در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - 26/4/1358 سخنرانى در جمع اعضاى انجمن اسلامى بهدارى و بهزیستى (رسالت مادران)134
زمان: 26 تیر 1358 / 22 شعبان 1399
مکان: قم
موضوع: برترى تزکیه بر تعلیم ـ رسالت مادران در تربیت فرزندان
حضار: اعضاى انجمن اسلامى بهدارى و بهزیستى
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
     این آیه‏اى که این آقا خواندند و آن آیه‏اى که آن بانو خواندند از آیاتى است که در بیان آن طولانى مى‏شود صحبت کرد. لکن من یک نکته‏اى را عرض مى‏کنم و چون وقت نیست و من هم خیلى حال ندارم، مى‏گذرم. فرموده است: لَقَدْ مَنَّ اللّه‏ُ عَلَى الْمُؤمِنینَ إِذْ بَعَثَ فَیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ و یُزَکِّیهِمْ و یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ[1]خداوند به مؤمنین منّت گذاشته است که از خودشان یک کسى را فرستاده است که آیات الهى را به آنها تلاوت کند، و تلاوت آیات براى تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت است. «تزکیه» را مقدم ذکر فرموده است، معلوم مى‏شود که تزکیۀ نفس بالاتر از علم و حکمت است و همین‏طور هم هست یک ملت چنانچه افرادش تزکیه شده باشند، تربیت شده باشند، این ملت پیشرو است.
     تمام گرفتاریهایى که براى ملت‏ها هست براى این است که تزکیه در کار نبوده است. چنانچه سران قوم، آنهایى که کشور را اداره مى‏کنند، تزکیه شده بودند، نفسشان تزکیه شده بود، تربیت شده بود، این گرفتاریها براى ملت ما پیش نمى‏آمد. نه آن گرفتاریها براى ملت پیش مى‏آمد و نه آن گرفتاریها براى خودشان. منشأ تمام این گرفتاریها، در همه جا، این است که آنهایى که متکفّل امور ملت هستند تزکیه نشده‏اند. یک نفر آدمى که تزکیه نشده، سلطه بر یک ملت پیدا بکند، اینهمه گرفتاریهایى که در طول پنجاه و چند سال براى ملت ما پیش آمد، اینهمه گرفتاریها را ایجاد مى‏کند. آن کسى که به یک ملتى سلطه دارد، به یک ملتى حکومت دارد، این چنانچه عدالت‏پرور باشد، دستگاه او عدالت‏پرور خواهد شد؛ قشرهایى که به او مرتبط هستند قهراً به عدالت گرایش پیدا مى‏کنند؛ تمام اداراتى که تابع آن مملکت است، تابع آن حکومت است، خواه ناخواه به عدالت گرایش پیدا مى‏کند. عدالت گسترده مى‏شود. در صورتى که یک نفر که به مردم حکومت مى‏کند مزکّى باشد و تزکیه شده باشد. اگر همۀ ملت تزکیه بشوند، همین دنیا بهشت آنهاست؛ تمام گرفتاریها از بین مى‏رود. از آن طرف، از باب اینکه حکومتهایى که در رژیم طاغوتى بر مردم حکومت کردند حکومتهایى بودند که تزکیه نشده بودند وقتى حکومت تزکیه نشد، شخص اول یک مملکتى به حسب حکومت تزکیه نشد، اخلاقش مزکّى نباشد، عقاید تزکیه شده نباشد، اعمال، اعمال مزکّى نباشد، همین یک نفر یک مملکت را به هلاکت مى‏کشاند. چنانچه شما دیدید سرچشمه مى‏گرفت از رضاخان تمام مفاسد و تمام قشرهایى که دوروبَر او جمع شده بودند از خودش بودند. در پاریس که بودیم، یک نفر ـ که حالا یادم نیست کى بود ـ آمد پیش من نقل کرد از یکى دیگر که او گفت که اگر پنج نفر آدم فاسد در ایران پیدا بشود؛ این محمدرضا هر پنج تا را انگشت رویش مى‏گذارد و جلبش مى‏کند! آن اشخاصى که مزکّى نیستند با تزکیه شده‏ها سرو کار ندارند؛ نمى‏روند سراغ اشخاص امین. آدمى که خودش امین نیست جنس خودش را طالب است؛ مى‏رود سراغ اشخاصى که نظیر خودش باشند، چنانچه اشخاص امین باشند، آنها مى‏روند سراغ پیدا کردن اشخاصى که همجنس خودش باشند. و لهذا از حکومتها سرچشمه مى‏گیرد مفاسد و سرچشمه مى‏گیرد مصالح. حکومتِ عدل، تمام مصالح کشور را تأمین مى‏کند به اندازۀ قدرت. و حکومت ظلم، تمام بدبختیها را براى یک ملتى ایجاد مى‏کند. لهذا در آیۀ شریفه تزکیه را مقدّم ذکر کرده‏اند بر «تعلیم» کتاب و حکمت، بلکه تعلیم کتاب و حکمت مقدمۀ تزکیه است.
     انبیا آمده‏اند که انسان درست کنند، انبیا مأمورند که افراد را ـ افرادى که بشر هستند و از همین با حیوانات فرق ندارند ـ آمده‏اند که اینها را انسان کنند؛ تزکیه کنند، مزکّى کنند؛ پاکیزه کنند. شغل انبیا همین است و باید شغل مادرها همین باشد نسبت به بچه‏هایى که در دامنشان هست. بچه‏ها را از آن اول که در دامنشان هست تزکیه کنند. آنها با اخلاق خوب، با اعمال خوب در آنجا بچه‏ها بهتر تربیت مى‏شوند. در دامن مادر، بچه‏ها بهتر تربیت مى‏شوند تا در پیش استاد. آن علاقه‏اى که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و آن چیزى که در بچگى از مادر مى‏شنود یا مى‏بیند، آن نقش مى‏بندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست. مادرها باید توجه به این معنا بکنند که این بچه‏ها را خوب تربیت کنند، مزکّى تربیت کنند؛ یک مدرسۀ علمى ـ ایمانى باشد دامنهایشان، و این یک مطلب بسیار بزرگى است که از مادرها مى‏آید. و از کس دیگر نمى‏آید. آنقدرى که بچه از مادر چیز مى‏شنود از پدر نمى‏شنود. آنقدرى که اخلاق مادر تأثیر دارد در بچۀ کوچولوى نورس و به او منتقل مى‏شود از دیگران نمى‏شود، مادرها مبدأ خیراتند و اگر خداى نخواسته مادرى باشد که بچه را بد تربیت کند، مبدأ شرورند.
     یک مادر ممکن است که بچه را تربیت کند و خوب تربیت کند، و آن یک بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است که بد تربیت کند و موجب هلاکت یک امت بشود. مع‏الأسف در این طول سلطنت، اینها کوشش کردند که مادرها را از بچه‏ها جدا کنند. به مادرها تزریق کردند که بچه‏دارى چیزى نیست، شما توى ادارات بروید. جدا کردند این بچه‏هاى معصوم را که باید تربیت بشوند از دامنهاى مادر و بردند در پرورشگاهها و جاهاى دیگر و اشخاص اجنبى، اشخاص غیر رحیم، آنها را تربیت مى‏کردند، تربیت فاسد. بچه‏ایى که از مادرش جدا شد پیش هر که باشد عقده پیدا مى‏کند، عقده که پیدا کرد، مبدأ بسیارى از مفاسد مى‏شود. بسیارى از این قتلهایى که واقع مى‏شود روى عقده‏هایى است که پیدا مى‏شود، و عقده‏ها بسیارى‏اش از این پیدا مى‏شود که مادر از اولاد جدا باشد. او در یک جاى دیگر؛ و او در یک جاى دیگر، بچۀ کوچولو به مادر احتیاج دارد. مادر یک شغلى دارد که همان شغل انبیاست، این شغل بزرگ انبیا را در نظر مادرها کوچک کردند. اینکه اصلاً انبیا آمده‏اند، خداى تبارک و تعالى منت گذاشته است بر مردم به اینکه پیغمبر فرستاده است از خود مردم، تا اینکه تزکیه بکند بچه‏هاى مردم را. شغل انبیا این است که مردم را تزکیه بکنند، آدم بکنند، این همینى است که مادر باید بکند، همینى است که معلم باید بکند، همینى است که دانشگاهها باید بکنند، از دامن مادر شروع مى‏شود، تا برود به مدارس و به دانشگاهها و به جاهاى دیگر. چنانچه از دامن مادر که شروع شد خوب شروع شد، بچه را خوب تربیت کردند، آنکه تحویل داد به دبستان دبستان خوب تربیت کرد. آنکه تحویل داد به دبیرستان آنجا هم همین‏طور، آنکه به دانشگاه یا به مدارس علمى دیگر آنها هم خوب، یکوقت در یک برهه از زمان مى‏بینید که جوانها همه خوب از کار در مى‏آیند؛ یک مملکت را به خوبى مى‏کشند.
     و جدیت کرد این رژیم خائن سابق به اینکه با همۀ جهات، با همۀ قدرت، مبارزه با تزکیه بکند نگذارد جوانهاى ما صحیح بار بیایند. در تهران مى‏گویند که در آن زمان، در آن‏وقت ـ ان‏شاءاللّه‏ حالا دیگر نیست ـ شراب فروشیها بیشتر بوده از کتاب فروشیها! مى‏دانید که چقدر مراکز فساد درست کرده بودند، مراکزى که باید آموزشى باشد به فساد کشیده بودند؛ مثل سینما، مثل رادیو، مثل مطبوعات. با تمام قوا کوشیدند که نگذارند رشد انسانى پیدا کنند جوانهاى ما، باید این نسل متحول بشود.
     باید این تربیتهاى طاغوتى متحول بشود به تربیتهاى انسانى ـ اسلامى. و امید است که از دامن مادرها شروع بشود، و به دانشگاه و بالاتر ختم بشود و مدارس ما هم همین‏طور. سعادت یک ملت به این است که سران آن ملت، کسانى که مقدرات آن ملت به دستشان است، مزکّى باشند؛ تزکیه شده باشند.خداوند ان‏شاءاللّه‏ همۀ شما را به راه راست خودش هدایت کند، و همۀ ما را خدمتگزار به اسلام و به مسلمین قرار بدهد.
والسلام علیکم و رحمة‏اللّه


[1]- بخشى از آیۀ 164 سورۀ آل عمران: «خداوند بر اهل ایمان منت گذارد که رسولى از خودشان در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوسشان را از آلایش و نقص پاک گرداند، و احکام شریعت و حقایق حکمت را به آنان بیاموزد».