jamee

در خواب فریاد می زدم، عباس کجایی؟ و او پاسخ می داد: نگران من نباشید، اینجا در دریا هستم که ناگهان از خواب پریدم...

جی پلاس ـ منصوره جاسبی: درگیری ها در احمد سرگوراب[۱] شدت گرفته بود و گلوله توپ و تانک بود که بر سرمان می بارید، زن و مرد برایشان فرقی نمی کرد، همه را می کشتند و خانه ها بود که بر سر مردم خراب می شد. ما کنار رودخانه مشغول دفع دشمن بودیم که عباس برای کمک به ما پیوست اما لحظاتی بعد به سمت دریا رفت و داخل آن پرید. من مدام فریاد می زدم،‌ عباس[۲] کجایی؟ و پاسخ می آمد که اینجا در حال جنگ با دشمن هستم، نگران من نباشید.

ناگهان از خواب پریدم و خانواده را نگران بالای سرم دیدم که دلداری ام می دادند و می گفتند: چیزی نیست آقا جان، خواب دیده ای. از جا بلند شدم، وضویی گرفتم و مشغول خواندن قرآن شدم. سه روز گذشت که دق الباب شد، سربازی برایمان خبر مفقودی اش را آورد اما این تازه آغاز بی خبری بود.[۳]

  1. این روستا از توابع شهرستان شفت در استان گیلان قرار دارد.
  2. شهید عباس نیکویی که در ۲۴ فروردین ۶۵ در جبهه سومار به شهادت رسید.
  3. برگرفته از خاطرات پدر شهید.
کدخبر: 359137
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ