این شیاطین از اسلام ترسیدهاند؛ قدرت اسلام را فهمیدند...؛ قدرت ایمان مردم را فهمیدند؛ قدرت اتحاد کلمه را فهمیدند. حالا درصدد برآمدهاند که جمهورى اسلامى را در نظر مردم سبک کنند. مىگویند چه شد؟ چه مىخواهید بشود؟! شما نمىگذارید که ما قدمهاى بعد را برداریم. شما بین مردم ـ بین کشاورزان ـ مىروید و اِفساد مىکنید که کشاورزى تحقق پیدا نکند. دولت ما مىخواهد کشاورزى را به راه بیندازد، ملت ما هم، لکن شما نمىگذارید. شما خائنین نمىگذارید. دولت ما مىخواهد کارخانجات را راه بیندازد تا رفاه حاصل بشود، تا چرخ مملکت به راه بیفتد، شما شیاطین نمىگذارید. ما مىخواهیم این وحدت کلمه تا آخر محفوظ بماند.
ما مىخواهیم این نهضت به ثمر برسد آنطور که دلخواه اسلام است ؛ آنطور که خداى متعال مىخواهد. شما شیاطین فتنهانگیزى مىکنید؛ با هر روزش یک بهانهاى، در هر روز یک بهانهاى به دست مىآورید و مردم را به هم مىریزید و وادار به راهپیمایى مىکنید. شما هستید که نمىگذارید آنچه که باید تحقق پیدا بکند. «چه شد» یعنى چه؟ بگذارید، ببینید چه خواهد شد .
برادران من! برادران تبریزى! برادران فارس! برادران اصفهانى! برادران دیگر که از جاهاى مختلف به این مکان تشریف آوردهاید! ضمن تشکر از همۀ شما باید عرض کنم بیدار باشید، توجه داشته باشید! نقشههاى محیلانۀ اینها را نقش بر آب کنید. نگذارید این فتنهگرها در بین مردم بیفتند و صفوف ما را متفرق کنند. صف واحد باشید: صَفاً کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَرصُوصٌ.[1]
این سد عظیمى که آن سد عظیم را شکست حفظ کنید. این قطرههایى که به صورت سیل بنیانکن درآمد، این واحدهایى که همچون سیل عظیمى تمام موانع را از سر راه برداشت حفظ کنید. با این سیل عظیم به پیش بروید و همۀ بنیانهاى ظلم و ستم را منهدم کنید.
این دستهاى خائن را قطع کنید . در کارخانههاى خودتان راه ندهید این خائنین را. اینها به حال شما و به حال ملت دلسوزى ندارند. اینها از اسلام مىترسند. اینها قدرت اسلام را لمس کردند؛ فهمیدند که اسلام چیست؛ فهمیدند در مقابل اسلامْ ابرقدرتها نمىتوانند بایستند نمىخواهند این نهضت به آخر برسد.
ولى باید شیاطین بدانند، تفرقهاندازها بدانند که غلط فکر کردهاند! باید این ابلیسها و این شیاطین بدانند که همچو قدرتى براى آنها نیست.
آن قدرتى که آن سدبزرگ را شکست این قطرههاى ضعیف را خواهد شکست . ما آزادى مطلق خواهیم داد، و مىدهیم و دادهایم لکن نه براى توطئه، نه براى فساد و خرابکارى. توطئه باید درهم شکسته شود. خرابکاران باید دفع شوند. باقیماندۀ رژیم منحوس، ریشههاى کثیف آن، طرفداران کثیفتر از آن باید قطع شوند. ما آنها را دفن مىکنیم .
من از تمام اقشار ملت و شما فرزندان اسلام که در این محوطه جمع شدید تشکر مىکنم و براى همۀ شما دعا مىکنم. و باید تذکر دهم که مقام معلمْ مقام والایى است؛ مقامى است که بالاتر از مقام معلم نیست؛ مقامى است که خداى تبارک و تعالى از آن تعظیم فرموده است لکن مسئولیت بزرگ دارد، مسئولیت عظیم دارد. هر چه مقام بالاتر است مسئولیت بالاتر است.
مسئولیت تربیت جوانان مسئولیت کمى نیست. تمام ملت باید معلم باشند، معلم فرزندان خود. اسلام تمام افرادش معلم باید باشند، و تمام افرادش متعلم. بانوان هم باید معلم باشند براى فرزندان خود، در دامن خود مثل استادان، مثل معلمان تربیت کنند. پدران باید معلم باشند از براى فرزندان خود. خانوادۀ شما باید مدرسه باشد، تعلیم احکام اسلام، تهذیب اخلاق نونهالان. شما باید نونهالانِ مهذب تحویل معلمان بدهید و معلمان باید آنها را بیشتر تهذیب کنند.
معلمان خیلى مقام بزرگ دارند و خیلى مسئولیت بزرگ. اگر معلمان ما کوتاهى کنند در تعلیم، مسئول هستند. معلمین هستند که مىتوانند مملکت را حفظ کنند ـ استقلال مملکت را.
جوانهاى ما، آنهایى که مقدرات مملکت به دست آنها خواهد بود، زیر دست معلمین باید تربیت بشوند؛ اگر تربیت صالح شدند مملکت صالح به دست ما مىافتد و اگر ـ
خداى نخواسته ـ تربیتهاى غیرالهى شد مملکت از دست مىرود. معلم! بیدار شو!
من از خداى تبارک و تعالى توفیق و سلامت و سعادت همۀ شما و همۀ قشرهاى ملت و همۀ مسلمین را در همۀ بلاد خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
[1]ـ سورۀ صف، آیۀ 4: «اِنَّ اَللّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقَاتلُونَ فِى سَبیلِهِ صَفَاً کَاَ نَّهُم بُنْیانٌ مَرصُوصٌ» خداوند کسانى را که در راه او در یک صف جنگ مىکنند، همانند دیوارى که با سرب پیوند داده شده است، دوست مىدارد.