گر تو آدمزاده هستی «عَلَّم اَلأَسمٰا[1]» چه شد؟
«قٰابَ قَوْسَینت» کُجا رفته است «أََوْأَدْنیٰ» چه شد[2] و[3]
بر فراز دار، فریاد «أَنَا الحَق» میزنی مُدّعیِّ حقطلب! «اِنیَّت» و «اِنّا» چه شد[4]؟
صوفی صافی اگر هستی، بکَن این خِرقه را دم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد؟
زُهد مفروش ای قلندر! آبروی خود مریز زاهد ار هستی تو پس اقبال بر دنیا چه شد؟
این عبادتها که ما کردیم خوبش کاسبی است دعوی اِخلاص با این خودپرستیها چه شد؟
مُرشد! از دعوت به سوی خویشتن بردار دست «لا الهت» را شنیدستم ولی «الّا» چه شد؟
ماعر بیمایه! بشکن خامِهی آلودهات
کم دلآزاری نما، پس از خُدا پروا چه شد؟
بهمن 1365
[1] - . اشاره است به مقام ممتاز انسان یعنى تعلیم اسماء از حضرت علّام که در آیهى 31 سورهى بقره به عبارت زیر مذکور است: وَ عَلَّمَ ادَمَ الْاسْمٰاءَ
کُلَّهٰا ...
[2] - . اشاره است به مرتبتى از معراج نبوى که فرشتهى وحى، حضرت جبریل حتّىٰ، اذن و جرئت ورود، در آن را نداشت که: لَوْدَ نَوْتُ شِبْراً اَوْشِبْرَیْنَ
لاحْتَرَقْتُ، به این مقام در آیهى 8 سورهى نجم، اشاره گردیده است. حضرت امام(س) با اشاره به دو مقام بالا که نصیب انسان شد در حالى
که فرشتگان الهى را بدان دسترسى نبود، از غفلت و سقوط انسانها اظهار شگفتى میکند.
[3] - حافظ با همین وزن فرموده است:
یارى اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟ دوستى کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
[4] - اشاره به ابیات صوفیانهى حلّاج است که:
انا انا انت ام هذا الهین حاشاى حاشاى من اثبات اثنین ...
بینى و بینک انّیّى ینازعنى فارفع بالطفک انّیّى من البین.
حضرت امام(س) در این بیت تعریض به حلّاج دارد که بر بالاى دار نیز مبتلاى «انانیت» است که «انا» الحق تعبیر میکند.