زمان: 10 آبان 1350 / 12 رمضان 1391
مکان: نجف
موضوع: فروش کتابخانۀ امام خمینى در قم
مخاطب: خمینى، سید احمد
بسمه تعالى
آقاى احمد ـ ایّدهاللّه تعالى ـ مرقوم شما و آقاى اعرابى واصل شد. راجع به منزل،[1] اگر به این قیمت آقاى صدوقى[2] حاضر هستند مقدم هستند، و الاّ فروش برود. ضمناً آقاى حائرى تهرانى[3] هم نوشتهاند براى مدرسۀ حقانى؛ اگر به این قیمت آنها هم مىخرند و براى آقاى اعرابى[4] اشکالى ندارد به آنها بدهند. در هر صورت عمده آقاى صدوقى است، به ایشان اطلاع داده شود؛ اگر مىخرند و همان طور که آن مشترى پول مىدهد مىدهند، به ایشان بدهند و الاّ هر طور مىخواهند عمل کنند و هر چه زودتر بهتر است. از جنابعالى امید دعاى خیر دارم. والسلام.
12 شهر صیام 91 ـ پدرت
ورقۀ جوف به قزوین فرستاده شود. در صورتى که مقاولهاى که آقاى اعرابى کردهاند براى ایشان مشکل است برگردند، هر نحو مایل هستند عمل کنند. به ایشان سلام برسانید.
از آقاى ربانى[5] اطلاعى ندارم، شما رسیدگى به منزل ایشان مىکنید. محتاج به سفارش نیست، باید رسیدگى شود.
[1]آقاى سید احمد خمینى دربارۀ پاورقیهاى این نامه چنین نوشته است:
1 ـ منظور، همان منزلى است که در بارۀ آن به حضرت امام گزارش داده بودند که «احمد طلاب را اخراج کرده و خود در آن ساکن شدهاست!» البته با روحیهاىکه امام ازفرزندشان سراغ داشته قبول نکرده بودند و واقعاً اصل و اساس دروغ بود.
[2]ـ منظور، شهید محراب حضرت آیتاللّه صدوقى است. با وجودى که حضرت امام شدیداً به ایشان علاقهمند بودند، چون این منزل سهم امام بود، از این نظر بین شهید صدوقى و بقیه فرقى قائل نبودند و در فروش آنجا عجله داشتند.
[3]ـ حجتالاسلام شیخ مهدى حائرى تهرانى.
[4]ـ آقاى حاج محمد حسن اعرابى، داماد امام همسر خانم فریدۀ مصطفوى.
[5]ـ مرحوم آیتاللّه ربانى شیرازى منظور نظر امام است که در این تاریخ 10/8/50 در زندان رژیم شاه اسیر بود.