زمان: 6 آبان 1341 / 28 جمادى الاول 1382
مکان: قم، منزل امام خمینى
موضوع: لزوم لغو لایحۀ انجمنهاى ایالتى و ولایتى
حضار: دویست نفرازکسبۀ بازارتهران ازجمله آقایان:نیلچى، حسین ـ توفیقىـ مظاهرى، میرزاعلى ـ پیشقدم، لطفاللّه ـ بزاز، علىنقى ـ خراز، میرزاعباس ـ خراز، جوانمرد[1]
[بسم اللّه الرحمن الرحیم]
... آیا من از شما تشکر بکنم، یا شما از من تشکر بکنید؟ هیچ کدام از یکدیگر تمناى تشکر نداریم؛ بلکه وظیفۀ دینى همۀ ماست که بگوییم و بخواهیم که قانون شرکت نسوان در انتخابات[2]، انجام نشود. و اگر این قانون عملى بشود، دنبالش چیزهاى دیگرى است، و خواستۀ اکثریت مردم، شرط است؛ اکثر مردم این مملکت از این امر بیزارند. و شما فعلاً تعطیل عمومى نکنید. خدا نیاورد آن روز را که تعطیل عمومى بشود! و باز هم دعا مىکنم که از این عمل به طور آرام جلوگیرى شود. خدا نیاورد آن روزى را که علما بگویند تعطیل بکنید! اسداللّه عَلم[3] در این مملکت چه مىخواهد بکند؟! این کار بازخواست و محاکمههاى بعدى دارد. به طورى که شنیدم، از امینى[4] این موضوع را خواسته بودند؛ ایشان قبول نکرد و به کنار رفت. به حساب ارسنجانى[5] هم روزى خواهند رسید. اگر تمام دنیا ـ یکطرفه ـ بگویند: باید بشود! من یکى مىگویم: نباید بشود. نه وظیفۀ من
تنهاست، بلکه وظیفۀ شاهنشاه و همۀ افراد این مملکت است که بگویند این کار صلاح نیست ...
[خطاب به حجت الاسلام انصارى، واعظ شهیر قم:]
شنیدهام دو شب است زبان تو[6] را بستهاند. چه مىشود که اگر دستبند به دست من و شما بزنند و به گوشۀ زندان بیندازند؟ مگر ما از حسین بن على و امام سجاد بالاتر هستیم؟ در تمام نقاط این کشور، این جریان، رویش بحث است و مردم تنفر خودشان را از این امر چه به شاهنشاه و چه به دولت، نوشتهاند.
این کشور، قانون اسمىاش قانون امام جعفرصادق است و باید تا موقع ظهور امام زمان، این قانون[7] باقى بماند. از کلیۀ علما بخواهید تا آنها بخواهند. فرستادۀ آقاى بهبهانى[8] نزد من آمد و گفت: من تا آخرین نفس براى این موضوع اقدام مىکنم. دولت باید بنویسد در روزنامههاى رسمى که این عمل نقض شد و علناً به مردم اعلام کند. شنیدهام آقاى فرماندار گفته است: دولت کار دارد. چه کارى از این کار واجبتر است که رضایت بیست میلیون جمعیت را فراهم کنند؟ چون از ده میلیون نفر جمعیت زن ایران، فقط یکصد نفر زن هرجایى مایل هستند که این کار بشود. سازمانهاى ادارى بایستى به دولت بگویند؛ و «انصارى» زبان گویاى مردم قم است و تنها نیست؛ و همۀ جمعیت پشت سر او هستند، و حتماً امشب بایستى به منبر بروى و جریان را کاملاً شرح دهى که مردم بیدار شوند ... .
[1]- بنابرگزارش مورخ 6/8/1341 مأمور ویژۀ شهربانى قم، بیانات امامخمینى در ساعت ده صبح 6/8/41 در دیدار باحدود دویست نفر از کسبۀ بازار تهران در منزل امام خمینى ایراد شده است.
[2]- به لایحۀ انتخابات انجمنهاى ایالتى و ولایتى اشاره شده است که بر اساس آن به طورنمایشى به زنان حق رأى و انتخاب شدن داده مىشد. حضرت امام با آگاهى از اهداف بعدى رژیم شاه، مخالفت خود را با تصویب و اجراى این قانون اعلام کرد.
[3]- نخستوزیر وقت. وى بر تصویب و اجراى لایحۀ انتخابات انجمنهاى ایالتى و ولایتى پافشارى مىکرد.
[4]- على امینى پیش از اسداللّه عَلم، سِمت نخستوزیرى داشت.
[5]- حسن ارسنجانى، وزیر کشاورزى. او مجرى اصلاحات ارضى بود.
[6]- آقاى انصارى از وعاظ قم که در آن ایام به دستور ساواک و شهربانى قم ممنوعالمنبر شده بود.
[7]- اشاره به اصل«نظارت پنج روحانى طراز اول برنحوۀ تصویب قوانین»، پیشبینى شده در قانون اساسى مشروطه.
[8]- آقاى سید محمد موسوى بهبهانى فرزند آقاى سید عبداللّه بهبهانىاز علماى سرشناس تهران.