در این مطلب آورده شده: یکشنبه نوزدهم دی 1395بهت ایران را فراگرفته است. هیچگاه نبودنش قابل تصور نبود و حالا خبری کوتاه دست به دست می‌شود و ما را چاره‌ای نیست جز حیرت و اندوه. خبر، تلخ بود و سراسر رنج و اینک ما بودیم وکه خداوند باصابرین است.
در تمام سالهای پس از انقلاب، تصور نظام و ایران بدون آیت الله هاشمی برای ما نشدنی بود و حالا هم همینطور است.
یکشنبه شب، حتی مخالفان سالهای اخیر ایشان نیز در حیرت بودند و سیل شهروندان، شخصیت‌ها و مقامات به خانه نخست انقلاب، گویای بهتی همگانی بود.
شاید فقط هاشمی می‌توانست دوباره همه را در حسینیه کوچک جماران، همانجا که همه برای امام می‌آمدند، جمع کند.
تصویر آنان که برای ادای احترام به هاشمی خود را به جماران رسانده‌اند، تصویر دوباره انقلاب با تمام ظرفیت‌هایش بود آنهم بر پیکر مبارزی خستگی‌ناپذیر که انقلاب خط قرمزش ماند تا دست نااهلان و نامحرمان کوتاه باشد.
سه شنبه بیست و یکم دی1395
باورش سخت است که این بار تهران زیر پای شهروندان ایرانی بلرزد و هاشمی در میانمان نباشد.
چقدر تلخ است دیدن عکس‌های آیت‌الله بر در و دیوار پایتخت، حالا که نیست، حالا که رفته است.
چقدر جانکاه است تصور انقلاب در نبود ستونش و چقدر دشوار است روایت نهضت، بدون هاشمی که از امام شنیده بودیم: 'هاشمی زنده است چون نهضت زنده است'. سخت است، بسیار سخت است باور اینکه گام‌ها برای تشییع او برداشته می‌شود و این آخرین ملاقات ماست با مردی که صبوری‌اش بی‌مانند بود و تدبیرش در اوج.
باورش سخت است که بیست و یکم دی ماه نود و پنج، روز وداع باشد با شناسنامه انقلاب، با او که درمبارزه با استبداد واستعمار، فرماندهی جنگ ، سازندگی ثبات می‌درخشید، و در بحران و تحریم نیز درخشید و صدای مردم بود، صدای نخبگان. چقدر مرد افکن است دیدن پیکر آیت‌الله هاشمی بر زمین که ما همیشه او را ایستاده به یاد داریم، ایستاده در بحران‌ها.
هاشمی، به خانه‌اش بازگشته، به آنجا که سالها برای مردم در نمازهای جمعه‌ خطبه خوانده بود، همان خطبه‌های همیشه شنیدنی و همیشه جریان‌ساز.
ایرانیان بسیاری، تصویر ماندگار هاشمی رفسنجانی را پشت تریبون نماز جمعه از یاد نخواهند برد، همان صدای مقتدری را که صدای انقلاب بود،صدای مفسر قرآن ،صدای عالم عامل، صدای اعتماد بنفس یک ملت، صدای سازندگی، صدای امیددر دل ملت ویاس در دل دشمنان.
هاشمی، سیمای اصالت بود و صدای ارزش‍های راستین انقلاب. هاشمی همیشه هاشمی بود، مجاهدی نستوه،یاور و تکیه‌گاهی مطمئن برای رهبری معظم انقلاب و چهره‌ای آرامبخش برای مردم در تمامی بحران‌ها.
هاشمی از نسل نخست انقلاب بود و حضورش در سیاست و اجتماع ایران نشانی از توازن و تعادل، و ما چه غمگینیم از اینکه اینچنین توانی از نظام جمهوری اسلامی ایران از کف رفته است.
دوران پس از آیت‌الله هاشمی، دوران تازه‌ای است اما پیچیده و دشوار.
هر نظام سیاسی که اینچنین عامل توازن‌بخشی را از دست بدهد دچار ضایعه خواهد شد و ایران نیز در فقدان ابرمردی چون هاشمی، دوران دشواری را طی خواهد نمود.
باید توکل کرد و دل خوش داشت به رویش‌های انقلاب که رفتار و سلوک هاشمی، همواره باعث رویش بود و خلق ظرفیت‌های تازه برای نظام.
مردم آمده‌اند و قطعا پایتخت ایران کم به یاد دارد اینچنین انبوه جمعیت حیرت‌آوری را، میلیونها ایرانی که امروز برای تکریم هاشمی در خیابانها جاری شده است.
مردم آمده‌اند و جز خناسان چه کسی می‌تواند خدمات و باقیات صالحات امیرکبیر زمان را از یاد ببرد و در خیل آنان که هاشمی را محترم می‌شمارند، نباشد.
مردم آمده‌اند و این بار هم هاشمی، عامل انسجام ملی بود تا از یاد نبریم که ایران همواره نیازمند چهره‌هایی است که به جای پراکندن بذر تردید و نفرت، ستون‌های انسجام ملی را تقویت نماید که ایران مقتدر، ایرانی برای همه است نه فقط سرزمینی برای افراط‌گرایان.
خیابانها سرشار است از مردمانی آرام و غمزده و چه پایانی سزاوارتر از این که انبوه خودجوش شهروندان، هاشمی را بدرقه کنند.
این بدرقه، پاداش صبری است که او برای ایران و انقلاب داشت و بارها از او شنیدیم که 'چاره‌ای جز صبر نداریم'.
تشییعی این چنین باشکوه، یقینا سزاوار فرمانده پیروز دوران جنگ تحمیلی است و البته نشانی از همراهی همیشگی میلیونها ایرانی با آیت‌الله در دوران مظلومیت ایشان ویاد اور تشیع باشکوه پیکر همسنگرش در دوران انقلاب، شهید بهشتی مظلوم و تعبیر حضرت امام که بهشتی مظلوم بود خار چشم دشمنان اسلام ، او به حلقه‌ی یاران انقلابی‌اش پیوست، یارانی چون شهید بهشتی که مظلومیتش یادآور مظلومیت اوست. او پناهی بود برای بازماندگان روزهای نخستین و حالا ایران چیزی کم دارد، همه ما کسی را کم داریم ...
جمعیت می‌رود و نه انتهایش قابل دیدن است و نه ابتدایش. هاشمی با مردمی تشییع شد که به آنها تعلق داشت، بارها خود را بی‌واهمه در معرض انتخابشان قرار داد و بارها به پشتوانه مشروعیت رای آنان، نقش تاریخی‌اش را در حیات نظام جمهوری اسلامی ایران ایفا کرد. هاشمی تا آغوش امام بدرقه شد و باز داستان تکرار شد: مردم، امام، هاشمی ...
اینک، زمانه‌ی بدون هاشمی
هاشمی در کنار امام آرام گرفت و به دیدار حق شتافت و این سنت الهی است که هر آمدنی را رفتنی است.
نبود هاشمی، آزمونی تازه است برای نظام و شهروندان آنهم در دوران دشوار بازسازی ایران در پساتحریم. دورانی که دشمن برای جبران آنچه از دست داده، دوباره به میدان می‌آید و معارضان عقلانیت نیز همان خواهند کرد که در حیات آیت‌الله می‌کردند.
در این میان، باور داریم که میراث هاشمی، نعمت تازه پروردگار است به ایران و منافع ملی ایرانیان. میراث او، عقلانیت، عملگرایی و امید است برای ایران و چه کسی است که از یاد ببرد آن جمله تاریخی هاشمی را که گفت: 'فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندانمان که هستند، آینده که هست، ایران که هست'.
ایران همچنان هست و خواهد بود و هاشمی همچنان نماد تلاش برای آبادانی ایران باقی خواهد ماند و ما نیز هاشمی را و آرزوهای هاشمی را همواره در یاد خواهیم داشت و در هر انتخاب دوباره‌ای برای وطن، مظلومیت هاشمی را در دفاع از امید، به یاد خواهیم آورد. هاشمی همیشه زنده است چراکه نهضت زنده است.
روزنامه همدان پیام به مدیرمسئولی نصرت الله طاقتی احسن در همدان چاپ و منتشر می شود.
7523/6993
تنظیم: مرضیه بختیاری*انتشار: بهاروند

منبع ‫:‬ ایرنا
نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.