زمان: 1 آذر 1358 / 2 محرّم 1400
مکان: قم
موضوع: سرنوشت جهان اسلام، بسته به انقلاب ایران
مناسبت: مراجعت از سفر حج
حضار: افسران نیروهاى سه گانه ارتش پاکستان
بسم اللّه الرحمن الرحیم
چه سعادتى داشتید که مشرف شدید به مکه معظمه مرکز وحى، و به مدینه منوره مرکز رسالت. خداوند از شما برادران به طور شایسته این زیارتها را قبول فرماید[1]، ما با همه ملتهاى مسلم برادر هستیم. و در شادى و غم آنها شریک هستیم. و امید این را داریم که آنها هم با غمها و شادیهاى ما شریک باشند. امروز ملت ما مقابل است با قدرت شیطانى بزرگ که در طول سیصد سال این اجانب بر ما ملتها، بر ملتهاى مسلمین، بر ملتهاى شرق حکومتهاى غیرمشروع کردهاند و در طول پنجاه سال هم در حکومت این رضا خان و محمدرضا به این ملت با دست آنها ظلم و خیانت کردند. و جنایات آنها اخیراً بالا گرفت. و این جنایات به پشتیبانى از ابرقدرتها، خصوصاً امریکا بود. به طورى که تحمل دیگر از این ملت ما برداشته شد. و به اتکا به خداى کریم و اسلام، با وحدت کلمه نهضت کردند و نظام شاهنشاهى را که یک نظام پوسیدۀ غیرقانونى بود به هم زدند، و جمهورى اسلامى را در اینجا برقرار کردند. و در این حال که ما مشغول هستیم براى سازندگى، خرابیهایى که در طول این تسلط وحشتانگیز اجانب بر ما و تفالههاى آنها که در این کشورها حکومت مىکردند، امروز مواجه شدیم با دولت امریکا. و ما امیدواریم که ملتهاى برادر ما، ملتهاى اسلامى، که همانطور که ما گرفتار بودیم بر ظلم و تعدى اجانب، آنها هم گرفتار
بودند، امروز که ملت ما قیام کرده است آنها هم قیام کنند. و موجب خرسندى است که پاکستان قیام کرده است. و الآن که من روزنامه را تیترش را دیدم، دیدم که نوشته است که تمام پاکستان بر ضد امریکا قیام کرده است. و دانشگاهها ـ ظاهراً نوشته بود که ـ سه روز تعطیل شده است. و این یک مژدهاى بر ملت مظلوم ما هست که تنها نیست.
مسلمین باید با هم ید واحده باشند. «هُمْ یَدٌ واحِدةٌ على مَن سِواه». اینها باید دست واحد باشند. مجتمع باشند. یک باشند. خودشان را از هم جدا ندانند. مرزها را اسباب جدایى قلبها ندانند. مرزها جدا، قلبها با هم. مسلمین داراى قدرت بسیار هستند، و داراى خزاین بسیار. چنانچه با هم مجتمع بشوند، چنانچه مسلمین با هم اتحاد پیدا کنند، با حفظ مرزهاى خودشان، لکن قلبهایشان با هم متحد بشود، اینها جمعیت بسیار کثیرى هستند؛ یک میلیارد جمعیت. شاید الآن بیشتر باشند. و خزاین بسیار دارند. و احتیاج به هیچ کشورى ندارند. و همۀ کشورها تقریباً به آنها محتاج هستند. معالأسف در اثر تبلیغات سوئى که در طول تاریخ شده است، و مردم را از این ابرقدرتها ترساندهاند. تبلیغات خود آن ابرقدرتها این بوده است که ملتهاى ما را، ملتهاى شما را از اینها بترسانند. به طورى که ما گمان بکنیم که این ابرقدرتها آسیبپذیر نیستند، اگر ملتى نفس بکشد، آنها نفسش را خفه مىکنند. لکن ما دیدیم که اینها تبلیغاتى بود که صحیح نبود. و قدرتهاى بزرگ هم با مقدرات یک مملکت وقتى که خود ملت با هم مجتمع شدند نمىتوانند بازى بکنند. و ما اتکال به خدا داریم. اتکال به اسلام داریم. پشتیبانى ما اسلام و خداست. و امید این را داریم که همۀ ملتهاى اسلامى به ما بپیوندند.
در این نزاعى که، مبارزهاى که الآن بین کفر و اسلام است، این منازعه بین ما و امریکا نیست، بین اسلام است و کفر. چنانچه غلبه کنند خداى نخواسته اینها بر نهضت ما ـ که نخواهند کرد ـ این غلبه، غلبه بر اسلام است. غلبه بر مسلمین است. باید همۀ مسلمین بدانند که مقدرات ما الآن تنها نیست که بین وجود و عدم است. مقدرات اسلام، مقدرات همۀ مسلمین است. همۀ مسلمین در این مسئله با هم باید شرکت کنند. که اگر این نهضت خداى نخواسته به سستى گراید یا از بین برود، حساب شرق، حساب تمام شرق و خصوصاً مسلمین [را] به تباهى خواهند کشید. من از همۀ ملتهاى اسلامى، از همۀ مسلمین، از همۀ ارتشهاى اسلامى، از همۀ قواى انتظامى اسلامى، از همۀ رؤساى جمهور ممالک اسلامى مىخواهم که با این نهضت ما همراه باشند. با این مقابلهاى که مابین کفر و اسلام است، نه مابین ایران و امریکا. مابین تمام کفر و تمام اسلام است. مسلمین بپاخیزند. برخیزند و در این معارضه پیروز شوند. و پیروز خواهند شد. و از این طبلهاى میان تهى نترسند. نترسند که امریکا یک قدرت بزرگ است، «یک قدرت شیطانى است و مىتواند که با یک روز همه را به هم بزند»! اینها تبلیغات است. امریکا نمىتواند این کار را بکند.
در مقابل مسلمین نمىتواند امریکا خودنمایى کند. دنیا توجهش الآن به این مبارزه است. دنیا الآن توجه به این دارد که در این مبارزه چه خواهد شد. و خود مملکت امریکا در آن اختلاف واقع شده است. سیاههاى امریکا که در تحت ظلم امریکا بودند الآن آنها هم موافقت با ما دارند. و ممکن است آنها هم قیام بکنند. باید مسلمین در یک همچه موقع حساسى که ما مقابل ایستادیم در مقابل امریکا و در مقابل دسایس شیطانى او، با ما موافقت کنند. با ما همراهى کنند. ما و خود را از هم بدانند. مملکت ایران را با سایر ممالک، با پاکستان، با عراق، با اندونزى، با تمام این ممالک اسلامى یک بدانند. و همه قیام کنند. و همه تظاهر کنند در مقابل این ظلمى که این شخص[2] به ما دارد مىکند.
یک نفر مجرمى[3] که پنجاه سال خانههاى این مملکت را سوزانده است، مردم این مملکت را به حبس انداخته است، قتلهاى زیاد، قتلعامهاى زیاد کرده است، و سنگفرشهاى خیابان ما را، اسفالتهاى خیابان ما را رنگین کرده است با خون جوانهاى ما، ذخایر ما را برداشته و دزدیده و برده است، اینها بردهاند پناه دادهاند یک همچه مجرمى را. و مخالف همه قوانین دنیاست که هر مجرمى که در یک جایى جرم کرد باید در محل خودش، در همان جایى که جرم کرده محاکمه بشود. اینها با یک انگیزههاى بچگانه این را بردهاند نگه داشتند. و حالا هم که ما مطالبۀ آنها را مىکنیم، ما را مىترسانند از کشتیهایشان که آمدند در آبهاى نزدیک آبهاى خلیج، و از طیارههاشان و از اینها. ما از چه مىترسیم؟ ما از طیارههاى اینها مىترسیم؟ ما از کشتیهاى اینها مىترسیم؟
ما اشخاصى هستیم که در این راه، شهادت را سعادت براى خودمان مىدانیم. ملت ما الآن هم از من مىخواهند که دعا کنم که شهید بشوند. ملتى که شهادت را مىخواهد او را از چه مىترسانند؟ او را از مردن مىترسانند؟ اینها شهادت را شرف خودشان مىدانند. آنها ما را از مردن مىترسانند؟ مردن براى آنها ترس دارد که قائل نیستند به ماوراى طبیعت. کسى که خدا را مىشناسد، کسى که قیامت را اطلاع دارد ...، کسى که اعتقاد دارد به ماوراى طبیعت، این از چه مىترسد؟ امریکا اشتباه مىکند. آقاى کارتر اشتباه مىکند که خیال مىکند که مىتواند یک همچه کارى بکند. دنیا نمىگذارد که او همچه کارى بکند. خود ملت امریکا نمىگذارد که او این کار را بکند. مگر یک کار آسانى است براى امریکا که بیاید و ملت ما را قتلعام کند. یک کارى نیست که او بتواند این کار را بکند. بر فرض اینکه بتواند، ملت ما با چنگ و دندان آنها را نابود خواهند کرد. و جوانهاى ما الآن اعلام کردهاند که اگر اینها یک وقت بخواهند یک همچه کارى بکنند، ما سفارتخانه را با هر کس در آن هست منفجر مىکنیم. و اگر یک همچو بشود ما نمىتوانیم این جوانهایى که الآن در غرور جوانى هستند و ظلم دیدند، آنها را کنترل کنیم. ما نمىتوانیم جلوى یک ملتى را که پنجاه سال ظلم دیده است و پنجاه سال و بیش از سى و چند سال از یک آدمى ظلم دیده است، از یک آدمى قتلعامها دیده است، برادرها را کشتهاند، پدرها را کشتهاند، زنها و شوهرهایشان از بین رفته است، یک همچو ملتى را ما نمىتوانیم کنترل کنیم، که اگر امریکا بخواهد یک غلطى بکند، مردم بنشینند همینطور نگاه کنند که آقا بیایند و چتربازهایشان بیایند. امتحان کنند، بیایند ببینند چطور مىتوانند این کار را بکنند؟ تمامشان را از بین خواهیم برد. و خودمان هم کشته مىشویم. آنها را هم از بین مىبریم.
شما برادرها سلام مرا به ارتش خودتان به آقاى ضیاءالحق[4]، برسانید. و از قول من به آنها بگویید که برادرهاى شما در مقابله کفر گرفتار هستند. شما قیام کنید. ارتش پاکستان قیام کند در مقابل یک همچو ظلمى که الآن دارد به برادرهایشان مىشود. یک همچو قیامى که الآن ما کردیم، در مقابل کفر است. این نسبت به مقدرات شما هم تأثیر دارد. کسى خیال نکند که اگر ایران شکست بخورد، خودش باقى مىماند. اگر ایران شکست بخورد شرق شکست خورده است. اگر ایران شکست بخورد مستضعفین شکست خوردهاند. باید همه با هم متصل، متحد، با هم قیام کنیم و این جرثومۀ فساد را از تاریخ بیرون کنیم. و لااقل از ممالک خودمان اینها را برانیم که دیگر فکر اینکه بیایند در اینجا، مستشارهایشان بیایند در اینجا، مأمورینشان بیایند در اینجا، چپاولگرانشان بیایند در اینجا و ما را چپاول کنند، این فکر را از سر آنها باید ما بیرون کنیم و بیرون مىکنیم این فکر را از سرشان.
خداوند انشاءاللّه به شما همۀ برادرها سلامت بدهد. عزت بدهد. عافیت بدهد. خداوند اسلام را تقویت کند. خداوند لشکر مسلمین را تقویت کند. خداوند رؤساى مسلمین را که علاقهمند به اسلام هستند، خدمت به مسلمین مىکنند، آنها را حفظ کند.
[1]ـ قبل از سخنرانى امام خمینى یکى از پاکستانیها دعایى خواندند و سپس حضار آمین گفتند.
[2]ـ جیمى کارتر رئیس جمهور وقت امریکا.
[3]ـ محمدرضا پهلوى.
[4]ـ محمد ضیاءالحق، رئیس جمهورى پاکستان.