زمان: 7 اسفند 1341 / اول شوال 1382
مکان: قم،
موضوع: ضرورت مقاومت در برابر اعمال غیر قانونى رژیم
مناسبت: فرا رسیدن عید فطر
حضار: روحانیون، طلاب، اهالى قم و زائران حرم حضرت فاطمۀ معصومه (س)
بسم اللّه الرحمن الرحیم
... شما آقایان محترم، در هر مقامى که هستید، با کمال متانت و استقامت در مقابل کارهاى خلاف شرع و قانون این دستگاه بایستید. از این سرنیزههاى زنگزده و پوسیده نترسید؛ این سرنیزهها بزودى خواهد شکست. دستگاه حاکمه با سرنیزه نمىتواند در مقابل خواست یک ملت بزرگ مقاومت کند و دیر یا زود شکست مىخورد. اکنون هم درمانده و شکست خورده است و روى درماندگى به این بىفرهنگیهایى که ملاحظه مىکنید، دست مىزند. ما میل نداشتیم که کار به این رسواییها بکشد. چرا باید شاه مملکت اینقدر از ملت جدا باشد که وقتى پیشنهادى مىدهد با بىاعتنایى و عکسالعمل منفى مردم مواجه گردد. شاه مملکت باید جورى باشد که وقتى پیشنهادى مىدهد، درخواستى مىکند، ملت با جان و دل در انجام آن بکوشند، نه آنکه با آن به مقابله برخیزند و رفراندم شاه در سراسر مملکت بیش از دو هزار نفر به همراه نداشته باشد. ما میل نداشتیم براى سران این مملکت، چنین شکست و فضاحتى به بار آید.
خوب است که قدرى عبرت بگیرند، بیدار شوند و در سیاست خود تجدید نظر کنند؛ به جاى قانونشکنى و به زندان کشیدن علما و محترمین، به جاى سرنیزه و قلدرى، در مقابل درخواست ملت تسلیم شوند و به این حقیقت توجه کنند که با سرنیزه نمىتوان
ملت را ساکت و تسلیم کرد؛ با زور و قلدرى نمىتوان روحانیت را از وظایفى که اسلام به عهدۀ آنان گذاشته است، باز داشت. اگر آقاى اسلامى را نگذاشتند در تهران منبر برود، دیدند که ایشان در بندر پهلوى[1] منبر رفتند و حقیقت را در آنجا بیان داشتند. اگر در بندر پهلوى از ادامۀ سخنان ایشان جلوگیرى کردند، شک نداشته باشند که ایشان سخنان خود را در جاى دیگر دنبال خواهد کرد؛ و هر جا که فرصت پیدا کند، مطالب را به گوش مردم خواهد رساند. اگر با بردن عدۀ زیادى از علما و خطبا به زندان، آنها را از سخن گفتن باز داشتند، سایر آقایان روحانیون که هنوز توقیف نشدهاند، سخن خواهند گفت و مردم را متوجه خواهند کرد. مگر مىشود زبان روحانیت را برید؟... .
[1]2ـ نام سابق «بندر انزلى».