زمان: 21 اردیبهشت 1358 / 14 جمادىالثانى 1399
مکان: قم
موضوع: چگونگى قیام پیامبران
حضار: عشایر مَمَسَنى و دانشجویان و استادان دانشسراى عالى یزد
اعوذباللّه من الشیطان الرجیم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
انبیا در تبلیغاتشان ابتدائاً یک بودند. موسى ـ علیه السلام ـ یک نفر بود؛ رسول اکرم
ـ صلىاللّه علیه و آله و سلم ـ اول که مأمور شد، خودش ـ تنها ـ مأمور شد: قُم فَأَنذِرْ؛[1] نهضت کن و مردم را دعوت کن. دعوت، ابتدائاً از خود حضرت شروع شد. آن روز که اعلام نبوت فرمود، یک زن[2] و یک بچه[3] به او ایمان آورد؛ لکن استقامت ـ که لازمۀ رهبرى انبیاى گرام است ـ به طور کامل در رسول اکرم بود: واسْتَقِم کَمَا أُمِرتَ؛[4] نهضت کن و استقامت کن.
این دو خاصیت در پیشبرد مقاصد بزرگ پیغمبر اسلام دخالت داشت: قیام و استقامت. این استقامت موجب شد که با اینکه هیچ در دست نداشت و تمام قواى قدرتمندان برخلاف او بود ـ به طورى که در مکه نمىتوانست به طور علن دعوت کند ـ لکن مأیوس نمىشد از اینکه نمىتواند علناً مردم را دعوت کند. مأیوس نبود. دعوت زیرزمینى بود. یکىیکیها را به خود جذب کرد، تا وقتى که تشریف بردند به مدینه، مأمور شدند که مردم را دعوت کنند به قیام: قُل إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا للّه؛[5] در اینجا دعوت به قیام است. دعوت جمع به قیام جمع است؛ و مهم قیامِ للّه، براى خدا. رمز پیروزى لشکر اسلام در صدر اسلام ـ با آنکه هیچ ابزار جنگى مىشد بگویى نداشتند ـ قیامِ للّه بود. نهضت براى خدا، ایمان به خدا، پیروز کرد پیغمبر اکرم را. مأیوس نشدن و استقامت کردن در راه خدا، پیروزى را نصیب پیغمبر کرد. اصحاب رسول اکرم در صدر اسلام قدرت ایمان داشتند، و با قدرت ایمان به پیش رفتند؛ به طورى که با جمعیت بسیار کم و با نداشتن ابزار جنگ، بر دو امپراتورى بزرگ آن روز دنیا ـ روم و ایران ـ غلبه کردند. نهضت کردند، و براى خدا نهضت کردند، و استقامت کردند.
شما ملت ایران، شما ملت بزرگ ایران، همان معنایى که در صدر اسلام بود محقق کردید. ابتدا از مدرسۀ فیضیه بلند شد صدا؛ و مدرسۀ فیضیه را خراب کردند؛ جوانهاى ما را بعضشان را شهید کردند؛ لکن استقامت اسباب این شد که شکست نخوردند؛ شکست روحى نخوردند. این استقامت موجب شد که اقشار، بعضى به بعض پیوستند، دعوتهاى اسلامى را به جان خریدند و شنیدند، و این قطرهها به هم پیوستند و سیل عظیمى ایجاد کردند؛ قیام همگانى و براى اسلام؛ قیام براى خدا؛ قیام براى جمهورى اسلام. این قیام در تمام اقشار ملت ما ریشه کرد و تمام اقشار را به هم پیوند داد؛ و ایمان در همه ظهور پیدا کرد؛ یک تحول روحى؛ یک تحول فکرى، با ارادۀ مصمم. از بچههاى کوچک تا مردهاى بزرگ، از دخترهاى کوچک تا خانمهاى بزرگ، همۀ اقشار، با هم قیام کردند و استقامت کردند أَن تَقُوموا للّه؛ قیام براى خدا، جمعاً و فرداً. مادامى که این قیام براى خداست، مادامى که این وحدت باقى است، پیروز هستید. مادامى که این اجتماعات هست و از اقطاب مملکت در اینجا حاضر مىشوند و با هم صدا بلند مىکنند ـ از عشایر گرفته تا شهرستانها.
از یزد آمدهاند، خداوند تأیید کند آنها را؛ از عشایر آمدهاند، از مَمَسنى آمدهاند، خداوند تأیید کند آنها را. دانشگاهى و غیر دانشگاهى با هم مجتمع، مدرسهاى و بازارى با هم مجتمع، کوهستانى و شهرستانى با هم مجتمع، همه با هم این نهضت را به پیش مىبریم. با این ارادۀ مصمم که ملت ما دارد، و با آن ارادهاى که سد بزرگ رژیم منحوس را در هم شکست، این پشههاى ضعیف نمىتوانند خودنمایى کنند. ملت ما از ترور نمىترسد. ملت ما شهادت را فوز عظیم مىداند.
برادران! این نهضت را حفظ کنید. مستقیم باشید: إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أن تَقُوموا للّه؛ یک موعظه، فقط یک موعظه، خداى تبارک و تعالى به وسیلۀ رسول اکرم به شماها کرده است؛ اینکه نهضت کنید و براى خدا نهضت کنید. اگر نهضت براى خدا باشد، از شهادت خوف نیست. شکست در نهضتى که براى خدا باشد نیست. مسلمین صدر اسلام مىگفتند اگر بکشیم بهشت است، و اگر کشته شویم بهشت است. شما هم همین طور هستید.
خداوند همۀ شما را و همۀ ملت ایران را، و همۀ ملتهاى مسلمین را به سعادت و سلامت برساند. خداوند شما مجتمع را براى اسلام حفظ کند. همه با هم به پیش باید برویم.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
[1]ـ سورۀ مدثر، آیۀ 2.
[2]ـ حضرت خدیجۀ کبرى ـ سلاماللّه علیها.
[3]ـ حضرت على امیرالمؤمنین ـ علیه السلام.
[4]ـ بخشى از آیۀ 15 سورۀ شورى.
[5]ـ بخشى از آیۀ 46 سورۀ سبأ: «بگو که من یک سخن را به شما پند مىدهم که براى خدا قیام کنید».