برخیز مُطربا! که طرب آرزوی ما است
چشم خرابِ یار وفادار سوی ما است
دیوانگیّ عاشق خوبان، ز باده است مستیّ عاشقان خدا، از سبوی ما است
ما عاشقان ز قُلّۀ کوه هدایتیم روح الأمین به «سدره» پی جستجوی ما است[1]
گلشن کنید میکده را ای قلندران! طیر بهشت میزده در گفتگوی ما است
با مُطربان بگو که: طرب را فزون کنند دست گدای صومعه بالا به سوی ما است
ساقی! بریز بادهی گلگون به جام من این خمّ پر ز می سبب آبروی ما است
باد بهار پردهی رخسار را گشود سرخیّ گل، ز دلبر آشفته روی ما است
ای پردگی! که جلوهات از عرش بگذرد
مهر رُخت عجین به بُن موی موی ما است.
بهمن 1367
[1] - اشاره به معراج و وحى و، تلمیح به آیات نخستین سورهى نجم است.