در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - مقدمه ناشر
  بسمه تعالى
 
کتاب قطور تاریخ بشریت با همه فراز و فرودهایش را سرفصلى است انکارناپذیر به نام «تاریخ‏سازان بزرگ». در اینکه اندیشه‏هاى بلند و مکتبهاى فلسفى و سیاسى چگونه پدید آمده و تکامل یافته‏اند و اینکه علم تاریخ و فلسفه تاریخ چیست و تابع چه قواعدى است، پیرو هر نظریه‏اى که باشیم نمى‏توان نقش بى‏بدیل شخصیتهایى که اندیشه و رفتارشان فراتر از عصر و نسل خویش در گسترۀ جامعه و سیاست و در عرصۀ فرهنگ و معارف و روابط بشرى عمیقاً اثر نهاده‏اند را نادیده بگیریم.
آیا ظهور چنین شخصیتهایى را باید صرفاً برآیند طبیعى نیازهاى اجتماع و زمانه دانست و آنها را چونان نمادهایى پنداشت که اندیشه و رفتارشان بازتاب خواستها و تمایلات و نیازهاى طبیعى یک عصر و نسل است؟ و یا آنکه ویژگیهاى فره‏مندانه و انحصارى، نبوغ ذاتى و آینده‏نگرى، و توان تولید و بازتولید اندیشه‏هاى برتر، آنان را در جمع نام‏آوران و تحول‏آفرینان قرار داده است؟ و یا تلفیق و ترکیبى از این دو عامل؟ و یا آنکه در یک نگاه فلسفى و یا عرفانى و متافیزیکى نقش آفرینى چنین شخصیتهایى را بسان طرحى از پیش تدبیر شده در خلقت آدمى و هبوط او به سرزمین طبیعت و تلاش بى‏وقفۀ انسان و جامعه انسانى براى رهایى و تکامل و عروج و معاد بنگریم؟ به هر حال تفاوت دیدگاههاى مذکور تغییرى در این واقعیت ایجاد نمى‏کند که در ابتداى گذرگاهها و پیچهاى اصلى تاریخ زندگى بشر، معدود بزرگانى ایستاده‏اند که اندیشه و رفتار آنان در حد دگرگونى بنیادین در بینشها و روشها و پیدایش فلسفه‏ها و مکتبها و نظامهاى مختلف، بر پهنه‏هایى وسیع از جنبه‏هاى حیات فرهنگى و سیاسى و اجتماعى میلیونها نفوس بشرى اثر گذارده‏اند. و البته این واقعیت هیچ‏گونه تضاد و منافاتى با پذیرش نقش انکارناپذیر آحاد جامعۀ انسانى و یا نهادهاى برآمده از آن در تحولات فرهنگى و اجتماعى ندارد. به راستى کدام مکتب معتبر فلسفى، سیاسى، اجتماعى و ادبى و کدام تمدن و تحول و نهضت دگرگون کننده را از آغاز تاریخ بشر تاکنون سراغ داریم که بنیان خویش را وامدار چهره‏هایى برجسته و نامدار در عالم اندیشه و سیاست و فرهنگ و ادب و انقلاب نباشد؟
و اینچنین است که مهمترین فصل در شناخت نحله‏هاى فلسفى و مکتبهاى سیاسى و ادبى، و شناخت ادیان و مذاهب و فرهنگها و تمدنها، و انقلابها و نهضتها، فصل شناخت راهبران و بنیانگذاران است. و بر این اساس توفیق هرگونه تبیین علمى و تحلیل واقع‏بینانه از پدیدۀ انقلاب اسلامى و ارزیابى تأثیر و کارکرد آن در جامعه ایران و جامعه جهانى، در نخستین گام منوط است به شناخت اصول اندیشه و زوایاى رفتار و زندگانى مردى که این انقلاب را از مبدأ آن در 15 خرداد سال 1342 تا 22 بهمن 1357، و از آن پس به مدت 11 سال از نخستین مراحل تشکیل حکومت گرفته تا تشکیل و تثبیت نظام جمهورى اسلامى، آن را رهبرى کرده است. نکتۀ مهم آنکه پدیدۀ انقلاب اسلامى و رهبرى امام خمینى همزمان با اوج جنگ سرد دو ابرقدرت فائق جهان که نهایتاً به فروپاشى یکى از دو قطب بزرگ سیاسى منجر شد و در آستانۀ دگرگونیهاى شگرف در جغرافیاى سیاسى جهان اتفاق افتاد و از این منظر نیز تحلیل ویژگیهاى اندیشه و رفتار مردى که در این بحبوحه توانست کاملاً مستقل و خارج از نفوذ اقتضائات و الزامات بلوک‏بندیهاى به ظاهر گریزناپذیر شرق و غرب (سرمایه‏دارى و کمونیسم) طرحى نو درافکنَد و نظامى دینى را پایه‏ریزى کند، بسیار حائز اهمیت است.
در صدمین سال میلاد امام خمینى و ده سال پس از رحلت او، موقعیت انقلاب و نظامى که او پایه‏ریزى کرد آنچنان تثبیت شده است که دیگر براى اثبات این حقیقت که: انقلاب اسلامى تنها یک خیزش مقطعى براى فروپاشى رژیمى سیاسى در منطقه‏اى از جهان نبود، نیاز به استدلال، و ارائه سند و برهان نداریم. هم اکنون در ادبیات سیاسى جهان، و عینى‏تر از آن در نشستهاى علمى اندیشمندان و سیاستمداران و حتى در سطح مذاکرات و گفتگوهاى رسمى دولتمردان بزرگ جهان، سخن از چالشهایى است که انقلاب اسلامى در عرصۀ گفتمانها و معادلات سیاسى و فرهنگى پدید آورده است. پیدایش و گسترش احزاب اسلامگرا در اکثر کشورهاى اسلامى، تحولات پدید آمده و یا در شرف تکوین که بر اثر حضور نیرومند گروهها و احزاب دینى در بسیارى از کشورهاى اسلامى موازنۀ سنتى قوا را دگرگون کرده است، و بحث از جایگاه مسلمانان و تمدن آتى اسلام در معادلات سیاسى و فرهنگى آیندۀ جهان و مباحثى همچون جنگ یا گفتگوى تمدنها، سکولاریسم یا دین‏باورى در عرصۀ حکومت، گفتمان روز مجامع فرهنگى و سیاسى است. بازتاب نتایج عملى این گفتمانها و چالشها و رویکردهاست که در رأس خبرها و تحلیلهاى رسانه‏هاى گروهى جهان قرار دارند و مطمئناً این روند با توجه به ژرفاى نفوذ پیامها و کارکردهاى انقلاب اسلامى در جوامع اسلامى و جهان معاصر رو به فزونى خواهد نهاد.
در ایران، انقلاب اسلامى توانست رژیمى دیکتاتور و شدیداً تحت حمایت غرب را که در نقش ژاندارم حافظ منافع آمریکا و اروپا و در جهت منافع سازمان ناتو در خلیج‏فارس و در جوار مرزهاى شوروى سابق ظاهر شده بود را با شیوه‏هاى مبارزاتىِ منبعث از فرهنگ اسلامى مردم ایران و کاملاً متفاوت با انقلابها و خیزشهاى سیاسىِ متداول سرنگون کند و مهمتر از آن اساس نظام سلطنتى فاسد را در هم پیچد و نظامى جمهورى آن هم با مبانى و ساختارى دینى و اسلامى برپا سازد.
انقلاب اسلامى موقعیت و جایگاه سیاسى ایران را که در روزگارى نه چندان دور در حد یک ایالت نیمه مستعمره و تحت سیطرۀ همه جانبه آمریکا قرار داشت تا حد یک قدرت نیرومند فرهنگى و سیاسى که اینک مواضع و رفتارها و روابطش سخن روز مجامع بین‏المللى و دولتمردان جهان است ارتقاء بخشید. اکنون جمهورى اسلامى از چنان وزنه‏اى در معادلات سیاسى جهان برخوردار است که در مقابل کوچکترین موضع‏گیرى و تحول داخلى ایران، آمریکا و قدرتهاى بزرگ جهان ناگزیر از موضعگیرى رسمى مى‏شوند. به گواهى خبرها و گزارشهاى روزانۀ دهها رسانۀ معتبر جهانى هم اینک بخش وسیعى از تلاشها و نشستهاى کاخ سفید و دولتهاى اروپایى و آسیایى معطوف به چگونگى رابطه با ایران و نحوۀ مواجهه با تأثیر انقلاب اسلامى در عرصۀ جهانى است.
جداى از موقعیت کنونى ایران در جغرافیاى سیاسى جهان معاصر ـ که البته بى‏هیچ شبهه‏اى این جایگاه جدید در همۀ ابعادش متأثر از پدیدۀ انقلاب اسلامى و نظام برآمده از آن است ـ در وراى مرزهاى ایران نیز انقلاب اسلامى آثارى تعیین‏کننده، انکار ناپذیر و روبه رشد برجاى نهاده است: «جهان اسلام» تا چندى قبل به ملتهایى متفرق اطلاق مى‏شد که کارکرد عقاید دینى آنان در حد معتقدات فردى، و آنهم رو به کاستى و زوال بود؛ اکثر مسلمانان در عرصه‏هاى مختلف حیات اجتماعى از فرهنگ و سیاست و نظام حقوقى گرفته تا آداب و روابط اجتماعى و نظامهاى آموزشى خویش آنچنان مجذوب و مرعوب فرهنگهاى غربى و شرقى و وارداتى شده بودند که احساس هویت مستقل و مشترک و اسلامى به شدت در مقابل نفوذ ایسمها و گرایشهاى سیاسى غیر دینى رنگ باخته و بى‏هویتى و اضمحلال فرهنگى سیرى شتابان گرفته بود. آهنگ هجوم و انحلال و اضمحلال چنان شتابان بود که نیرومندترین جنبشهاى ناسیونالیستى نیز به لحاظ فقدان پایگاه فکرى و ایدئولوژیکى مناسب که قادر به جلب حمایت دراز مدت توده‏هاى مسلمان و ملتهاى اسلامى و تغییر مناسبات و ایجاد ساختارهاى فرهنگى و سیاسى جدید و مطمئن با فرهنگ دینى باشد، چند صباحى بیش دوام نیاوردند. ناکامى جنبشهاى ناسیونالیستى در جهان عرب و ترکیه و شکست زود هنگام ملى‏گرایان در ایران نمونه‏هایى از این تلاشهاى ناموفقند. ناسیونالیسم شاهانه و باستانگرایى مضحک و افراطى شاه در ایران نیز نه تنها به منزلۀ طرحى براى مقاومت در برابر نفوذ فرهنگ غربى تلقى نمى‏شد بلکه اساساً طراحى شده بود تا گسست فرهنگ دینى را در جامعه ایران به نفع غرب سرعت دهد. در دیگر کشورهاى اسلامى نیز وضعیت مشابهى حاکم بود. فعالترین چهره‏هاى سیاسى مخالف و احزاب و گروههاى انقلابى و اصلاح‏طلب در جهان اسلام را هواداران مکاتب سوسیالیستى و چهره‏هاى غیر دینى و عموماً غرب و یا شرق‏زدگان تشکیل مى‏دادند. صداى معدود متفکرین و جریانات سیاسى اسلامگرا در هیاهوى انواع ایسمها و گرایشهاى شرقى و غربى به جایى نمى‏رسید.
اما اکنون، شرایط سیاسى و گرایش احزاب و جریانات فعال سیاسى در اکثر کشورهاى اسلامى بطور کلى دگرگون شده است. آهنگ بیدارى مسلمانان و بازگشت به فرهنگ دینى در جوامع اسلامى تبدیل به امواج اسلامخواهى گردیده است و مراحل اولیه را پشت سر نهاده و به صورت تشکیل احزاب و ایجاد تشکلهاى نیرومند سیاسى و فرهنگى و اجتماعى در بسیارى از بلاد اسلامى جلوه‏گر شده است. این پدیدۀ نوظهور به ایران و لبنان و فلسطین اختصاص ندارد. در آفریقا دولتهاى اروپایى و امریکا تاکنون هزینۀ گزافى براى پیشگیرى از پیروزى اسلامگرایان پرداخته‏اند. الجزایر، مصر، سودان و ... نمونه‏هایى بارز از این مدعایند. پیشرفت غیرقابل مهار مسلمانان در انتخابات الجزایر، جهان غرب را وادار نمود تا در تناقضى آشکار، شعار دمکراسى و حقوق بشر را نادیده بگیرد و از حکومت نظامى و سرکوب خونین و گستردۀ اسلامگرایان حمایت کند. در سودان اسلامگرایان حکومت را در اختیار گرفته‏اند؛ در ترکیه علیرغم تلاش وسیع لائیکها در چندین دهۀ متوالى، فعالیتهاى اسلامى و دینى ـ دقیقاً برخلاف آهنگ تبلیغات و سیاستهاى رسمى ـ رو به گسترش است و احزاب اسلامگرا در این کشورها جایگاهى
تعیین کننده یافته‏اند. برخلاف تبلیغات فراوانى که علیه پیامهاى عزت‏طلبى، استقلال‏خواهى و اسلامگرایى به عنوان شعارهاى جهانى انقلاب اسلامى شده است طرفدارى از این آرمانها هرگز محدود به شیعیان نگردید و هم اینک امریکا و غرب در مطمئن‏ترین پایگاههاى سنتى خویش در شبه جزیرۀ عربستان و در یکایک بلاد عربى و اسلامى دچار چالشها و بحرانهایى است که از ناحیۀ ظهور گروههاى اسلامگرا فراروى غرب پدید آمده است. در بلاد اسلامى واقع در شرق آسیا نیز تحولات جارى حاکى از پیروزى و گسترش نفوذ احزاب اسلامگرا است. تبلیغ تعبیر نارواى بنیادگرایى نیز نتوانسته است از آهنگ رو به رشد این موج بکاهد. در کشور لبنان که تا قبل از پیروزى انقلاب اسلامى فعالیت شیعیان و گروههاى دینى و اسلامى براى اثبات موجودیت خویش به سرپا نگهداشتن چند مؤسسه آموزشى و خیریه محدود مى‏گردید و مجاهدات و مقاومت مظلومانۀ آنان در هیاهوى حضور احزاب چپ و راست رنگ مى‏باخت اکنون در این کشور نه تنها چهره‏ها و نیروهاى مسلمان در عرصه سیاست داخلى این کشور و در مواجهه با رژیم اشغالگر قدس حرف اول را مى‏زنند بلکه مواضع حزب اللّه‏ لبنان به عنوان مقتدرترین نیروى سیاسى و دینى در این کشور ابعاد بین‏المللى یافته و پایدارى آنان طرحهاى امریکا و صهیونیستها را در این منطقه با شکست مواجه ساخته است.
در داخل سرزمینهاى اشغالى فلسطین و در قدس و کرانۀ باخترى رود اردن نیز مقاومت اسلامى متأثر از انقلاب اسلامى و با دست خالى و تکیه بر نیروى ایمان، سیاستهاى واشنگتن و روند سازش را با همۀ سرمایه‏گذارى کلانى که غرب کرده است و علیرغم تسلیم برخى از رهبران عرب و بعضى سازمانهاى فلسطینى، با بن‏بست رو برو کرده است.
     رشد روزافزون موج بیدارى و اسلامگرایى منحصر به کشورهاى اسلامى نیست، در اغلب کشورهاى اروپایى و حتى در ایالات متحده نیز مسلمانان بزرگترین اقلیت دینى و فعال سیاسى را تشکیل مى‏دهند. جلوه‏اى از بروز هویت جدیدِ جامعه مسلمانان در این کشورها را در ماجراى محکومیت نویسنده و انتشار دهندگان و حامیان کتاب مبتذل آیات شیطانى شاهد بودیم.
با استناد به واقعیتهاى موجود و در حال وقوع، مى‏توان گفت تأثیرى که موج جدید بیدارى مسلمانان بر جلب توجه ملتها و جوامعِ مختلف به کارکرد و نقش دین در عرصه اجتماع و حکومت داشته است منحصر به مسلمانان نمى‏باشد بلکه مقولۀ احیاى تفکر دینى و بازشناسى ارزشها و آرمانهاى ادیان توحیدى و جایگاه و نقش دین در نظام نوین و آیندۀ جهان با توجه به شکست مارکسیسم و فروپاشى قطب کمونیستى جهان و بروز بحرانهاى اجتماعى و اخلاقى در نظامهاى متکى به سرمایه‏دارى ، مباحثى هستند که به طور جدى توجه اندیشمندان و مصلحان را به خود معطوف ساخته اند. رویکرد جامعه جهانى و حتى دولتمردان و سازمانهاى بین‏المللى به مباحثى نظیر گفتگوى پیروان ادیان و مذاهب و گفتگوى تمدنها و مقوله‏هایى نوظهور در مباحث سنت و مدرنیسم و پُست مدرنیسم نشانه‏هاى آغاز این تحولند.
اکنون این واقعیت بر هیچ صاحبنظر سیاسى پنهان نیست که انقلاب اسلامى در ایران و آثار و نتایج آن در منطقه و در جهان یکى از عوامل مؤثر در تحولات سیاسى و فرهنگى دو دهۀ گذشته مى‏باشد و به موازات آن، واقعیتى دیگر نیز مورد اعتراف و تأکید آگاهانِ عرصۀ مسائل فرهنگى و سیاسى جهانى است که انقلاب اسلامى به گونه‏اى انکارناپذیر در اساس و استمرارش با اندیشه و راهبرى مردى گره خورده است که معمارى انقلاب را هم در پهنۀ مبانى فکرى و تئورى انقلاب و هم در عرصۀ عمل و روشها و شیوه‏هاى پیشبرد انقلاب بر عهده داشته است. تعبیر رساى جانشین امام که گفته‏اند : «انقلاب اسلامى بدون نام امام خمینى در هیچ جاى جهان شناخته شده نیست» بازگو کنندۀ همین حقیقت است. البته واضح است که پیروزى انقلاب اسلامى و موفقیتهاى امام خمینى را نمى‏توان جداى از بسترها و پیش زمینه‏ها و فعل و انفعالاتى که در جهان اسلام و در ایران، بخصوص در دهه‏هاى اخیر به وقوع پیوسته است ارزیابى کرد و نقش مصلحان و متفکران و جریانات دین‏گرایى که با مبارزات و جهاد فکرى و فرهنگى خویش زمینۀ بالندگى و پذیرش پیام انقلاب اسلامى را در ایران و جهان فراهم کرده‏اند نادیده گرفت.
به هر حال استقرار نظام جمهورى اسلامى در ایران نخستین نتیجۀ عینى و عملى انقلاب اسلامى و آرمانهاى امام خمینى است. بنابراین آشنایى با زندگى و مبارزات، افکار و آرمانها، و آثار و مواریث امام خمینى، در حقیقت نخستین گام براى شناخت ماهیت انقلاب اسلامى و رهبرى آن و شناخت عامل اصلى بسیارى از تحولات جارى و آتى در عرصۀ فرهنگ و سیاستِ جهان اسلام در عصر حاضر و آینده مى‏باشد. امام خمینى را باید معمار تمدنى نوین و اسلامى بنامیم که در حال شکل‏گیرى است.
با توجه به جایگاه انقلاب اسلامى و نقش امام خمینى در جهان معاصر، که جلوه‏هایى ازآنرا در سطور پیشین اشاره کردیم طبعاً مطالعه آثار شفاهى و مکتوب سیاسى و اجتماعى، و حتى شخصى و خانوادگى امام خمینى که اینک یکجا و در مجموعه‏اى به نام «صحیفه امام» ارائه شده‏اند، راهى است براى پى‏بردن به خصوصیات روحى و ابعاد شخصیتى، و روشها و منشهاى دینى و سیاسى، و روابط شخصى و اجتماعىِ رهبر کبیر انقلاب اسلامى. هر یک از آثار مندرج در «صحیفه امام» بازگو کنندۀ نکته‏اى است از زوایاى پیدا و پنهان روح و رفتار امام.
برخى از آثار مندرج در «صحیفۀ امام» بیانگر آنست که امام خمینى را وراى دنیاى پرهیاهوى مبارزه و سیاست و رهبرى، روحى است لطیف و عارفانه، و در عین حال مسئولیت‏شناس در قبال وظایف جمعى و روابط انسانى. این آثار نشان مى‏دهند که امام تنها در وادى علم و اجتهاد، مبارزه و جهاد و سیاست و امامت اسوه‏اى شایسته براى مقتدایان نبود بلکه روح لطیف و شخصیت منضبط و تکلیف گرا، وى را وامى‏داشت تا شانه از انجام وظیفه در عرصه‏هاى غیرسیاسى خالى نکند. او در آیین همسردارى و محبت و وفاى به همسر، یک زوج نمونه است؛ پس از آنکه تحقیق و تقدیر وى را به خانۀ آیت‏اللّه‏ ثقفى براى انتخاب شریک غمها و شادیهاى زندگى‏اش رهنمون شد تا پایان عمر و در همه فراز و نشیبها بر این انتخابِ نخستین و آخرین وفادار ماند؛ یک بار عزیمت به سفر حجِ واجب در دوران جوانى، یک سال تبعید اجبارى به ترکیه و چند مرحله سفرِ همسر به ایران براى دیدار فرزندان و منسوبین (در دوران اقامت مشترک در نجف اشرف) معدود مواردى هستند که در مدت شصت سال زندگى مشترک بین او و همسرش دورى افکند. نامه‏ها و مکتوبات به جاى مانده، گویاى رابطۀ عمیق و عاطفى و وفادارانه و سرشار از محبت و احترام متقابل آنان است.
نامه‏هاى امام خمینى به فرزندان و منسوبین گوشه‏اى دیگر از زوایاى روحى بزرگ را مى‏نمایاند که هرگز بودن در مسند مرجعیت و زعامت دینى و قرار گرفتن در مصدر رهبرى انقلاب، او را از انجام وظایف دینى و اخلاقى در حق فرزندان و منسوبینِ خویش غافل نساخت؛ از احوالپرسیهاى متعارف گرفته تا پیگیرى مشکلات و تذکر و راهنمایى خیرخواهانه در مورد مشى زندگى و سفارش به تحصیل و تهذیب نفس و دیگر امورى که در نامه‏هاى خانوادگى امام خمینى به چشم مى‏خورند حاکى از دقت نظر امام و مواظبت ایشان در بجاى آوردن تمام آداب و اخلاق اسلامى در رابطه با منسوبین است.
مشى تربیتى امام و اعتقاد ایشان به حق انتخاب و آزادى عمل فرزندان، توأم با راهنماییهاى مشفقانه را در همین مکتوبات مى‏توان ملاحظه کرد و در این میان نامه‏ها و حکمها و رساله‏هاى اخلاقى امام خمینى خطاب به حجت‏الاسلام حاج سید احمد خمینى به لحاظ نقش ویژه و منحصر به فردى که این فرزند فداکار و امین در کنار پدر، در انقلاب اسلامى داشته است بسیار آموزنده و سرشار از نکات سیاسى و اجتماعى و اخلاقى است.
اجازات امام خمینى به افراد مختلف در امور شرعیه و حسبیه ـ چه به صورت عام و یا در پاسخ به استجازه‏هاى خاص و موردى ـ بخشى دیگر از آثار مندرج در «صحیفه امام» مى‏باشند. براساس مبانى فقه شیعه، تصرف در وجوه شرعى و امور حسبى در دوران غیبت بدون اذن فقیه جامع الشرایط مجاز نیست و بر این مبنا از دیرباز صدور اجازه‏نامه از سوى مراجع تقلید براى افرادِ واجد شرایط امرى متداول بوده و هست؛ مؤمنان از طریق این نمایندگان، وجوه شرعى خویش را پرداخت و براى مرجع خود ارسال مى‏نمایند. در متن اجازه‏نامه‏هاى صادره، محدودۀ اختیارات گیرندۀ اجازه، براى مصرف وجوه در موارد مقررِ شرعى مشخص مى‏گردد. اینگونه اجازات به کسانى داده مى‏شود که وجود شرایط لازم و مراتب تدیّن و تعهد آنان براى مرجع تقلید محرز گردیده باشد و یا آنکه حداقل دو تن از خبرگان عادل مراتب مذکور را تأیید کرده باشند. همین شیوۀ نسبتاً مطمئن براى اخذ و صرف وجوهات شرعى بوده است که فقه و فقاهت و حوزه‏هاى علمیه را در طول تاریخ از گزند وابستگى به دولتها و پیروى از خواست حکومتهاى ناصالح مصون داشته و موجب ارتباط مستقیم عالمان دینى و حوزه‏هاى علمیه با توده‏هاى مردم، و متقابلاً آگاهى و نظارت نسبى مردم بر رفتار و کردار آنان شده است و امکان نفوذ عناصر ناشایست را در مسند زعامت دینى به حداقل ممکن رسانده است.از مجموع اجازات صادره از سوى امام خمینى و خصوصاً نامه‏هایى که ایشان خطاب به نمایندگان شرعى خویش نوشته‏اند در مى‏یابیم که امام خمینى در صدور اجازات، سختگیر و دقیق بوده‏اند و به جز مواردى معدود که به چهره‏هاى شاخص از عالمان مشهور و متقى اجازه‏نامه داده‏اند و یا افرادى که مستقیماً با ایشان در ارتباط بوده و از نزدیک مى‏شناختند در بقیۀ موارد عموماً بدون گواهى کتبى خبرگان عادل اجازه‏اى صادر نکرده‏اند. در پایان جلد اول صحیفۀ امام فهرستى از اجازه‏نامه‏هاى صادره از سوى امام خمینى در دوران اقامت در نجف اشرف درج شده است، نسخۀ اصل این فهرست که توسط امام و با خط ایشان تحریر شده است حاکى از دقت نظر و نظم امام در اینگونه موارد است.
ذکر این نکته لازم است که اجازه‏نامه‏هاى شرعى تا زمانى معتبرند که گیرندۀ آن بر وصف دیانت و دیگر اوصاف لازم براى نمایندگى شرعى در اخذ و صرف وجوهات شرعیه باقى باشند وگرنه خودبخود معزولند. یادآور مى‏شویم در این مجموعه صرفاً اجازاتى که تاکنون نسخه‏اى تأیید شده از آن به دستمان رسیده است درج گردیده و مطمئناً تعداد اجازات صادره از سوى امام خمینى بیش از آن است. امیدواریم دارندگان اجازات و دیگر آثار امام خمینى نسخه‏اى از آن را براى مؤسسه ارسال نمایند تا در چاپهاى بعدى درج شوند. ضمناً به لحاظ رعایت اختصار، و اختصاص این مجموعه به آثار امام، معرفى‏نامه‏هاى کتبى خبرگانى که گواهى آنان منتهى به صدور اجازه شده است درج نگردیده‏اند؛ این‏گونه نامه‏ها در آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى نگهدارى مى‏شوند.
تلگرافها و نامه‏هاى امام خمینى که به اشخاص مختلف از عالمان دین، شخصیتهاى سیاسى فرهنگى و نمایندگان شرعى، دولتمردان داخلى و خارجى گرفته تا احزاب و جمعیتهاى مختلف و مردم عادى نوشته شده‏اند و دربردارندۀ مضامین متنوع مى‏باشند، بخشى دیگر از مندرجات «صحیفه امام» را به خود اختصاص داده‏اند. مخاطبین متنوع این نامه‏ها و گسترۀ تاریخىِ طولانى مدتى که هر یک از این نامه‏ها در مقطعى از آن نوشته شده‏اند و خصوصاً تنوع مطالب و محتواى آنها سبب شده‏اند تا نامه‏هاى امام در مجموعه آثار ایشان به عنوان بخشى مهم از گنجینۀ اسنادى تلقى شوند که گوشه‏هایى از سیر نهضت امام و مواضع و نگرش ایشان در مسائل گوناگون را بازگو مى‏کند.
در میان این نامه‏ها اسنادى منحصر به فرد به چشم مى‏خورد که خود منشأ تحول در جریان قیام و انقلاب اسلامى شده‏اند نظیر تلگرافها و نامه‏هاى امام خطاب به شاه، اسداللّه‏ عَلَم، امیر عباس هویدا و همچنین نامه‏هاى امام به مراجع تقلید و علما و حوزه‏هاى علمیه و گروهها و جمعیتهاى سیاسى و مذهبى داخل و خارج کشور و سران کشورهاى خارجى.
خوشبختانه با همت یادگار امام ـ رحمة‏اللّه‏ علیهما ـ نسخه‏هاى اصلى بسیارى از نامه‏ها و تلگرافهاى امام خمینى از مقطع اوج گرفتن انقلاب اسلامى در سال 56 تا زمان رحلت امام گردآورى شده و در اختیار مؤسسه مى‏باشند و با پیگیریهاى مؤسسه و همکارى دوستان امام تعداد زیادى از مکاتبات امام خمینى در سالهاى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى به دست آمده‏اند که تمامى این موارد همراه با دیگر آثار و اسناد ایشان بدون هیچگونه دخل و تصرفى عیناً در صحیفۀ امام منتشر شده‏اند؛ در عین حال مطمئناً در دوران آغاز قیام امام خمینى در سالهاى 40ـ42 و ادوار قبل و بعد از آن، نامه‏ها و مکتوبات فراوانى از امام خمینى وجود داشته است که به دلایل مختلف و از آنجمله اختناق غیرقابل توصیف در رژیم شاه و حساسیتهاى ساواک در مورد آثار امام، تمامى آنها گردآورى نشده‏اند؛ امیدواریم با استمرار پیگیریهاى مؤسسه، باقیماندۀ نامه‏ها و مکتوبات امام خمینى که هنوز در اختیار افراد و یا درون پرونده‏هاى مرتبطین با نهضت امام مى‏باشند در دسترس قرار گرفته و پس از اطمینان از سندیت و صحت، آنها را در چاپهاى بعدى این مجموعه منتشر نماییم.
از حضرت امام خمینى (س) به عنوان مرجع تقلید جمع زیادى از شیعیان و همچنین به عنوان رهبر کبیر انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ایران احکام و فرامین متعددى در مسائل گوناگون برجاى مانده است که عیناً در این مجموعه منتشر شده‏اند.
فرمان تشکیل شوراى انقلاب، دولت موقت و احکام انتصاب اعضاى آن، تنفیذ قانون اساسى، تنفیذ احکام رؤساى جمهورى اسلامى، احکام مربوط به تشکیل نهادهاى مختلف انقلاب، احکام عزل و نصب مسئولین قوۀ قضائیه و فرماندهان نظامى و انتظامى و نمایندگان رهبرى در نهادها و ارگانها، فرامین نظامى که امام خمینى به عنوان فرمانده کل قوا صادر کرده‏اند و رهنمودها و فرامین حکومتى ایشان که در پاسخ به درخواستهاى مسئولین نظام و از موضع رهبرى انقلاب در مسائل مختلف صادر شده‏اند، عناوین احکامى مى‏باشند که در صحیفۀ امام منتشر شده‏اند. ملاحظۀ این بخش از آثار امام خمینى بویژه با توجه به سیر تاریخىِ صدور احکام، همراه با پیامها و سخنرانیهاى ایشان، شمائى از نوع رهبرى دینى و متعهدانه، کارشناسانه، قاطع و مقتدر و در عین حال متواضعانه و مردمى ایشان را ارائه مى‏نماید.
از آنجا که برخى از آراء و فرامین امام خمینى در ذیل درخواستهاى کتبى مسئولین و متقاضیان نوشته شده است، براى درک بهتر موضوع، تمام و یا قسمتهاى اصلىِ درخواست اولیه نیز همراه با متن پاسخ امام درج شده‏اند.
از مهمترین آثار مکتوب امام خمینى که در صحیفۀ امام گردآورى شده و در سیر تاریخىِ خود منتشر گردیده‏اند، پیامهاى مختلف دینى و سیاسى امام خمینى است. صدور و انتشار این پیامها در حقیقت اصلى‏ترین محور ارتباط بى‏واسطۀ امام خمینى با مردم و پیروان ایشان است؛ از رهگذر همین پیامها موج خیزش علیه رژیم شاهنشاهى در جریان لایحۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى، و موج قیام 15 خرداد در سال 42 آغاز شد و در تمام دوران مبارزۀ ملت ایران، اعلامیه‏ها و پیامهاى امام بود که آیین قیام و مبانى فکرى و سیاسى انقلاب، و اولویتها و شعارها و رویکردهاى آنرا در هر مرحله از مراحل دشوار انقلاب تعیین مى‏نمود. در زمانى که در سال 56 و 57 قیام اسلامى ملت ایران اوج گرفت هر اعلامیه‏اى که از نجف و یا پاریس از سوى امام خمینى صادر مى‏شد و به سرعت در سراسر کشور دست به دست مى‏گردید به منزلۀ منشورى سراسرى و ملى بود که مسیر مبارزه و سمت و سوى انقلاب را تعیین، و نیروهاى انقلابى و مردم را حول هدفها و شعارهاى معیّن متحد و هماهنگ مى‏ساخت.
امام خمینى در پیامهاى خویش صرفاً بر دمیدن روح حماسه و تشویق مردم به استقامت و پایدارى در مسیر انقلاب تأکید نداشت بلکه ایشان با نثر روان و مستدل خویش مى‏کوشید تا آگاهیهاى دینى و سیاسى مردم را نسبت به تحولات جارى و شناخت آنان را از موافقان و مخالفان انقلاب در داخل و خارج کشور افزایش دهد و از این رهگذر مردم را خودآگاهانه به عرصۀ حمایت از هدفهاى انقلاب بکشاند. پیش‏بینى هوشمندانه طرحهایى که رژیم شاه و حامیان غربى او براى سرکوبى قیام در هر مرحله تدارک مى‏دیدند و خنثى کردن اثر اینگونه طرحها، هشدار نسبت به شعارها و مواضع انحرافى در مسیر مبارزه، و تأکید فراوان بر اتحاد مردم حول شعارهاى مشترک دینى  از جمله مضامینى هستند که در اعلامیه‏هاى امام خمینى نمودى بارز یافته‏اند.
وجه مشترک تمامى پیامهاى امام خمینى ـ قبل و بعد از پیروزى انقلاب ـ جلب حمایت مردم از اهداف انقلاب از منظر تکلیف دینى و الهى و با تکیه بر نقش‏آفرینى خود مردم به عنوان بانیان و صاحبان اصلى انقلاب و خصوصاً جوانان بود.
مى‏توان گفت تقویت ایمان و باورهاى دینى مردم به عنوان اصلى‏ترین محرک آنان در فعالیتهاى مبارزاتى و سیاسى، و «تکلیف گرایى دینى» شاخصۀ بارز خطى است که امام خمینى بنیان قیام خویش را بر آن نهاد و همین ویژگى را مى‏توان وجه تمایز انقلاب اسلامى از جنبشهاى سیاسى تاریخ معاصر ایران دانست. احیاى روح خداباورى و دین گرایى در عرصه مفاهیم اجتماعى، و احیاى مضامین تحرک‏آفرین قرآنى همچون امامت و ولایت، جهاد و شهادت، اصالت حاکمیت خدا و فرامین او، تقدم ملاکهاى دینى و نفى حاکمیت طاغوت، گسست ناپذیرى پیوند دین و سیاست، مضمونهایى هستند که امام خمینى با استناد به منابع اصیل دینى که مورد پذیرش جامعه ایران است و با اتکا به روش پیشوایان بزرگ دین توانست با تلفیقى خردمندانه از عقل و دین و با نگاهى واقع‏بینانه به نیازها و گفتمانهاى عصر جدید و کارآیى عنصر زمان و مکان در اجتهاد، روح منبعث از فرهنگ دین را به مثابۀ راهنماى اندیشه و عمل پیروان خویش در متن باورها و فعالیتهاى سیاسى و اجتماعى آنان جارى سازد. این مهم از رهگذر صدور پیامهاى پیاپى و ایراد سخنرانیهاى متعدد توسط امام خمینى ممکن گردید؛ بدین جهت معتبرترین متون براى شناخت مواضع و راه امام و چگونگى سیر انقلاب از دیدگاه امام، همین پیامها و سخنرانیها مى‏باشند که اینک براساس سیر تاریخى در این اثر ارزشمند منتشر شده‏اند.
تشکیل یکایک نهادها و ارکان نظام جمهورى اسلامى و مقابلۀ قدرتمندانۀ نظام نوپا با صدها توطئه‏اى که در ماهها و سالهاى پس از پیروزى انقلاب در داخل و خارج کشور از سوى دشمنان تدارک شده بود، تشویق مردم براى شرکت در تعیین سرنوشت خویش و انتخابات متعدد، بسیج گستردۀ ملت ایران براى دفع تجاوز دشمن در طول هشت سال دفاع مقدس، ترویج شعار پیروزى خون بر شمشیر به مثابۀ کارآمدترین سلاح در عرصۀ مواجهۀ نابرابر با دشمنان، جلب مشارکت مردم براى بازسازى کشور، صدور پیامهاى رهاییبخش انقلاب اسلامى به دیگر ملتها و فراخوان جهان اسلام براى بازیابى مجد و هویت دینى، و دعوت مسلمانان به اتحاد و مبارزه با نظام سلطۀ جهانى، اعلام سیاست نه شرقى و نه غربى به منزلۀ راهى نو براى مقابله با سلطه‏جویىِ بلوک سرمایه‏دارى و کمونیسم، افشاى جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستى و صدور فتواى وجوب حمایت از قیام مردم فلسطین و آزادى قدس، و بسیج جهان اسلام در مقابله با انتشار کتاب ضد اخلاقى آیات شیطانى، و خلاصه: ترویج روح خودباورى در ملت ایران و مسلمانان جهان، محتواى پیامهاى امام خمینى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى را تشکیل مى‏دهند.
کشتار مظلومانۀ حجاج در بیت‏اللّه‏ الحرام، دخالت مستقیم آمریکا در جنگ عراق و ایران، سرنگونى هواپیماى مسافربرى ایران بوسیله آمریکا، روى آوردن صدام به کاربرد وسیع سلاح شیمیایى و بمباران گستردۀ شهرها، پایان جنگ تحمیلى، آغاز دوران بازسازى و توسعه سیاسى، برکنارى قائم مقام رهبرى و همچنین رخدادهاى مهم جهانى نظیر آغاز تحولات دگرگون‏کننده در شوروى و بلوک شرق و توسعه سیاستهاى سلطه طلبانۀ غرب و آمریکا، رخدادهایى بودند که در دو سال آخر عمر امام خمینى بوقوع پیوسته‏اند. بدین سبب پیامهاى امام در دو سال آخر (66ـ68) از اهمیت فوق‏العاده‏اى برخوردار مى‏باشند. پیش‏بینى اوضاع آیندۀ ایران و منطقه و جهان، و هشدارها و راه حلها، در پیامهاى این دوره، از وضوح و شفافیت خاصى برخوردارند که مى‏توان از پیامهاى حج، نامه به گورباچف، پیام به مراجع تقلید و حوزه‏هاى علمیه (منشور روحانیت)، منشور برادرى، پیام به مهاجرین جنگ تحمیلى و پذیرش قطعنامه 598، و ... نام برد.
امام خمینى علاوه بر صدور دهها پیام، دست به کارى بدیع زد و تمامیت اصولِ اندیشه و آرمانهاى خویش و جمعبندى مواضع خود را در وصیتنامه‏اى مستند، تحلیلى و تفصیلى براى نسلهاى بعد از خویش به یادگار نهاد. این اثر جاوید در حقیقت منشورى است معتبر از خط و راه امام. با آنکه یازده سال بیش از رحلت امام نمى‏گذرد تاکنون وصیتنامه سیاسى و الهى امام در بیش از بیست زبان و در شمارگان میلیونى ترجمه و در اقصى نقاط جهان منتشر شده است.
یکى از عوامل مؤثر در مدیریت و رهبرى موفق امام خمینى، ارتباط گستردۀ امام با توده‏هاى مردم و اقشار مختلف جامعه بود. پیوند دشوارِ آرمانها و واقعیتها و برقرارى رابطه در ساحتِ نظر و عمل، وجه بارز فرهمندى رهبرى امام خمینى را به نمایش مى‏گذارد. آرمانسازان و نظریه‏پردازان بزرگ، کمتر توفیق تحقق آرمانهاى خویش را یافته‏اند. امام خمینى در ارائه و ترویج آرمانهاى سیاسى و دینى خویش صرفاً به تألیف رساله‏هاى عملیه و علمیه بسنده نکرد و از این جهت در تاریخ مرجعیت دینى کم‏نظیر و حتى بى‏نظیر است؛ او در همان حال که به عنوان یکى از مراجع بزرگ دینى جایگاهى رفیع در باور پیروانش داشت، قادر بود تا مفاهیم عمیق دینى را و خصوصاً جنبه‏هاى سیاسى و اجتماعى دین را به زبانى ساده براى مخاطبانش بازگو نماید. سخنرانیهاى متوالى امام خمینى در اجتماع قشرهاى مختلف مردم امکان ارتباط مستقیم مردم با اندیشه و آراء امام را فراهم مى‏ساخت و آنان را از تفسیرهاى رسمى و غیررسمىِ واسطه‏ها ـ که غالباً با اِعمال نظرهاى شخصى و اغراض سیاسى و حزبى توأم است ـ بى‏نیاز مى‏ساخت.
با اینکه امام خمینى در علومى همچون فلسفه و عرفان و اخلاق، و فقه و اصول و تفسیر، عالِمى ناموَر، و در عرصه سیاست و فرهنگ نظریه‏پردازى چیره‏دست بود که آراء سیاسیش پایه و مبناى یک نظام نوین سیاسى در ایران گردید و آرمانها و انقلابش در جهان و خصوصاً در جوامع اسلامى تحولاتى انکارناپذیر را سبب شده‏اند، در عین حال او برخلاف قریب به اتفاق اندیشمندان و نظریه‏پردازان، شعاع نفوذ و تأثیر خویش را به اثرگذارى بر جامعۀ نخبگان محدود نساخت، بلکه امام توانایى آن را داشت که شخصاً تئوریهاى خویش را در عمل ساماندهى و مدیریت کند و علاوه بر آن، اهداف خویش را با زبانى همه فهم در قالب خطابه‏هاى جذاب و پرنفوذ به توده‏هاى مردم منتقل سازد و حمایت آنان را تا مرز جانبازى براى تحقق این هدفها و آرمانها جلب نماید.
اطمینان مردم ایران به صداقت امام در رفتار و گفتار، که طى تعامل و ارتباط درازمدت بین امام خمینى و پیروانش حاصل آمده بود و همچنین جاذبه‏هاى شخصیت امام و چهرۀ آرام و آرامش‏بخش و در عین حال مصمم و پرصلابت، و نگاه پرمهر و نافذ، و کلام روان و سادۀ او، و جنبه‏هاى معنوى و دینى و علمىِ امام از جمله عواملى بودند که خطابه‏ها و سخنرانیهایش را اثرى شگرف در مخاطبان مى‏بخشید. بدون تردید همین رابطۀ عمیق و عاطفى و بى‏واسطۀ مردم با امام و تواناییهاى امام در انتقال سریع ارزشهاى مطلوب خویش به جامعه؛ سهمى بسزا در رهبرى موفق امام خمینى داشته است. از این رو تحلیل مضامین سخنرانیهاى امام خمینى و مخاطب شناسى ایشان و تطبیق رخدادهاى تاریخ انقلاب اسلامى با سیر سخنان و بیانات امام و بررسى منحنى تراکم دیدارها و سخنرانیها و تنوع گروهها و قشرهاى دیدار کننده، پژوهشگران را در تحلیل واقعیتهاى انقلاب اسلامى و دریافت علت رهبرىِ کارآمد و مردمى امام خمینى یارى مى‏رساند، بدین سبب در تنظیم سخنرانیهاى امام خمینى و انتشار آنها در «صحیفۀ امام» از هر گونه ویرایش ادبى و محتوایى و دخل و تصرف ـ که در تبدیل خطابه‏ها به متونِ قابل انتشار، امرى رایج است ـ پرهیز شده است.
از آنجا که سخنرانیهاى امام خمینى در رابطه با واقعیتها و نیازهاى روز جامعه در ادوار مختلف انقلاب ایراد شده‏اند طبعاً فهم دقیق مضمون و منظور امام، در گرو درک شرایط سیاسى و اجتماعىِ هر دوره مى‏باشد؛ پیش از این، با هدف تبیین همین شرایط، مجموعه‏اى سه جلدى به نام «کوثر؛ سخنرانیهاى امام خمینى همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامى» که شامل بیانات امام از آغاز تا اسفند 1357 مى‏باشد از سوى مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است تکمیل این اثر ارزشمند که در حقیقت تاریخ تفصیلى انقلاب اسلامى است در برنامه‏هاى آیندۀ مؤسسه پیش‏بینى شده است.
در عصر ارتباطات، انجام مصاحبه با رسانه‏هاى گروهى از سوى رهبران فکرى و سیاسى، و تبیین مواضع و دیدگاهها، و رفع ابهامات و شبهه‏ها از طریق پاسخ به پرسشهاى خبرنگاران یکى از ابزارهاى مؤثر در ایجاد ارتباط و جهت‏دهى افکار عمومى است. امام خمینى با آگاهى بر اهمیت این پدیده، به محض رفع محدودیتها، اصحاب جراید و خبرگزاریها را بدون هیچگونه پیش شرطى به حضور پذیرفت. اوج مصاحبه‏هاى امام خمینى در ایام اقامت ایشان در پاریس است و بدین ترتیب مصاحبه‏هاى متعدد خبرگزاریهاى بزرگ جهان و شبکه‏هاى رادیو و تلویزیونى کشورهاى مختلف و روزنامه‏ها و نشریات ایرانى و خارجى با امام خمینى و پاسخهاى کوتاه امّا صریح و مستند امام به پرسشها، بخشى دیگر از مجموعه آثار ارزشمند سیاسى و اجتماعى امام را پدید آورده‏اند که عیناً در اثر حاضر تقدیم خوانندگان محترم شده است.
تیزهوشى امام در درک سریع اهداف پرسشگران، و هوشمندى در ارائه پاسخها، و دقت، صداقت و شفافیتِ مواضع بگونه‏اى که امکان جنجال و ابهام‏آفرینى و سوءاستفاده را سلب مى‏نمود، به سهولت در مصاحبه‏هاى امام خمینى قابل دستیابى است.
با اینکه طبع ارتباطات وسیع رسانه‏اى در مورد شخصیتهاى ملى و جهانى ـ که در برهه‏اى به صورت پیاپى در معرض افکار عمومى جهانیان قرار مى‏گیرند ـ غالباً چنین است که بر اثر تکرار نام و مطالبشان به سرعت از کانون توجه افکار عمومى خارج مى‏شوند، این واقعیت در مورد مصاحبه‏هاى امام خمینى اتفاق نیفتاد بلکه گسترده‏ترین ارتباط امام خمینى با مخاطبانش در کشورهاى مختلف جهان از طریق مصاحبه‏هاى پیاپى در پاریس ـ که گاه در یک روز به هشت مورد مى‏رسید ـ صورت گرفته است. بوسیله همین مصاحبه‏ها بود که امام خمینى چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى، آراء سیاسى و دینى خویش را در باب ماهیت و ارکان حکومتى که در صدد استقرار آن بود، و نحوۀ مواجهۀ نظام آینده ایران در برخورد با مسائل بین‏المللى، و رابطه با کشورها، و اصول حاکم بر سیاست خارجى و محتواى نظام جمهورى اسلامى را به جهانیان معرفى نمود. از رهگذر همین مصاحبه‏ها بود که امام خمینى با منطق مؤثر خویش مشروعیت نظام شاهنشاهى در ایران و مشروعیت حمایت جهان غرب و حامیان رژیم شاه را به طور جدى در افکار عمومى جهان به چالش فراخواند و بدین ترتیب علیرغم تمام کوششها و نشستهایى که سران امریکا و دولتهاى غربى براى پیشگیرى از سقوط شاه و فروپاشى نظام سلطنتى در ایران به عمل آوردند، با افشاگریهاى امام خمینى که عمدتاً در جریان ارتباط با رسانه‏هاى جمعى جهانى صورت مى‏پذیرفت، به سرعت احساس همدردى با ملت ایران در افکار عمومى جهان جلوه‏گر شد و از این ناحیه کاخ سفید و دولتهاى اروپایى در ادامۀ حمایتشان از شاه به شدت تحت فشار قرار گرفتند.
و از رهگذر همین مصاحبه‏ها بود که براى نخستین بار دین و اندیشه‏هاى سیاسى اسلام به مثابۀ ایدئولوژى مبارزه و انقلاب و به منزلۀ راه حل عملى براى ادارۀ جامعه، آنهم از زبان رهبرى روحانى و محبوب، در دهها کانال تلویزیونى و رادیویى و مطبوعات پرتیراژ جهان مطرح گردید و این پدیده آغازى شد بر ظهور نیرومند اندیشۀ دینى در گفتمانهاى روز، و پیدایش تشکلهاى نوظهور اسلامخواه و دین‏گرا در عرصۀ چالشهاى فکرى و سیاسى معاصر. تبلیغات گسترده و تخریبى کانونهاى مخالف انقلاب اسلامى نیز نتوانست مانع پیشروى و تأثیر ایده‏هاى امام خمینى بر مخاطبان پرشمار او شوند.
بنابراین، مصاحبه‏هاى امام خمینى هم به لحاظ نوع برخورد ایشان با پرسشهاى فراوان ـ با توجه به تنوع دیدگاهها و اهداف پرسشگران که بعضاً با هدف تضعیف موقعیت انقلاب و تخریب شخصیت رهبرى آن همراه بود ـ و هم به لحاظ مضمون پاسخهاى امام که حاوى دیدگاه ایشان در اساسى‏ترین مسائل نهضت و اهداف داخلى و خارجى آن بود، و از ایندو مهمتر به لحاظ اینکه همین دیدگاهها مبدأ پیدایش جریانى نوظهور در جغرافیاى فرهنگى و سیاسى جهان اسلام و ایران شدند، بررسى این مصاحبه‏ها براى پژوهشگران انقلاب اسلامى حائز اهمیت مى‏باشند. نکتۀ دیگر که از بررسى مصاحبه‏هاى امام خمینى به دست مى‏آید استوارى آراء و اتقان مبانى اندیشۀ سیاسى امام است که به صورت انسجام و به هم پیوستگى دیدگاهها و وحدت‏نظر، و عدم تزلزل و تغییر در مواضع جلوه‏گر است در حالیکه غالباً تضاد در گفتار و تغییر در مواضع از خصائل متداول کسانى است که به طور مکرر در معرض پرسش و داورى افکار عمومى قرار مى‏گیرند.
گفتگوى امام با سران دولتها و نمایندگان اعزامى آنها نیز در بردارندۀ بسیارى نکته‏هاى آموزنده است. گفتگوى امام با فرستادگان کاخ الیزه در دوران اقامت در پاریس؛ گفتگو با واسطه‏هاى اعزامى دولت امریکا، نوع مواجهۀ امام و اظهارات ایشان در نخستین دیدار با سفیر اتحاد جماهیر شوروى (سابق)، گفتگو با یاسرعرفات و سران فلسطینى، دیدار با ادوارد شوارد نادزه فرستادۀ ویژۀ گورباچف که حامل پاسخ پیام معروف امام خمینى بود و گفتگو با سران کشورهاى اسلامى و دیگر شخصیتهاى سیاسى خارجى از نقطه‏نظر اظهارات طرفین و تشریفات بس ساده و باورنکردنى، اعتماد به نفس امام و تسلط ایشان بر میدان بحث، براى دولتمردان و رهبران جهان سوم و خصوصاً دولتمردان جمهورى اسلامى از جنبه‏هاى مختلف درس‏آموز است. مطمئناً همین منش و شیوۀ امام خمینى، احساس هویت و اعتماد به نفس ملت ایران را در میدانهاى رویارویى با دشمنان قدرتمند انقلاب و در عرصۀ دفاع از میهن اسلامى صد چندان نموده است.
تاکنون پیامها و سخنان امام خمینى در صدها اثر با عناوین و شیوه‏هاى گوناگون (به صورت خلاصه و یا کامل، موضوعى و یا تاریخى) در زبانهاى مختلف از سوى دوستان امام و مؤسسات فرهنگى در داخل و خارج کشور منتشر شده‏اند و بدون تردید چاپ و نشر آثار امام، خصوصاً آثار سیاسى و اجتماعى ایشان از پرتیراژترین آثار منتشره در زبان فارسى است. در میان کتابهاى انتشار یافته از آثار عمومى امام خمینى (قبل از تشکیل مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام) چند اثر برجستگى یافته‏اند
با وجود کاستیها و اشکالاتى که در مجموعۀ صحیفۀ نور به چشم مى‏خورد و موجب نقدهایى چند شده است باید گفت این اثر از زمان انتشارِ اولین جلد تاکنون جامعترین مرجع براى محققین و علاقه‏مندان آثار امام خمینى بوده است. زحمات و تلاش ارزشمند گردآورندگان صحیفۀ نور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى و همه عزیزانى که در مراحل مختلف تدوین و چاپ و نشر این اثر همتى والا مصروف داشته‏اند براى همه کسانى که از این رهگذر از گنجینۀ آثار امام در پژوهشها و سمینارها و سخنرانیها و مراجعات خویش بهره گرفته‏اند، قابل تقدیر است. مقدمۀ مبسوط حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏اى، و عنوان بندیهاى شیوا، و تنظیم آثار امام براساس سیر تاریخى، فهرست مطالب و نمایه‏ها، ویرایش فنى و جامعیت نسبى آن از مزایاى صحیفۀ نور محسوب مى‏شوند.
کاستیها و اشکالات صحیفۀ نور معلول عواملى چند مى‏باشند: بخش قابل توجهى از آثار امام خمینى به علت دسترسى نداشتن گردآورندگان، در صحیفۀ نور نیامده است. در موارد متعددى به لحاظ در اختیار نداشتن اصل دستخط پیامها و نامه‏ها و نوار سخنرانیها و مصاحبه‏ها از متنهاى منتشر شده در روزنامه‏ها استفاده شده است که با توجه به اشکالات متعدد متون روزنامه‏اى، مغایرتها در صحیفه نور نیز منعکس شده‏اند. در ذکر تاریخ برخى از آثار امام در صحیفۀ نور اشتباهاتى رخ داده است که منشأ آن نقلهاى متعدد و بعضاً مغایر روزنامه‏ها بوده است. از آنجا که دورۀ صحیفۀ نور تدریجاً منتشر شده است، فهرست نمایه‏ها به صورت جداگانه و در پایان هر جلد آمده است که براى دسترسى به موضوع مورد نظر مى‏بایست به یکایک مجلدات 22 گانه مراجعه نمود. با انتشار کتاب «مفتاح صحیفۀ نور» از سوى موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1372 اشکال مزبور مرتفع گردید. همچنین سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى در تجدید چاپ صحیفه نور و انتشار دورۀ جدید آن که در چند سال گذشته منتشر شده است، برخى از اشکالات قبلى را رفع نموده است.
بمنظور ارائۀ دوره‏اى کامل از تمامى آثار امام خمینى و با توجه به کمبودها و اشکالات عمده‏اى که در صحیفه نور وجود داشت، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى اقدام به انتشار اثر حاضر به نام «صحیفه امام» نموده است. طى چندین سال در بخشهاى مختلف این موسسه متنهاى موجود در صحیفۀ نور و یکایک روزنامه‏ها و دیگر نشریات و کتابها، با نوارها و دستخطها و نسخه‏هاى اصل آثار امام خمینى که در اختیار موسسه مى‏باشند مقابله گردیده و متن نهایى با دقت استخراج شده است. تمام مغایرتهاى تاریخى و دیگر اشکالات (موجود در صحیفۀ نور و سایر منابع) مربوط به اطلاعات شناسنامه‏اى هر یک از آثار امام بررسى شده و اطلاعات صحیح و نهایى در آغاز هر یک از آثار و در قالب شناسنامۀ آن ارائه شده است.
علاوه بر موارد مذکور، مهمترین امتیاز «صحیفۀ امام» بر صحیفه نور و دیگر کتابهاى منتشر شده از آثار امام خمینى، درج بیش از دو هزار اثر و سند از آثار منتشر نشدۀ امام خمینى است که براى نخستین بار در اختیار عموم قرار گرفته‏اند. استخراج دقیق نمایه‏ها (اعلام، موضوعات و واژگان، آیات و روایات و ...) و ارائه آن در قالب یک مجلد (جلد 22) که امکان دستیابى سریع به آدرس موضوع مورد نظر را در 21 جلد صحیفۀ امام فراهم مى‏سازد، از ویژگیهاى دیگر صحیفۀ امام مى‏باشد.
موارد زیر از آثار امام خمینى ـ با توجه به دلایلى که ذیلاً اشاره شده‏اند ـ در صحیفۀ امام درج نگردیده‏اند:
1ـ امام خمینى که یکى از بزرگترین رهبران دینى و سیاسى جهان معاصر مى‏باشند و قریب به یک قرن عمر پربار ایشان ثمربخش بوده است طبعاً در این مدت طولانى، ارتباطها و مکاتبه‏هاى فراوان داشته و در مسائل گوناگون اظهارنظرها و آثار و اسناد متعددى از ایشان صادر شده است که مطمئناً بخشى از آنها ثبت و ضبط نشده‏اند و با توجه به شواهد موجود، هنوز نسخه‏هایى منحصر به فرد از آثار ایشان نزد افراد و در لابلاى کتابها و کتابخانه‏هاى مرتبطین با امام وجود دارد که علیرغم کوششهاى به عمل آمده، دستیابى به این نسخه‏ها تاکنون به نتیجه نرسیده است. فهرست موجود از نامه‏هاى امام خمینى در آغاز نهضت و همچنین فهرست اجازات شرعى صادر شده از سوى امام و دیگر شواهد حاکى از آنند که تعداد نامه‏ها و اجازات و آثار عمومى ایشان بیش از آن است که تاکنون موفق به گردآورى نسخه‏هاى آن شده‏ایم. در تجدید چاپ صحیفۀ امام، آثار جدیدى که در اختیار قرار گیرند منتشر خواهند شد.
 در عین حال، «صحیفۀ امام» کاملترین و جامعترین اثرى است که متن تمامى آثار فرهنگى و سیاسى و اجتماعى ایشان، اعم از آنچه که تاکنون در صحیفه نور و دیگر منابع آمده‏اند و صدها اثرى که براى نخستین بار در این اثر منتشر مى‏شوند را شامل است.
 2ـ کتابها و تألیفات امام خمینى، که عناوین آنها در مباحث مختلف علوم اسلامى به دهها عنوان مى‏رسد، به صورت جداگانه از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام انتشار یافته‏اند، بنابراین صحیفۀ امام شامل رساله‏هاى علمى و تألیفات امام نمى‏شود.
 3ـ اشعار و سروده‏هاى امام خمینى نیز در صحیفۀ امام نیامده‏اند. آنچه از اشعار امام خمینى که در اختیار موسسه بوده است قبلاً در کتابى با نام «دیوان اشعار امام خمینى» منتشر شده‏اند.
 4ـ در لابلاى دستخطهاى امام خمینى، یادداشتهاى متفرقه‏اى ـ اعم از یک یا چند کلمه و جمله ـ به چشم مى‏خورد که در هیچیک از قالبها و عناوین تعیین شده براى انتشار آثار عمومى ایشان (عناوینى همچون: نامه، تلگراف، حکم، بیانات و سخنرانى، مصاحبه، اجازه نامه و ...) نمى‏گنجد. برخى از این یادداشتها شامل نکات و اشاراتى هستند که امام خمینى جهت یادآورى نکته‏اى براى استفاده در پیام و سخنرانى خویش یادداشت کرده‏اند و برخى نیز حاوى نکاتى است که هنگام مطالعه گزارشها و روزنامه‏ها و کتابها، و شنیدن اخبار رسانه‏هاى داخلى و خارجى توجه ایشان را جلب کرده و براى بررسى موضوع و یادآورى آن جهت پیگیریهاى بعدى به صورت اشاره مرقوم داشته‏اند. برخى از یادداشتها نیز مربوط به برنامه روزانه، زمان دیدارها و از این قبیل مى‏باشند. پیشنویس بعضى از احکام و پیامها و همچنین تغییرات عبارتى و نکات اصلاحى در مورد برخى از پیامها، از جمله یادداشتهاى متفرقه‏اى است که با توجه به انتشار متن نهایى و کامل اینگونه آثار، از درج این موارد و سایر یادداشتهاى متفرقه‏اى که استفادۀ خاصى در انتشار عمومى آنها متصور نمى‏باشد، خوددارى شده است. یادآور مى‏شود این دستنوشته‏ها، و بطور کلى نسخه‏هاى اصل تمامى آثار امام در آرشیو موسسه تنظیم و نشر آثار امام موجود است و در موزۀ آثار امام خمینى نگهدارى و در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت.
 5ـ به جز مواردى از پاسخ به استفتائات در مسائل مهم سیاسى و اجتماعى، دیگر پاسخهاى امام خمینى به استفتائاتى که از سوى مقلدین امام در مسائل شرعى و احکام فقهى صادر شده‏اند، که حجم فراوانى را تشکیل مى‏دهند در صحیفۀ امام درج نشده‏اند. علاقه‏مندان مى‏توانند براى دستیابى به فتاواى امام خمینى به آثار فقهى ایشان خصوصاً تحریرالوسیله، رسالۀ عملیه، مناسک حج، حاشیه بر عروة‏الوثقى و مجموعه استفتائات مراجعه نمایند.
6ـ مقلدین حضرت امام خمینى، وجوهات شرعى خویش را در طول دوران مرجعیت امام در قم، ترکیه، نجف، پاریس و پس از بازگشت امام به ایران در قم و تهران مستقیماً و یا توسط نمایندگان شرعى امام، تحویل داده و رسید دریافت کرده‏اند. تعداد اینگونه رسیدها که با مهر و امضاى امام صادر شده‏اند بسیار زیاد است و فایدۀ عمومى چندانى بر انتشار آنها (در کتاب آثار سیاسى و اجتماعى امام) مترتب نیست، بدین جهت قبضهاى رسید وجوهات شرعى در صحیفۀ امام ـ به جز چند مورد که از باب نمونه آورده شده است ـ درج نگردیده‏اند.
7ـ بدیهى است که مکاتبات، مذاکرات و اسناد محرمانۀ جلسات سران سه قوه، فرماندهان نظامى و مدیران ارشد نظام با امام خمینى در امور مربوط به جبهه‏هاى جنگ و مسائل مهم امنیت ملى، نامه‏ها و اسناد محرمانه که محرمانه بودن آنها ـ طبق قوانین ـ همچنان باقى است، در زمرۀ آثار قابل انتشار در صحیفۀ امام قرار نمى‏گیرند.
8ـ نقل قولها و خاطرات افراد. طبعاً آن بخش از بیانات و مواضع امام خمینى که صرفاً به صورت نقل قول افراد و در خاطره گوییها آمده‏اند و مستند دیگرى ـ از دستخط و یا نوار ـ ندارند در مجموعۀ صحیفۀ امام نمى‏گنجند. موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، در برنامه‏اى گسترده اقدام به گردآورى و اخذ اینگونه خاطرات و انتشار آنها نموده است.
حجت‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى به عنوان رابط امین و مسئول دفتر امام خمینى همه روزه تعدادى از نامه‏هاى مسئولین نظام و نهادها و ادارات مختلف که در مسائل مهم از محضر امام خمینى کسب تکلیف مى‏کردند را خدمت امام ارائه کرده و عین نظریات و فرامین امام خمینى را به صورت نقل قول مستقیم و با عباراتى نظیر: حضرت امام فرمودند: «....» در ذیل نامه‏ها مرقوم داشته و بلافاصله نظر امام رابه مبادى ذیربط ابلاغ مى‏نمودند. بدیهى‏است‏که این موارد نیز در زمرۀ احکام و آثار قطعى‏الصدور امام‏خمینى تلقى مى‏شوند. تنظیم این مکتوبات و انتشار قریب‏الوقوع آنها به عنوان تکمله «صحیفۀ امام» در دست انجام است.
غنا و جامعیت «صحیفۀ امام» و دقت و امانتدارى که در تنظیم آن بکار رفته است بدون تردید این مجموعه را به عنوان کاملترین و معتبرترین مأخذ در دستیابى به مواضع و آثار رهبر کبیر انقلاب اسلامى براى نسل حاضر و نسلهاى آینده، و در زمرۀ
ماندگارترین متون دینى و سیاسى در خواهد آورد. گردآورى و تنظیم این اثر ارزشمند که با مقدمه‏اى شیوا از رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏اى و دربردارندۀ آثار امام خمینى در 22 جلد و بالغ بر 11600 صفحه انتشار یافته است حاصل تلاش قابل ستایش مسئولین و همکارانمان در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى است. ارشادات و حمایتهاى رهبر معظم انقلاب و دیگر مسئولین نظام، و همدلى و یارى مردم قدرشناس ایران و پیروان امام، مهمترین پشتوانۀ موسسه بوده و خواهد بود.
پیش از همه، باید از نقش تعیین کنندۀ بانى و تولیت موسسه، حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى یاد کنیم. صرف نظر از نقشى که آن عزیز، با درایت خویش در تأسیس این موسسه و به تبع آن در یکایک فعالیتهاى وسیع موسسه داشته‏اند، در خصوص این مجموعه، به ویژه در مرحلۀ بررسى صحت و سندیت اسناد منتشر نشده، ایشان شخصاً وقت زیادى را به آن اختصاص دادند. به خاطر دارم حتى زمانى که یادگار امام به شدت از بیمارى چشم رنج مى‏برد و در حال استراحت کامل بود نیز بر وقت گذارى براى تنظیم صحیفۀ امام اصرار مى‏ورزید. حواشى و پانوشته‏ها و یادداشتهاى توضیحى که از ایشان در آرشیو سوابق مربوط به «صحیفۀ امام» در موسسه موجود مى‏باشند، گواهِ اهتمام ارزشمند یادگار امام است. دریغ و افسوس که در سال امام خمینى و در زمانى که آرزوى ایشان در انتشار امانتدارانۀ مجموعۀ کامل آثار امام جامۀ عمل پوشیده است از نعمت آن گنجینۀ اسرار امام و چهرۀ صمیمى و محبوب مردم و یار گره‏گشاى انقلاب محرومیم ـ روحش شاد باد.
همچنین باید از صاحبنظران و متفکرانى که تجارب ارزشمند خویش را در شوراهاى مشورتى و سیاستگذارى موسسه براى انتشار هر چه بهتر آثار امام، و از آنجمله صحیفۀ امام، در اختیار نهادند، خصوصاً حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمى که در جلساتى چند (قبل از ریاست جمهورى)، امکان بهره‏گیرى از اندیشۀ بلند و راهنماییهایشان را در موسسه ارزانى داشتند و بزرگوارانه ریاست نخستین کنگره امام خمینى و احیاى تفکر دینى را پذیرفتند، و پس از ریاست جمهورى نیز همواره مشوق و حامى موسسه و برنامه‏هاى آن بوده‏اند صمیمانه سپاس گوییم.
پس از رحلت یادگار امام ـ که طبعاً وقفه‏اى در انتشار این مجموعه نیز پدید آورد ـ فرزند فرهیختۀ ایشان، حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینى با همان همّت و درایت، راهنمایمان گردید. اشتغالات و ارتباطات عدیده‏اى که لازمۀ قرار گرفتن در جایگاه رفیع پدر، به عنوان مشعلدار حراست از نام و یاد «خمینى کبیر» در خاندان معزّز امام است و اشتغال جدى ایشان به تحصیل سطوح عالیۀ معارف دینى در حوزه و علوم روز، هیچگاه مانع از نظارت و هدایت شایسته ایشان در امور مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و آستان مطهر امام نبوده است. با وقت‏گذارى و نظارت دقیق ایشان بود که تکمیل مراحل آماده‏سازى و انتشار یکجاى «صحیفۀ امام» ممکن گردید. همچنین انتشار این مجموعه را وامدار زحمات سرپرست مؤسسه و آستان امام، حجت‏الاسلام محمدعلى‏انصارى هستیم که ساماندهى تشکیلات و تأمین جایگاه قانونى و اعتبارات مالى، و دیگر نیازهاى دو نهاد مذکور را عهده‏دار مى‏باشد.
بدیهى است که گردآورى و بررسى سندیت چندین هزار آثار و اسنادى که در این صحیفۀ مبارک منتشر شده‏اند و مقابله نسخه‏ها، پیاده کردن نوارها، ویرایش، حروفچینى، تصحیح مطبعى، استخراجات و پانوشته‏ها، فهرستها و نمایه‏ها، تنظیم اطلاعات دقیق شناسنامه‏اى و نهایتاً چاپ و صحافى و توزیع 22 جلد «صحیفه امام» از عهده یک و یا چند نفر خارج بوده است؛ انجام این مهم را مدیون تلاش بى‏وقفۀ دهها تن از همکارانمان در بخشهاى مختلف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و همکارى جمع زیادى از نیروهاى خارج از مؤسسه هستیم.
در پایان و با ذکر این نکته که علیرغم دقت و کوششى که در مراحل مختلف تنظیم صحیفه امام به عمل آمده است، از آنجا که حروفچینى و چاپ و نشر مجموعۀ آثار امام به صورت یکجا و در قالب برنامه‏اى فشرده و چند ماهه در سال جارى که به نام سال امام خمینى نامگذارى شده است، پیش‏بینى گردیده بود، طبعاً در چنین حجم وسیعى امکان بروز خطا و کاستى منتفى نیست بدین جهت از محققین و خوانندگان محترم این مجموعه تقاضا داریم دربرخورد با چنین مواردى، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى را از پیشنهادات و نظرات اصلاحى خویش بهره‏مند سازند.
آرزوى ما: اعتلاى روزافزون اسلام ناب؛ ترویج آرمانها و یاد و نام امام خمینى؛ پیشرفت و اقتدار نظام جمهورى اسلامى؛ و عزت و سربلندى ملت بزرگوار ایران است. در پیمودن راه امام خمینى سربلند و پیروز باشید.
                                                                                                                    حمید انصارى                               
قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)
 
 


1- کتاب «آواى انقلاب»، شامل گزیده‏هایى از نامه‏ها و اعلامیه‏ها و سخنرانیهاى امام خمینى است که در  سال 1355 به کوشش اتحادیه انجمنهاى اسلامى دانشجویان در اروپا و امریکا و کانادا منتشر شده است.
ـ جلد اول کتاب ارزشمند «بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى» که در سال 1356 منتشر شده است به لحاظارائه اسناد مبارزاتى و سخنرانیها و گفتگوها و پیامهاى امام خمینى از آغاز تا اواسط سال 1345 همراه با تحلیل وقایع نهضت امام، حائز اهمیت است. جلد دوم و سوم این کتاب نیز بعد از پیروزى انقلاب اسلامىمنتشر شده است که تحلیل وقایع نهضت امام خمینى را تا آستانۀ پیروزى انقلاب اسلامى پیگیرى نموده است.
ـ کتاب «مجموعه‏اى از مکتوبات، سخنرانیها، پیامها و فتاواى امام خمینى»، (از نیمۀ دوم 1341 تا هجرت بهپاریس). بخشى از مطالب این کتاب قبل از پیروزى انقلاب اسلامى در خارج کشور با عنوان «خمینى و جنبش»انتشار یافته است.
ـ کتاب «طلیعۀ انقلاب اسلامى»، شامل مجموعه مصاحبه‏هاى امام خمینى تا سال 1358. این کتاب با همت ونظارت یادگار امام (ره) و همکارى جمعى از دانشگاهیان تنظیم گردیده و در سال 1363 توسط مرکز نشردانشگاهى به چاپ رسیده است.
ـ مجموعۀ 22 جلدى به نام «در جستجوى راه از کلام امام». این اثر نخستین مجموعۀ موضوعى نسبتاً جامعى است که رهنمودهاى امام خمینى را از سال 1341 تا 1361 در قالب 22 دفتر و به صورت موضوعى ارائه نموده است. هر دفتر شامل یک موضوع از عناوین عام فرهنگى و سیاسى است.
ـ کتاب «پیامها، سخنرانیها و اعلامیه‏هاى امام خمینى». مؤسسۀ تحقیقاتى و انتشاراتى نور، آثار امام خمینى را در این کتاب از آغاز تا سال 1362 در 7 جلد منتشر ساخته است.
ـ دورۀ 22 جلدى صحیفۀ نور، و چاپ جدید آن همراه با اضافات. اطلاعات کامل مربوط به انتشار آثار امام خمینى را در مقالۀ «کتابشناسى حضرت امام خمینى» مندرج در شمارۀ «5 و 6» فصلنامۀ حضور، زمستان 1371، از انتشارات مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى ببینید. در این مقاله 233 عنوان کتاب معرفى شده است. 
2- ذکر اسامى کسانى که به نحوى در آماده‏سازى این مجموعه مستقیماً مشارکت داشته‏اند، اداى دینى است درقبال زحمت این عزیزان و مطمئناً افتخارى است براى آنان. افرادى که در موسسه و یا خارج از موسسه، ما را درمراحل مختلف آماده‏سازى و انتشار صحیفۀ امام همراهى کرده‏اند، به تفکیک نوع همکارى، عبارتند از:
     ـ مدیریت اجرایى و هماهنگى؛ آقایان: علیرضا اسماعیلى جمکرانى، مجید زمانپور.
     ـ تدوین پاورقیها و تیترها، ویراستارى و کنترل نهایى متن؛ آقایان: سید حمید روحانى، مسیح بروجردى،محمدحسن شفیعیان، بوشهرى‏پور، مرتضوى‏زاده، نخبه روستا، طاهرى نیا، ایوبى، سیدابراهیمى و خانمها:باقرى، سلطانى، مصباحى.
     ـ گردآورى و استخراج اطلاعات اولیه؛ آقایان: نوروزى، حسینى آرام، صدرایى، سلحشور، بصیرت‏منش،نادرپور، و خانم علمى.
     ـ نمایه سازان؛ آقایان: فراستى، ستاره، محمدى، سورى تویسرکانى، ترابى، عالیخانى، جواهرى یکتا؛ وخانم: پرنیان خوى ـ با نظارت آقاى دکتر عباس حرّى.
     ـ استنساخ، مقابلۀ متون و تصحیح مطبعى؛ آقایان: هوشیارى، شیدائیان، شعاع‏حسینى، علیخانى، کریمىرباطى، صدرایى، رهبر، واعظ، حسینى فر، اخضرى، حسن زاده، خاکى، سربخش، فاضل، بابایى، منصورى،فراهانى، مقدم، حبیبى، رضى‏خواه و خانمها: خوش‏طینت، طالبى، شهریارى، رحمانى، جاسبى، حاتمى، نادرى،رضایى، کربلایى، قمى، ابراهیمى، فدایى، صیدى، جستان.
     ـ حروفچینى؛ آقایان: محمدى، نوروزى، کزازلو و خانمها: شربتدار، شیرافکن، جعفرلو، شاه‏محمدى،سادات حسینى، حسینى فرد، زمانیان، معروفى.
     ـ چاپ و نشر و توزیع؛ با مدیریت آقایان: سهراب هادى، سید احمد ابوطالبى، صادق آشفته، محمدجوادصدیقیان، نصرت‏اللّه‏ هاتفى.
     همچنین باید از کلیه همکارانمان در موسسه چاپ و نشر عروج، پژوهشکدۀ امام خمینى و انقلاب اسلامى،دفتر نمایندگى موسسه در قم و اصفهان، نمایندگى مؤسسه در شبه قاره و حوزه‏هاى معاونت پژوهشى، هنرى،بین‏الملل، ادارى مالى؛ و روابط عمومى، واحد خواهران و دیگر واحدهاى موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى خصوصاً آرشیو، کامپیوتر، واحد خاطرات و ارزشیابى متون، قدردانى شود که همت و تلاش جمعىِ این عزیزان زمینه انتشار این مجموعه و دیگر فعالیتهاى متنوع موسسه را در یازده سال گذشته فراهم آورده است.