در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - آذر 1341 نامه در پاسخ به استفتاء اصناف قم (تلگراف عَلَم)108
زمان: آذر 1341 / رجب 1382[1]
مکان: قم
موضوع: پاسخ به استفتاء بازرگانان و اصناف قم
مخاطب: اصناف و بازرگانان شهر قم
 [بسمه تعالى. محضر مقدس حضرت آیت‏اللّه‏ العظمى آقاى حاج آقا روح‏اللّه‏ خمینى ـ دامت برکاته
محترماً به شرف عرض عالى مى‏رساند؛ در مورد انتخابات انجمنهاى ایالتى و ولایتى:
     1 ـ آیا مصاحبه‏اى را که آقاى نخست‏وزیر در تاریخ 21/8/41 با مطبوعات نموده نظر حضرتعالى را تأمین نموده یا خیر؟
     2 ـ آیا تلگرافى را که آقاى نخست‏وزیر در این موضوع براى حضرات آیات نموده قانع‏کننده هست یا خیر؟]
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
     به نظر اینجانب، مصاحبۀ آقاى نخست‏وزیر[2] به هیچ وجه ارزش قانونى نداشت و نظر اینجانب را تأمین ننمود، زیرا چیزى که در هیأت دولت به صورت تصویبنامه درآمد، مصاحبه و درج در مطبوعات تأثیرى در آن ندارد، و آن تصویبنامه ـ بر فرض قانونى بودنش ـ به قوّت خود باقى است. و اما نکاتى که در تلگراف آقاى نخست‏وزیر به آقایان علماى اعلام قم بود خیلى جالب است:
     1 ـ راجع به حلف[3] به کتاب آسمانى مى‏نویسد مراد قرآن مجید است. البته ما این
تفسیر را از شخص ایشان براى تبرئۀ خودشان از هتک به قرآن کریم به حکم اسلام پذیرفتیم. لکن تفسیر ایشان از تصویبنامه به هیچ وجه ارزش قانونى ندارد. و تصویب کتاب آسمانى به اطلاق خود، که شامل سایر کتب منحرفه و ضاله است، در نظر آنها به قوّت خود باقى است، و نقش آقاى نخست‏وزیر اغفال مردم است. و همان خطر عظیمى که براى قرآن مجید پیش آمده است به واسطۀ این تصویبنامۀ مخالف شرع و قانون به دست خیانتکاران به دین و مملکت به قوّت خود باقى است، و هیچ مسلمانى نمى‏تواند قرآن مجید را در معرض خطر ببیند و سهل‏انگارى کند.
     2 ـ آنچه ایشان نوشته‏اند که در مجلس، اقلیتهاى مذهبى به کتاب خودشان قسم یاد مى‏کردند، اشتباه است و هیچ‏گاه کتاب منسوب به زرتشت و سایر کتب منحرفه را در مجلس نمى‏آوردند. صورت قسم‏نامه نیز شاهد است که تمام وکلا به یک نحو قسم یاد مى‏کردند.
     3 ـ اینکه نوشته‏اند در مملکت اسلام انتخاب‏کننده و انتخاب‏شونده مسلمان است، ربطى به مفاد تصویبنامه ندارد. و وعدۀ اصلاح الزام‏آور نیست و به هیچ وجه ارزش قانونى ندارد، و ما را قانع نمى‏کند. و اگر فرضاً آقاى عَلم بنویسد این سه امر که در تصویبنامه مذکور است لغو است باز ارزش قانونى ندارد؛ زیرا چیزى که در هیأت وزیران تصویب شد به الغاى آقاى نخست‏وزیر لغو نمى‏شود، و به قوّت خود باقى است. بنابراین خطر بزرگى که براى اسلام و استقلال و کیان مملکت به واسطۀ این تصویبنامه، که شاید به دست جاسوسان یهود و صهیونیستها تهیه شده براى نابودى استقلال و به هم زدن اقتصاد مملکت، به قوت خود ـ به نظر دولت آقاى عَلم ـ باقى است؛ و دولت خود را ذى‏حق مى‏داند که به آن عمل کند، هر چند مخالف قانون شرع یا قانون اساسى باشد؛ یا برخلاف احساسات دینى و ملى بیست میلیون جمعیت ایران یا تمام مسلمین باشد. زیرا تا در هیأت وزیران تجدیدنظر به عمل نیاید و اصلاح نشود، به قوّت خود باقى است.
     و اینجانب در تعجب هستم که چرا آقایان وزرا زیربار این مسئولیت بزرگ قانونى مى‏روند و اقدام به تجدیدنظر نمى‏کنند، و نمى‏خواهند خود را در نزد ملتهاى بزرگْ متمدن و ملت خود را سربلند کنند. خضوع در مقابل مذهب و قانون، تجدیدنظر در تصویبنامه‏ها و تسلیم مذهب و قانون شدن، علامت شهامت و تمدن است، و موافق نزاکت بین‏المللى است. و سرپیچى از قانون و سرسختى در مقابل خواست ملت از عادات قرون وسطى و خلاف نزاکت است. و خوب است وزراى یک مملکت کهنسال حاضر نشوند چنین معرفى شوند، و عقب‏افتادگى و عدم رشد یک ملت بزرگ را ثابت کنند. با اعمال خلاف مذهب و قوانین منع شدید مطبوعات در تمام کشور، جلوگیرى از انعکاس این نهضت بزرگ ملى و قانونى بى‏سابقه یا کم‏سابقه، که یک ملت براى دفاع از مذهب و قانون اساسى قیام نموده و در تمام کشور هماهنگ شده‏اند، براى یک دولت مدعىِ تمدن ننگ است. و ما احساس خجلت و سرشکستگى مى‏کنیم در میان خبرگزاریها و سفارتخانه‏هاى خارجى. و ما ملت ایران را از اینگونه اعمال قرون وسطایى تبرئه مى‏کنیم؛ و تمام گناه را از معدودى تطمیع شده یا تهدید شده مى‏دانیم. اشخاص شریف به مذهب مقدس خود و به قانون اساسى احترام مى‏گذارند و از کارهایى که براى ملت و استقلال مملکت خطر دارد اجتناب مى‏کنند.
     اینجانب، حسب وظیفۀ شرعیه، به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر مى‏کنم قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضۀ صهیونیستهاست، که در ایران به حزب بهایى ظاهر شدند. و مدتى نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه مى‏کنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مى‏کنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسى یهود است و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأیید مى‏کنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمى‏کند. و اگر کسى سکوت کند، در پیشگاه خداوند قاهر مسئول و در این عالم محکوم به زوال است.
     4 ـ آنچه آقاى نخست‏وزیر راجع به انتخاب زنها تلگراف نموده‏اند محل تعجب است. مى‏گویند این انتخاب مشابه انتخاب شهرداریهاست که دخالت زنها در آن تصویب شد و اعتراضى نشد. اولاً، انجمنهاى ایالتى و ولایتى قانون مستقل دارد، و زنها
در آن قانون مستثنا هستند. آقاى نخست‏وزیر قانون مجلس را نسبت به خود انجمنهاى ایالتى و ولایتى نادیده گرفته و به مشابه آن تشبث کرده‏اند! و خوب است خود ایشان این را هم تفسیر کنند. و ثانیاً، به طورى که مطلعین مى‏گویند، قانون شهرداریها از مجلس نگذشته و در بعض کمیسیونهاى مجلس وارد شده، و فرضاً که گذشته باشد ربطى به انجمنهاى ایالتى ندارد. و ثالثاً، اگر چیزى از مجلس گذشت و مخالف قانون اساسى بود، ارزش قانونى ندارد. و این امر از هر مجلسى بگذرد مطرود، و وکلاى آن قابل تعقیب هستند.
     5 ـ نوشته‏اند که این موضوع عرفى است. اگر منظور آن است که مربوط به حکم شرع نیست، بسیار عجب است! زیرا تمام موضوعات عرفیه در شرع حکم دارد. و این آقایان از قوانین اسلام اطلاع ندارند و از حقوق اسلامى بیخبرند. حکم این موضوع عرفى را از علماى اسلام باید پرسید.
     6 ـ آنچه اخیراً نوشته‏اند که اگر حرام مى‏دانید، باید به مجلس رجوع کنید، البته در موقعش به مجلس تذکر خواهند داد، لکن باید به آقاى نخست‏وزیر بگویم هیچ مجلسى و هیچ مقامى نمى‏تواند برخلاف شرع اسلام و مذهب جعفرى تصویبى کند یا قانونى بگذراند. رجوع نمایید به اصل دوم متمم قانون اساسى. بحمداللّه‏ ملت مسلمان و علماى اسلام زنده و پاینده هستند، و هر دست خیانتکارى که به اساس اسلام و نوامیس مسلمین دراز شود قطع مى‏کنند. واللّه‏ُ غَالِبٌ عَلى أَمرِهِ.[4]
روح‏اللّه‏ الموسوى الخمینى
 

[1]ـ در کتاب هفت هزار روز، ج1، ص113، تاریخ پیام امام 10/9/41 ذکر شده است و در صحیفۀ نور دورۀ 22 جلدى ذیل تاریخ اسفند 1341 درج شده است، با توجه به مضمون پرسش اصناف و پاسخ امام خمینى و زمان اتمام غائلۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى، تاریخ آذر 1341 صحیح است.
[2]ـ اسداللّه‏ عَلم.
[3]ـ سوگند یاد کردن.
 
[4]ـ بخشى از آیۀ 21 سورۀ یوسف:خداوند بر کار خویش غالب است.