در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - 29/12/1341 سخنرانى در جمع روحانیون و اهالى قم (توطئه‏هاى استعمار ـ مسئولیت علما)157
زمان: 29 اسفند 1341 / 23 شوال 1382
مکان: قم، مسجد اعظم
موضوع: توطئه‏هاى استعمار بر ضد اسلام ـ مسئولیت سنگین عالمان دینى
 مناسبت: فرا رسیدن عید نوروز 1342
حضار: روحانیون، طلاب و اهالى قم
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
     امسال[1] ما عید نداریم و این عید را عزاى ملى اعلام مى‏کنیم، نه به خاطر اینکه مصادف است با شهادت حضرت صادق ـ سلام اللّه‏ علیه؛ آن حضرت مقامش عالى و بلند است، ولادت و شهادتش موجب تحکیم و پیشرفت اسلام است. به قول سیدبن طاووس ـ علیه الرحمه ـ براى شهادت [مثل] امام صادق باید جشن گرفت.[2]
    ما در این عید عزاداریم براى مصیبتها و لطمه‏هایى که در این سال[3] به اسلام وارد شد، این سال، سال خوشى براى مسلمین نبود، سال خوبى براى روحانیت نبود. در این سال به اسلام تجاوز شد. علماى دین و روحانیون مورد اهانت قرار گرفتند، هتک شدند. در این سال استعمار توطئه‏هایى را علیه اسلام تدارک دید، عمال پلید استعمار به قرآن جسارت کردند، براى پایمال کردن احکام نورانى قرآن نقشه‏ها کشیدند، برنامه‏ها ریختند، طرحها دادند. اگر مسلمین بدانند که چه توطئه‏ها و نقشه‏هایى علیه عزت اسلام،
سعادت ملتهاى مسلمان و استقلال ممالک اسلامى در دست اقدام است، دیگر هیچ وقت عید نمى‏گیرند بلکه قیام مى‏کنند به وظایف دینى که بر عهده دارند. وظیفۀ علماى دین، وظیفۀ ملتهاى مسلمان سنگین است. همه وظیفه دارند که از اسلام دفاع کنند. در برابر توطئه‏ها بایستند و با آن مقابله کنند. آنها که در برابر خطرهایى که متوجه اسلام شده است قیام نکنند، مقابله نکنند و به دفاع برنخیزند، آنها در عداد مردگانند.
     روحانیت اسلام تا این لحظه از تاریخ حیات درخشان خود در خدمت اسلام و مسلمانها بوده و در راه دفاع از دین خدا و حقوق ملتها مجاهده و مبارزه کرده است و در مواقع لزوم مردم را متوجه خطرهایى کرده که علیه اسلام و استقلال کشورهاى اسلامى مطرح بوده است و در برابر فشارها، قلدریها و تهدیدهایى که از جانب ستمکاران و حاکمان جائر بر روحانیت وارد شده عقب‏نشینى نکرده و سکوت را جایز نشمرده است و با ارعاب و تهدید از وظایف خود دست نکشیده و تسلیم جباران نشده است. روحانیان را با تهدید و قلدرى نمى‏توان در برابر سلطه و قدرت ظَلمه و ستمکاران مرعوب کرد. روحانیان از سرنیزۀ جباران و جنایتکاران نمى‏ترسند و از وظایف خود دست نمى‏کشند. إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنا اللّه‏ُ ثُمَّ استَقاموُا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ اَلا تَخافُوا وَ لا تَحزَنوُا وَ أَبْشِروُا بِالْجَنَّةِ الَّتى کُنْتُمْ توُعَدوُنَ.[4] آنها که گفتند مربى ما خداست و سپس استقامت ورزیدند، ملائکه بر آنها فرود مى‏آید، قلبهایشان را تسکین مى‏بخشد و آنها را دلدارى مى‏دهد که مترسید و اندوهگین نشوید و شادمان شوید به بهشتى که وعده داده مى‏شدید. پس براى چه بترسیم براى چه اندوهگین باشیم، اینها که آدم نیستند که ما از آنها بترسیم. ما را به چه تهدید مى‏کنند اینها؟
     روحانیت نباید از چیزى بترسد، روحانیت نباید از عربده‏کشیها، وحشیگریها و غوغاى مشتى رجاله و اراذل وحشت کند. علما و روحانیان باید تا آخرین قطره خون
خود را در راه اسلام، در راه قرآن و در راه اِعلاى کلمة اللّه‏ نثار کنند. اگر بناست ـ خداى نخواسته ـ اسلام نباشد، احکام قرآن نباشد، مذهب جعفرى در کشور از رسمیت بیافتد، روحانیت اصلاً نمى‏خواهیم باشد، (در آن صورت) حوزه‏هاى علمیه نمى‏خواهیم وجود داشته باشد. ما حوزه‏هاى علمیه را مى‏خواهیم براى حفظ اسلام، ترویج احکام الهى و قوانین قرآنى. اما اگر بنا باشد، دستگاه جبار، دین مقدس اسلام را از رسمیت بیندازد، احکام اسلام را از بین ببرد و قرآن را مهجور و منکوب کند، وجود حوزه‏هاى علمیه چه ثمره‏اى دارد و چه آثارى بر آن مترتب است؟
[5] آیا این حوزه‏ها را مى‏خواهیم که فقط از ترتب بحث کند؟[6] حوزه‏هاى علمیه باید زنده باشد و در برابر دشمنان اسلام چون کوه محکم بایستد و بخروشد. این حکومت فاسد همه قواى خود را براى ضربه زدن به اسلام و مردم مسلمان به کار گرفته است و بساط ظلم و جنایت خود را هر روز بیشتر گسترش مى‏دهد. ما وظیفه داریم که در برابر این جنایتکاران بایستیم و سکوت نکنیم.
     آیا در شرایطى که استعمار، قرآن مسلمانها را تحریف مى‏کند ما ساکت باشیم؟! آیا در موقعى که دستگاه طاغى بر مدرسۀ علوم دینى هجوم مى‏برد و اهل مدرسه را مورد ضرب و شتم قرار مى‏دهد و اموال طلاب را غارت مى‏کند و علماى اعلام را به زندان مى‏برد، هتک مى‏کند و مورد تهدید و تحقیر و اهانت قرار مى‏دهد، ما ساکت باشیم؟ آیا ما ساکت باشیم در صورتى که علماى تهران حبس مى‏شوند و هتک مى‏شوند؟ آیا ما ساکت باشیم در حالى که علماى قم مورد شدیدترین اهانتها قرار مى‏گیرند؟! به جرم اینکه مى‏گویند «ربنا اللّه‏»، مربى ما امریکا نیست، مربى ما انگلیس نیست، مربى ما اسرائیل نیست، مربى ما خداست.
     جرم علما و روحانیون این است که از اسلام دفاع مى‏کنند، از احکام قرآن دفاع
مى‏کنند و رودرروى جباران و ستمکاران مى‏ایستند و بر سرشان فریاد مى‏زنند که تجاوز به احکام اللّه‏ نکنید، سنن الهى را بازیچۀ دست خود قرار ندهید. شما هرگز نمى‏توانید احکام خدا را تغییر دهید و چنین حقى ندارید. احکام الهى حق انبیا است که آن را از جانب خداوند متعال براى سعادت بشر آورده‏اند و علماى اعلام وظیفه دارند آن را حفظ کنند و آن را براى ملت بیان کنند. ما قانون الهى داریم و نیازمند قانون ظلمه و دولتهاى دست‏نشانده نیستیم. آنها مى‏خواهند قوانین اسارتبار اربابان خود را در کشور ما اجرا کنند. ما مى‏دانیم آنها چه نقشه‏هاى شومى در سر دارند. ما مى‏دانیم دستهاى خیانتکار عوامل استعمار مى‏خواهند بر ضد قرآن قوانینى وضع کنند و اسلام را از رسمیت بیندازند و قرآن را در کنار کتابهاى ضاله قرار دهند.
ما مى‏دانیم‏که دستگاه جبار چه‏خوابهاى خطرناکى براى اسلام دیده‏است که مى‏آید شرط مسلمان بودن را از انتخاب کننده و انتخاب شونده حذف مى‏کند، براى اینکه راه را براى نفوذ طایفۀ ضاله باز کند و آنها را بر مقدرات ملتهاى مسلمان و کشورهاى اسلامى مسلط سازد. ما صداى شیطانى آنها را در گوشه و کنار این مملکت بارها شنیده‏ایم که گاهى صراحتاً و گاهى تلویحاً مزمزه مى‏کنند که ما اسلام را نمى‏خواهیم، اسلام مال عربهاست. این سخنان کینه‏توزانۀ آنهاست نسبت به شریعت محمدى ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ و ما از اینگونه گفتار کفرآمیز و رسوا، به ماهیت ضد دینى آنها بهتر پى مى‏بریم و بهتر آنها را مى‏شناسیم. آنها عمال استعمارند، آنها ایادى بیگانگانند، آنها براى ریشه‏کن کردن اساس اسلام بر کشور ما مسلط شده‏اند. ما سالیان درازى شاهد اعمال جنایتبار آنها بوده‏ایم. ما وظیفه داریم ملت را بیدار کنیم واین نکات را به مردم برسانیم تا اتمام حجت شده باشد.
     اى مسلمانان عالم! بدانید در جریان تصویبنامۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى علت مخالفت علماى اسلام قضیۀ شرکت زنان در انتخابات نبود، این قضیه ناچیزتر از آن بود
که آن قیام عمومى را به همراه داشته باشد. مسئله این بود که علما و روحانیون دیدند که دستگاه جبار مى‏خواهد با کیْد شیطانى اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند.
     آیا در چنین شرایطى که آنها قوانین مقدس اسلامى را بازیچۀ دست خود قرار داده‏اند ما ساکت بنشینیم و اعتراض نکنیم و نگوییم که چرا وعاظ و خطباى اسلام را تحت فشار قرار مى‏دهند؟ چرا صداى مبلغین اسلام را خفه مى‏کنند؟ چرا چاپخانه‏ها را تحت سانسور قرار مى‏دهند و از چاپ و نشر نوشته‏هاى اسلامى جلوگیرى مى‏کنند؟ چرا آزادى مطبوعات را سلب مى‏کنند؟
     اینها به نام امام صادق ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ مى‏خواهند با مکتب آن حضرت مقابله کنند. به نام امام صادق مى‏خواهند احکام مقدس قرآن را از بین ببرند و تعالیم درخشان آن را ریشه‏کن کنند. آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوى حقوق زن و مرد دم مى‏زنند. تساوى حقوق زن و مرد یعنى قرآن را زیر پا گذاردن؛ یعنى مذهب جعفرى را کنار زدن؛ یعنى قرآن را مهجور کردن و به جاى آن کتابهاى ضاله قرار دادن، یعنى دخترها را به سربازخانه‏ها کشانیدن و سایر کارهایى که نوامیس اسلام و مسلمین را به خطر تهدید مى‏کند.
     این تساوى حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بیست میلیون نفوس ایرانى مردود، و محکوم است. مع‏ذلک با زور و سرنیزه، با فشار و با آتش گلوله مى‏خواهند آن را بر ملت ما تحمیل کنند. اگر این فشارها از ناحیۀ انگلیس یا امریکاست به ما بگویند تا ما خودمان با آنها برخورد کنیم. اگر الزامات بین‏المللى است باز هم به ما بگویند تا فکر دیگرى بکنیم. این دولتهاى غیرقانونى از جان ما چه مى‏خواهند؟ این نخست‏وزیر خبیث بیسواد[7] از جان این مردم چه مى‏خواهد؟ چرا نمى‏رود به دنبال کارش تا یک نفر فهمیده و باسواد که غمخوار این ملت باشد بر سر کار آید؟
     آیا ما ساکت باشیم و حرفى نزنیم در حالى که آنها به مدرسۀ فیضیه مى‏ریزند، در و
پنجره‏ها را مى‏شکنند، طلاب را کتک مى‏زنند و اموالشان را غارت مى‏کنند
[8] علماى تهران را به زندان مى‏برند، در قم به مغازه‏ها حمله مى‏کنند، در مغازه را مى‏شکنند و مال مردم را مى‏برند؟ این بدبختها خیال مى‏کنند با زدن یک عده مردم بى‏سلاح و طلاب بیگناه فتح هندوستان کرده‏اند و مملکت را در سطح ممالک راقیۀ دنیا قرار داده‏اند!
     دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامى جارى سازد، من در کمین آنها ایستاده‏ام. من تا آخرین لحظه‏هاى زندگى‏ام از نوامیس اسلام و مسلمین دفاع مى‏کنم. من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خیانت به اسلام دست روى دست نمى‏گذارم و ساکت نمى‏نشینم. اگر مى‏خواهند راحت باشند بیایند مرا که مزاحم هستم از این کشور تبعید کنند. تا من هستم نمى‏گذارم قوانین مخالف اسلام تصویب و اجرا شود؛ تا من هستم نمى‏گذارم که دستگاه جبار استقلال این ملت را بر باد دهد.
     ملت اسلام نیز بیدار و نسبت به دین و آیین خود حساس و پایبندند. به علماى خود علاقه‏مندند؛ پشت سر علماى اسلام ایستاده‏اند و مسلماً در برابر خیانت به اسلام و قرآن ساکت نمى‏نشینند و اجازه نمى‏دهند که جباران و ستمکاران هر چه مى‏خواهند بر سر اسلام بیاورند و دستهایى را که به حریم قرآن دراز شود قطع مى‏کنند.
     شما آقایان روحانیون نیز باید هوشیار باشید. شما مسئولید که حقایق را با مردم در میان بگذارید و به اقشار مختلف ملت برسانید که چه نقشه‏اى علیه اسلام و استقلال مملکت کشیده‏اند و چه ضربه‏هایى مى‏خواهند بر اسلام وارد کنند. در برابر زور و فشار طاغیان خضوع نکنید، تسلیم نشوید، صفوف خود را فشرده‏تر کنید. مردم زنده‏اى باشید. در برابر
حوادثى که پیش مى‏آید استقامت داشته باشید و از آنهایى باشید که خداوند در حقشان فرمود:
ان الذین قالوا ربنااللّه‏ ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألاّ تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التى کنتم توعدون. خداوند ملائکه بر شما فرو مى‏فرستد و قلبتان را آرامش مى‏بخشد که از کشته شدن و اعدام شدن نگران نشوید. جایگاه ابدى شما «جنات عدن» است که وُعِدَالمتقون.
[9] روز خوشى و سعادت ما روزى است که از این دنیاى آلوده و انباشته از درد و رنج و بلا راحت شویم. عید ما و روز سعید ما در شهادت است. زندگانى در این روزگار براى مسلمین خوش و گوارا نیست. ما زندگى در سایۀ حکومت جباران و ستمکاران را نمى‏خواهیم و براى همه گونه حوادثى آماده‏ایم. شما هم باید آماده باشید، اگر واقعاً روحانى هستید نترسید، نگران نشوید، قلبتان را محکم کنید. خود را آماده کنید براى کشته شدن، خود را آماده کنید براى زندان رفتن، خود را آماده کنید براى سربازى رفتن، خود را آماده کنید براى ضرب و شتم و اهانت، خود را آماده کنید براى تحمل مصایبى که در راه دفاع از اسلام و استقلال براى شما در پیش است. کمربندها را محکم ببندید براى حبس، براى تبعید، براى سربازى رفتن، براى ناسزا شنیدن، نترسید و مضطرب نشوید. به من اگر فحش مى‏دهند شما چرا غصه مى‏خورید؟ شما چرا نگران مى‏شوید؟ چرا کاغذها را جمع مى‏کنید؟[10]
     مگر من از حضرت امیر ـ علیه‏السلام ـ بالاتر هستم؟ معاویه چند سال در بالاى منبر به على فحش داد و آن حضرت صبر کرد. مگر حضرت على غیر از این حرفى مى‏زد که ما مى‏زنیم؟ ما مى‏گوییم احکام قرآن باید در مملکت ما عمل شود. آن حضرت هم همین را
مى‏فرمود. مگر شما از اصحاب حضرت امیر بالاتر هستید که جان خود را در راه دین مى‏دادند؟ پیشینیان ما، بزرگان دین ما و ائمۀ معصومین ـ علیهم السلام ـ در راه دفاع از اسلام هتک شدند، سیلى خوردند، به شهادت رسیدند؛ زندان رفتند، مسموم شدند. پیروان على و فاطمه و اولاد روحانى و جسمانى آن بزرگواران همواره با حکام جائر مقابله کردند. عماریاسر، ...
[11] عمر مبارک خود را در مقابله گذراند تا سرانجام در سن نود سالگى به دست «فئۀ باغیه»[12] به شهادت رسید. میثم تمار، این زبان گویاى اسلام تا آنجا گفت و گفت که جلادان معاویه ـ علیه‏اللعنه ـ زبانش را بریدند، دستهایش را قطع کردند و بدترین شکنجه‏ها را به او دادند.
     اولاد فاطمه ـ سلام اللّه‏ علیها ـ در طول تاریخ اسلام همیشه در برابر دستگاههاى ظالم و جائر ایستادند و از اسلام دفاع کردند؛ زجرها کشیدند؛ ناسزاها شنیدند؛ لاى جرز قرار گرفتند؛ دسته‏جمعى سربریده شدند، قتل عام شدند، به شهادت رسیدند، مع‏الوصف مقاومت کردند و نگذاشتند که بدخواهانْ اسلام را از بین ببرند و احکام خدا را محو و نابود کنند.
     اکنون بحمداللّه‏ اولاد فاطمه زنده‏اند، در قم اولاد فاطمه هستند، در مشهد اولاد فاطمه هستند، در نجف اولاد فاطمه هستند، در سایر بلاد اولاد فاطمه هستند، اینها نمى‏نشینند تا دولتها هر خیانتى که خواستند بکنند و احکام قرآن را پایمال کنند.تااولاد فاطمه زنده‏اند، اجازه نمى‏دهند که دشمنان به مقدسات اسلام تجاوز کنند و مقدرات مسلمین رابه دست یهود واسرائیل بسپرند. اى فاطمیین! به داد اسلام برسید.     من امسال 63 سالم تمام است. پیغمبر اکرم ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ 63 سالش بود که وفات کرد، حضرت امیر ـ علیه السلام ـ 63 سالش بود که به شهادت رسید. ما از پیروان پیغمبر اکرم هستیم، ما از پیروان
حضرت امیر هستیم، ما از پیروان حضرت ابا عبداللّه‏ هستیم. کسانى که پیروان آن بزرگواران باشند هرگز نمى‏ترسند، ترس براى کسانى است که اعتقاد به عالم آخرت ندارند. غم و غصه براى آنهایى است که فقط همین دنیا را دارند و آمالشان دنیا است، اما آنها که مى‏دانند در جنت نعیم و مقام کریم جا دارند از چه مى‏ترسند؟
ان الذین قالوا ربنااللّه‏ ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألاّ تخافوا و لا تحزنوا و اَبشروا بالجنة التى کنتم توعدون.
والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏.[13]


[1]ـ نوروز سال 1342.
[2]ـ «و لولا امتثال امرالسنَّة و الکتاب فى لبس شعارالجزع و المصاب. لأجل ما طمس من اعلام الهدایة و أسس من ارکان الغوایة و تأسفاً على ما فاتنا من تلک السعادة و تلهّفاً على امثال تلک الشهادة و الاّکُنّا قد لبسنا لتلک النعمة الکبرى اثواب المسرَّة و البشرى»، از کتاب الملهوف على قتلى الطفوف؛ سیدبن طاووس؛ ناشر: دارالاسوة للطباعة و النشر؛ چاپ اول، ص 83.
[3]ـ سال 1341 ه . ش . که جریان تصویبنامۀ غیر قانونى انجمنهاى ایالتى و ولایتى و رفراندم ساختگى شاه در آن انجام گرفت.
 
[4]ـ سورۀ فصلت، آیۀ 30.
 
[5]ـ اشاره به دیدگاه برخى از مقامات روحانى آن روزِ حوزۀ قم که بر این باور بودند چون مبارزه با رژیم شاه ممکن است مایۀ آسیب رسیدن به حوزه‏ها بشود، بنابراین باید از مبارزه خوددارى کرد.
[6]ـ «ترتب» یکى از اصولى است که در حوزه‏ها مورد بحث قرار مى‏گیرد.
 
[7]ـ اسداللّه‏ عَلم.
 
[8]ـ اشاره به حملۀ مأموران شهربانى و ژاندارمرى قم به مدرسۀ فیضیه و مغازه‏هاى قم در روز سوم بهمن 1341. در این‏باره ر.ک: کتاب بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى، ج1، ص 249.
 
[9]ـ اقتباس از آیۀ 15 سورۀ فرقان.
[10]ـ اشاره به اعلامیۀ ساواک به نام «سازمان زنان ایران» که در آن زننده‏ترین، زشت‏ترین و بى‏شرمانه‏ترین فحشها به امام داده شده بود. پاسبانها و مأموران ساواک شبانه آن را در خیابانهاى قم به در و دیوار مى‏زدند. طلاب و روحانیان آن را جمع مى‏کردند، امام در نشست بیرونى خانۀ خود نیز به طلابى که آن اعلامیۀ فضاحتبار را از دیوارها کنده بودند، اعتراض کرد که چرا این اعلامیه را جمع مى‏کنید؟ بگذارید بر دیوارها باشد تا ماهیت دستگاه جبار را براى مردم بهتر روشن کند.
 
[11]ـ در نوار نامفهوم است.
[12]ـ حضرت رسول ص دربارۀ عمار فرمودند.
 
[13]ـ در کتاب «کوثر، مجموعۀ سخنرانیهاى حضرت امام خمینى، همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامى»، چاپ اول، ج 1، ص52؛ مضمون چند فراز از این سخنرانى به استناد یادداشتها و خاطرات چند تن از شاهدان و حاضران در مجلس درج گردید. اخیراً متن این سخنرانى که بر اساس توضیح ذیل تنظیم گردیده است همراه با تصویر گزارش شهربانى قم، کپى ترجمۀ عربى آن از کتاب «کفاح العلماء الاعلام»؛ چاپ نجف، توسط آقاى سید حمید روحانى مؤلف کتاب «بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى»، به مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى ارائه گردید. ایشان در چگونگى ثبت و تنظیم این سخنرانى چنین نوشته‏اند:« این سخنرانى را یکى از طلاب به نام سید حسن طاهرى که ضبط صوتى در دسترس داشت، ضبط کرد و از مرز آبادان، به شکل پنهانى با خود به نجف اشرف برد. در آنجا به وسیلۀ برخى از روحانیان سختکوش بى‏درنگ از نوار پیاده و به عربى برگردانده شد و بخشهاى عمدۀ آن در کتاب «کفاح‏العلماء الاعلام»، چاپ نجف اشرف، به چاپ رسید.
     این نگارنده در دورانى که در نجف اشرف مى‏زیست، با همۀ تلاشى که کرد نتوانست نوار این سخنرانى و یا متن پیاده شدۀ آن را به دست آورد. در پى پیروزى انقلاب اسلامى تا به امروز نیز تلاش نگارنده براى به دست آوردن نوار این سخنرانى بیهوده بوده است، ناگزیر متن عربى آن را از کتاب یاد شده به فارسى برگردانده و بخشهایى را که شهربانى قم در گزارش خود آورده بر آن افزوده است و با آنچه را که خود نگارنده شنیده و به یاد سپرده آن را تکمیل کرده است.
     شهربانى قم در گزارش خود شمار افراد حاضر در پاى سخنرانى امام را «حدود چهار هزار نفر» برآورد کرده است. لیکن از دید این نگارنده به مراتب بیشتر بود. این نگارنده که در بین سخنرانى امام رسید، راهى براى ورود به مجلس نیافت و ناگزیر در بیرون شبستان، در لابه‏لاى مردمى که ازدحام کرده بودند و به سخنان امام گوش فرا مى‏دادند، ایستاد».