life

برادری میان همه ملت ها، ارتباطی محکم و استوار است و این رابطه به ویژه در گذشته های دورتر در میان اعراب از جایگاه خاصی برخوردار بوده است به این صورت که ملاکی برای حق و باطل به حساب می آمد چرا که برادر صاحب حق بود و باید تأیید می شد هر چند که متجاوز بود.

به گزارش خبرنگار جی پلاس، در چنین شرایطی اسلام ظهور کرد و مفهومی جدید از برادری را با نزول آیه انما المومنون اخوه[۱] ارائه داد که در آن همه مؤمنان با هم برادرند و غیرمؤمن در این خانواده بیگانه است؛ لذا اصلی که در اسلام به عنوان اخوت و برادری ایجاد شده یک امر اعتباری محض نیست بلکه حقیقتی است که امت واحده را به دنبال دارد که هر عضوی در آن در قبال سایر اعضا وظایفی بر عهده دارد و خود نیز از حقوقی برخوردار می شود. در کتاب مکاسب محرمه شیخ انصاری حدیثی از حضرت امیر (س) روایت شده و در آن ۳۰ وظیفه که هر برادر مسلمانی در مورد برادر خود دارد، از قول نبی اکرم (ص) نقل شده که باید آنها را ادا کند یا صاحب حق بر او ببخشد. آنها به شرح زیرند:

۱٫ لغزش او را ببخشد.

۲٫ به هنگام ناراحتی، با او مهربانی کند.

۳٫ عیب هایش را بپوشاند.

۴٫ چون به سختی مبتلا شود، از او دستگیری کند.

۵٫ پوزش او را بپذیرد.

۶٫ وقتی غیبتش را می کنند، از او دفاع کند.

۷٫ همیشه خیرخواه او باشد.

۸٫ برادری و مؤدتش را حفظ کند.

۹٫ آنچه بر گردنش است در حق او انجام دهد.

۱۰٫ در بیماری عیادتش کند.

۱۱٫ هنگامی که از دنیا رفت، جنازه اش را تشییع کند.

۱۲٫ دعوت او را بپذیرد.

۱۳٫ هدیه او را قبول کند.

۱۴٫ نیکی ها و هدایای او را جبران کند.

۱۵٫ شکرگزار نعمت هایش باشد.

۱۶٫ به نیکی یاری اش کند.

۱۷٫ در حفظ ناموسش بکوشد.

۱۸٫ حاجت او را برآورد.

۱۹٫ حاجت خود را از او بخواهد.

۲۰٫ و چون عطسه کند، به او بگوید: یرحمک اللّه.

۲۱٫ گمشده او را راهنمایی کند.

۲۲٫ سلام او را پاسخ دهد.

۲۳٫ با او به نیکی سخن گوید.

۲۴٫ عطای او را بپذیرد.

۲۵٫ قسم های او را باور کند.

۲۶٫ دوستانش را دوست بدارد.

۲۷٫ و با آنها دشمنی نکند.

۲۸٫ او را یاری کند، چه ظالم باشد چه مظلوم، یعنی اگر ظالم است، او را از ظلم باز دارد و اگر مظلوم است او را در گرفتن حقش یاری کند.

۲۹٫ او را بی یاور و تنها رها نکند.

۳۰٫ خوبی هایی را که برای خود می پسندد، برای او هم بپسندد و بدی هایی را که برای خود نمی پسندد، بر او هم نپسندد. رسول اکرم (ص) در دو مقطع از تاریخ صدر اسلام یعنی پیش و پس از هجرت، برای حفظ انسجام مسلمان ها و مقابله با مشکلاتی که حکومت تازه تأسیس اسلامی را تهدید می کرد، با برادر خواندن آنها با یکدیگر علقه خاصی بینشان برقرار کرد که البته ملاک در این امر، ‌تناسب خصلت ها و نزدیکی مراتب ایمان آنها بود چنانکه در تاریخ آمده، آن حضرت عمر را با ابوبکر، ‌طلحه را با زبیر، عثمان را با عبدالرحمن بن عوف، ابوذر را با مقداد و حضرت زهرای مرضیه (س) را با ام سلمه (همسر خودشان) پیوند دادند.

بر همین اساس برای حضرت امیر (س) برادری انتخاب نکردند و در برابر پرسش آن حضرت درباره این امر فرمودند: «قسم به خدایی که مرا به حق برانگیخت، من این کار را به تأخیر انداختم، تا تو را به عنوان برادر خود انتخاب کنم.».[۲]

بی شک این عقد به لحاظ اجتماعی باعث نزدیکی قلوب و احیای روحیه همکاری می شود و نتیجه معنوی شفاعت نیز بر آن مترتب است چرا که می دانیم خداوند به هر کس که بخواهد اذن شفاعت می دهد. این مسأله نیز نباید از نظر دور بماند که آثاری که بر برادری نسبی و رضاعی مانند محرمیت، ارث و صله رحم مترتب است، بر این اخوت مترتب نیست؛‌ لذا دو نفری که با هم عقد اخوت می خوانند، باید از اختلاط با محارم یکدیگر خودداری کرده و بدانند که این عقد موجب نمی شود هر یک از آن دو نسبت به خواهران، دختران و مادر دیگری محرم شود.

به لحاظ لغوی نیز اخوت در زبان عرب تنها به مفهوم برادری نیست و معنای خواهری را نیز در بر می گیرد و اهل لغت می گویند: اخ یعنی کسی که در یک صلب یا یک رحم با تو مشترک است؛ بنابراین اخوت، خواهر را نیز شامل می شود به همین دلیل معادل عربی خواهر، یعنی اخت، مؤنث اخ به حساب می آید و بنابر این، همه قوانینی که درباره اخوت مؤمنان وارد شده به طور یکسان شامل زنان و مردان می شود.

بر همین اساس است که از اعمال مستحبی روز عید غدیر که به آن توصیه شده، خواندن صیغه عقد اخوت است که هیچ اختصاصی به مردان ندارد؛ البته ناگفته نماند که این برادری تنها میان مردان با مردان و زنان با زنان جاری شده و زن و مرد با یکدیگر را شامل نمی شود یعنی مفهومی به نام برادری و خواهری نخواهیم داشت.

انجام آن نیز به این شکل است که دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم می‌دهند و یکی از آنان صیغه عقد اخوت را می‌ خواند و دیگری مفاد آن را قبول می‌ کند که هم می تواند به عربی باشد و هم به فارسی که متن عربی آن به شرح زیر است:

«وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّهَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ الشَّفَاعَهِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّهَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی» و طرف مقابل پاسخ می دهد:«قَبِلْتُ» و باز نفر اول می گوید:

«أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّهِ مَا خَلَا الشَّفَاعَهَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَه» یعنی: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) می‌ ورزم، به خاطر خدا دستم را در دستت قرار می‌ دهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگان او عهد می‌ کنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم.»

پاسخ نفر دوم: قبول کردم و نفر اول: «تمام حقوق برادری بجز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم.». منابع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه باشگاه خبرنگاران جوان سایت تبیان

  1. حجرات/ ۱۰٫
  2. فرائدالسحطین، ج ۱، ص ۱۱۲, حدیث ۸۰ و ص ۱۱۸، حدیث ۸۳ .
کدخبر: 476027
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ