اخبار مرتبط

به گزارش ایرنا، در توصیف بخشی از زندگی سردار شهید اسلام حاج یدالله کلهر آمده است که خاستگاه درخت تنومندی که بعد ها لاله های سرخ بسیاری در سایه روحیات و عواطفش رشد یافتند روستای بابا سلمان از توابع شهرستان شهریاربود.
تولدش به سال 1333در خانواده مذهبی از پدری که کار، جوهر وجودیش بود و مادری که درنگاه همگان به پارسایی و متانت معروف بودو در آن هنگام به رغم فقر شدید فرهنگی ناشی از سیاست های استعماری رژیم ستم شاهی ، خانواده ایی که شهید کلهر در آن پرورش یافت عمیقا مذهبی به طوری که عشق به خاندان اهل بیت و ائمه اطهار (ع) و مضامین معنوی و اسلامی در خون شهید موج می زد که گویا به جای شیر مادر از حب ولایت و دوستی خاندان پیامبر(ص) سیراب شده بود،دوران کودکی و نوجوانی شهید کلهر با پرورش و رشد عالی ترین صفات انسانی آمیخته بود.
در روستای محل سکونت او عده ای بهایی و یهودی سکونت داشتند که رفتار دیگر ساکنان با آنان چندان قابل تحمل نبوداما سردار شهید حاج یدالله کلهربه سادگی با آنان درآمیخت و به قدری به آنان محب کرد که تعدادی از این افراد به دین اسلام مشرف شدند و در شهادت شهید گریه های آنان که مسلمان نبودند بسیار قابل توجه بود و کوه های اطراف بابا سلمان لبخند مهربانی را که شهید در تمام دوران زندگی بر لب داشت به خاطر دارد.
این لبخند یکی از مهمترین عوامل جذب همگان به سوی شهیدبود، توسل شهید کلهر از کودکی به ائمه اطهار (ع) زبانزد خاص و عام بود، پس از دوران تحصیل نهال قد کشیده وجود شهید تن به کار سپرد و در گرماگرم حوادث دوران با پتک بر مشکلات و سختی های زندگی کوفت ، روحی که چون آهن سرد به نظر می رسید در هنگام دیدار مردمان به چشمه ی لطیف و مصفا مبدل می گشت .
شهید کلهر تا زمان فرارسیدن انقلاب اسلامی به تدریج از تجارب ارزشمندی که بعد ها در مسیر زندگی پر پرکتش به یاریش آمد بهره مند شدو سرانجام با شروع امواج خروشان انقلاب دل و جان با این امواج سپرد.
نخستین صدای الله اکبر در دل شب های بابا سلمان از فراز گلدسته های مسجد روستا و هنجره کوچک یدالله کلهر برخاست .
شهید کلهر فعالانه در تمام صحنه های انقلاب حضور داشت و همواره با شجاعت و مردانگی پای دررکاب قافله خون وشهادت نهاده بود، ماحصل شرکتش در صحنه های انقلاب گلوله های در پای راستش بود .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر کسی جلودار این سینه مالامال از عشق به امام راحل(ره) به نظام مقدس جمهوری اسلامی نبود.
کلهر دیگر آرام نداشت ، همواره در تکاپو برای اعتلای نهال خونین انقلاب بودو اما نقش اساسی شهید کلهر از سال 58با پیوستن به سپاه آغاز شد.
او از میان تمام رنگ ها رنگ سبز سپاه را که قرار بود کفنش باشد و رنگ سرخ شهادت را که جاودانگیش را رغم می زد برگزید.
عاشقانه به سپاه پیوست و تنها انگیزه اش پیوستن به غافله راهیافتگان وصال بود، سریع در درگیری های کردستان درخط مقدم درگیری حضور یافت و تمام تلاش و توجه خود را معطوف به پاکسازی کوه های سرسبز کردستان از حضور ناپاک ایادی شیاطین بزرگ و کوچک کرد.
بی تردید تمام کوه های سربه فلک کشیده کردستان در برابر عظمت روح این بزرگوار شهامت بی حد و اندازه اش و گریه های خاشعانه شب های عبادتش سر خم می نمودند و عجب نبود اگر کوه در برابر صلابتش خود را حقیر حس کند.
پس از هجوم دشمن بعثی به ایران اسلامی کلهر وظیفه اصلی اش را شروع کرد ،تنها سه روز پس از ازدواجش با نگاهی مهربان و شرمساز،همسرش را به خانواده سپرد و رهسپار راهی شد که می دانست بازگشتی در آن نیست ،راهی که جاده پر افتخار تمام بندگان صالح خدا بود، خط سرخ شهادت.
در فراز هایی از وصیت نامه سردار رشید اسلام حاج یدالله کلهر آمده است، خدایا شاهد باش به عشق تو درمسیر تو حرکت کردم و اینک فقط پیوستن به تو را انتظار دارم.
خدایا من خواهان شهادتم نه به این معنی که از زندگی کردن در این دنیا خسته شده ام و یا خواسته باشم خود را از دست این سختی ها و نابسامانی های دنیوی خلاص سازم بلکه می خواهم گناهان زیادی که را انجام داده ام به وسیله رنج کشیدن در راه تو و دادن چند قطره خون ناقابلم به خاطرتو پاک گردد ، می خواهم شهید شوم تا خونم به سرور شهیدان امام حسین (ع) گواهی دهد که من مانند مردم کوفه نیستم و رهرو راهش بودم .
پدر عزیزم مرا ببخش که فرزند خوبی برایت نبودم و از من راضی باش تا خدا هم از من خشنود گردد و مرا بیامرزد و امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و قرآن رضایت شما و خدا را فراهم کنم ، صبور باشد و مبادا بی صبری و گریه کنی و تو مادر مهربانم ، در شهادتم گریه نکن ، افتخارکن و شجاع باشد و به دیگر مادران شهدا بیشتر سربزن و به آنها دلداری بده و اگر خواستی گریه هم بکنی بر سید الشهداء حسین ابن علی (ع) گریه کن نه برمن.
همسر خوبم می دانم که همسر خوبی برایت نبودم و روز اول ازدواج زمان زیادی نتوانستم پیش شما بمانم ، به هر حال شما هم مرا حلال کن و امیدوارم بتوانی در مقابل تمام سختی ها چون کوهی استوارو مقاوم باشی و استاد خوبی برای تنها دخترم مریم که هنوز هم پدر خود را به خوبی نمی شناسد باشی و شما خواهران مهربانم زینب گونه باشید و مانند حضرت زینب (س) پیام شهدا و برادر کوچک خود را به همه برسانید و مبادا گریه کنید که دشمن از این گریه کردن ها خوشحال خواهد شد، حجاب اسلامی داشته باشید و به همه گوشزد نمایید.
و اما پیامی به تمام دوستان و برادران و آشنایان: روی مسائل اسلامی بیشتر تکیه کنید و همیشه در فکر رشد دیگران و خود باشید و سعی همگی بر این باشد که بیشتر به یاد خدا باشید و رابطه خودتان را با او نزدیکترنمایید و سعی کنید همیشه در خط امام که همان خط قرآن است حرکت کنید و از آن خارج نشوید.
در آخر از تمام برداران و آشنایان برایم حلالیت بطلبید تا گناهانم کمتر شود.
6156/1535خبرنگار: نوشین طهماسبی**انتشاردهنده:داریوش غفاری

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.