زمان: 2 بهمن 1355 / 2 صفر 1397
مکان: نجف
موضوع: ضرورت کمک به وضع نابسامان مردم لبنان پس از جنگهاى خونین داخلى
مخاطب: مسلمانان ایران و جهان
بسم اللّه الرحمن الرحیم
اناللّه و انا الیه راجعون
فاجعۀ لبنان و مصیبات وارده بر برادران ایمانى ما به حدى نیست که بتوان تحریر کرد. اکنون جنگى که دستهاى مرموز دشمن انسانیت به نفع استعمار و اسرائیل بر پا نمود و لبنان را به صورت مخروبهاى وحشتناک درآورد. قدرى آرامش صورى پیدا کرده لکن هزارها خانوادۀ محترم که دیروز با عزت و نعمت و رفاه به سر مىبردند، با از دست دادن عزیزان خود و خراب شدن خانمان و فقدان اموال، بىسرپرست و بىپناه در این فصل سرما با آلام و دردهاى ناگفتنى دست به گریبان هستند. کمکهایى که از اهل خیر خصوصاً ایران شده است گرچه موجب تقدیر و تشکر است لکن جبران گرفتاریهاى نامحدود برادران عزیز ما را نمىکند. عزیزانى که سَلَف آنها مردانه براى عظمت و عزت و شعائر خود با جناحهاى مختلف وحشیهاى قرون وسطایى و آدمکهاى استعمار زده جنگیدند، و خون خود را در راه شرافت و عزت خود ریخته جانبازى شجاعانه کردند؛ «شَکَّراللّه سَعیَهم و جَزاهُمُ اللّهُ خَیراً»[1]. اکنون بازماندگان آنها ـ طفلهاى عزیز بىپدر و سرپرست، پدر و مادرهاى فرزند از دست داده، و هزاران مجروح و ناقصالاعضا ـ به جا ماندند با مصیبتهاى گوناگون و آه و نالههاى روزافزون. بر انسانهاى شرافتمند است، بر مسلمین پاکروان است، بر پیروان رسول اکرم ـ صلىاللّه علیه و آله و سلم ـ و امیرمؤمنان ـ علیه الصلوة والسلام ـ است که براى نجات فرزندان اسلام به پا خیزند. بر ثروتمندان غیرتمند است که به پاس نعمتهاى الهى از فرزندان قرآن محافظت نمایند و به خدمت آنها بشتابند، خدمتهاى انسانى و محترمانه، بازماندگان فرزندان اسلام را چون اطفال خود بلکه بالاتر بدانند.
سرپرستان محترم آنها شرافتمندانه از دین و عظمت خود دفاع کرده و مردانه جان دادند و نام خود را براى همیشه پایدار گذاشتند و اسلام و مسلمین را سرافراز نمودند؛ «جزاهماللّه عن الاسلام خیراً»[2]. ما باید به جبران خدمت آنها، به بازماندگان و عزیزان آنها خدمت کنیم؛ خدمتى محترمانه و شرافتمندانه. ملت اسلام خصوصاً ملت شریف ایران ـ ایّدهماللّه تعالى ـ به آسانى مىتواند جبران خساراتى که قابل جبران است بکند و با همت عالى به زندگى بازماندگان برادران ایمانى خود سر و سامان بدهد و روى خود را در پیشگاه خداى تعالى و انسانیت سفید کند.
اینجانب با حال ضعف و نقاهت از دوستان اسلامى خود با کمال تواضع امید دارم که به اسرع وقت ـ بىدرنگ ـ قبل از آنکه فرصت از دست برود، در این امر اسلامى الهى بکوشند و [از] هم سبقت گیرند، و به مصایب بزرگ برادران خود تخفیف بخشند. و امید آن دارم که خداوند کریم در مقابل این خدمت، آنها را سربلند و عزیز فرماید؛ و اگر بخواهند از وجوهى که محتاج به اذن فقیه است بدهند، در ربعْ اینجانب اجازه مىدهم. از خداوند تعالى قطع ایادى دشمنان انسانیت و اذناب آنها را خواستار، و توفیق و تأیید برادران ایمانى را خواهانم. والسلام على عباداللّه الصالحین و رحمةاللّه و برکاته.
تاریخ 2 صفرالمظفر 97
روحاللّه الموسوى الخمینى
[1]ـ خداوند کوشش آنها را ارج نهد و ایشان را پاداش نیکو دهد.
[2]ـ خدا ایشان را از اسلام پاداش نیکو دهد.