پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: این روزها که بحث وحدت و پرهیز از تفرقه مطرح شده است، رجوع به نظر حضرت امام (س) در این زمینه میتواند راهگشای کسانی باشد که مدعای اصلی آنان تبعیت از ایشان است.
آنچه که امام در متن مشهور به منشور برادری ذکر کردهاند، از وضوح و روشنی نسبی برخوردار است و چندان جایی برای تعبیرات متضاد باقی نمیگذارد. اگر بخواهیم برداشتی منطقی و قابل فهم از این متن داشته باشیم باید به چند نکته کلیدی آن اشاره کنیم.
اول اینکه ایشان مسأله وحدت را از طبیعت اختلاف و گوناگونی شروع میکند، اختلاف و گوناگونی و حتی تعارض در سطح عقیده و نظر را طبیعت جامعه بشری و اسلامی معرفی میکند، و حتی معتقد است که در مواردی که اصطلاحاً اجماعی است قول خلاف وجود دارد، و این مسألهای ظریف است که ظاهراً میان اجماع و خلاف که متناقضاند جمع شده! اما واقعیت زندگی بشر همین است.
نکته دیگر اینکه اختلافات فکری لزوماً به افرادی که دشمن هم هستند محدود نمیشود، بلکه کسانی که در یک نحله فکری و مذهبی هم هستند چنین اختلافاتی را دارند. این اختلافات در همین قم در حدی بود که برخی افراد ایشان را در حدی تحریم کردند که خوردن آب از کوزهای که فرزندان ایشان نوشیده باشند را جایز نمیدانستند! و یا اینکه عدهای از همین افراد درصدد بودند که مرحوم علامه طباطبایی را هنگام عبور از پل در داخل رودخانه قم بیاندازند! بنابراین به صرف تفاوت فکری و حتی تضاد و تناقض فکری نباید شمشیر عناد و دشمنی را علیه مخالف کشید، که اگر چنین شود، پس از مدتی نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان.
نکته سومی که امام(س) تأکید میکنند، این است که در گذشته این اختلافات، فقط درون افراد صاحبنظر حوزه و علما محدود میماند، و طبعاً به چند دلیل ابعاد وسیع اجتماعی و بیرونی پیدا نمیکرد، زیرا از یک طرف مردم کمسواد و بیسواد بودند و با مسایل فکری آشنایی نداشتند، دیگر اینکه رسانهای برای انتقال این اختلافات به میان جامعه و مردم نبود، و بالاخره اینکه امور اختلافی چندان ربط وثیقی با زندگی مردم پیدا نمیکرد. اما امروز قضیه فرق میکند، از یک طرف رسانهها مسأله را به جامعه منتقل میکنند و از سوی دیگر مردم هم باسواد و تحصیلکرده و حتی بعضاً دارای عقاید متفاوت با علما هستند، و بالاخره اینکه موضوعات اختلافی با زندگی و سرنوشت مردم سروکار دارد. که امام تعداد زیادی از آنان را ذکر میکند، که تقریباً تمامی وجوه فقه و حتی کلام و اعتقادات اسلامی از مسایل حقوقی، اقتصادی گرفته تا مسایل فرهنگی، هنری و اجتماعی و نیز بینالمللی را دربر میگیرد. و از اینجا به نکته چهارم پرداخته میشود که نو و حادث بودن این موضوعات و وجود دیدگاههای پیشینی کارشناسان درباره آنها که معمولاً در جوامع غربی شکل گرفته است، موجب تشدید اختلافات در سطح فکر و عقیده شده است و در مجموع امام (ره) این اختلافات را مثبت دانسته و از آن استقبال میکند. نکته مهم دیگری که ایشان تأکید میکنند این است که طبیعت انقلاب و نظام را به گونهای معرفی میکند که مقتضای آن را عرضه آزادانه این افکار میداند، و این که کسی حق جلوگیری از این بیان آزاد را هم ندارد و اگر چنین کرد خلاف مقتضای اسلام و انقلاب عمل کرده است.
پس از این پذیرش تنوع و اختلاف در سطح عقیده و ضرورت بیان آزاد آن در جامعه به مرحله عمل و حکومت میرسد که در اینجا اصل را بر وحدترویه و عمل میداند. و این نکتهای است عقلانی که در همه جوامع باید رعایت شود. فردریک کبیر پادشاه پروس وقتی که میگفت «هرچه میخواهید و درباره هرچه که میخواهید خرد ورزید؛ اما فرمانبردار باشید» علیالقاعده اشاره به ضرورت همین تمایز در سطح عمل و نظر داشت. اما اگر آن زمان وحدت در عمل، خلاصه در فرمانبرداری از فردریک و پادشاه میشد، در حال حاضر این فرمانبرداری باید در برابر قانون باشد. قانون و عمل به آن و تضمین اجرای آن در کنار پذیرش تنوع و اختلاف آرا و بیان آزاد آرا، مبنای وحدت در جامعهای مدرن و اسلامی است. بدون عمل به قانون و بدون استقلال مرجع تضمینکننده اجرای قانون، وحدت شکل نخواهد گرفت و چیزی جز پوشاندن لباس استبداد بر پیکر وحدت نیست.
شاید پرسیده شود که بیان آزاد آن تنوع و اختلافهای فکری چه انعکاسی در عمل و قانون دارد و اصولاً چه فایدهای بر آن مترتب است؟ پاسخ این است که مبنای واقعی قانون همان چالش و مبارزهای است که در سطح نظری شکل میگیرد و گروه پیروز میتواند درک و تفسیر خود از قانون را در جامعه اجرا و پیاده کند، بنابراین لازمه وحدت در عمل، التزام به قانون و وجود آزادی بیان نظرات مخالف است، کسانی که جلوی این آزادی را میگیرند، ماهیت قانون و اجرای آن را مقلوب میکنند. هرگونه تفسیر و برداشت شخصی از وحدت که متضمن این چند رکن نباشد (طبیعی بودن اختلافات، ضرورت بیان آزادانه آنها، و عمل به قانون، تضمین اجرای قانون از طرف نهاد مستقل) یا به نحوی از انحاء حتی یکی از آنها را رد یا نقض کند، گامی برخلاف وحدت واقعی برداشته است.