در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - 16/8/1357 مصاحبه با روزنامۀ هلندى «دى‏ولت کرانت»؛ (توبه شاه ـ رابطه با غرب)361
زمان: 16 آبان 1357 / 6 ذى‏الحجه 1398
مکان: پاریس، نوفل‏لوشاتو 
موضوع: توبۀ شاه ـ حقوق اقلیتها ـ رابطۀ جمهورى اسلامى با غرب
مصاحبه کننده: خبرنگار روزنامۀ هلندى دى وُلت کرانت
سؤال: [در مورد گفتار شاه و اعتراف به «اشتباهات گذشته» و اینکه اعلام داشته است که «پیام انقلابى» را شنیده است،[1] اینطور به نظر مى‏رسد شما مردم را به قیام خوانده‏اید. بنابراین راه دیگر و ممکنى را براى رسیدن به یک رژیم دموکراتیک نمى‏بینید؟]
جواب: اولاً اینکه شاه به اشتباهات گذشته اعتراف مى‏کند چیزى جز فریب و نیرنگ نیست و گمان کرده است به صرفِ اعتراف، ملت از او دست برمى‏دارد. و دیگر اینکه اگر مجرمى به گناه خود اعتراف نمود، بر حسب اعترافش باید محاکمه و مجازات شود. و دلیل اینکه به دروغ مى‏گوید پیام انقلابى شما را شنیدم این است که اگر شنیده است که حتماً شنیده، پیام ملت به او در برابر مملکت این است که شاه و همۀ خاندان سلطنت باید کنار بروند. بنابراین اگر این پیام را شنیده و مى‏خواهد به پیام ملت عمل کند، چرا کنار نمى‏رود، و سرنوشت مردم را به دست خودشان نمى‏سپارد؟ و دائماً خود را با سرنیزه بر مردم تحمیل مى‏کند؟ و آیا در چنین صورت باز هم ما بپذیریم که شاه مى‏خواهد دموکراسى را برقرار کند؟
ــ     [حدس مى‏زنید امکان این باشد که ارتش از شاه همان طورى که خواسته‏اید سرپیچى کند؟ اگر جواب مثبت مى‏دهید، آیا دلایل موجهى براى آن دارید؟ و اگر نه، به نظر شما شانس واقعى این هست که یک قیام مسلحانه ایجاد شود؟]
ــ     اینکه مسلم است در میان ارتش، صاحب‏منصبانى هستند که با حمایتشان از شاه و حمایت شاه از آنان، در غارت مملکت شریک بوده‏اند، و همچنین در کشتارها و شکنجه‏ها همدست یکدیگر. لیکن سربازان و نیز بسیارى از افسران و درجه‏داران هستند که هنوز دلهاشان با ملت است و از دست شاه بخصوص به علت تسلط مستشاران امریکایى بر آنان رنج مى‏برند. و اینان به دلیل پیوندى که با مردم دارند، دیر یا زود به آغوش ملت باز مى‏گردند و هم اکنون آثار آن ظاهر شده است.
ــ     [به فرض اینکه شاه بپذیرد کنار رود و یا مجبور به کناره‏گیرى شود، چه راهى را باید دنبال کرد تا به جمهورى اسلامى رسید؟ فکر مى‏کنید که در طى این راه به هیچ مشکلى برنخواهید خورد؟]
ــ     همان مردمى که دست در دست هم دادند و دلیرانه عرصه را بر شاه تنگ کردند، همانها با هدایت کسانى که همیشه دلسوز آنان بوده‏اند، نوع حکومت دلخواه خود را انتخاب مى‏کنند. و بدیهى است که چون مسلمانند در همۀ مراحل کار، اسلام تنها ملاک و ضابطۀ نظام اجتماعى و نوع حکومت خواهد بود. و بر این اساس من جمهورى اسلامى را پیشنهاد کرده‏ام و به رأى عمومى مى‏گذارم. و بدیهى است که هر کارى هرچه مهمتر با مشکلاتى بزرگتر رو به رو خواهد شد.
ــ     [اگر انتخابات آزاد شود، آیا مردم را به میانه روى دعوت خواهید کرد؟]
ــ     با وجود شاه، هیچ طرحى را نمى‏پذیریم که جز توطئه چیزى نیست و در صورت سرنگونى شاه، مردم را دعوت مى‏کنیم که به هیچ دولتى رأى ندهند، جز آنکه خود آنان دولت را سر کار آورند.
ــ     [یک دولت اسلامى چگونه تشکیل خواهد شد؟]
ــ     با طرحى که تدارک دیده‏ایم، تلاش مى‏کنیم که عموم ملت از همۀ طبقات، آگاهانه و آزادانه نمایندگان خود را انتخاب کنند و سپس نمایندگان دولت را و مسئولین هر مقامى را انتخاب مى‏کنند.
ــ     [اولین اقدامات یک دولت اسلامى چه خواهد بود؟]
ــ     اولین اقدام، این است که همۀ عوامل فساد و مهمتر اینکه همۀ انگیزه‏هاى فساد در زمینه‏هاى اجتماعى، اقتصادى و سایر زمینه‏ها با کمال جدیت باید ریشه‏کن شود.
ــ     [با آنهایى که از نظر شما خائن هستند و آنها که منافع خود را مى‏خواهند چه خواهید کرد؟]
ــ     جوابش همان است که قبلاً گفتم. مردم هرکس و یا هر گروه را براى به دست گرفتن مسئولیتها صالح بدانند انتخاب مى‏کنند و خائنین را محاکمه و مجازات مى‏نمایند.
ــ     [جبهۀ ملى با رد کردن سلطنت مشروطه قدم مهمى در جهت شما[2] برداشته. آیا شما نیز به نوبۀ خود حاضرید یک قدم در جهت مخالفین غیر روحانى دولت بردارید؟]
ــ     رژیم سلطنتى را بیش از یک سال است که عموم مردم در سراسر ایران بشدت محکوم کرده‏اند. بنابراین هرکس و یا هر گروه هم سلطنت را رد کند، با ملت هماهنگى کرده است و در صورتى که در این قدم استقامت کند، ملت او را فراموش نمى‏کند و من خود را در کنار مردم احساس مى‏کنم.
ــ     [قانون اساسى 1906، پیش‏بینى هیأتى از علماى مذهبى را مسئول تطبیق قوانین مجلس با قرآن قرار داده است. آیا در جمهورى اسلامى نیز یک چنین مجمعى پیش‏بینى مى‏شود؟]
ــ     نظارت علماى اسلام چون گذشته بر مجلس تأیید خواهد شد.
ــ     [شما براى ایران، برخلاف خواست شاه، یک مدرنیزه کردن واقعى مى‏خواهید. آیا مى‏توانید مشخص کنید که فرق بین این دو مدرنیزاسیون در چیست؟]
ــ     بازسازى و نوسازى کشور قطعاً مورد تأیید و از برنامه‏هاى ماست. آنچه را که شاه به نام مدرنیزه کردن انجام داده، جز خرابى و ویرانى به بار نیاورده است. نفت، این طلاى سیاه را حراج کردن و در عوض، کشور را پر از آهنپاره نمودن، مدرنیزه کردن است؟! به کمک چند صد کارخانه، صنایع مونتاژ وابسته را رواج دادن، مدرنیزه کردن است؟! دهها هزار مستشار نظامى را با هزینه‏هاى سرسام‏آور، بر ارتش و بر مقدرات مملکت مسلط کردن، مدرنیزه کردن است؟! و...
ــ     [در جمهورى اسلامى حقوق اقلیتهاى مذهبى، نژادى و سیاسى چه خواهد بود؟ آیا حزب کمونیست آزاد خواهد بود؟]
ــ     اسلام بیش از هر دینى و بیش از هر مسلکى به اقلیتهاى مذهبى آزادى داده است. آنان نیز
باید از حقوق طبیعى خودشان که خداوند براى همۀ انسانها قرار داده است، بهره‏مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهدارى مى‏کنیم. در جمهورى اسلامى کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند.
ــ     [مشخصاً حقوق زنان در جمهورى اسلامى چه خواهد بود؟ تکلیف مدارس مختلط چه مى‏شود؟ مسألۀ تنظیم توالد و تناسل و سقط جنین چگونه خواهد شد؟]
ــ     از نظر حقوق انسانى، تفاوتى بین زن و مرد نیست. زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد. بله در بعضى از موارد تفاوتهایى بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانى آنها ارتباط ندارد. مسائلى که منافات با حیثیت و شرافت زن ندارد آزاد است. سقط جنین از نظر اسلام حرام است.
ــ     [گفته‏اید که در جمهورى اسلامى ایران به صادرات گاز و نفت به کشورهاى غربى ادامه داده و تکنولوژى آنها را وارد خواهید کرد، تحت چه شرایطى؟]
ــ     ما نه چاههاى نفت را مى‏بندیم و نه درهاى مملکت را به روى خود مى‏بندیم و نه کشور را به بازار مصرف هرچه که غرب مى‏سازد و مى‏خواهد به ما تحمیل کند تبدیل مى‏کنیم. ما از نفت استفاده خواهیم کرد، ولى دلیلى ندارد که همیشه صادرکنندۀ آن باشیم. ما چیزى را که نداریم و به آن نیاز داریم، از خارج مى‏خریم، ولى چرا خود تولید کنندۀ مایحتاج خود نباشیم؟ سیاست ما همیشه بر مبناى حفظ آزادى و استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فداى چیزى نمى‏کنیم.
ــ     [شما وابستگى بسیار بزرگ ایران را به کشورهاى غربى بخصوص امریکا، مشخص کرده‏اید. چگونه فکر مى‏کنید که به آن پایان دهید؟]
ــ     ملتى که براى به دست آوردن آزادى و استقلال کشته مى‏دهد، براى حفظ و پاسدارى از آن صبر و استقامت و رنج را مى‏پذیرد.
ــ     [آیا نظرِ ملى کردن خصوصاً کمپانیهاى نفتى را دارید؟]
ــ     ما هر قراردادى را که به ضرر ایران باشد، به نفع ایران لغو خواهیم کرد.
ــ     [آیا خارجیها و بخصوص امریکایى‏ها را از ایران بیرون خواهید کرد؟ اگر جواب مثبت است، خطر این نیست که کمبود تکنیسین و متخصصین پیدا کنید، بخصوص در صنایع نفت؟]
ــ     ما دشمن غیر ایرانى نیستیم، ولى کسانى که بودن آنان را به ضرر ملت بدانیم، به آنان اجازۀ اقامت نمى‏دهیم. ما به قدر کفایت از نیروى انسانى ماهر برخورداریم.
ــ     [آیا نمى‏ترسید که امریکا، جمهورى اسلامى را براندازد؟ و همین طور روسیه؟ چه اقداماتى براى جلوگیرى از یک چنین احتمالى خواهید کرد؟]
ــ     در حال حاضر نهضت اسلامى ایران علیه شاه، چیزى کمتر از رویارویى با امریکا و شوروى نیست که مستقیم و غیر مستقیم از او حمایت مى‏کنند.
ــ     [در مورد تعویض لحن مطبوعات شوروى در مورد اینکه اوضاع ایران به وضوح به هم خورده، چه فکر مى‏کنید؟]
ــ     شوروى با سیاستهاى فرصت‏طلبانۀ خود در بسیارى از جاها حیثیت خود را از دست داده است. و او به خیال این است که همیشه مى‏توان از آب گل‏آلود استفاده کرد. ما دست سودجویان شوروى را از ایران قطع خواهیم کرد.
ــ     [نظر شما در مورد دلیل امریکا که مى‏گوید اگر اوضاع ایران آشفته شود، شوروى از آن بهره‏بردارى مى‏کند، تا بتواند راهى به خلیج فارس باز کند، چیست؟]
ــ     امریکا سخن متناقض زیاد گفته است. چندى پیش بود که کارتر گفت: مى‏گویند شوروى در ناآرامیهاى ایران دخالت دارد. حرف کارتر صحیح نیست و اگر ایران مستقل باشد، بر طبق ضوابط، کنترل خلیج فارس را به عهده مى‏گیرد.
ــ     [به فرض اینکه خیزش ایرانیان گسترش نیابد و اینکه شاه واقعاً اقدام به آزادى کند و در طى یک رفراندم ایرانیان رأى به ماندن حکومت سلطنتى یامشروطۀ سلطنتى بدهند، چه خواهید کرد؟]
ــ     انقلاب ایران یک نهضت اسلامى است که ادامه دارد و با رفتن یا ماندن شاه نیز ادامه دارد. اگر شاه لجاجت کند و کنار نرود، نهضت همچنان ادامه خواهد داشت. اصولاً حکومت مشروطۀ سلطنتى، مورد تنفر شدید مردم است. از طرفى شاه محال است به مردم ستمدیدۀ ایران آزادى دهد. آیا تظاهرات و اعتصابات سراسر ایران رفراندمى علیه شاه نیست؟

[1]ـ شاه در آستانه روى کار آوردن حکومت نظامى، در یک نطق رادیو ـ تلویزیونى ضمن اعتراف به گناهان گذشته‏اش و عذرخواهى از مردم، ملتزم شد در آینده اشتباهاتش را جبران کند.
 
[2]ـ دیدار آقاى کریم سنجابى باامام در نوفل لوشاتو که منجر به رد کردن سلطنت از سوى جبهه ملى شد.