روز 16 آذر با دغدغه هایی نه چندان کم نسبت به سطح فعالیتهای سیاسی دانشجویان و متفاوت از همیشه گذشت ، اما وظیفه دانشجویان همچنان در راه کسب علم و دانش پابرجاست . دکتر علی محمد حاضری در گفتوگویی به تبیین نگاه حضرت امام (س) نسبت به جایگاه جامعه دانشگاهی پرداخته است:
نگاه حضرت امام (س) نسبت به جایگاه دانشجویان و دانشگاهیان را چطور میتوان تعریف کرد؟
از سال 42 به بعد به ویژه در سالهای تبعید ایشان بر اساس اسناد و سوابق مکاتبات ایشان مشاهدهمیکنیم که حضرت امام به عنوان یک مرجع برخواسته از نهاد روحانیت علاوه بر ارتباط قوی با روحنیون، تعاملات قوی ای نیز با جریان دانشگاهی داشتند و این نشان دهنده این است که امام (س) هم از نظر بینشی و هم از جهت مواضع و اولویت بندی به جامعه دانشگاهی و دانشگاهیان یک توجه ویژه و خاصی داشتند، در مقابل توجه ایشان به نهاد دانشگاه و دانشگاهیان آنها نیز پاسخ و توجه متقابل نسبت به رفتار امام (س) داشتند.و در آن مقطع میتوان رابطه حضرت امام (س) با دانشگاهیان را مستمر ،صمیمی و پیگیر بود که در سالهای بعد نیز ادامه داشت .
شایدبتوان گفت در حوادث سالهای 42 حرکت ایشان و برخوردهایی که با آن صورت گرفت غیر از واکنشهایی که در بخشی از روحانیت داشت از حمایت دو کانون دیگر نیز برخوردار بود که یکی از آنها بازاریان و دیگری طیفهای تحصیل کرده متدین آن موقع بودند که نمونه آنها آقای بازرگان و طیفهای نهضت آزادی آن موقع بود.
علاوه بر این در خلال سالهای 42 به بعد تا سالهای55-56 که امام در تبعید بودند، ارتباط امام (س) هم با دانشجویان خارج کشوروهم دانشجویان داخلی نسبتا مستمر بود، هم توصیههای ایشان به دانشجویان و هم راهنمایی خواستن دانشجویان از ایشان و توجه به استفتائات و توصیههای امام (س)کاملا مستمر بود و این روشن بینی امام (س) و توجه ایشان به ذائقه ، مطالبات و خواستهای دانشجویان تا به آن حد است که میتوان گفت ایشان از نزدیک ترین اشخاص به جامعه دانشگاهی هم شاید بهتر با دانشگاه تعامل را بر قرار میکردند و در این زمینه به خاطر دارم در سال 56 به جهت پارهای از انتقادات و دیدگاه های انتقادی که نسبت به مواضع مرحوم شریعتی وجود داشت آقای شهید مطهری به اتفاق مهندس بزرگان یک نامه نسبتا تند و نقد گونهای را علیه شریعتی منتشر کردند و حضرت امام (س) با وجود آنکه بعد از شهادت آیت الله مطهری تصریح کرد ند من آرا و مواضع مطهری را تماما تایید میکنم ، ولی آن موضع و نامه علیه شریعتی با پاسخ کاملا متفاوت امام راحل مواجه شد و این نشان میداد موضع امام به نحوی بود که در مورد شریعتی برای دانشگاهیان بیشتر قابل درک بود تا موضع افرادی مانند شهید مطهری و بازرگان که خود از چهرههای دانشگاهی بودند.به اعتقاد من امام (ره) زبان، نیاز و ضرورت و انتظارات جامعه دانشگاهی را امام راحل از آن دو بزرگوار بهتر میفهمید و متناسب با آن موضعگیری میکردند که قضیه شریعتی یک نمونه از آن بود.
این ارتبازط و تعامل قوی حضرت امام (س) را در حوادث بعد از انقلاب نیزمیتوان مشاهده کرد و بهترین نمونه این قضیه اقدام دانشجویان خط امام در اشغال لانه جاسوی آمریکا بود که یکی از اعتمادآورترین موضعگیریها را نسبت به این اقدام دانشجویان حضرت امام انجام دادند وآن حرکت را انقلاب دوم نامیدند که این نشان از عمق توجه امام (س)به اقدامات دانشجویان داشت ، البته دانشجویان نیز به سطحی از تصمیم و شعور رسیده بودند که میدانستند نوع تاثیر اقداماتشان میتواند در حدی باشد که این تایید را از جانب امام داشته باشد که این نیز نشان میدهد رابطه دانشجویان با امام (س) رابطهای دوسیه ، متوازن و متقارن بود.
علاوه بر این موارد معتقدم انتخابات مجلس سوم نیز یکی ازمقاطعی بود که رابطه دو سویه را از جانب امام (س) و دانشجویان در آن شاهد بودیم ، در این انتخابات دفتر تحکیم وحدت به عنوان نماد جنبش دانشجویی پرچمدار حرکتی در ارایه لیست کاندیدهای و تبلیغات شده بود که عملا در گام بعدی تمام موضعگیریهای امام به گونهای اتخاذ شد که با تمام فعالیتهای دفتر تحکیم وحدت همسویی داشت و این امر زمانی اتفاق افتاد که بخشهایی از روحانیون و حتی گروههایی مثل جامعه مدرسین در دفاع از اسلام و روحانیت به موضعگیری هایی رسیدند که امام راحل به شدت با آن برخورد کردند ، در آن مقطع مواضع جنبش دانشجویی در بحث انتخابات بیشتر مورد تایید امام راحل واقع شد.بنابراین به ضرس قاطع میتوان گفت امام(س) اعتماد زیادی به جامعه دانشگاهی داشت و نگاه ایشان به این قشر مثبت ، مطلوب و راهگشا بود و ارتباط بسیار قوی ای را نیز با آنها بر قرار کردند .
برخی از دستور حضرت امام (س)برای انقلاب فرهنگی به عنوان اقدامی در جهت محدود کردن فعالیتهای سیاسی دانشگاهها یاد میکنند این امرچقدر به واقعیت نزدیک است و تصمیم امام برای انقلاب فرهنگی بر چه مبانیای استوار بود؟
در ماههای اول انقلاب بسیاری از گروههای سیاسی که در مبارزات قبل از انقلاب با رژیم شاه نیز حضور داشتند اما فعالیت آنها با جهت گیری و روح کلی مردم همخوانی نداشت، بعد از اینکه از اقبال عمومی برخوردار نشدند کانون فعالیت های خود را در دانشگاه متمرکز کردند و به صورت آشکار ستادهای عملیاتی آنها در دانشگاهها فعال بودند، و این واقعیتی بود که وجود داشت و نمیشد عنوان کرد که انقلاب فرهنگی نمیخواهد منجر به محدود کردن این فعالیتها شود، در مقطع قبل از انقلاب فرهنگی بسیاری از مواد درسی هم از دوره رژیم طاغوت تدریس میشد و به دانشگاههای رژیم طاغوت اختصاص داشت، لذا به واسطهی مجموعهای از این شرایط انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد تا هم اصلاح جهتگری، برنامه و محتوی دانشگاهها را شاهد باشیم و هم این انقلاب به تصفیه دانشگاهها از جریاناتی که واگرایی را دنبال میکردند منجر شود.
حد و مرز مورد نظر امام در فعالیت سیاسی دانشگاهها چطور تعریف می شد و امروز در مقایسه با آن تعریف در کجا قرار داریم؟
در اینکه امام بر فعالیت سیاسی و نقش سیاسی دانشجویان تاکید میکردند تردیدی وجود ندارد و شواهدش هم موجود است و در این زمینه به یاددارم در مقطعی جریانهایی مطرح میکردند که فعالیتهای سیاسی باید توسط روحانیون و علمای دین صورت بگیرد و اگر تز نظام قبلی عدم دخالت دین در امور سیاسی بود، در این نظام باید فعالیت سیاسی در انحصار روحانیت باشد و امام نیز به شدت با این دیدگاه برخورد کردند و را ه را برای نگاهی که می توانست یک جنبش عمومی در کشور و فعالیت دانشجویان در فعالیتهای سیاسی ایجاد کند را میسر کردند.علاوه بر این در شرایطی که فعالیت حزبی و رسمی سیاسی در جامعه کم بود جامعه دانشگاهی نوعی فعالیت سیاسی را انجام میداد که بضا در نقش یک حزب ظاهر می شد و تا حدودی نقش شبه حزبی را ایفا می کردکه طبیعی نیز بود ، اما حالا که احزاب در کشور تشکیل شدهاند شاخه های دانشجویی آنها میتوانند فعالیت کنند .
یکی از موارد دیگری که در بحث مراکزعلمی توسط حضرت امام (س) مطرح و برآن تاکید شد بحث وحدت حوزه و دانشگاه بود، دلیل طرح این بحث را در چه می دانید و توفیقات حاصل شده را چطور ارزیابی می کنید ؟
دیدیگاه ایشان نسبت به این مساله همان چیزی است که در عمل و اقدام خودشان متجلی شد، ایشان روحانیای بودند که بیشترین جاذبه را برای جامعه دانشگاهی داشتند و دانشجویان خود را کاملا با ایشان نزدیک میدانستند و انتظارات خود را به درستی به امام منتقل میکردند و و خود این رابطه در واقع نشان دهنده سیره عملی وحدت حوزه و دانشگاه است ، اما در عین حال اصل ایده وحدت حوزه و دانشگاه به اندزهای که امام ره بر آن تاکید داشتند به اندازهی ظرفیت انقلاب و نظام محقق نشد و ما در این زمینه شاهد واگرایی هایی هستیم که امیدواریم نهاد روحانیت با تمسک بیشتر به سیره امام را را برای ارتباط برقرار کردن با جامعه دانشگاهی هموار کند.
توصیه شما به جامععه دانشگاهی در جهت هر چه بیشتر و بهتر عمل کردن به توصیههای امام راحل چیست ؟
دانشگاها در این شرایط باید دو کارکرد خود را حفظ کند ؛ یکی کارکرد تولید علم و نقش کاملا تخصصی و علمی و دیگری حفظ کارکرد جنبه پرسشگری و نقادی و نظارت علمی بر عملکرد مسوولین .هر دو نقش مهم و اساسی است و نباید فدای دیگری شود ، نباید آنقدر جنبههای سیاسی قوی شود که فعالیتهیا علمی و دغدغههای تولید علم تحت الشعاع قرار گیرد و نه بالعکس به واسطه تاکید بر تولید علم شور و شوق پرسشگری توام با روحیه دانشگاهی حذف شود و ما امیدواریم جامعه دانشگاهی با توجه به تحولات اخیر به هیچکدام از این این دو جنیه به صورت افراطی نپردازد، نه امید خود در جهت بهبود امور را از دست بدهد و نه از سوی دیگر افق رشد علمی کشور را نادیده بگیرد و به روزمرگی برسد .