پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س)مشهور به "منشور برادری "،به بازخوانی تاریخی و ضرورت بهره گیری از آن در شرایط امروز جامعه در گفت وگو با شخصیت های سیاسی ، مذهبی ، دانشگاهی و حوزوی و فعالان عرصه سیاست پرداخته است تا گامی به سوی "وحدت ملی "بردارد. در این باره با فاطمه راکعی، مدرس دانشگاه، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، گفتگو کردیم، او در این گفتگو، اختلاف را یک واقعیت بشری می خواند و مرجع نهایی حل تنش ها را مجمع تشخیص مصلحت با رعایت اصل برابری جریانات معرفی می کند. فاطمه راکعی، از نکات مهمی چون نقد امام بر اساس مجوز خود امام و اجماع علما برای حل مشکلات سخن می گوید.
امام خمینی (س) در سیره عملی خود چه نوع وحدتی را دنبال می کردند؟
امام خمینی (س) اختلاف را یک واقعیت می دانستند اگر اختلاف نظر نبود که لازم نبود هر فقیهی برای خود رساله عملیه جداگانه داشته باشد و هر کسی از یک مرجع خاصی تقلید کند. اگر قرار بود بزرگان تشیع اختلافات را نپذیرند در طول تاریخ همواره مقابل هم قرار می گرفتند در حالی که این ها همواره با هم با احترام و مهربانی رفتار می کردند.برای مثال امام به عنوان یک فقیه هر گونه فعالیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی را برای زنان جایز می دانند و در مقابل فقیه دیگری، در این خصوص با امام اختلاف نظر دارند. این دو نظر هر دو محترم هستند، امام این اختلافات را عادی می داند و نکته را مدیریت جامعه و حکومت می داند و شناخت صرف از علوم حوزه ها را کافی نمی داند.
به نظر می رسد حضرت امام خمینی (س)نگرانی های عمیقی را به عنوان یک متفکر اجتماعی از آینده داشتند. ایشان در این نامه گروه ها را به رعایت حقوق هم و حفظ منافع نظام ترغیب می کنند.
آنطور که من از این منشور استنباط می کنم همه فقها محترم هستند و هیچکدام برخلاف اسلام برداشت نمی کنند اما اگر بخواهند زمام حکومت جامعه را در دست بگیرند، همه باید در حوزه حکومت وحدت نظر داشته باشند و جامعه را به نفع مردم اداره بکنند.
اگر اختلافات در اصول باشند، فصل الخطاب چه کسی خواهد بود؟
امام دید مساوی به جریانات داشتند. نظرشان این بود که اینها همه آزادی و استقلال و نفع اسلام و کشور را می خواهند و اختلاف اینها را در سلایق و راه و روش می دانستند. بنابرین باید به نوعی به اجماع برسند.
اگر خدای نکرده به دلایل عدم درایت، حب نفس، تفکر متفاوت و مدیریت ناصحبح اختلافات، به جایی برسد که دامن گیر جامعه بشود، طبق تز حضرت امام خمینی (س)که نظریه ولایت فقیه است، رهبری جامعه باید این اختلافات را به گونه ای برابر مدیریت کند.
ما نگران یک مشکل بنیادی در ساختار نظام در اوایل انقلاب بودیم. امام گفتند "جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر". ما همیشه نگران بودیم که روایت جزم اندیش از ولایت فقیه در جمهوری اسلامی حاکم شود.
الان دو برداشت از ولایت فقیه هست؛ کسانی که از یاران نزدیک امام هستند معتقدند امام میزان را رای ملت می دانستند و برای جمهوریت فوقالعاده ارزش قائل می شدند. برداشت دیگر می گوید مردم اول باید بتوانند زندگی شخصی خود را اداره کنند، بعد به اداره مملکت فکر کنند.
اگر به هر دلیلی کسی که بر مسند می نشیند، به جمهوریت مد نظر امام اعتقاد نداشته باشد، معضل اساسی پیش می آید که در این شرایط امام برای حل مساله مجمع تشخیص مصلحت نظام را پیشنهاد می کنند تا دلسوزان و امتحان دادگان نظام، یاران امام و علمای نواندیش که افکار امام را می شناسند، در این مجمع بنشینند و در خصوص مصلحت نظام داوری کنند.
امام می فرمایند اگر در اصول اختلاف شود، موجب سستی نظام می شود؟ مقصود امام از اصول چیست؟
یکی از این اصول ، دیانت و قانون اساسی مبتنی بر آن است. اسلام به ما توصیه می کند اخلاقی زندگی کنیم، دروغ نگوییم، تهمت نزنیم و حق مردم را نخوریم.
اصل دیگر، اصل "نه شرق، نه غربی " است. ما همواره می گوییم مرگ بر آمریکا، در حالی که مرگ بر شوروی یادمان رفته است. امام همواره بر استقلال کشور تاکید می کند. معنویت، عدالت و آزادی اصول ما است. باید دید بین جناح های سیاسی و تفکرات فقهی و حکومتی، کدام یک از این اصول عدول می کنند. وظیفه علمای بزرگ اسلام است که از هر خطی که باشند، در مورد کسانی که در برهه های مختلف سیاسی و اجتماعی اصول را بنام اسلام زیر پا می گذارند قضاوت کنند.
امام از واسطه هایی که بد بینی القا می کنند به عنوان عامل اختلاف نام می برد؟ عوامل اختلاف از دیدگاه امام چیست؟
متاسفانه کسانی در برخی از مسندها قرار گرفته اند که حتی در حدی نبودند که مورد مشورت نظام قرار بگیرند. اینها نقش مخربی در ایجاد تفرقه داشته و از اول انقلاب کمتر با جمهوریت نظام همخوانی داشتند. امام دو دیدگاه غالب را با دو برداشت متفاوت تایید کردند. این دو جریان نباید به اختلافات ساختاری برسند به گونه ای که نتوانند اجماع کنند و به بن بست برسند. اگر بزرگان بخواهند می توانند اجماع کنند اما کسانی در دور و بر بزرگان بودند که به اختلافات دامن می زدند.
آیا فکر نمی کنید، برخی از این اختلافات به دلیل عمل نکردن به برخی از اصول قانون اساسی مثل آزادی اجتماعات و آزادی بیان و همجنین عدم توجه به فرمایشات امام در خصوص آزادی اجتهاد و آزادی انتقاد باشد؟
قانون اساسی با تاکیدات مکرر به جمهوریت نظام تصویب شده است. همه باید به اصل آن توجه کنند و به اصول آن لبیک بگویند. برداشت های سلیقه ای و عدم تمکین به برخی اصول آن و همچنین عدم توجه به وصایای امام که بعنوان اسناد مکتوب نظام موجود است، باعث ایجاد بحران میشود. البته قانون اساسی وحی منزل نیست و ممکن است به مرور زمان مشکلاتی در آن پیش آید. مرجع داوری برای حفظ وحدت و امنیت ملی رهبری هستند.
عمل نکردن به اندیشه های امام هم موجب اختلاف می شود. متاسفانه از اصل عدم دخالت نظامیان در سیاست عدول شده است. از تشکیل جمعیت زنان انقلاب اسلامی جلوگیری شد. قانون می گوید که احزاب در اجتماعات آزادند. چرا وزارت کشور از حق قانونی احزاب برای اجتماعات جلوگیری می کند؟
این کشور انگار مدعی العموم ندارد.
در حل اختلافات نقش بزرگان و مراجع را چگونه ارزیابی می کنید؟
لازم نیست کسی از علمای عظام و شاگردان امام برای حل اختلاف دعوت کند. خود این بزرگان باید وارد قضیه شوند و اختلافات را حل کنند. در میان تعابیر مختلف از اسلام، ملاک ما در حل اختلافات تفسیر امام است. حتی امام در مورد نقد آراء خودشان به مقتضای زمان، مجوز داده اند.
امام از حب نفس به عنوان یکی از عومل اختلاف نام می برد، بداخلاقی ها در ایجاد بحران تا چه حد نقش دارند؟
یکی از مهمترین تاکیدهای حضرت رسول(ص) لزوم تحمل نقد مخالفین از طرف حکومت های اسلامی است. شخصیت هایی مثل ابوذر و معصومین(ع) انتقادهای شدیداللحنی از حاکمان وقت کرده اند. البته اگر نقد به تخریب شخصیت برسد و به دروغ آمیخته شود و به اسم نقد تهمت زده شود و بخواهد برخورد حذفی بکند و از هر شیوه مبتذل و غیر اخلاقی در برابر مخالف استفاده کند، از دیدگاه امام روش غلطی است.
دروغ از گناهان کبیره است اگر سیاست مداران دروغ بگویند، فاجعه ایحاد می شود. فعالیت های سیاسی باید با اخلاق، عدالت و معنویت برگرفته از وصایای امام و قانون اساسی صورت گیرد اگر کسی مغایر با این حرکت کند باید کنار برود و محاکمه بشود.
کسانی که می گویند؛ " یا ما یا هیچ"، غیر اخلاقی رفتار می کنند. به کسانی که مخالف خود هستند، تهمت می زنند به اسم اسلام به هر شیوه ای متوسل می شوند. وحدت اگر به این معنا باشد هیچ کس و هیچ فکر متفاوتی نباشد و همه یک جور فکر کنند، مفهومی ندارد.
متاسفانه برخی بزرگان که از همه جهت مورد تایید امام بودند تنها به این دلیل که در خط دیگری هستند، تخریب می شوند. حب نفس ها و ترس از از دست دادن قدرت، در القای بدفهمی ها و اختلافات دخیل بوده است.
با برخوردهای قیم مآبانه و بگیر و ببندها با جوانان نمی توان کارها را درست کرد. این برخوردها جوانان را از دین و نظام خسته می کند. باید با زبان لین با آنها رفتار کرد. ما می خواهیم روش صحیح را به جوانان یاد بدهیم ولی آقایان ما را به غرب زدگی متهم می کنند. طرز برخوور جوانان را رصد می کنبم و نمی گذاریم رفتارهای ناصحیح و زننده ای که با جوانان و بخصوص دختران کشور شده، بدون پیگیری بماند. ما حق این جوانان را از قانون شکنان خواهیم گرفت.