یکی از علومی که می توان برای شناخت مناسبات بین نسلی آن را بکار گرفته و با آگاهی از آنچه بود و آنچه هست، برای انتقال مفاهیمی که اساس آرمان های یک ملت را تشکیل می دادند اما اکنون، غبار زمانه یا از آنها جز پوسته ای بر جای نگذاشته و یا به طور کامل به فراموشی سپرده شده است، علم جامعه شناسی است.
با گذشت 29 سال از آغاز جنگ تحمیلی، که هشت سال از عمر انقلاب نوپای اسلامی را به خود اختصاص داد، و با نمایش شگفتی هایی از بروز انسانیت آدمی، تاریخ ساز شد؛ لزوم انتقال مفاهیم ژرف آن، از ایثار و شهادت و از خودگذشتگی گرفته تا وطن دوستی و نوع دوستی و خصم ستیزی و تا تحمل و صبر و بردباری و شکیبایی به نسل جوان بیش از پیش احساس می شود.
براستی چه باید کرد تا مفاهیم هشت سال دفاع مقدس بی کم و کاست از اهل و یا وارثان اهل آن به نسل های بعدی منتقل شود، و آنان که که دل در گرو ایران و اسلام و جمهوری اسلامی دارند، برندگان آن مفاهیم باشند تا به ابد؟
پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران در گفتوگو با حجتالاسلام دکتر محمدمهدی بهداروند، جامعهشناس و عضو پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس در تلاش است تا شاید پاسخی بر این سئوال بیابد.
------------------------------------------------------------------------
س: با گذشت حدود دو دهه از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله، با یک جمعبندی، فعالیتهای فرهنگی، هنری و ... صورت گرفته در موضوع دفاع مقدس و نشر ارزشهای آن را چگونه ارزیابی میکنید؟ و آیا آنچه در جامعه در این زمینه بیان شده، مؤثر بوده و دفاع مقدس را با همان مختصات و ویژگیهای خود بیان کرده است یا خیر؟
ج: قریب به سه دهه از شروع جنگ تحمیلی میگذرد و به همان میزان که هر نسل از نسل قبلی اطلاعات کاملی ندارد، در مورد دفاع مقدس هم نسل جدید اطلاعات متقن و صحیحی در دست ندارد و تنها کلیاتی از حمله عراق به بسیاری از شهرهای کشور را در طول جنگ تحمیلی در ذهن خویش میپردازد و میدواند.
مسلما فراموشی دوران و موضوع دفاع مقدس از اذهان جامعه و نسلهای بعد، خسارتی جدی است که آثار و عواقب خانمانسوزی در برخواهد داشت؛ زیرا جنگ تحمیلی نه جنگ دو کشور که تحمیل جنگ از سوی دنیای مخالف انقلاب اسلامی علیه نظام نوپای اسلامی بود. آیا به راستی از مجموعه کارهای انجام گرفته در عرصههای خاطره، تاریخ و ... چه کمکی در تدوین فرهنگ و تاریخ صحیح صورت گرفته است؟ آیا مدل و روش طراحی تاریخنگاری دوران دفاع مقدس تهیه شده و یا بر اساس سلایق و اقتباس از روش تحقیقهای موجود صورت گرفته است؟
فیلمها و سرمایههای رسانه ملی چقدر با حقیقت جنگ هماهنگ است و آن دوران را به درستی به تصویر میکشد؟ آیا در تدوین تاریخ جنگ تنها به آن چه قرائت ما از جنگ است باید بسنده کرد یا جنگ را با تمام خوبیها و بدیهایش باید نگاشت؟ آیا تاریخنگاری جنگ در خدمت سامان سیاسی و قدرت حاکم قرار ندارد؟
متأسفانه علیرغم وجود تدوین تاریخ جنگ در بعضی مراکز تحقیقاتی نظیر مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، هرگز حقیقت جنگ رخ ننموده است؛ زیرا این کارها بیشتر به مستندسازی جنگ شبیه است تا یک تاریخنگاری علمی و نکته آخر این که تاریخنگاری جنگ هنوز نتوانسته است به صورت جامع نسبت خود را با واقعیت و ماهیت جنگ برقرار نماید. به دلیل آن که با نگاهی به آثار منتشر شده به خوبی درمییابیم که تاریخنگاری موجود تنها توانسته است بخشی از جنگ را بیان کند که جوهر جنگ بوده و آن هم سطح نظامی آن است که به درد دورههای دافوس و افسری و ... دانشکدههای نظامی میخورد.
البته این عدم توانایی مراکز نظامی در تاریخ نگاری جامعی از دفاع مقدس به دلیل انحصارگرایی در برخورداری از اسناد و مدارک آن دوران است. اسناد و مدارک جنگ به صورت کامل در مجموعههای نظامی قرار دارد ولی آیا این بایگانی منحصر به فرد دلیل قانعکنندهای برای نگارش تاریخ جنگ آن هم در سطح نظامی به دست سازمان نظامی میباشد؟
اینجانب گاها جهت تحقیق در مورد یک موضوع در عرصه دفاع مقدس بیش از 50 بار تماس حضوری و تلفنی با این مراکز گرفتهام ولی دریغ از ارائه یک سند سوخته از سوی آنها. البته این کملطفی نه در حق من که در حق بسیاری از محققین و پژوهشگران عرصه دفاع مقدس وجود داشته و دارد و حکایت همچنان باقی است.
متأسفانه تاکنون یک مرجع عام که همه از آن حرفشنوی داشته باشند تا بتواند با حضور کارشناسان و محققین تاریخ صحیح را بنگارد وجود نداشته است که الحمدلله با راهاندازی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس به ریاست سردار احمد سوداگر، امیدوارم این نقیصه برطرف شود. البته آسیبی که متوجه این مجموعه نیز همانند باقی مراکز تحقیقاتی و محققین حکومتی وجود دارد این است که نباید تاریخنگاری به عنوان موضوعی ایدئولوژیک تلقی گردد زیرا این آفت اگر گریبانگیر مورخین دفاع مقدس شود ممکن است به ابزاری برای توجیه غیرانتقادی از قدرت و بعضا ستایش قدرت و تثبت کردن حالتهای نمادین جامعه تبدیل شود.
س: با وجود گذشت تنها دو دهه از جنگ و درحالی که وقایع آن دوران همچنان در حال جان گرفتن از جانبازان بوده و البته بسیاری از شاهدان عینی جبهههای نبرد هنوز در قید حیات هستند، اما به عقیده برخی صاحبنظران و دلسوزان، تحریفاتی در حال شکلگیری است و راویانی به عرصه افزوده شدهاند که روایت را به گونهیی دیگر بیان میدارند و در این خصوص هشدار میدهند. دیدگاه حضرتعالی در این زمینه چیست؟
ج: بیان تاریخ جنگ تحمیلی همانند وقوع جنگ به یکباره صورت گرفت و بعد از جنگ دیگر میبایستی نظامیون یک قدم به عقب آمده و محققین وظیفه تدوین تاریخ را به عهده بگیرند. در این زمینه از ابتدا تاکنون این کار راه رشد خود را همچنان طی میکند و روز به روز به دستاوردهای جدیدی در عرصه دفاع مقدس دست مییابند.
از سوی دیگر حقیقت این است که کار تحقیق و پژوهش در عرصه دفاع مقدس هرگز بر اساس یک متدولوژی علمی صورت نگرفته و لذا متحمل آسیب و آفات جدی گردیده است. برای دوری کردن از این احساس خطر و علامت سؤال مبنی بر احتمال وارونه جلوه دادن حقایق جنگ باید آسیبشناسی صحیحی از روند کار صورت پذیرد. کار تدوین تاریخ جنگ باید به شکلی صورت گیرد که برای نسلهایی که در متن جنگ نبودهاند، معقول و منطقی رخ نماید. به عنوان مثال، اکثر کتب تدوینی در این زمینه در تحلیل واقعه جنگ تحمیلی با بدیهی شمردن حقانیت ایران در جنگ به سراغ باقی موضوعات میروند در حالی که این نگاه و نگراش برای کسانی که در متن واقعیت جنگ بودهاند امری طبیعی است اما چه تضمینی است که این نگاه برای همیشه همچنان ثابت بماند؟
بنابراین تا زمانی که ما فاقد برنامهای راهبردی برای تعریف، هدف، موضوع، زمان و حوزه گسترش برای تدوین تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس هستیم، قادر نخواهیم بود حقیقت متقن تاریخ جنگ هشت ساله را به حافظه تاریخی جامعه بسپاریم.
س: در شرایط کنونی و با ویژگیهای نسل امروز، برای گفتن و نوشتن درباره دفاع مقدس هشت ساله باید از چه زبان و ابزاری کمک گرفت، چگونه باید گفت؟ کدام جنبه از دفاع مقدس را باید برجسته کرد و به تعبیر بهتر، چه باید کرد؟
ج: برخی به غلط بر این باورند که باید 50 سال از وقوع واقعهای بگذرد و سپس آن را نگاشت زیرا بسیاری از افرادی که در متن واقعه قرار داشتهاند مانع از بیان حقایق میشوند. این حرف امروز بر زبان برخی از مراکز و محققین دفاع مقدس وجود دارد و متأسفانه توانسته است جای خود را در بسیاری از جاها باز نماید. ادعای فوق بدین دلیل بیپشتوانه است که اگر حقایق جنگ امروز از زبان حاضرین در حادثه بیان و ثبت نشود چه تضمینی دارد فردا تحریفها و انکارهای جدی در آن صورت نگیرد. احساس میکنم این نوعی شعار و ارائه طریق از سوی دشمن است که برخی بدان نادانسته دامن میزنند. بنابراین تبیین دفاع مقدس برای نسلهایی که در آن ایام نبودهاند از ضروریترین کارهای فرهنگی است که باید به دست اهلش صورت گیرد. این مهم را میتوان برای تفاهم روحی و ذهنی با مخاطب از طریق بیان خاطرات در قالب شنیداری، فیلم و سریال مطرح نمود. بیان مشکلات یک جانباز شیمیایی و عاقبت شهادت او با تمام فراز و فرودهایش در فیلم از "کرخه تا راین" آقای حاتمی کیا چقدر بر جامعه تأثیرگذار بود؟ یا بیان مشکلات اجتماعی یک زن مبتلا به گازهای شیمیایی در زمان بارداری و سپس استواری او در فیلم "میم مثل مادر" مرحوم ملاقلیپور چقدر رابطه روحی با بینندگان برقرار نمود؟ به هر حال زبان هنر و ادبیات میتواند بهترین ابزاری برای انتقال دفاع مقدس به نسل امروز باشد. به قول برادر عزیزم محسن مطلق که در مقدمه کتاب «زنده باد کمیل» میگوید: زمانی که در آخرین روزهای جنگ در دوکوهه اسلحهام را به تسلیحات تحویل دادم، میرفتم تا از تدارکات یک قلم بگیرم و با آن از ارزشهای به دست آمده از جهاد دفاع کنم.
ما باید این قدرت فرهنگی را پیدا کنیم که در مواجهه با نسل جوان گفتمان روایتگری حادثه را راه اندازی کنیم تا بتوانیم در پناه آن کاربرد تجارب جنگ دیروز را برای زندگی امروز امکانپذیر سازیم. از سوی دیگر، باید با بیان این حقیقت، در گفتمان روایتگری فرهنگ دفاع مقدس، موضوع تحریف را دقت کرد. زیرا تحریف در آموزههای دفاع مقدس میتواند به ایجاد چالشهای فکری جدی برای مخاطب منجر شود.