بسمه تعالى
کتاب قطور تاریخ بشریت با همه فراز و فرودهایش را سرفصلى است انکارناپذیر به نام «تاریخسازان بزرگ». در اینکه اندیشههاى بلند و مکتبهاى فلسفى و سیاسى چگونه پدید آمده و تکامل یافتهاند و اینکه علم تاریخ و فلسفه تاریخ چیست و تابع چه قواعدى است، پیرو هر نظریهاى که باشیم نمىتوان نقش بىبدیل شخصیتهایى که اندیشه و رفتارشان فراتر از عصر و نسل خویش در گسترۀ جامعه و سیاست و در عرصۀ فرهنگ و معارف و روابط بشرى عمیقاً اثر نهادهاند را نادیده بگیریم.
آیا ظهور چنین شخصیتهایى را باید صرفاً برآیند طبیعى نیازهاى اجتماع و زمانه دانست و آنها را چونان نمادهایى پنداشت که اندیشه و رفتارشان بازتاب خواستها و تمایلات و نیازهاى طبیعى یک عصر و نسل است؟ و یا آنکه ویژگیهاى فرهمندانه و انحصارى، نبوغ ذاتى و آیندهنگرى، و توان تولید و بازتولید اندیشههاى برتر، آنان را در جمع نامآوران و تحولآفرینان قرار داده است؟ و یا تلفیق و ترکیبى از این دو عامل؟ و یا آنکه در یک نگاه فلسفى و یا عرفانى و متافیزیکى نقش آفرینى چنین شخصیتهایى را بسان طرحى از پیش تدبیر شده در خلقت آدمى و هبوط او به سرزمین طبیعت و تلاش بىوقفۀ انسان و جامعه انسانى براى رهایى و تکامل و عروج و معاد بنگریم؟ به هر حال تفاوت دیدگاههاى مذکور تغییرى در این واقعیت ایجاد نمىکند که در ابتداى گذرگاهها و پیچهاى اصلى تاریخ زندگى بشر، معدود بزرگانى ایستادهاند که اندیشه و رفتار آنان در حد دگرگونى بنیادین در بینشها و روشها و پیدایش فلسفهها و مکتبها و نظامهاى مختلف، بر پهنههایى وسیع از جنبههاى حیات فرهنگى و سیاسى و اجتماعى میلیونها نفوس بشرى اثر گذاردهاند. و البته این واقعیت هیچگونه تضاد و منافاتى با پذیرش نقش انکارناپذیر آحاد جامعۀ انسانى و یا نهادهاى برآمده از آن در تحولات فرهنگى و اجتماعى ندارد. به راستى کدام مکتب معتبر فلسفى، سیاسى، اجتماعى و ادبى و کدام تمدن و تحول و نهضت دگرگون کننده را از آغاز تاریخ بشر تاکنون سراغ داریم که بنیان خویش را وامدار چهرههایى برجسته و نامدار در عالم اندیشه و سیاست و فرهنگ و ادب و انقلاب نباشد؟
و اینچنین است که مهمترین فصل در شناخت نحلههاى فلسفى و مکتبهاى سیاسى و ادبى، و شناخت ادیان و مذاهب و فرهنگها و تمدنها، و انقلابها و نهضتها، فصل شناخت راهبران و بنیانگذاران است. و بر این اساس توفیق هرگونه تبیین علمى و تحلیل واقعبینانه از پدیدۀ انقلاب اسلامى و ارزیابى تأثیر و کارکرد آن در جامعه ایران و جامعه جهانى، در نخستین گام منوط است به شناخت اصول اندیشه و زوایاى رفتار و زندگانى مردى که این انقلاب را از مبدأ آن در 15 خرداد سال 1342 تا 22 بهمن 1357، و از آن پس به مدت 11 سال از نخستین مراحل تشکیل حکومت گرفته تا تشکیل و تثبیت نظام جمهورى اسلامى، آن را رهبرى کرده است. نکتۀ مهم آنکه پدیدۀ انقلاب اسلامى و رهبرى امام خمینى همزمان با اوج جنگ سرد دو ابرقدرت فائق جهان که نهایتاً به فروپاشى یکى از دو قطب بزرگ سیاسى منجر شد و در آستانۀ دگرگونیهاى شگرف در جغرافیاى سیاسى جهان اتفاق افتاد و از این منظر نیز تحلیل ویژگیهاى اندیشه و رفتار مردى که در این بحبوحه توانست کاملاً مستقل و خارج از نفوذ اقتضائات و الزامات بلوکبندیهاى به ظاهر گریزناپذیر شرق و غرب (سرمایهدارى و کمونیسم) طرحى نو درافکنَد و نظامى دینى را پایهریزى کند، بسیار حائز اهمیت است.
در صدمین سال میلاد امام خمینى و ده سال پس از رحلت او، موقعیت انقلاب و نظامى که او پایهریزى کرد آنچنان تثبیت شده است که دیگر براى اثبات این حقیقت که: انقلاب اسلامى تنها یک خیزش مقطعى براى فروپاشى رژیمى سیاسى در منطقهاى از جهان نبود، نیاز به استدلال، و ارائه سند و برهان نداریم. هم اکنون در ادبیات سیاسى جهان، و عینىتر از آن در نشستهاى علمى اندیشمندان و سیاستمداران و حتى در سطح مذاکرات و گفتگوهاى رسمى دولتمردان بزرگ جهان، سخن از چالشهایى است که انقلاب اسلامى در عرصۀ گفتمانها و معادلات سیاسى و فرهنگى پدید آورده است. پیدایش و گسترش احزاب اسلامگرا در اکثر کشورهاى اسلامى، تحولات پدید آمده و یا در شرف تکوین که بر اثر حضور نیرومند گروهها و احزاب دینى در بسیارى از کشورهاى اسلامى موازنۀ سنتى قوا را دگرگون کرده است، و بحث از جایگاه مسلمانان و تمدن آتى اسلام در معادلات سیاسى و فرهنگى آیندۀ جهان و مباحثى همچون جنگ یا گفتگوى تمدنها، سکولاریسم یا دینباورى در عرصۀ حکومت، گفتمان روز مجامع فرهنگى و سیاسى است. بازتاب نتایج عملى این گفتمانها و چالشها و رویکردهاست که در رأس خبرها و تحلیلهاى رسانههاى گروهى جهان قرار دارند و مطمئناً این روند با توجه به ژرفاى نفوذ پیامها و کارکردهاى انقلاب اسلامى در جوامع اسلامى و جهان معاصر رو به فزونى خواهد نهاد.
در ایران، انقلاب اسلامى توانست رژیمى دیکتاتور و شدیداً تحت حمایت غرب را که در نقش ژاندارم حافظ منافع آمریکا و اروپا و در جهت منافع سازمان ناتو در خلیجفارس و در جوار مرزهاى شوروى سابق ظاهر شده بود را با شیوههاى مبارزاتىِ منبعث از فرهنگ اسلامى مردم ایران و کاملاً متفاوت با انقلابها و خیزشهاى سیاسىِ متداول سرنگون کند و مهمتر از آن اساس نظام سلطنتى فاسد را در هم پیچد و نظامى جمهورى آن هم با مبانى و ساختارى دینى و اسلامى برپا سازد.
انقلاب اسلامى موقعیت و جایگاه سیاسى ایران را که در روزگارى نه چندان دور در حد یک ایالت نیمه مستعمره و تحت سیطرۀ همه جانبه آمریکا قرار داشت تا حد یک قدرت نیرومند فرهنگى و سیاسى که اینک مواضع و رفتارها و روابطش سخن روز مجامع بینالمللى و دولتمردان جهان است ارتقاء بخشید. اکنون جمهورى اسلامى از چنان وزنهاى در معادلات سیاسى جهان برخوردار است که در مقابل کوچکترین موضعگیرى و تحول داخلى ایران، آمریکا و قدرتهاى بزرگ جهان ناگزیر از موضعگیرى رسمى مىشوند. به گواهى خبرها و گزارشهاى روزانۀ دهها رسانۀ معتبر جهانى هم اینک بخش وسیعى از تلاشها و نشستهاى کاخ سفید و دولتهاى اروپایى و آسیایى معطوف به چگونگى رابطه با ایران و نحوۀ مواجهه با تأثیر انقلاب اسلامى در عرصۀ جهانى است.
جداى از موقعیت کنونى ایران در جغرافیاى سیاسى جهان معاصر ـ که البته بىهیچ شبههاى این جایگاه جدید در همۀ ابعادش متأثر از پدیدۀ انقلاب اسلامى و نظام برآمده از آن است ـ در وراى مرزهاى ایران نیز انقلاب اسلامى آثارى تعیینکننده، انکار ناپذیر و روبه رشد برجاى نهاده است: «جهان اسلام» تا چندى قبل به ملتهایى متفرق اطلاق مىشد که کارکرد عقاید دینى آنان در حد معتقدات فردى، و آنهم رو به کاستى و زوال بود؛ اکثر مسلمانان در عرصههاى مختلف حیات اجتماعى از فرهنگ و سیاست و نظام حقوقى گرفته تا آداب و روابط اجتماعى و نظامهاى آموزشى خویش آنچنان مجذوب و مرعوب فرهنگهاى غربى و شرقى و وارداتى شده بودند که احساس هویت مستقل و مشترک و اسلامى به شدت در مقابل نفوذ ایسمها و گرایشهاى سیاسى غیر دینى رنگ باخته و بىهویتى و اضمحلال فرهنگى سیرى شتابان گرفته بود. آهنگ هجوم و انحلال و اضمحلال چنان شتابان بود که نیرومندترین جنبشهاى ناسیونالیستى نیز به لحاظ فقدان پایگاه فکرى و ایدئولوژیکى مناسب که قادر به جلب حمایت دراز مدت تودههاى مسلمان و ملتهاى اسلامى و تغییر مناسبات و ایجاد ساختارهاى فرهنگى و سیاسى جدید و مطمئن با فرهنگ دینى باشد، چند صباحى بیش دوام نیاوردند. ناکامى جنبشهاى ناسیونالیستى در جهان عرب و ترکیه و شکست زود هنگام ملىگرایان در ایران نمونههایى از این تلاشهاى ناموفقند. ناسیونالیسم شاهانه و باستانگرایى مضحک و افراطى شاه در ایران نیز نه تنها به منزلۀ طرحى براى مقاومت در برابر نفوذ فرهنگ غربى تلقى نمىشد بلکه اساساً طراحى شده بود تا گسست فرهنگ دینى را در جامعه ایران به نفع غرب سرعت دهد. در دیگر کشورهاى اسلامى نیز وضعیت مشابهى حاکم بود. فعالترین چهرههاى سیاسى مخالف و احزاب و گروههاى انقلابى و اصلاحطلب در جهان اسلام را هواداران مکاتب سوسیالیستى و چهرههاى غیر دینى و عموماً غرب و یا شرقزدگان تشکیل مىدادند. صداى معدود متفکرین و جریانات سیاسى اسلامگرا در هیاهوى انواع ایسمها و گرایشهاى شرقى و غربى به جایى نمىرسید.
اما اکنون، شرایط سیاسى و گرایش احزاب و جریانات فعال سیاسى در اکثر کشورهاى اسلامى بطور کلى دگرگون شده است. آهنگ بیدارى مسلمانان و بازگشت به فرهنگ دینى در جوامع اسلامى تبدیل به امواج اسلامخواهى گردیده است و مراحل اولیه را پشت سر نهاده و به صورت تشکیل احزاب و ایجاد تشکلهاى نیرومند سیاسى و فرهنگى و اجتماعى در بسیارى از بلاد اسلامى جلوهگر شده است. این پدیدۀ نوظهور به ایران و لبنان و فلسطین اختصاص ندارد. در آفریقا دولتهاى اروپایى و امریکا تاکنون هزینۀ گزافى براى پیشگیرى از پیروزى اسلامگرایان پرداختهاند. الجزایر، مصر، سودان و ... نمونههایى بارز از این مدعایند. پیشرفت غیرقابل مهار مسلمانان در انتخابات الجزایر، جهان غرب را وادار نمود تا در تناقضى آشکار، شعار دمکراسى و حقوق بشر را نادیده بگیرد و از حکومت نظامى و سرکوب خونین و گستردۀ اسلامگرایان حمایت کند. در سودان اسلامگرایان حکومت را در اختیار گرفتهاند؛ در ترکیه علیرغم تلاش وسیع لائیکها در چندین دهۀ متوالى، فعالیتهاى اسلامى و دینى ـ دقیقاً برخلاف آهنگ تبلیغات و سیاستهاى رسمى ـ رو به گسترش است و احزاب اسلامگرا در این کشورها جایگاهى
تعیین کننده یافتهاند. برخلاف تبلیغات فراوانى که علیه پیامهاى عزتطلبى، استقلالخواهى و اسلامگرایى به عنوان شعارهاى جهانى انقلاب اسلامى شده است طرفدارى از این آرمانها هرگز محدود به شیعیان نگردید و هم اینک امریکا و غرب در مطمئنترین پایگاههاى سنتى خویش در شبه جزیرۀ عربستان و در یکایک بلاد عربى و اسلامى دچار چالشها و بحرانهایى است که از ناحیۀ ظهور گروههاى اسلامگرا فراروى غرب پدید آمده است. در بلاد اسلامى واقع در شرق آسیا نیز تحولات جارى حاکى از پیروزى و گسترش نفوذ احزاب اسلامگرا است. تبلیغ تعبیر نارواى بنیادگرایى نیز نتوانسته است از آهنگ رو به رشد این موج بکاهد. در کشور لبنان که تا قبل از پیروزى انقلاب اسلامى فعالیت شیعیان و گروههاى دینى و اسلامى براى اثبات موجودیت خویش به سرپا نگهداشتن چند مؤسسه آموزشى و خیریه محدود مىگردید و مجاهدات و مقاومت مظلومانۀ آنان در هیاهوى حضور احزاب چپ و راست رنگ مىباخت اکنون در این کشور نه تنها چهرهها و نیروهاى مسلمان در عرصه سیاست داخلى این کشور و در مواجهه با رژیم اشغالگر قدس حرف اول را مىزنند بلکه مواضع حزب اللّه لبنان به عنوان مقتدرترین نیروى سیاسى و دینى در این کشور ابعاد بینالمللى یافته و پایدارى آنان طرحهاى امریکا و صهیونیستها را در این منطقه با شکست مواجه ساخته است.
در داخل سرزمینهاى اشغالى فلسطین و در قدس و کرانۀ باخترى رود اردن نیز مقاومت اسلامى متأثر از انقلاب اسلامى و با دست خالى و تکیه بر نیروى ایمان، سیاستهاى واشنگتن و روند سازش را با همۀ سرمایهگذارى کلانى که غرب کرده است و علیرغم تسلیم برخى از رهبران عرب و بعضى سازمانهاى فلسطینى، با بنبست رو برو کرده است.
رشد روزافزون موج بیدارى و اسلامگرایى منحصر به کشورهاى اسلامى نیست، در اغلب کشورهاى اروپایى و حتى در ایالات متحده نیز مسلمانان بزرگترین اقلیت دینى و فعال سیاسى را تشکیل مىدهند. جلوهاى از بروز هویت جدیدِ جامعه مسلمانان در این کشورها را در ماجراى محکومیت نویسنده و انتشار دهندگان و حامیان کتاب مبتذل آیات شیطانى شاهد بودیم.
با استناد به واقعیتهاى موجود و در حال وقوع، مىتوان گفت تأثیرى که موج جدید بیدارى مسلمانان بر جلب توجه ملتها و جوامعِ مختلف به کارکرد و نقش دین در عرصه اجتماع و حکومت داشته است منحصر به مسلمانان نمىباشد بلکه مقولۀ احیاى تفکر دینى و بازشناسى ارزشها و آرمانهاى ادیان توحیدى و جایگاه و نقش دین در نظام نوین و آیندۀ جهان با توجه به شکست مارکسیسم و فروپاشى قطب کمونیستى جهان و بروز بحرانهاى اجتماعى و اخلاقى در نظامهاى متکى به سرمایهدارى ، مباحثى هستند که به طور جدى توجه اندیشمندان و مصلحان را به خود معطوف ساخته اند. رویکرد جامعه جهانى و حتى دولتمردان و سازمانهاى بینالمللى به مباحثى نظیر گفتگوى پیروان ادیان و مذاهب و گفتگوى تمدنها و مقولههایى نوظهور در مباحث سنت و مدرنیسم و پُست مدرنیسم نشانههاى آغاز این تحولند.
اکنون این واقعیت بر هیچ صاحبنظر سیاسى پنهان نیست که انقلاب اسلامى در ایران و آثار و نتایج آن در منطقه و در جهان یکى از عوامل مؤثر در تحولات سیاسى و فرهنگى دو دهۀ گذشته مىباشد و به موازات آن، واقعیتى دیگر نیز مورد اعتراف و تأکید آگاهانِ عرصۀ مسائل فرهنگى و سیاسى جهانى است که انقلاب اسلامى به گونهاى انکارناپذیر در اساس و استمرارش با اندیشه و راهبرى مردى گره خورده است که معمارى انقلاب را هم در پهنۀ مبانى فکرى و تئورى انقلاب و هم در عرصۀ عمل و روشها و شیوههاى پیشبرد انقلاب بر عهده داشته است. تعبیر رساى جانشین امام که گفتهاند : «انقلاب اسلامى بدون نام امام خمینى در هیچ جاى جهان شناخته شده نیست» بازگو کنندۀ همین حقیقت است. البته واضح است که پیروزى انقلاب اسلامى و موفقیتهاى امام خمینى را نمىتوان جداى از بسترها و پیش زمینهها و فعل و انفعالاتى که در جهان اسلام و در ایران، بخصوص در دهههاى اخیر به وقوع پیوسته است ارزیابى کرد و نقش مصلحان و متفکران و جریانات دینگرایى که با مبارزات و جهاد فکرى و فرهنگى خویش زمینۀ بالندگى و پذیرش پیام انقلاب اسلامى را در ایران و جهان فراهم کردهاند نادیده گرفت.
به هر حال استقرار نظام جمهورى اسلامى در ایران نخستین نتیجۀ عینى و عملى انقلاب اسلامى و آرمانهاى امام خمینى است. بنابراین آشنایى با زندگى و مبارزات، افکار و آرمانها، و آثار و مواریث امام خمینى، در حقیقت نخستین گام براى شناخت ماهیت انقلاب اسلامى و رهبرى آن و شناخت عامل اصلى بسیارى از تحولات جارى و آتى در عرصۀ فرهنگ و سیاستِ جهان اسلام در عصر حاضر و آینده مىباشد. امام خمینى را باید معمار تمدنى نوین و اسلامى بنامیم که در حال شکلگیرى است.
با توجه به جایگاه انقلاب اسلامى و نقش امام خمینى در جهان معاصر، که جلوههایى ازآنرا در سطور پیشین اشاره کردیم طبعاً مطالعه آثار شفاهى و مکتوب سیاسى و اجتماعى، و حتى شخصى و خانوادگى امام خمینى که اینک یکجا و در مجموعهاى به نام «صحیفه امام» ارائه شدهاند، راهى است براى پىبردن به خصوصیات روحى و ابعاد شخصیتى، و روشها و منشهاى دینى و سیاسى، و روابط شخصى و اجتماعىِ رهبر کبیر انقلاب اسلامى. هر یک از آثار مندرج در «صحیفه امام» بازگو کنندۀ نکتهاى است از زوایاى پیدا و پنهان روح و رفتار امام.
برخى از آثار مندرج در «صحیفۀ امام» بیانگر آنست که امام خمینى را وراى دنیاى پرهیاهوى مبارزه و سیاست و رهبرى، روحى است لطیف و عارفانه، و در عین حال مسئولیتشناس در قبال وظایف جمعى و روابط انسانى. این آثار نشان مىدهند که امام تنها در وادى علم و اجتهاد، مبارزه و جهاد و سیاست و امامت اسوهاى شایسته براى مقتدایان نبود بلکه روح لطیف و شخصیت منضبط و تکلیف گرا، وى را وامىداشت تا شانه از انجام وظیفه در عرصههاى غیرسیاسى خالى نکند. او در آیین همسردارى و محبت و وفاى به همسر، یک زوج نمونه است؛ پس از آنکه تحقیق و تقدیر وى را به خانۀ آیتاللّه ثقفى براى انتخاب شریک غمها و شادیهاى زندگىاش رهنمون شد تا پایان عمر و در همه فراز و نشیبها بر این انتخابِ نخستین و آخرین وفادار ماند؛ یک بار عزیمت به سفر حجِ واجب در دوران جوانى، یک سال تبعید اجبارى به ترکیه و چند مرحله سفرِ همسر به ایران براى دیدار فرزندان و منسوبین (در دوران اقامت مشترک در نجف اشرف) معدود مواردى هستند که در مدت شصت سال زندگى مشترک بین او و همسرش دورى افکند. نامهها و مکتوبات به جاى مانده، گویاى رابطۀ عمیق و عاطفى و وفادارانه و سرشار از محبت و احترام متقابل آنان است.
نامههاى امام خمینى به فرزندان و منسوبین گوشهاى دیگر از زوایاى روحى بزرگ را مىنمایاند که هرگز بودن در مسند مرجعیت و زعامت دینى و قرار گرفتن در مصدر رهبرى انقلاب، او را از انجام وظایف دینى و اخلاقى در حق فرزندان و منسوبینِ خویش غافل نساخت؛ از احوالپرسیهاى متعارف گرفته تا پیگیرى مشکلات و تذکر و راهنمایى خیرخواهانه در مورد مشى زندگى و سفارش به تحصیل و تهذیب نفس و دیگر امورى که در نامههاى خانوادگى امام خمینى به چشم مىخورند حاکى از دقت نظر امام و مواظبت ایشان در بجاى آوردن تمام آداب و اخلاق اسلامى در رابطه با منسوبین است.
مشى تربیتى امام و اعتقاد ایشان به حق انتخاب و آزادى عمل فرزندان، توأم با راهنماییهاى مشفقانه را در همین مکتوبات مىتوان ملاحظه کرد و در این میان نامهها و حکمها و رسالههاى اخلاقى امام خمینى خطاب به حجتالاسلام حاج سید احمد خمینى به لحاظ نقش ویژه و منحصر به فردى که این فرزند فداکار و امین در کنار پدر، در انقلاب اسلامى داشته است بسیار آموزنده و سرشار از نکات سیاسى و اجتماعى و اخلاقى است.
اجازات امام خمینى به افراد مختلف در امور شرعیه و حسبیه ـ چه به صورت عام و یا در پاسخ به استجازههاى خاص و موردى ـ بخشى دیگر از آثار مندرج در «صحیفه امام» مىباشند. براساس مبانى فقه شیعه، تصرف در وجوه شرعى و امور حسبى در دوران غیبت بدون اذن فقیه جامع الشرایط مجاز نیست و بر این مبنا از دیرباز صدور اجازهنامه از سوى مراجع تقلید براى افرادِ واجد شرایط امرى متداول بوده و هست؛ مؤمنان از طریق این نمایندگان، وجوه شرعى خویش را پرداخت و براى مرجع خود ارسال مىنمایند. در متن اجازهنامههاى صادره، محدودۀ اختیارات گیرندۀ اجازه، براى مصرف وجوه در موارد مقررِ شرعى مشخص مىگردد. اینگونه اجازات به کسانى داده مىشود که وجود شرایط لازم و مراتب تدیّن و تعهد آنان براى مرجع تقلید محرز گردیده باشد و یا آنکه حداقل دو تن از خبرگان عادل مراتب مذکور را تأیید کرده باشند. همین شیوۀ نسبتاً مطمئن براى اخذ و صرف وجوهات شرعى بوده است که فقه و فقاهت و حوزههاى علمیه را در طول تاریخ از گزند وابستگى به دولتها و پیروى از خواست حکومتهاى ناصالح مصون داشته و موجب ارتباط مستقیم عالمان دینى و حوزههاى علمیه با تودههاى مردم، و متقابلاً آگاهى و نظارت نسبى مردم بر رفتار و کردار آنان شده است و امکان نفوذ عناصر ناشایست را در مسند زعامت دینى به حداقل ممکن رسانده است.از مجموع اجازات صادره از سوى امام خمینى و خصوصاً نامههایى که ایشان خطاب به نمایندگان شرعى خویش نوشتهاند در مىیابیم که امام خمینى در صدور اجازات، سختگیر و دقیق بودهاند و به جز مواردى معدود که به چهرههاى شاخص از عالمان مشهور و متقى اجازهنامه دادهاند و یا افرادى که مستقیماً با ایشان در ارتباط بوده و از نزدیک مىشناختند در بقیۀ موارد عموماً بدون گواهى کتبى خبرگان عادل اجازهاى صادر نکردهاند. در پایان جلد اول صحیفۀ امام فهرستى از اجازهنامههاى صادره از سوى امام خمینى در دوران اقامت در نجف اشرف درج شده است، نسخۀ اصل این فهرست که توسط امام و با خط ایشان تحریر شده است حاکى از دقت نظر و نظم امام در اینگونه موارد است.
ذکر این نکته لازم است که اجازهنامههاى شرعى تا زمانى معتبرند که گیرندۀ آن بر وصف دیانت و دیگر اوصاف لازم براى نمایندگى شرعى در اخذ و صرف وجوهات شرعیه باقى باشند وگرنه خودبخود معزولند. یادآور مىشویم در این مجموعه صرفاً اجازاتى که تاکنون نسخهاى تأیید شده از آن به دستمان رسیده است درج گردیده و مطمئناً تعداد اجازات صادره از سوى امام خمینى بیش از آن است. امیدواریم دارندگان اجازات و دیگر آثار امام خمینى نسخهاى از آن را براى مؤسسه ارسال نمایند تا در چاپهاى بعدى درج شوند. ضمناً به لحاظ رعایت اختصار، و اختصاص این مجموعه به آثار امام، معرفىنامههاى کتبى خبرگانى که گواهى آنان منتهى به صدور اجازه شده است درج نگردیدهاند؛ اینگونه نامهها در آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى نگهدارى مىشوند.
تلگرافها و نامههاى امام خمینى که به اشخاص مختلف از عالمان دین، شخصیتهاى سیاسى فرهنگى و نمایندگان شرعى، دولتمردان داخلى و خارجى گرفته تا احزاب و جمعیتهاى مختلف و مردم عادى نوشته شدهاند و دربردارندۀ مضامین متنوع مىباشند، بخشى دیگر از مندرجات «صحیفه امام» را به خود اختصاص دادهاند. مخاطبین متنوع این نامهها و گسترۀ تاریخىِ طولانى مدتى که هر یک از این نامهها در مقطعى از آن نوشته شدهاند و خصوصاً تنوع مطالب و محتواى آنها سبب شدهاند تا نامههاى امام در مجموعه آثار ایشان به عنوان بخشى مهم از گنجینۀ اسنادى تلقى شوند که گوشههایى از سیر نهضت امام و مواضع و نگرش ایشان در مسائل گوناگون را بازگو مىکند.
در میان این نامهها اسنادى منحصر به فرد به چشم مىخورد که خود منشأ تحول در جریان قیام و انقلاب اسلامى شدهاند نظیر تلگرافها و نامههاى امام خطاب به شاه، اسداللّه عَلَم، امیر عباس هویدا و همچنین نامههاى امام به مراجع تقلید و علما و حوزههاى علمیه و گروهها و جمعیتهاى سیاسى و مذهبى داخل و خارج کشور و سران کشورهاى خارجى.
خوشبختانه با همت یادگار امام ـ رحمةاللّه علیهما ـ نسخههاى اصلى بسیارى از نامهها و تلگرافهاى امام خمینى از مقطع اوج گرفتن انقلاب اسلامى در سال 56 تا زمان رحلت امام گردآورى شده و در اختیار مؤسسه مىباشند و با پیگیریهاى مؤسسه و همکارى دوستان امام تعداد زیادى از مکاتبات امام خمینى در سالهاى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى به دست آمدهاند که تمامى این موارد همراه با دیگر آثار و اسناد ایشان بدون هیچگونه دخل و تصرفى عیناً در صحیفۀ امام منتشر شدهاند؛ در عین حال مطمئناً در دوران آغاز قیام امام خمینى در سالهاى 40ـ42 و ادوار قبل و بعد از آن، نامهها و مکتوبات فراوانى از امام خمینى وجود داشته است که به دلایل مختلف و از آنجمله اختناق غیرقابل توصیف در رژیم شاه و حساسیتهاى ساواک در مورد آثار امام، تمامى آنها گردآورى نشدهاند؛ امیدواریم با استمرار پیگیریهاى مؤسسه، باقیماندۀ نامهها و مکتوبات امام خمینى که هنوز در اختیار افراد و یا درون پروندههاى مرتبطین با نهضت امام مىباشند در دسترس قرار گرفته و پس از اطمینان از سندیت و صحت، آنها را در چاپهاى بعدى این مجموعه منتشر نماییم.
از حضرت امام خمینى (س) به عنوان مرجع تقلید جمع زیادى از شیعیان و همچنین به عنوان رهبر کبیر انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ایران احکام و فرامین متعددى در مسائل گوناگون برجاى مانده است که عیناً در این مجموعه منتشر شدهاند.
فرمان تشکیل شوراى انقلاب، دولت موقت و احکام انتصاب اعضاى آن، تنفیذ قانون اساسى، تنفیذ احکام رؤساى جمهورى اسلامى، احکام مربوط به تشکیل نهادهاى مختلف انقلاب، احکام عزل و نصب مسئولین قوۀ قضائیه و فرماندهان نظامى و انتظامى و نمایندگان رهبرى در نهادها و ارگانها، فرامین نظامى که امام خمینى به عنوان فرمانده کل قوا صادر کردهاند و رهنمودها و فرامین حکومتى ایشان که در پاسخ به درخواستهاى مسئولین نظام و از موضع رهبرى انقلاب در مسائل مختلف صادر شدهاند، عناوین احکامى مىباشند که در صحیفۀ امام منتشر شدهاند. ملاحظۀ این بخش از آثار امام خمینى بویژه با توجه به سیر تاریخىِ صدور احکام، همراه با پیامها و سخنرانیهاى ایشان، شمائى از نوع رهبرى دینى و متعهدانه، کارشناسانه، قاطع و مقتدر و در عین حال متواضعانه و مردمى ایشان را ارائه مىنماید.
از آنجا که برخى از آراء و فرامین امام خمینى در ذیل درخواستهاى کتبى مسئولین و متقاضیان نوشته شده است، براى درک بهتر موضوع، تمام و یا قسمتهاى اصلىِ درخواست اولیه نیز همراه با متن پاسخ امام درج شدهاند.
از مهمترین آثار مکتوب امام خمینى که در صحیفۀ امام گردآورى شده و در سیر تاریخىِ خود منتشر گردیدهاند، پیامهاى مختلف دینى و سیاسى امام خمینى است. صدور و انتشار این پیامها در حقیقت اصلىترین محور ارتباط بىواسطۀ امام خمینى با مردم و پیروان ایشان است؛ از رهگذر همین پیامها موج خیزش علیه رژیم شاهنشاهى در جریان لایحۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى، و موج قیام 15 خرداد در سال 42 آغاز شد و در تمام دوران مبارزۀ ملت ایران، اعلامیهها و پیامهاى امام بود که آیین قیام و مبانى فکرى و سیاسى انقلاب، و اولویتها و شعارها و رویکردهاى آنرا در هر مرحله از مراحل دشوار انقلاب تعیین مىنمود. در زمانى که در سال 56 و 57 قیام اسلامى ملت ایران اوج گرفت هر اعلامیهاى که از نجف و یا پاریس از سوى امام خمینى صادر مىشد و به سرعت در سراسر کشور دست به دست مىگردید به منزلۀ منشورى سراسرى و ملى بود که مسیر مبارزه و سمت و سوى انقلاب را تعیین، و نیروهاى انقلابى و مردم را حول هدفها و شعارهاى معیّن متحد و هماهنگ مىساخت.
امام خمینى در پیامهاى خویش صرفاً بر دمیدن روح حماسه و تشویق مردم به استقامت و پایدارى در مسیر انقلاب تأکید نداشت بلکه ایشان با نثر روان و مستدل خویش مىکوشید تا آگاهیهاى دینى و سیاسى مردم را نسبت به تحولات جارى و شناخت آنان را از موافقان و مخالفان انقلاب در داخل و خارج کشور افزایش دهد و از این رهگذر مردم را خودآگاهانه به عرصۀ حمایت از هدفهاى انقلاب بکشاند. پیشبینى هوشمندانه طرحهایى که رژیم شاه و حامیان غربى او براى سرکوبى قیام در هر مرحله تدارک مىدیدند و خنثى کردن اثر اینگونه طرحها، هشدار نسبت به شعارها و مواضع انحرافى در مسیر مبارزه، و تأکید فراوان بر اتحاد مردم حول شعارهاى مشترک دینى از جمله مضامینى هستند که در اعلامیههاى امام خمینى نمودى بارز یافتهاند.
وجه مشترک تمامى پیامهاى امام خمینى ـ قبل و بعد از پیروزى انقلاب ـ جلب حمایت مردم از اهداف انقلاب از منظر تکلیف دینى و الهى و با تکیه بر نقشآفرینى خود مردم به عنوان بانیان و صاحبان اصلى انقلاب و خصوصاً جوانان بود.
مىتوان گفت تقویت ایمان و باورهاى دینى مردم به عنوان اصلىترین محرک آنان در فعالیتهاى مبارزاتى و سیاسى، و «تکلیف گرایى دینى» شاخصۀ بارز خطى است که امام خمینى بنیان قیام خویش را بر آن نهاد و همین ویژگى را مىتوان وجه تمایز انقلاب اسلامى از جنبشهاى سیاسى تاریخ معاصر ایران دانست. احیاى روح خداباورى و دین گرایى در عرصه مفاهیم اجتماعى، و احیاى مضامین تحرکآفرین قرآنى همچون امامت و ولایت، جهاد و شهادت، اصالت حاکمیت خدا و فرامین او، تقدم ملاکهاى دینى و نفى حاکمیت طاغوت، گسست ناپذیرى پیوند دین و سیاست، مضمونهایى هستند که امام خمینى با استناد به منابع اصیل دینى که مورد پذیرش جامعه ایران است و با اتکا به روش پیشوایان بزرگ دین توانست با تلفیقى خردمندانه از عقل و دین و با نگاهى واقعبینانه به نیازها و گفتمانهاى عصر جدید و کارآیى عنصر زمان و مکان در اجتهاد، روح منبعث از فرهنگ دین را به مثابۀ راهنماى اندیشه و عمل پیروان خویش در متن باورها و فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى آنان جارى سازد. این مهم از رهگذر صدور پیامهاى پیاپى و ایراد سخنرانیهاى متعدد توسط امام خمینى ممکن گردید؛ بدین جهت معتبرترین متون براى شناخت مواضع و راه امام و چگونگى سیر انقلاب از دیدگاه امام، همین پیامها و سخنرانیها مىباشند که اینک براساس سیر تاریخى در این اثر ارزشمند منتشر شدهاند.
تشکیل یکایک نهادها و ارکان نظام جمهورى اسلامى و مقابلۀ قدرتمندانۀ نظام نوپا با صدها توطئهاى که در ماهها و سالهاى پس از پیروزى انقلاب در داخل و خارج کشور از سوى دشمنان تدارک شده بود، تشویق مردم براى شرکت در تعیین سرنوشت خویش و انتخابات متعدد، بسیج گستردۀ ملت ایران براى دفع تجاوز دشمن در طول هشت سال دفاع مقدس، ترویج شعار پیروزى خون بر شمشیر به مثابۀ کارآمدترین سلاح در عرصۀ مواجهۀ نابرابر با دشمنان، جلب مشارکت مردم براى بازسازى کشور، صدور پیامهاى رهاییبخش انقلاب اسلامى به دیگر ملتها و فراخوان جهان اسلام براى بازیابى مجد و هویت دینى، و دعوت مسلمانان به اتحاد و مبارزه با نظام سلطۀ جهانى، اعلام سیاست نه شرقى و نه غربى به منزلۀ راهى نو براى مقابله با سلطهجویىِ بلوک سرمایهدارى و کمونیسم، افشاى جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستى و صدور فتواى وجوب حمایت از قیام مردم فلسطین و آزادى قدس، و بسیج جهان اسلام در مقابله با انتشار کتاب ضد اخلاقى آیات شیطانى، و خلاصه: ترویج روح خودباورى در ملت ایران و مسلمانان جهان، محتواى پیامهاى امام خمینى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى را تشکیل مىدهند.
کشتار مظلومانۀ حجاج در بیتاللّه الحرام، دخالت مستقیم آمریکا در جنگ عراق و ایران، سرنگونى هواپیماى مسافربرى ایران بوسیله آمریکا، روى آوردن صدام به کاربرد وسیع سلاح شیمیایى و بمباران گستردۀ شهرها، پایان جنگ تحمیلى، آغاز دوران بازسازى و توسعه سیاسى، برکنارى قائم مقام رهبرى و همچنین رخدادهاى مهم جهانى نظیر آغاز تحولات دگرگونکننده در شوروى و بلوک شرق و توسعه سیاستهاى سلطه طلبانۀ غرب و آمریکا، رخدادهایى بودند که در دو سال آخر عمر امام خمینى بوقوع پیوستهاند. بدین سبب پیامهاى امام در دو سال آخر (66ـ68) از اهمیت فوقالعادهاى برخوردار مىباشند. پیشبینى اوضاع آیندۀ ایران و منطقه و جهان، و هشدارها و راه حلها، در پیامهاى این دوره، از وضوح و شفافیت خاصى برخوردارند که مىتوان از پیامهاى حج، نامه به گورباچف، پیام به مراجع تقلید و حوزههاى علمیه (منشور روحانیت)، منشور برادرى، پیام به مهاجرین جنگ تحمیلى و پذیرش قطعنامه 598، و ... نام برد.
امام خمینى علاوه بر صدور دهها پیام، دست به کارى بدیع زد و تمامیت اصولِ اندیشه و آرمانهاى خویش و جمعبندى مواضع خود را در وصیتنامهاى مستند، تحلیلى و تفصیلى براى نسلهاى بعد از خویش به یادگار نهاد. این اثر جاوید در حقیقت منشورى است معتبر از خط و راه امام. با آنکه یازده سال بیش از رحلت امام نمىگذرد تاکنون وصیتنامه سیاسى و الهى امام در بیش از بیست زبان و در شمارگان میلیونى ترجمه و در اقصى نقاط جهان منتشر شده است.
یکى از عوامل مؤثر در مدیریت و رهبرى موفق امام خمینى، ارتباط گستردۀ امام با تودههاى مردم و اقشار مختلف جامعه بود. پیوند دشوارِ آرمانها و واقعیتها و برقرارى رابطه در ساحتِ نظر و عمل، وجه بارز فرهمندى رهبرى امام خمینى را به نمایش مىگذارد. آرمانسازان و نظریهپردازان بزرگ، کمتر توفیق تحقق آرمانهاى خویش را یافتهاند. امام خمینى در ارائه و ترویج آرمانهاى سیاسى و دینى خویش صرفاً به تألیف رسالههاى عملیه و علمیه بسنده نکرد و از این جهت در تاریخ مرجعیت دینى کمنظیر و حتى بىنظیر است؛ او در همان حال که به عنوان یکى از مراجع بزرگ دینى جایگاهى رفیع در باور پیروانش داشت، قادر بود تا مفاهیم عمیق دینى را و خصوصاً جنبههاى سیاسى و اجتماعى دین را به زبانى ساده براى مخاطبانش بازگو نماید. سخنرانیهاى متوالى امام خمینى در اجتماع قشرهاى مختلف مردم امکان ارتباط مستقیم مردم با اندیشه و آراء امام را فراهم مىساخت و آنان را از تفسیرهاى رسمى و غیررسمىِ واسطهها ـ که غالباً با اِعمال نظرهاى شخصى و اغراض سیاسى و حزبى توأم است ـ بىنیاز مىساخت.
با اینکه امام خمینى در علومى همچون فلسفه و عرفان و اخلاق، و فقه و اصول و تفسیر، عالِمى ناموَر، و در عرصه سیاست و فرهنگ نظریهپردازى چیرهدست بود که آراء سیاسیش پایه و مبناى یک نظام نوین سیاسى در ایران گردید و آرمانها و انقلابش در جهان و خصوصاً در جوامع اسلامى تحولاتى انکارناپذیر را سبب شدهاند، در عین حال او برخلاف قریب به اتفاق اندیشمندان و نظریهپردازان، شعاع نفوذ و تأثیر خویش را به اثرگذارى بر جامعۀ نخبگان محدود نساخت، بلکه امام توانایى آن را داشت که شخصاً تئوریهاى خویش را در عمل ساماندهى و مدیریت کند و علاوه بر آن، اهداف خویش را با زبانى همه فهم در قالب خطابههاى جذاب و پرنفوذ به تودههاى مردم منتقل سازد و حمایت آنان را تا مرز جانبازى براى تحقق این هدفها و آرمانها جلب نماید.
اطمینان مردم ایران به صداقت امام در رفتار و گفتار، که طى تعامل و ارتباط درازمدت بین امام خمینى و پیروانش حاصل آمده بود و همچنین جاذبههاى شخصیت امام و چهرۀ آرام و آرامشبخش و در عین حال مصمم و پرصلابت، و نگاه پرمهر و نافذ، و کلام روان و سادۀ او، و جنبههاى معنوى و دینى و علمىِ امام از جمله عواملى بودند که خطابهها و سخنرانیهایش را اثرى شگرف در مخاطبان مىبخشید. بدون تردید همین رابطۀ عمیق و عاطفى و بىواسطۀ مردم با امام و تواناییهاى امام در انتقال سریع ارزشهاى مطلوب خویش به جامعه؛ سهمى بسزا در رهبرى موفق امام خمینى داشته است. از این رو تحلیل مضامین سخنرانیهاى امام خمینى و مخاطب شناسى ایشان و تطبیق رخدادهاى تاریخ انقلاب اسلامى با سیر سخنان و بیانات امام و بررسى منحنى تراکم دیدارها و سخنرانیها و تنوع گروهها و قشرهاى دیدار کننده، پژوهشگران را در تحلیل واقعیتهاى انقلاب اسلامى و دریافت علت رهبرىِ کارآمد و مردمى امام خمینى یارى مىرساند، بدین سبب در تنظیم سخنرانیهاى امام خمینى و انتشار آنها در «صحیفۀ امام» از هر گونه ویرایش ادبى و محتوایى و دخل و تصرف ـ که در تبدیل خطابهها به متونِ قابل انتشار، امرى رایج است ـ پرهیز شده است.
از آنجا که سخنرانیهاى امام خمینى در رابطه با واقعیتها و نیازهاى روز جامعه در ادوار مختلف انقلاب ایراد شدهاند طبعاً فهم دقیق مضمون و منظور امام، در گرو درک شرایط سیاسى و اجتماعىِ هر دوره مىباشد؛ پیش از این، با هدف تبیین همین شرایط، مجموعهاى سه جلدى به نام «کوثر؛ سخنرانیهاى امام خمینى همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامى» که شامل بیانات امام از آغاز تا اسفند 1357 مىباشد از سوى مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است تکمیل این اثر ارزشمند که در حقیقت تاریخ تفصیلى انقلاب اسلامى است در برنامههاى آیندۀ مؤسسه پیشبینى شده است.
در عصر ارتباطات، انجام مصاحبه با رسانههاى گروهى از سوى رهبران فکرى و سیاسى، و تبیین مواضع و دیدگاهها، و رفع ابهامات و شبههها از طریق پاسخ به پرسشهاى خبرنگاران یکى از ابزارهاى مؤثر در ایجاد ارتباط و جهتدهى افکار عمومى است. امام خمینى با آگاهى بر اهمیت این پدیده، به محض رفع محدودیتها، اصحاب جراید و خبرگزاریها را بدون هیچگونه پیش شرطى به حضور پذیرفت. اوج مصاحبههاى امام خمینى در ایام اقامت ایشان در پاریس است و بدین ترتیب مصاحبههاى متعدد خبرگزاریهاى بزرگ جهان و شبکههاى رادیو و تلویزیونى کشورهاى مختلف و روزنامهها و نشریات ایرانى و خارجى با امام خمینى و پاسخهاى کوتاه امّا صریح و مستند امام به پرسشها، بخشى دیگر از مجموعه آثار ارزشمند سیاسى و اجتماعى امام را پدید آوردهاند که عیناً در اثر حاضر تقدیم خوانندگان محترم شده است.
تیزهوشى امام در درک سریع اهداف پرسشگران، و هوشمندى در ارائه پاسخها، و دقت، صداقت و شفافیتِ مواضع بگونهاى که امکان جنجال و ابهامآفرینى و سوءاستفاده را سلب مىنمود، به سهولت در مصاحبههاى امام خمینى قابل دستیابى است.
با اینکه طبع ارتباطات وسیع رسانهاى در مورد شخصیتهاى ملى و جهانى ـ که در برههاى به صورت پیاپى در معرض افکار عمومى جهانیان قرار مىگیرند ـ غالباً چنین است که بر اثر تکرار نام و مطالبشان به سرعت از کانون توجه افکار عمومى خارج مىشوند، این واقعیت در مورد مصاحبههاى امام خمینى اتفاق نیفتاد بلکه گستردهترین ارتباط امام خمینى با مخاطبانش در کشورهاى مختلف جهان از طریق مصاحبههاى پیاپى در پاریس ـ که گاه در یک روز به هشت مورد مىرسید ـ صورت گرفته است. بوسیله همین مصاحبهها بود که امام خمینى چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى، آراء سیاسى و دینى خویش را در باب ماهیت و ارکان حکومتى که در صدد استقرار آن بود، و نحوۀ مواجهۀ نظام آینده ایران در برخورد با مسائل بینالمللى، و رابطه با کشورها، و اصول حاکم بر سیاست خارجى و محتواى نظام جمهورى اسلامى را به جهانیان معرفى نمود. از رهگذر همین مصاحبهها بود که امام خمینى با منطق مؤثر خویش مشروعیت نظام شاهنشاهى در ایران و مشروعیت حمایت جهان غرب و حامیان رژیم شاه را به طور جدى در افکار عمومى جهان به چالش فراخواند و بدین ترتیب علیرغم تمام کوششها و نشستهایى که سران امریکا و دولتهاى غربى براى پیشگیرى از سقوط شاه و فروپاشى نظام سلطنتى در ایران به عمل آوردند، با افشاگریهاى امام خمینى که عمدتاً در جریان ارتباط با رسانههاى جمعى جهانى صورت مىپذیرفت، به سرعت احساس همدردى با ملت ایران در افکار عمومى جهان جلوهگر شد و از این ناحیه کاخ سفید و دولتهاى اروپایى در ادامۀ حمایتشان از شاه به شدت تحت فشار قرار گرفتند.
و از رهگذر همین مصاحبهها بود که براى نخستین بار دین و اندیشههاى سیاسى اسلام به مثابۀ ایدئولوژى مبارزه و انقلاب و به منزلۀ راه حل عملى براى ادارۀ جامعه، آنهم از زبان رهبرى روحانى و محبوب، در دهها کانال تلویزیونى و رادیویى و مطبوعات پرتیراژ جهان مطرح گردید و این پدیده آغازى شد بر ظهور نیرومند اندیشۀ دینى در گفتمانهاى روز، و پیدایش تشکلهاى نوظهور اسلامخواه و دینگرا در عرصۀ چالشهاى فکرى و سیاسى معاصر. تبلیغات گسترده و تخریبى کانونهاى مخالف انقلاب اسلامى نیز نتوانست مانع پیشروى و تأثیر ایدههاى امام خمینى بر مخاطبان پرشمار او شوند.
بنابراین، مصاحبههاى امام خمینى هم به لحاظ نوع برخورد ایشان با پرسشهاى فراوان ـ با توجه به تنوع دیدگاهها و اهداف پرسشگران که بعضاً با هدف تضعیف موقعیت انقلاب و تخریب شخصیت رهبرى آن همراه بود ـ و هم به لحاظ مضمون پاسخهاى امام که حاوى دیدگاه ایشان در اساسىترین مسائل نهضت و اهداف داخلى و خارجى آن بود، و از ایندو مهمتر به لحاظ اینکه همین دیدگاهها مبدأ پیدایش جریانى نوظهور در جغرافیاى فرهنگى و سیاسى جهان اسلام و ایران شدند، بررسى این مصاحبهها براى پژوهشگران انقلاب اسلامى حائز اهمیت مىباشند. نکتۀ دیگر که از بررسى مصاحبههاى امام خمینى به دست مىآید استوارى آراء و اتقان مبانى اندیشۀ سیاسى امام است که به صورت انسجام و به هم پیوستگى دیدگاهها و وحدتنظر، و عدم تزلزل و تغییر در مواضع جلوهگر است در حالیکه غالباً تضاد در گفتار و تغییر در مواضع از خصائل متداول کسانى است که به طور مکرر در معرض پرسش و داورى افکار عمومى قرار مىگیرند.
گفتگوى امام با سران دولتها و نمایندگان اعزامى آنها نیز در بردارندۀ بسیارى نکتههاى آموزنده است. گفتگوى امام با فرستادگان کاخ الیزه در دوران اقامت در پاریس؛ گفتگو با واسطههاى اعزامى دولت امریکا، نوع مواجهۀ امام و اظهارات ایشان در نخستین دیدار با سفیر اتحاد جماهیر شوروى (سابق)، گفتگو با یاسرعرفات و سران فلسطینى، دیدار با ادوارد شوارد نادزه فرستادۀ ویژۀ گورباچف که حامل پاسخ پیام معروف امام خمینى بود و گفتگو با سران کشورهاى اسلامى و دیگر شخصیتهاى سیاسى خارجى از نقطهنظر اظهارات طرفین و تشریفات بس ساده و باورنکردنى، اعتماد به نفس امام و تسلط ایشان بر میدان بحث، براى دولتمردان و رهبران جهان سوم و خصوصاً دولتمردان جمهورى اسلامى از جنبههاى مختلف درسآموز است. مطمئناً همین منش و شیوۀ امام خمینى، احساس هویت و اعتماد به نفس ملت ایران را در میدانهاى رویارویى با دشمنان قدرتمند انقلاب و در عرصۀ دفاع از میهن اسلامى صد چندان نموده است.
تاکنون پیامها و سخنان امام خمینى در صدها اثر با عناوین و شیوههاى گوناگون (به صورت خلاصه و یا کامل، موضوعى و یا تاریخى) در زبانهاى مختلف از سوى دوستان امام و مؤسسات فرهنگى در داخل و خارج کشور منتشر شدهاند و بدون تردید چاپ و نشر آثار امام، خصوصاً آثار سیاسى و اجتماعى ایشان از پرتیراژترین آثار منتشره در زبان فارسى است. در میان کتابهاى انتشار یافته از آثار عمومى امام خمینى (قبل از تشکیل مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام) چند اثر برجستگى یافتهاند
با وجود کاستیها و اشکالاتى که در مجموعۀ صحیفۀ نور به چشم مىخورد و موجب نقدهایى چند شده است باید گفت این اثر از زمان انتشارِ اولین جلد تاکنون جامعترین مرجع براى محققین و علاقهمندان آثار امام خمینى بوده است. زحمات و تلاش ارزشمند گردآورندگان صحیفۀ نور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى و همه عزیزانى که در مراحل مختلف تدوین و چاپ و نشر این اثر همتى والا مصروف داشتهاند براى همه کسانى که از این رهگذر از گنجینۀ آثار امام در پژوهشها و سمینارها و سخنرانیها و مراجعات خویش بهره گرفتهاند، قابل تقدیر است. مقدمۀ مبسوط حضرت آیتاللّه خامنهاى، و عنوان بندیهاى شیوا، و تنظیم آثار امام براساس سیر تاریخى، فهرست مطالب و نمایهها، ویرایش فنى و جامعیت نسبى آن از مزایاى صحیفۀ نور محسوب مىشوند.
کاستیها و اشکالات صحیفۀ نور معلول عواملى چند مىباشند: بخش قابل توجهى از آثار امام خمینى به علت دسترسى نداشتن گردآورندگان، در صحیفۀ نور نیامده است. در موارد متعددى به لحاظ در اختیار نداشتن اصل دستخط پیامها و نامهها و نوار سخنرانیها و مصاحبهها از متنهاى منتشر شده در روزنامهها استفاده شده است که با توجه به اشکالات متعدد متون روزنامهاى، مغایرتها در صحیفه نور نیز منعکس شدهاند. در ذکر تاریخ برخى از آثار امام در صحیفۀ نور اشتباهاتى رخ داده است که منشأ آن نقلهاى متعدد و بعضاً مغایر روزنامهها بوده است. از آنجا که دورۀ صحیفۀ نور تدریجاً منتشر شده است، فهرست نمایهها به صورت جداگانه و در پایان هر جلد آمده است که براى دسترسى به موضوع مورد نظر مىبایست به یکایک مجلدات 22 گانه مراجعه نمود. با انتشار کتاب «مفتاح صحیفۀ نور» از سوى موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1372 اشکال مزبور مرتفع گردید. همچنین سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى در تجدید چاپ صحیفه نور و انتشار دورۀ جدید آن که در چند سال گذشته منتشر شده است، برخى از اشکالات قبلى را رفع نموده است.
بمنظور ارائۀ دورهاى کامل از تمامى آثار امام خمینى و با توجه به کمبودها و اشکالات عمدهاى که در صحیفه نور وجود داشت، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى اقدام به انتشار اثر حاضر به نام «صحیفه امام» نموده است. طى چندین سال در بخشهاى مختلف این موسسه متنهاى موجود در صحیفۀ نور و یکایک روزنامهها و دیگر نشریات و کتابها، با نوارها و دستخطها و نسخههاى اصل آثار امام خمینى که در اختیار موسسه مىباشند مقابله گردیده و متن نهایى با دقت استخراج شده است. تمام مغایرتهاى تاریخى و دیگر اشکالات (موجود در صحیفۀ نور و سایر منابع) مربوط به اطلاعات شناسنامهاى هر یک از آثار امام بررسى شده و اطلاعات صحیح و نهایى در آغاز هر یک از آثار و در قالب شناسنامۀ آن ارائه شده است.
علاوه بر موارد مذکور، مهمترین امتیاز «صحیفۀ امام» بر صحیفه نور و دیگر کتابهاى منتشر شده از آثار امام خمینى، درج بیش از دو هزار اثر و سند از آثار منتشر نشدۀ امام خمینى است که براى نخستین بار در اختیار عموم قرار گرفتهاند. استخراج دقیق نمایهها (اعلام، موضوعات و واژگان، آیات و روایات و ...) و ارائه آن در قالب یک مجلد (جلد 22) که امکان دستیابى سریع به آدرس موضوع مورد نظر را در 21 جلد صحیفۀ امام فراهم مىسازد، از ویژگیهاى دیگر صحیفۀ امام مىباشد.
موارد زیر از آثار امام خمینى ـ با توجه به دلایلى که ذیلاً اشاره شدهاند ـ در صحیفۀ امام درج نگردیدهاند:
1ـ امام خمینى که یکى از بزرگترین رهبران دینى و سیاسى جهان معاصر مىباشند و قریب به یک قرن عمر پربار ایشان ثمربخش بوده است طبعاً در این مدت طولانى، ارتباطها و مکاتبههاى فراوان داشته و در مسائل گوناگون اظهارنظرها و آثار و اسناد متعددى از ایشان صادر شده است که مطمئناً بخشى از آنها ثبت و ضبط نشدهاند و با توجه به شواهد موجود، هنوز نسخههایى منحصر به فرد از آثار ایشان نزد افراد و در لابلاى کتابها و کتابخانههاى مرتبطین با امام وجود دارد که علیرغم کوششهاى به عمل آمده، دستیابى به این نسخهها تاکنون به نتیجه نرسیده است. فهرست موجود از نامههاى امام خمینى در آغاز نهضت و همچنین فهرست اجازات شرعى صادر شده از سوى امام و دیگر شواهد حاکى از آنند که تعداد نامهها و اجازات و آثار عمومى ایشان بیش از آن است که تاکنون موفق به گردآورى نسخههاى آن شدهایم. در تجدید چاپ صحیفۀ امام، آثار جدیدى که در اختیار قرار گیرند منتشر خواهند شد.
در عین حال، «صحیفۀ امام» کاملترین و جامعترین اثرى است که متن تمامى آثار فرهنگى و سیاسى و اجتماعى ایشان، اعم از آنچه که تاکنون در صحیفه نور و دیگر منابع آمدهاند و صدها اثرى که براى نخستین بار در این اثر منتشر مىشوند را شامل است.
2ـ کتابها و تألیفات امام خمینى، که عناوین آنها در مباحث مختلف علوم اسلامى به دهها عنوان مىرسد، به صورت جداگانه از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام انتشار یافتهاند، بنابراین صحیفۀ امام شامل رسالههاى علمى و تألیفات امام نمىشود.
3ـ اشعار و سرودههاى امام خمینى نیز در صحیفۀ امام نیامدهاند. آنچه از اشعار امام خمینى که در اختیار موسسه بوده است قبلاً در کتابى با نام «دیوان اشعار امام خمینى» منتشر شدهاند.
4ـ در لابلاى دستخطهاى امام خمینى، یادداشتهاى متفرقهاى ـ اعم از یک یا چند کلمه و جمله ـ به چشم مىخورد که در هیچیک از قالبها و عناوین تعیین شده براى انتشار آثار عمومى ایشان (عناوینى همچون: نامه، تلگراف، حکم، بیانات و سخنرانى، مصاحبه، اجازه نامه و ...) نمىگنجد. برخى از این یادداشتها شامل نکات و اشاراتى هستند که امام خمینى جهت یادآورى نکتهاى براى استفاده در پیام و سخنرانى خویش یادداشت کردهاند و برخى نیز حاوى نکاتى است که هنگام مطالعه گزارشها و روزنامهها و کتابها، و شنیدن اخبار رسانههاى داخلى و خارجى توجه ایشان را جلب کرده و براى بررسى موضوع و یادآورى آن جهت پیگیریهاى بعدى به صورت اشاره مرقوم داشتهاند. برخى از یادداشتها نیز مربوط به برنامه روزانه، زمان دیدارها و از این قبیل مىباشند. پیشنویس بعضى از احکام و پیامها و همچنین تغییرات عبارتى و نکات اصلاحى در مورد برخى از پیامها، از جمله یادداشتهاى متفرقهاى است که با توجه به انتشار متن نهایى و کامل اینگونه آثار، از درج این موارد و سایر یادداشتهاى متفرقهاى که استفادۀ خاصى در انتشار عمومى آنها متصور نمىباشد، خوددارى شده است. یادآور مىشود این دستنوشتهها، و بطور کلى نسخههاى اصل تمامى آثار امام در آرشیو موسسه تنظیم و نشر آثار امام موجود است و در موزۀ آثار امام خمینى نگهدارى و در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت.
5ـ به جز مواردى از پاسخ به استفتائات در مسائل مهم سیاسى و اجتماعى، دیگر پاسخهاى امام خمینى به استفتائاتى که از سوى مقلدین امام در مسائل شرعى و احکام فقهى صادر شدهاند، که حجم فراوانى را تشکیل مىدهند در صحیفۀ امام درج نشدهاند. علاقهمندان مىتوانند براى دستیابى به فتاواى امام خمینى به آثار فقهى ایشان خصوصاً تحریرالوسیله، رسالۀ عملیه، مناسک حج، حاشیه بر عروةالوثقى و مجموعه استفتائات مراجعه نمایند.
6ـ مقلدین حضرت امام خمینى، وجوهات شرعى خویش را در طول دوران مرجعیت امام در قم، ترکیه، نجف، پاریس و پس از بازگشت امام به ایران در قم و تهران مستقیماً و یا توسط نمایندگان شرعى امام، تحویل داده و رسید دریافت کردهاند. تعداد اینگونه رسیدها که با مهر و امضاى امام صادر شدهاند بسیار زیاد است و فایدۀ عمومى چندانى بر انتشار آنها (در کتاب آثار سیاسى و اجتماعى امام) مترتب نیست، بدین جهت قبضهاى رسید وجوهات شرعى در صحیفۀ امام ـ به جز چند مورد که از باب نمونه آورده شده است ـ درج نگردیدهاند.
7ـ بدیهى است که مکاتبات، مذاکرات و اسناد محرمانۀ جلسات سران سه قوه، فرماندهان نظامى و مدیران ارشد نظام با امام خمینى در امور مربوط به جبهههاى جنگ و مسائل مهم امنیت ملى، نامهها و اسناد محرمانه که محرمانه بودن آنها ـ طبق قوانین ـ همچنان باقى است، در زمرۀ آثار قابل انتشار در صحیفۀ امام قرار نمىگیرند.
8ـ نقل قولها و خاطرات افراد. طبعاً آن بخش از بیانات و مواضع امام خمینى که صرفاً به صورت نقل قول افراد و در خاطره گوییها آمدهاند و مستند دیگرى ـ از دستخط و یا نوار ـ ندارند در مجموعۀ صحیفۀ امام نمىگنجند. موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، در برنامهاى گسترده اقدام به گردآورى و اخذ اینگونه خاطرات و انتشار آنها نموده است.
حجتالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى به عنوان رابط امین و مسئول دفتر امام خمینى همه روزه تعدادى از نامههاى مسئولین نظام و نهادها و ادارات مختلف که در مسائل مهم از محضر امام خمینى کسب تکلیف مىکردند را خدمت امام ارائه کرده و عین نظریات و فرامین امام خمینى را به صورت نقل قول مستقیم و با عباراتى نظیر: حضرت امام فرمودند: «....» در ذیل نامهها مرقوم داشته و بلافاصله نظر امام رابه مبادى ذیربط ابلاغ مىنمودند. بدیهىاستکه این موارد نیز در زمرۀ احکام و آثار قطعىالصدور امامخمینى تلقى مىشوند. تنظیم این مکتوبات و انتشار قریبالوقوع آنها به عنوان تکمله «صحیفۀ امام» در دست انجام است.
غنا و جامعیت «صحیفۀ امام» و دقت و امانتدارى که در تنظیم آن بکار رفته است بدون تردید این مجموعه را به عنوان کاملترین و معتبرترین مأخذ در دستیابى به مواضع و آثار رهبر کبیر انقلاب اسلامى براى نسل حاضر و نسلهاى آینده، و در زمرۀ
ماندگارترین متون دینى و سیاسى در خواهد آورد. گردآورى و تنظیم این اثر ارزشمند که با مقدمهاى شیوا از رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیتاللّه خامنهاى و دربردارندۀ آثار امام خمینى در 22 جلد و بالغ بر 11600 صفحه انتشار یافته است حاصل تلاش قابل ستایش مسئولین و همکارانمان در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى است. ارشادات و حمایتهاى رهبر معظم انقلاب و دیگر مسئولین نظام، و همدلى و یارى مردم قدرشناس ایران و پیروان امام، مهمترین پشتوانۀ موسسه بوده و خواهد بود.
پیش از همه، باید از نقش تعیین کنندۀ بانى و تولیت موسسه، حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى یاد کنیم. صرف نظر از نقشى که آن عزیز، با درایت خویش در تأسیس این موسسه و به تبع آن در یکایک فعالیتهاى وسیع موسسه داشتهاند، در خصوص این مجموعه، به ویژه در مرحلۀ بررسى صحت و سندیت اسناد منتشر نشده، ایشان شخصاً وقت زیادى را به آن اختصاص دادند. به خاطر دارم حتى زمانى که یادگار امام به شدت از بیمارى چشم رنج مىبرد و در حال استراحت کامل بود نیز بر وقت گذارى براى تنظیم صحیفۀ امام اصرار مىورزید. حواشى و پانوشتهها و یادداشتهاى توضیحى که از ایشان در آرشیو سوابق مربوط به «صحیفۀ امام» در موسسه موجود مىباشند، گواهِ اهتمام ارزشمند یادگار امام است. دریغ و افسوس که در سال امام خمینى و در زمانى که آرزوى ایشان در انتشار امانتدارانۀ مجموعۀ کامل آثار امام جامۀ عمل پوشیده است از نعمت آن گنجینۀ اسرار امام و چهرۀ صمیمى و محبوب مردم و یار گرهگشاى انقلاب محرومیم ـ روحش شاد باد.
همچنین باید از صاحبنظران و متفکرانى که تجارب ارزشمند خویش را در شوراهاى مشورتى و سیاستگذارى موسسه براى انتشار هر چه بهتر آثار امام، و از آنجمله صحیفۀ امام، در اختیار نهادند، خصوصاً حضرت حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمى که در جلساتى چند (قبل از ریاست جمهورى)، امکان بهرهگیرى از اندیشۀ بلند و راهنماییهایشان را در موسسه ارزانى داشتند و بزرگوارانه ریاست نخستین کنگره امام خمینى و احیاى تفکر دینى را پذیرفتند، و پس از ریاست جمهورى نیز همواره مشوق و حامى موسسه و برنامههاى آن بودهاند صمیمانه سپاس گوییم.
پس از رحلت یادگار امام ـ که طبعاً وقفهاى در انتشار این مجموعه نیز پدید آورد ـ فرزند فرهیختۀ ایشان، حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینى با همان همّت و درایت، راهنمایمان گردید. اشتغالات و ارتباطات عدیدهاى که لازمۀ قرار گرفتن در جایگاه رفیع پدر، به عنوان مشعلدار حراست از نام و یاد «خمینى کبیر» در خاندان معزّز امام است و اشتغال جدى ایشان به تحصیل سطوح عالیۀ معارف دینى در حوزه و علوم روز، هیچگاه مانع از نظارت و هدایت شایسته ایشان در امور مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و آستان مطهر امام نبوده است. با وقتگذارى و نظارت دقیق ایشان بود که تکمیل مراحل آمادهسازى و انتشار یکجاى «صحیفۀ امام» ممکن گردید. همچنین انتشار این مجموعه را وامدار زحمات سرپرست مؤسسه و آستان امام، حجتالاسلام محمدعلىانصارى هستیم که ساماندهى تشکیلات و تأمین جایگاه قانونى و اعتبارات مالى، و دیگر نیازهاى دو نهاد مذکور را عهدهدار مىباشد.
بدیهى است که گردآورى و بررسى سندیت چندین هزار آثار و اسنادى که در این صحیفۀ مبارک منتشر شدهاند و مقابله نسخهها، پیاده کردن نوارها، ویرایش، حروفچینى، تصحیح مطبعى، استخراجات و پانوشتهها، فهرستها و نمایهها، تنظیم اطلاعات دقیق شناسنامهاى و نهایتاً چاپ و صحافى و توزیع 22 جلد «صحیفه امام» از عهده یک و یا چند نفر خارج بوده است؛ انجام این مهم را مدیون تلاش بىوقفۀ دهها تن از همکارانمان در بخشهاى مختلف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و همکارى جمع زیادى از نیروهاى خارج از مؤسسه هستیم.
در پایان و با ذکر این نکته که علیرغم دقت و کوششى که در مراحل مختلف تنظیم صحیفه امام به عمل آمده است، از آنجا که حروفچینى و چاپ و نشر مجموعۀ آثار امام به صورت یکجا و در قالب برنامهاى فشرده و چند ماهه در سال جارى که به نام سال امام خمینى نامگذارى شده است، پیشبینى گردیده بود، طبعاً در چنین حجم وسیعى امکان بروز خطا و کاستى منتفى نیست بدین جهت از محققین و خوانندگان محترم این مجموعه تقاضا داریم دربرخورد با چنین مواردى، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى را از پیشنهادات و نظرات اصلاحى خویش بهرهمند سازند.
آرزوى ما: اعتلاى روزافزون اسلام ناب؛ ترویج آرمانها و یاد و نام امام خمینى؛ پیشرفت و اقتدار نظام جمهورى اسلامى؛ و عزت و سربلندى ملت بزرگوار ایران است. در پیمودن راه امام خمینى سربلند و پیروز باشید.
حمید انصارى
قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)
1- کتاب «آواى انقلاب»، شامل گزیدههایى از نامهها و اعلامیهها و سخنرانیهاى امام خمینى است که در سال 1355 به کوشش اتحادیه انجمنهاى اسلامى دانشجویان در اروپا و امریکا و کانادا منتشر شده است.
ـ جلد اول کتاب ارزشمند «بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى» که در سال 1356 منتشر شده است به لحاظارائه اسناد مبارزاتى و سخنرانیها و گفتگوها و پیامهاى امام خمینى از آغاز تا اواسط سال 1345 همراه با تحلیل وقایع نهضت امام، حائز اهمیت است. جلد دوم و سوم این کتاب نیز بعد از پیروزى انقلاب اسلامىمنتشر شده است که تحلیل وقایع نهضت امام خمینى را تا آستانۀ پیروزى انقلاب اسلامى پیگیرى نموده است.
ـ کتاب «مجموعهاى از مکتوبات، سخنرانیها، پیامها و فتاواى امام خمینى»، (از نیمۀ دوم 1341 تا هجرت بهپاریس). بخشى از مطالب این کتاب قبل از پیروزى انقلاب اسلامى در خارج کشور با عنوان «خمینى و جنبش»انتشار یافته است.
ـ کتاب «طلیعۀ انقلاب اسلامى»، شامل مجموعه مصاحبههاى امام خمینى تا سال 1358. این کتاب با همت ونظارت یادگار امام (ره) و همکارى جمعى از دانشگاهیان تنظیم گردیده و در سال 1363 توسط مرکز نشردانشگاهى به چاپ رسیده است.
ـ مجموعۀ 22 جلدى به نام «در جستجوى راه از کلام امام». این اثر نخستین مجموعۀ موضوعى نسبتاً جامعى است که رهنمودهاى امام خمینى را از سال 1341 تا 1361 در قالب 22 دفتر و به صورت موضوعى ارائه نموده است. هر دفتر شامل یک موضوع از عناوین عام فرهنگى و سیاسى است.
ـ کتاب «پیامها، سخنرانیها و اعلامیههاى امام خمینى». مؤسسۀ تحقیقاتى و انتشاراتى نور، آثار امام خمینى را در این کتاب از آغاز تا سال 1362 در 7 جلد منتشر ساخته است.
ـ دورۀ 22 جلدى صحیفۀ نور، و چاپ جدید آن همراه با اضافات. اطلاعات کامل مربوط به انتشار آثار امام خمینى را در مقالۀ «کتابشناسى حضرت امام خمینى» مندرج در شمارۀ «5 و 6» فصلنامۀ حضور، زمستان 1371، از انتشارات مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى ببینید. در این مقاله 233 عنوان کتاب معرفى شده است.
2- ذکر اسامى کسانى که به نحوى در آمادهسازى این مجموعه مستقیماً مشارکت داشتهاند، اداى دینى است درقبال زحمت این عزیزان و مطمئناً افتخارى است براى آنان. افرادى که در موسسه و یا خارج از موسسه، ما را درمراحل مختلف آمادهسازى و انتشار صحیفۀ امام همراهى کردهاند، به تفکیک نوع همکارى، عبارتند از:
ـ مدیریت اجرایى و هماهنگى؛ آقایان: علیرضا اسماعیلى جمکرانى، مجید زمانپور.
ـ تدوین پاورقیها و تیترها، ویراستارى و کنترل نهایى متن؛ آقایان: سید حمید روحانى، مسیح بروجردى،محمدحسن شفیعیان، بوشهرىپور، مرتضوىزاده، نخبه روستا، طاهرى نیا، ایوبى، سیدابراهیمى و خانمها:باقرى، سلطانى، مصباحى.
ـ گردآورى و استخراج اطلاعات اولیه؛ آقایان: نوروزى، حسینى آرام، صدرایى، سلحشور، بصیرتمنش،نادرپور، و خانم علمى.
ـ نمایه سازان؛ آقایان: فراستى، ستاره، محمدى، سورى تویسرکانى، ترابى، عالیخانى، جواهرى یکتا؛ وخانم: پرنیان خوى ـ با نظارت آقاى دکتر عباس حرّى.
ـ استنساخ، مقابلۀ متون و تصحیح مطبعى؛ آقایان: هوشیارى، شیدائیان، شعاعحسینى، علیخانى، کریمىرباطى، صدرایى، رهبر، واعظ، حسینى فر، اخضرى، حسن زاده، خاکى، سربخش، فاضل، بابایى، منصورى،فراهانى، مقدم، حبیبى، رضىخواه و خانمها: خوشطینت، طالبى، شهریارى، رحمانى، جاسبى، حاتمى، نادرى،رضایى، کربلایى، قمى، ابراهیمى، فدایى، صیدى، جستان.
ـ حروفچینى؛ آقایان: محمدى، نوروزى، کزازلو و خانمها: شربتدار، شیرافکن، جعفرلو، شاهمحمدى،سادات حسینى، حسینى فرد، زمانیان، معروفى.
ـ چاپ و نشر و توزیع؛ با مدیریت آقایان: سهراب هادى، سید احمد ابوطالبى، صادق آشفته، محمدجوادصدیقیان، نصرتاللّه هاتفى.
همچنین باید از کلیه همکارانمان در موسسه چاپ و نشر عروج، پژوهشکدۀ امام خمینى و انقلاب اسلامى،دفتر نمایندگى موسسه در قم و اصفهان، نمایندگى مؤسسه در شبه قاره و حوزههاى معاونت پژوهشى، هنرى،بینالملل، ادارى مالى؛ و روابط عمومى، واحد خواهران و دیگر واحدهاى موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى خصوصاً آرشیو، کامپیوتر، واحد خاطرات و ارزشیابى متون، قدردانى شود که همت و تلاش جمعىِ این عزیزان زمینه انتشار این مجموعه و دیگر فعالیتهاى متنوع موسسه را در یازده سال گذشته فراهم آورده است.