در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - 22/6/1358 سخنرانى در جمع بانوان فرهنگى (تحقق اسلام ـ رهایى از غرب)499
زمان: 22 شهریور 1358 / 21 شوال 1399
مکان: قم
موضوع: کوشش همگانى براى تحقق اسلام ـ رهایى از غرب و دستیابى به استقلال همه جانبه
مناسبت: رحلت آقاى طالقانى
حضار: بانوان فرهنگى و مربّیان قرآن کاشمر
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
     مرحوم آقاى طالقانى رفتند و روسفید رفتند. ایشان باید گفت یک عمرتقریباً خدمت کردند و جهاد کردند، و رفتند؛ و ما باید ببینیم که چه بکنیم تا ما هم برویم.
     ما همه در این نهضت سهیم هستیم و شما خانمها سهم بزرگ دارید. یعنى آمدن شما خانمها به خیابانها و میدانهاى مبارزه موجب این شد که مردها هم قوّه پیدا بکنند، تقویت بشوند؛ روحیۀ آنها هم با آمدن شما تقویت بشود. شما سهم بزرگى در این نهضت دارید لکن در نیمۀ راه هستیم الآن؛ بیشتر راه مانده است. ما فقط رفتن محمدرضا و کوتاهى دست اجانب مقصد اعلایمان نبود، آن مقدمه بود، یعنى اینها یک خارى بودند بین راه که باید این خارها از بین راه برداشته بشود تا ما بتوانیم به آن مقصدى که مقصد اصلى است به آن برسیم. و آن مطلبى را که مطلب اصلى ماست و اصلى اسلام است آن را تحقق بدهیم.
     ما همه رأى به جمهورى اسلامى دادیم شما هم دادید رأى؛ رأى تنها کافى نیست، رأى همین قدر است که رسماً الآن مملکت ایران رژیمش جمهورى اسلامى است. لکن وقتى به حسب واقع جمهورى اسلامى مى‏شود که شما خانمها به وظیفه‏تان عمل کنید. و این آقایان هم به وظیفه‏شان و همۀ ما خودمان را وظیفه‏دار و مکلّف بدانیم. یک مملکتى که پس از رفتن خرابکارها، یک مملکت جنگزده است، یک مملکت غربزده است، یک مملکتى است که همه چیز ما را عقب رانده‏اند و همه جهت ما را شکست داده‏اند و حیثیت ملى ما را گرفتند از دست ما و فرهنگش، اقتصادش، همه چیزش درهم و برهم است، این به یک کلمۀ رئیس جمهورى اسلامى درست نمى‏شود. با رفتن دزدها و چپاولگرها هم درست نمى‏شود، فعالیت مى‏خواهد. الآن ما مکلفیم که براى جبران این خساراتى که به مملکت ما وارد شده است، چه خسارتهاى معنوى که جوانهاى ما را اعم از زن و مرد به واسطۀ تبلیغات فاسدى که کرده بودند از آن وضعى که باید داشته باشند آنها را عقب زده‏اند و چه خسارت مادى که مملکت ما را به فقر کشانده‏اند، به اسم «اصلاحات ارضى» بیچاره کردند کشاورزهاى ما را و مملکت را به تباهى کشیدند و چه مدارس و فرهنگ ما که عقب نگه داشتند نگذاشتند که یک فرهنگ صحیح باشد، مترقى باشد، این آشفتگیها باید به دست ما و شما، به دست ملت و دولت، تنها هیچ کدام نمى‏توانند این کارها را درست بکنند. اگر خانمها خیال کردند که کنار بروند و مردها این کارها را انجام بدهند و یا مردها خیال بکنند کنار بروند و خانمها این کار را انجام بدهند، یا هر دو خیال بکنند دولت انجام بدهد، و یا هر سه خیال کنند روحانیت انجام بدهد، این خیال، خیال صحیحى نیست براى اینکه کارها این قدر آشفته است، گرفتاریها این قدر زیاد است که هر شخصى در هر محلى هست، تکلیفى که دارد این است که آنجا را خوب بسازد. اگر شما در محلى هستید که در آنجا مثلاً باید تعلیم و تربیت خانم کوچولوها را بکنید، باید خوب تربیت کنید. اگر در جایى هستید که در آنجا تبلیغ باید بکنید، باید تبلیغاتتان، تبلیغات صحیح باشد و هر قشرى در هر جا هست، باید همان پستى را که دارد خوب عمل بکند. اگر در وزارتخانه است، آنجا پشت هر میزى که نشسته تکلیفى را که نسبت به آن وضعى که دارد خوب عمل کند. اگر در ادارات دیگر هست، هر اداره‏اى که هست، کارى که انجام مى‏دهد صحیح انجام بدهد. که وضع سابق که همه چیز را درهم کرده بود و ادارات ما را اداراتى کرده بود که قابل ذکر نیست، وزارتخانه‏ها همین طور، و سایر قشرها همین طور، و جوانهاى ما را به طورى تربیت کرده بودند که تعهد دیگر نداشتند نسبت به گرفتاریهایى که برایشان پیش مى‏آمد.
     اینها باید در هر محلى که هست، محوّل به هر کسى که هست یا بر هر گروهى که هست، اینها باید هر کسى در محل خودش، هر گروهى در محل خودش، هر کسى در پُست خودش، انجام وظیفۀ زمانِ جمهورى اسلامى بکند، یعنى باید این فرم غربى برگردد به یک فرم اسلامى. تا حالا ما همه چیزمان را تقریباً باید بگوییم غربى بود؛ همه چیز غربى بود. حالا باید، بعد از اینکه ما دست آنها را کوتاه کردیم، این طور نباشد که باز دنبال آنها باشیم، همه چیزهاى خودمان را فراموش بکنیم، و دنباله‏رو غرب یا دنباله‏رو شرق باشیم. باید ما توجه داشته باشیم که ما خودمان کى هستیم و چى هستیم، و مملکت ما احتیاج به چى دارد و به کى دارد.
     اگر ما این وابستگیهاى معنوى را، این وابستگیهایى که جوانهاى ما را و دانشگاه ما را و همه چیز ما را به صورت غربى درآورده بود، اینها را اگر برگرداندیم به حال خودش، و پیدا کردیم خودمان را، مى‏توانیم یک ملت مستقل باشیم و یک ملت آزاد باشیم، پیوند به غیر نداشته باشیم، و خودمان سرپاى خودمان بایستیم و کارهاى خودمان را خودمان انجام بدهیم، و اما اگر چنانچه از این معنا غفلت بشود و باز همان خیالات و همان بساط غرب در اینجا باشد، امید اینکه بتوانیم ما مستقل باشیم و بتوانیم آزاد باشیم، آزاد فکر بکنیم، آزاد عمل بکنیم، این امید دیگر نیست.
     بر همۀ ماست که از این غربزدگى بیرون بیاییم؛ افکارمان را عوض بکنیم، اعمالمان را عوض بکنیم، وضعیت فرهنگمان عوض بشود؛ وضعیت دادگستریمان عوض بشود. همۀ اینها سوغات غرب است. آن دادگسترى ما به این ترتیبى که بود در زمان طاغوت این یک سوغاتى بود از غرب آمده بود، باید آن تغییر بکند و یک وضع دیگرى پیدا بکند. و همین طور فرهنگمان هم همان طور بود. تمام چیزهایى هم که وسیله قرار داده بودند
براى اینکه جوانهاى ما را تباه کنند، همۀ اینها سوغاتهاى غرب بود. یعنى بنابراین بود که وسایلى تهیه بکنند که هم زنها و هم مردها را تباه بکنند، نگذارند یک رشد انسانى پیدا بکنند. همۀ وسایل را تهیه کرده بودند براى همین مقصد. در سینما مى‏رفتند، وضع سینما را جورى قرار داده بودند که تباه مى‏کرد. در هر جا که مى‏رفتند همین مسائل بود. ما باید خودمان را تغییر بدهیم تا اینکه بتوانیم سرپاى خودمان بایستیم و بفهمیم که ما شرقى هستیم و ما در اسلام هستیم و برنامۀ ما اسلام است.
     ان‏شاءاللّه‏ خداوند همۀ شما را حفظ کند و همه را موفق کند به اینکه به این مملکت خدمت بکنید؛ که مملکت الآن مال خود شماهاست و خود شما موظفید که او را حفظ بکنید. سلام بر همۀ شما باشد.