم عزل هر مقام و شخصیت حقوقی در قانون اساسی مشخص شده است . نمایندگان مردم میتوانند راجع به هر موضوعی و هر مقام و شخصیتی با مکانیزم خاص خودش ، تحقیق و تفحص کنند. نظارت ، تحقیق و تفحص راجع به شئونات رهبری و همینطور استیضاح از هر وزیر، شخصیت، مقام و نهادی حق مجلس است. من یادآوری میکنم آن سخن و سیرهی اما علی (ع)را که میفرمایند: از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت بازنایستید که من خویش را (به عنوان یک انسان برتر) از آن نمیدانم ... به نظر من مجلس شورای اسلامی آنگونه که در قانون اساسی آمده است بر تمام ارکان کشور حق نظارت دارد و هیچ موضوعی در این خصوص قابل استثنا نیست. نمایندگان مجلس که به تعبیر حضرت امام “خود ملت هستند“ این اختیار را دارند که نسبت به شورای نگهبان و اعمال و رفتار و اقدامات شورای نگهبان تحقیق و تفحص کنند. من هیچ استثنایی نمیتوانم برای این اصل قائل شوم. در دوره قبل براساس استفساریهای گفتند که مجلس در نهادهای مربوط به رهبری نمیتواند تحقیق و تحفص کند. این تفسیر بسیار غلطی است که نه در زمان حضرت امام سابقه داشته و نه بعد از امام ، این بدعت یک مرتبه مطرح شده ولی با تدبیر مقام رهبری این مسئله منتفی شد. براساس مقدماتی که عرض کردم مجلس که خود ملت است، نسبت به همه چیز و هر کس و هر دستگاهی میتواند تحقیق و تفحص داشته باشد. بنابر این مجلس با تمام ویژگیهایی که برشمردیم باید این توان و قدرت را داشته باشد که برای حفظ هویت اسلامیت و جمهوریت نظام، وظایف خود را انجام دهد و اگر انجام ندهد باید تخطئه شود و به مجلس انتقاد شود که چرا نمایندگان به و وظیفهای که ملت بر عهده آنها گذاشته است عمل نکردند