فقر، فخر است اگر فارغ از عالم باشد
آنکه از خویش گذر کرد، چهاش غم باشد[1]
طالع بخت در آن روز بر آید، که شبش یار تا صبح ورا مونس و همدم باشد
طربِ ساغرِ درویش نفهمد صوفی باده از دست بتی گیر که محرم باشد
طوطی باغ محبّت نرود کلبهی جغد بازِ فردوس، کجا کَلبِ معلَّم باشد؟!
این دل گمشده را، یا به پناهت بپذیر
یا رها ساز که سرگشتهی عالم باشد.
10 دی 1367
[1] - ملهم از نبوى مشهور: «اَلْفَقْرُ فَخرى وَ بهٍ اَفْتَخِرُ». روضة المتقین، ج 9، ص 285.