زمان: 26 تیر 1358 / 22 شعبان 1399
مکان: قم
موضوع: برترى تزکیه بر تعلیم ـ رسالت مادران در تربیت فرزندان
حضار: اعضاى انجمن اسلامى بهدارى و بهزیستى
بسم اللّه الرحمن الرحیم
این آیهاى که این آقا خواندند و آن آیهاى که آن بانو خواندند از آیاتى است که در بیان آن طولانى مىشود صحبت کرد. لکن من یک نکتهاى را عرض مىکنم و چون وقت نیست و من هم خیلى حال ندارم، مىگذرم. فرموده است: لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنینَ إِذْ بَعَثَ فَیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ و یُزَکِّیهِمْ و یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ[1]خداوند به مؤمنین منّت گذاشته است که از خودشان یک کسى را فرستاده است که آیات الهى را به آنها تلاوت کند، و تلاوت آیات براى تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت است. «تزکیه» را مقدم ذکر فرموده است، معلوم مىشود که تزکیۀ نفس بالاتر از علم و حکمت است و همینطور هم هست یک ملت چنانچه افرادش تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند، این ملت پیشرو است.
تمام گرفتاریهایى که براى ملتها هست براى این است که تزکیه در کار نبوده است. چنانچه سران قوم، آنهایى که کشور را اداره مىکنند، تزکیه شده بودند، نفسشان تزکیه شده بود، تربیت شده بود، این گرفتاریها براى ملت ما پیش نمىآمد. نه آن گرفتاریها براى ملت پیش مىآمد و نه آن گرفتاریها براى خودشان. منشأ تمام این گرفتاریها، در همه جا، این است که آنهایى که متکفّل امور ملت هستند تزکیه نشدهاند. یک نفر آدمى که تزکیه نشده، سلطه بر یک ملت پیدا بکند، اینهمه گرفتاریهایى که در طول پنجاه و چند سال براى ملت ما پیش آمد، اینهمه گرفتاریها را ایجاد مىکند. آن کسى که به یک ملتى سلطه دارد، به یک ملتى حکومت دارد، این چنانچه عدالتپرور باشد، دستگاه او عدالتپرور خواهد شد؛ قشرهایى که به او مرتبط هستند قهراً به عدالت گرایش پیدا مىکنند؛ تمام اداراتى که تابع آن مملکت است، تابع آن حکومت است، خواه ناخواه به عدالت گرایش پیدا مىکند. عدالت گسترده مىشود. در صورتى که یک نفر که به مردم حکومت مىکند مزکّى باشد و تزکیه شده باشد. اگر همۀ ملت تزکیه بشوند، همین دنیا بهشت آنهاست؛ تمام گرفتاریها از بین مىرود. از آن طرف، از باب اینکه حکومتهایى که در رژیم طاغوتى بر مردم حکومت کردند حکومتهایى بودند که تزکیه نشده بودند وقتى حکومت تزکیه نشد، شخص اول یک مملکتى به حسب حکومت تزکیه نشد، اخلاقش مزکّى نباشد، عقاید تزکیه شده نباشد، اعمال، اعمال مزکّى نباشد، همین یک نفر یک مملکت را به هلاکت مىکشاند. چنانچه شما دیدید سرچشمه مىگرفت از رضاخان تمام مفاسد و تمام قشرهایى که دوروبَر او جمع شده بودند از خودش بودند. در پاریس که بودیم، یک نفر ـ که حالا یادم نیست کى بود ـ آمد پیش من نقل کرد از یکى دیگر که او گفت که اگر پنج نفر آدم فاسد در ایران پیدا بشود؛ این محمدرضا هر پنج تا را انگشت رویش مىگذارد و جلبش مىکند! آن اشخاصى که مزکّى نیستند با تزکیه شدهها سرو کار ندارند؛ نمىروند سراغ اشخاص امین. آدمى که خودش امین نیست جنس خودش را طالب است؛ مىرود سراغ اشخاصى که نظیر خودش باشند، چنانچه اشخاص امین باشند، آنها مىروند سراغ پیدا کردن اشخاصى که همجنس خودش باشند. و لهذا از حکومتها سرچشمه مىگیرد مفاسد و سرچشمه مىگیرد مصالح. حکومتِ عدل، تمام مصالح کشور را تأمین مىکند به اندازۀ قدرت. و حکومت ظلم، تمام بدبختیها را براى یک ملتى ایجاد مىکند. لهذا در آیۀ شریفه تزکیه را مقدّم ذکر کردهاند بر «تعلیم» کتاب و حکمت، بلکه تعلیم کتاب و حکمت مقدمۀ تزکیه است.
انبیا آمدهاند که انسان درست کنند، انبیا مأمورند که افراد را ـ افرادى که بشر هستند و از همین با حیوانات فرق ندارند ـ آمدهاند که اینها را انسان کنند؛ تزکیه کنند، مزکّى کنند؛ پاکیزه کنند. شغل انبیا همین است و باید شغل مادرها همین باشد نسبت به بچههایى که در دامنشان هست. بچهها را از آن اول که در دامنشان هست تزکیه کنند. آنها با اخلاق خوب، با اعمال خوب در آنجا بچهها بهتر تربیت مىشوند. در دامن مادر، بچهها بهتر تربیت مىشوند تا در پیش استاد. آن علاقهاى که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و آن چیزى که در بچگى از مادر مىشنود یا مىبیند، آن نقش مىبندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست. مادرها باید توجه به این معنا بکنند که این بچهها را خوب تربیت کنند، مزکّى تربیت کنند؛ یک مدرسۀ علمى ـ ایمانى باشد دامنهایشان، و این یک مطلب بسیار بزرگى است که از مادرها مىآید. و از کس دیگر نمىآید. آنقدرى که بچه از مادر چیز مىشنود از پدر نمىشنود. آنقدرى که اخلاق مادر تأثیر دارد در بچۀ کوچولوى نورس و به او منتقل مىشود از دیگران نمىشود، مادرها مبدأ خیراتند و اگر خداى نخواسته مادرى باشد که بچه را بد تربیت کند، مبدأ شرورند.
یک مادر ممکن است که بچه را تربیت کند و خوب تربیت کند، و آن یک بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است که بد تربیت کند و موجب هلاکت یک امت بشود. معالأسف در این طول سلطنت، اینها کوشش کردند که مادرها را از بچهها جدا کنند. به مادرها تزریق کردند که بچهدارى چیزى نیست، شما توى ادارات بروید. جدا کردند این بچههاى معصوم را که باید تربیت بشوند از دامنهاى مادر و بردند در پرورشگاهها و جاهاى دیگر و اشخاص اجنبى، اشخاص غیر رحیم، آنها را تربیت مىکردند، تربیت فاسد. بچهایى که از مادرش جدا شد پیش هر که باشد عقده پیدا مىکند، عقده که پیدا کرد، مبدأ بسیارى از مفاسد مىشود. بسیارى از این قتلهایى که واقع مىشود روى عقدههایى است که پیدا مىشود، و عقدهها بسیارىاش از این پیدا مىشود که مادر از اولاد جدا باشد. او در یک جاى دیگر؛ و او در یک جاى دیگر، بچۀ کوچولو به مادر احتیاج دارد. مادر یک شغلى دارد که همان شغل انبیاست، این شغل بزرگ انبیا را در نظر مادرها کوچک کردند. اینکه اصلاً انبیا آمدهاند، خداى تبارک و تعالى منت گذاشته است بر مردم به اینکه پیغمبر فرستاده است از خود مردم، تا اینکه تزکیه بکند بچههاى مردم را. شغل انبیا این است که مردم را تزکیه بکنند، آدم بکنند، این همینى است که مادر باید بکند، همینى است که معلم باید بکند، همینى است که دانشگاهها باید بکنند، از دامن مادر شروع مىشود، تا برود به مدارس و به دانشگاهها و به جاهاى دیگر. چنانچه از دامن مادر که شروع شد خوب شروع شد، بچه را خوب تربیت کردند، آنکه تحویل داد به دبستان دبستان خوب تربیت کرد. آنکه تحویل داد به دبیرستان آنجا هم همینطور، آنکه به دانشگاه یا به مدارس علمى دیگر آنها هم خوب، یکوقت در یک برهه از زمان مىبینید که جوانها همه خوب از کار در مىآیند؛ یک مملکت را به خوبى مىکشند.
و جدیت کرد این رژیم خائن سابق به اینکه با همۀ جهات، با همۀ قدرت، مبارزه با تزکیه بکند نگذارد جوانهاى ما صحیح بار بیایند. در تهران مىگویند که در آن زمان، در آنوقت ـ انشاءاللّه حالا دیگر نیست ـ شراب فروشیها بیشتر بوده از کتاب فروشیها! مىدانید که چقدر مراکز فساد درست کرده بودند، مراکزى که باید آموزشى باشد به فساد کشیده بودند؛ مثل سینما، مثل رادیو، مثل مطبوعات. با تمام قوا کوشیدند که نگذارند رشد انسانى پیدا کنند جوانهاى ما، باید این نسل متحول بشود.
باید این تربیتهاى طاغوتى متحول بشود به تربیتهاى انسانى ـ اسلامى. و امید است که از دامن مادرها شروع بشود، و به دانشگاه و بالاتر ختم بشود و مدارس ما هم همینطور. سعادت یک ملت به این است که سران آن ملت، کسانى که مقدرات آن ملت به دستشان است، مزکّى باشند؛ تزکیه شده باشند.خداوند انشاءاللّه همۀ شما را به راه راست خودش هدایت کند، و همۀ ما را خدمتگزار به اسلام و به مسلمین قرار بدهد.
والسلام علیکم و رحمةاللّه
[1]- بخشى از آیۀ 164 سورۀ آل عمران: «خداوند بر اهل ایمان منت گذارد که رسولى از خودشان در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوسشان را از آلایش و نقص پاک گرداند، و احکام شریعت و حقایق حکمت را به آنان بیاموزد».