در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - 15/8/1341 تلگراف به محمد رضا پهلوى در اعتراض به عملکرد اسداللّه‏ علم88
زمان: 15 آبان 1341 / 8 جمادى‏الثانى 1382
مکان: قم
موضوع: اعتراض به عملکرد اسداللّه‏ عَلم (نخست وزیر وقت)
مناسبت: پافشارى اسداللّه‏ عَلم براى تصویب لایحۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى
مخاطب: پهلوى، محمد رضا
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
حضور مبارک اعلیحضرت همایونى
     تلگراف مبنى بر آنکه اعلیحضرت بیش از هرکس در حفظ شعائر مذهبى کوشا هستند، و تلگراف اینجانب را براى دولت ارسال داشتند، و توفیق اینجانب را در ترویج مقررات اسلامى و هدایت عوام خواستار شدند، موجب تشکر گردید. البته ملت مسلمان ایران از اعلیحضرت همین انتظار را دارند. فرمودۀ اعلیحضرت موافق است با آنچه از پیغمبر اسلام ـ صلى‏اللّه‏ علیه و آله ـ به ما رسیده: إِذَا ظَهَرَتِ البِدَعُ فِى اُمَّتِى فَلیُظهِرِ العَالِمُ عِلمَهُ؛ فَمَن لَم یَفعَل. فَعَلَیْهِ لَعنَةُ‏اللّه‏ِ[1]. البته شغل روحانى، ارشاد و هدایت ملت است.
    مع‏الأسف با آنکه به آقاى اسداللّه‏ عَلم در این بدعتى که مى‏خواهد در اسلام بگذارد تنبه دادم و مفاسدش را گوشزد کردم، ایشان نه به امر خداوند قاهر گردن نهادند و نه به قانون اساسى و قانون مجلس اعتنا نمودند، و نه امر ملوکانه را اطاعت کردند، و نه به نصیحت علماى اسلام توجه نمودند؛ و نه به خواست ملت مسلمان ـ که طومارها و تلگرافات و مکاتیب[2] بسیار آنها از اقطار کشور نزد اینجانب و علماى اعلام قم و تهران موجود است ـ وقعى گذاشتند، و نه به اجتماعات انبوه قم و تهران و سایر شهرستانها و


ارشاد مفید خطباى اسلام احترامى قائل شدند.
     آقاى عَلم از نشر افکار عمومى در مطبوعات و انعکاس تلگرافات مسلمین و اظهار تظلم آنها به اعلیحضرت و علماى ملت جلوگیرى کرده و مى‏کند؛ و برخلاف قانون اساسى مطبوعات کشور را مختنق کرده؛ و به وسیلۀ مأمورین در اطراف مملکت، ملت مسلمان را که مى‏خواهند عرض حال خود را به اعلیحضرت و علماى ملت برسانند ارعاب و تهدید مى‏کند. آقاى عَلم تخلف خود را از قانون اسلام و قانون اساسى اعلام و برملا نموده. آقاى اسداللّه‏ عَلم گمان کرده با تبدیل کردن قسم به قرآن مجید به «کتاب آسمانى» ممکن است قرآن کریم را از رسمیت انداخت؛ و اوستا و انجیل و بعض کتب ضاله را قرین آن یا به جاى آن قرار داد. این شخص تخلف از قانون اساسى را به بهانۀ الزامات بین‏المللى شعار خود دانسته؛ با آنکه الزامات بین‏المللى مربوط به مذهب و قانون اساسى نیست. تشبث به الزامات بین‏المللى براى سرکوبى قرآن کریم و اسلام و قانون اساسى و ملت، جرم بزرگ و «ذَنْبِ لایُغْفَر»[3] است.
      اینجانب، به حکم خیرخواهى براى ملت اسلام، اعلیحضرت را متوجه مى‏کنم به اینکه اطمینان نفرمایید به عناصرى که با چاپلوسى و اظهار چاکرى و خانه‏زادى مى‏خواهند تمام کارهاى خلاف دین و قانون را کرده و به اعلیحضرت نسبت دهند و قانون اساسى را که ضامن اساسى ملیت و سلطنت است، با تصویبنامه هاى خائنانه و غلط از اعتبار بیندازند تا نقشه‏هاى شوم دشمنان اسلام و ملت را عملى کنند. انتظار ملت مسلمان آن است که با امر اکیدْ، آقاى عَلم را ملزم فرمایید از قانون اسلام و قانون اساسى تبعیت کند، و از جسارتى که به ساحت مقدس قرآن کریم نموده، استغفار نماید و الاّ ناگزیرم در نامۀ سرگشاده به اعلیحضرت مطالب دیگرى را تذکر دهم. از خداوند تعالى استقلال ممالک اسلامى و حفظ آنها را از آشوب و انقلاب مسئلت مى‏نمایم.
روح‏اللّه‏ الموسوى الخمینى




[1]ـ اصول کافى، ج1، ص4:«هنگامى‏که بدعتى در امت من آشکار مى‏شود بر عالِم دینى‏است که آن را افشا کند، و اگر چنین نکرد، لعنت و نفرین خداى بر او باد».
[2]ـ نامه‏ها.
 
[3]ـ گناه نابخشودنى.