خانهی عشق است و، منزلگاه عشّاق حزین است
پایهی آن برتر از دروازهی عرشِ برین است
این سرا، بارافکن می خوردگان راه یار است با پریشان حالی و، مستی و، بیهوشی قرین است
از جهان هستی و ملک جهان بینی برون است با گروه نیستی جویان عاشق همنشین است[1]
مسکن سودا گرانِ روی یار گلعِذار است[2] مرکز دلدادگان آن نگار مه جبین است
پردهداران حرم فرمانروایان طریقند بانی این بارگه آواره از روی زمین است
عاکف این کعبه، وارسته ز مدح این و آنست
خادم این میکده، دور از ثنای آو و این است
اسفند 1365
[1] - در دستنوشتهاى دیگر: با گروه نیستى جویان گردون...
[2] - در دستنوشتهاى دیگر: مسکن سوداگران عشق یار...