زمان: 2 مرداد 1358 / 29 شعبان 1399
مکان: قم
موضوع: شرافت و مسئولیت بزرگ پاسدارى
حضار: پاسداران امیرآباد و جوادیّه تهران
بسم اللّه الرحمن الرحیم
من امیدوارم که همۀ ما سرباز اسلام باشیم، و گوش به فرمان خداى تبارک و تعالى. و من امیدوارم که شما پاسداران همانطور که پاسدار اسلام الآن هستید، پاسدار جمهورى اسلام هستید، پاسدار خودتان هم باشید. شما امروز با سمت پاسدارى در جمهورى اسلامى یک شرافت زیاد و بزرگ دارید و یک مسئولیت بزرگ. اما شرافت براى اینکه خدمتگزار به اسلام، و خدمتگزار به دین اسلام شریف است. و اما مسئولیت براى اینکه شمایى که براى اسلام هستید و سرباز اسلام هستید باید همه چیزتان را اسلامى کنید. خداى نخواسته، چنانچه از سربازهاى اسلام به مردم یک تعدّى بشود، یک چیزى واقع بشود، یک مکروهى واقع بشود، این پاى اسلام حساب مىشود. در رژیم طاغوتى هر کارى که سازمانیها[1] مىکردند و دیگران و قواى انتظامى، پاى طاغوت حساب مىشد. امروز آن رژیم رفت و رژیم اسلامى است؛ شما هم پاسدار رژیم اسلامى هستید. اگر خداى نخواسته، از بعضى جوانهاى شما یک تندى، یک چیز مکروهى واقع بشود که مردم مثلاً خوششان نیاید، حالا دیگر نمىگویند رژیم طاغوتى، مىگویند در رژیم اسلامى هم این مسائل هست. و نمىگویند آن آدم این کار را مىکند، مىگویند پاسدارها این کار را مىکنند. اگر یک پاسدار قدمش را کج بگذارد، مىگویند پاسدارها این جورى هستند. چنانچه یک روحانى پایش را کج بگذارد، مىگویند روحانیها اینطور هستند. این مسئولیت بزرگى است که براى ما هست و براى شما. براى ما هست براى اینکه ما خودمان را منتسب به اسلام مىکنیم، و ما مثل شما پاسدار اسلام هستیم انشاءاللّه. و براى شما هست براى اینکه شما هم الآن پاسدار اسلام هستید. خیلى مواظب باشید که صحیح رفتار کنید، با مردم برادر باشید.
فرق ما بین رژیم طاغوتى و رژیم اسلامى این است که در رژیم طاغوتى مردم جدا بودند از قواى انتظامیه؛ از رژیم، هر کدام مقابل هم ایستاده بودند. ملت هر چه مىتوانست کارشکنى مىکرد براى دستگاه دولتى، دولت هم هر چه مىکرد براى استفاده خودش و براى فشار به ملت بود. اما در رژیم اسلامى، دولت و ملت از هم جدا نیستند، با هماند، دوست و برادرند. برادر باشید با مردم، همۀ قواى انتظامى ـ که شما هم الآن از آن قوا هستید ـ باید در خدمت مردم باشند. مردم احساس کنند که شما در خدمت آنها هستید. وقتى این احساس بشود مردم مثل برادر با شما رفتار مىکنند، دعا به شما مىکنند، پشتیبان شما هستند.
اینکه در آن رژیمها تا یک صدایى بلند شد همه رها کردند و متصل شدند به ملت، براى اینکه کار، کار شیطانى بود. ملت هم پشتیبان نبود. خودشان هم از باطن پوسیده بودند. امّا در رژیم اسلامى کار، کار خدایى است و سرباز، سرباز خداست و قوى است. چنانچه در صدر اسلام با یک عدّۀ کمى آن فتحها و پیروزیها نصیبشان شد، ایران را، روم را شکست دادند. شما هم الحمدلِلّه با روحیۀ قوى، ایمان به خدا، این طاغوت را شکست دادید. و طاغوتى که در باطن خودتان هست، شکست بدهید. مهم این است که آن طاغوت را شکست بدهید.
و امیدوارم که انشاءاللّه با سلامت و سعادت و در تحت رهبرى «آقا» این راه را طى بکنید. و این نهضت را به آخر برسانید، که یک حکومت اسلامى با محتواى اسلامى، که تمام جاها که انسان پا مىگذارد ببیند که اسلامى است. خداوند همۀ شما را موفّق کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
[1]- مأموران سازمان اطلاعات و امنیت کشور ساواک.