رشید داودی

امیرمؤمنان علی علیه السلام از آنجا که جایگاه رهبران و زمامداران حکومت در جامعه را همانند رشته تسبیح برای دانه های آن مید اند که بهره گیری از دانه ها بدون آن، ممکن نیست «مَکَانُ القَیِّم بِالأَمر مکانُ النِّظام من الخرز یَجْمَعُهُ وَ یَضُمُّهُ فَأِنْ انْقَطَعَ النِّظامُ تَفَرَّقَ الخَرَزُ وَ ذَهَبَ، ثُمَّ لَمْ یَجْتَمع بِحَذا فیرِه اَبَداً» (نهج البلاغه، خطبه 146)، لذا اهتمام ویژه ای نسبت انتصاب مدیران کارآمد و لایق داشتند؛ چرا که هیچ حکومت بدون توجه به نقش کارگزاران صالح و مدبّر یارای رسیدن به اهداف عالیه نیست؛ بنابراین لازم است که ریاست عالیه نظام و رهبر جامعه نظارت کافی و وافی بر منصوبان خود داشته باشد؛ زیرا کلیه اختیارات اجرائی حکومت، از آنِ رهبری است و بی گمان هموست که باید پاسخگوی عملکرد منصوبان خویش باشد؛

حضرت در نامه ای به اهل مصر می نویسد، بر این امر مهم چنین تأکید می کند: «ولکننی آسی أن یلی أمر هذه الامة سفهاؤها وفجارها، فیتخذوا مال الله دولاً وعباده خولاً، والصالحین حرباً والفاسقین حزباً؛ همانا من بیم دارم که نابخردان و بدکاران زمام امور مملکت را به دست گیرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بردگی خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را دار و دسته خود سازند». (نهج البلاغه، نامه 62)

بنابراین ایشان حساسیت و دقت نظر را در پس از آنکه مردم با ایشان بیعت نمودند، و متصدی امر حکومت شد، کارگزاران نالایق خلیفه سابق را عزل، و اقدام به نصب افراد لایق و شایسته نمودند؛ و حکومت شایستگان را شکل دادند که عدالت، صداقت ومدیریت از مهمترین کارویژه های انتخاب مدیریانش بود؛ در این نوشتار برآنیم تا با مرور کلمات امیر بیان علی علیه السلام به تبیین بایدها و نبایدهای حکومت داری و بیان کارویژه های لازم برای زمامداران و مدیران حکومت، بپردازیم.

ارائه برنامه مدیریتی و سیاست های حکومتی

حضرت امیر علیه السلام که پس از آنکه مطلوبیت نفسی وجود حکومت و تشکیل آن را در مقابل خوارج بیان نمودند و لابدیت ضرورت عقلی آن را مورد بحث قرار دادند پس از آن که على علیه السلام خلافت را پذیرفت، دستور داد تا مردم مدینه که با ایشان بیعت نموده اند در مسجد اجتماع کنند؛ مردم به مسجد سرازیر شدند و در انتظار شنیدن سخنان حاکم خویش و برنامه های حکومتی ایشان بودند؛ علی علیه السلام به همراه حسنین علیهما السلام وارد مسجد شدند، و بر بالای منبر نشست؛ ابن جوزى حنفى در تذکرة الخواص ص 124 مى‏نویسد: استاد ماابو القاسم نفیس انبارى به اسناد خود این خطبه را از ابن عباس نقل کرده که گفت:

«پس از آن که مردم با امیر مؤمنان (ع) بیعت کردند و على بر منبر بود، شخصى‏از میان صف صدا زد«ما الذى ابطا بک الى الان‏»:چه باعث‏شد تا بحال در بدست‏گرفتن خلافت مسامحه کردى؟ امام (ع) در پاسخ او این خطبه را ایراد فرمود»؛ حضرت در طلیعه سخن خویش چنین گفت:

«ذِمَّتی بِما اَقُولُ رَهینَهٌ وَ اَنَا بِهِ زَعیمٌ؛ آنچه مى‏گویم بر عهده من است و من خود ضامن آن هستم» (نهج البلاغه، خطبه 16) این سخن علی علیه السلام گمشده امروز بازار سیاست ورزان است که باید نصب العین قرار گیرد؛ آنان باید مسئولیت گفتار و رفتار خویش را بر عهده گیرند و در هر شرایطی در مقابل وعده ها و عملکردهای خود پاسخگو باشند؛ و این نکته ایست که بی گمان در اعتمادسازی مردم نسبت به حاکمان بسیار اثر گذار است.

علی علیه السلام که در سال های غربت و خانه نشینی شرایطی داشت که چنین شکوه می نمود:

«فَإِنْ أَقُلْ یَقُولُوا: حَرَصَ عَلَى اَلْمُلْکِ وَ إِنْ أَسْکُتْ یَقُولُوا: جَزِعَ مِنَ اَلْمَوْتِ؛ هَیْهَاتَ بَعْدَ اَللَّتَیَّا وَ اَلَّتِی؛ اگر سخن بگویم، می گویند: حریص بر حکومت است و اگر سکوت کنم، می گویند: از مرگ ترسید؛ هرگز [من و ترس از مرگ]؛ آنهم پس از آن همه جنگ ها و حوادث ناگوار؟!». (نهج البلاغه، خطبه 5)، و شرایط به گونه پیش رفت که 25 سال صبر شکیبایی نمود؛ «فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی» (همان، خطبه 3) آنهم در شرایطی که حقش غصب و میراثش را به تاراج برده بودند، «أری تُراثِی نَهباً»؛ (همان) اکنون که متصدی حکومت شده است، و عزم بر اصلاح امور نموده، چنین با مردم سخن می گوید:

«أَلَا وَ إِن‏ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نبیکم [نبیّه] صلى الله علیه و اله؛ آگاه باشید که بلیه و گرفتاری شما، مانند روزی که پیامبر خدا مبعوث شد، بازگشت». (همان، خطبه 16) این جمله حضرت اشاره به دوران آغازین روزهای حکومت اسلام است؛ روزگاری که، مسلمانان گرفتار توطئه های کفر، شرک و نفاق بودند و می کوشیدند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و یاران مخلصش را از پای درآورند. و اکنون که علی علیه السلام یعنی «نفس پیامبر» (بر اساس آیه مباهله) بر مسند خلافت تکیه زده، بار دیگر عقده های دیرینه گشوده شده و توطئه های گوناگون طراحی و اجرا می شود. لذا در چنین شرایطی است که حضرت به بیعت کنندگان حاضر در مسجد می گوید:

وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ؛ هان ای مردم، سوگند به خدایی که پیامبر صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرد، آنچنان به اضطراب خواهید افتاد که تاکنون بدان گونه به اضطراب نیامده بودید ، و آن چنان غربال و تصفیه خواهید شد، که تاکنون آن گونه نشده بودید، و آن چنان به هم زده شوید که چونان دیگ پرجوش و خروش زیر و بالا شوید». (همان، خطبه 16)

از نظر امیرمؤمنان علی علیه السلام، در دوران خلفای پس از پیامبر، بر سابقین اسلام و نیروهای مخلص و متعهد جفا شد و آنها طرد و منزوی شدند و به جای آن ها نیروهای سست عنصر، بی ایمان، دنیاطلب و ... بر زمام امور گمارده شدند؛ لذا ایشان در ادامه خطبه 16 چشم انداز حکومت ایده آل خویش را در بهره جستن از این شایستگانِ به انزوا کشیده شده، می خواند؛

«وَ لَیَسْبِقَنَّ سابِقُونَ کانُوا قَصَّرُوا ، وَ لَیُقَصِّرنَّ سَبَّاقُونَ کانُوا سَبَقُوا؛ آنان که در اسلام سبقت داشتند و کنار گذاشته شدند، بار دیگر سر کار خواهند آمد و کسانی که با حیله و تزویر خود را پیش انداخته بودند، عقب زده خواهند شد».

این سخن - که به قول سید رضی چندان از فصاحت و بلاغت برخوردار است، که زبان از بیان آن، عاجز است و هیچ انسانی به عمق آن نمی رسد - نمایان گر این است که انقلابی بزرگ در پیش است و جامعه باید زیر و رو گردد، حق و ناحق باید مشخص شود و آنهایی که به ناحق جلو افتاده اند، باز گردند و آنهایی که به ناحق، دنبال مانده اند، جلو بیفتند.

سخن گفتن از برنامه حکومتی حضرت امیر و نقد دوران خلافت پس از پیامبر، مجالی وسیع تر از این یادداشت می طلبد، لذا به همین مقدار بسنده می شود. در ادامه این نوشتار کارویژه های لازم برای رهبری نظام و شرایط لازم سایر کارگزاران حکومت از منظر حضرت، را مورد بحث قرار می دهیم.

شرایط لازم برای رهبری

با توجه به اهمیت جایگاه ریاست عامه و زعامت و رهبری جامعه، حضرت امیر علیه السلام شرایط ویژه ای را برای کاندیدای تصدی «مقام رهبری» بیان کرده است که به اجمال بدان اشاره می شود:

1. بینش سیاسی و دانش دینی

حاکم حکومت اسلامی، باید فردی متخصص و آگاه به احکام الهی باشد تا بتواند احکام و قوانین شریعت را از آیات قرآن و روایت های معصومین علیهم السلام استنباط کند، و در اداره حکومت، قوانین بر آمده از احکام اسلام را پیاده سازد؛ امام علی علیه السلام در خطبه 173 نهج‏البلاغه، آن جا که از صفات والای پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سخن می‏گوید، شایستگان مقام ولایت و رهبری امّت را چنین وصف می‏کند:

«اَیُّهَا النَّاس! إنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهذا الأَمرِ، أقْوَاهُم عَلَیْهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِاللّه فِیه؛ ای مردم، سزاوار به رهبری امّت کسی است که بدان تواناتر باشد، و در آن به فرمان خدا داناتر». مخاطب در این کلام، مردم هستند تا چه کسی را برای رهبری خود بجویند، و چه شایستگی را در او جست‏وجو نمایند و آن در دو صفت شاخص خلاصه می‏شود:

1) قویترین افراد در بینش سیاسی، تا در امر تدبیر و سیاستمداری توانمندترین مردم باشد.

2) داناترین افراد در دانش دینی، تا از دیدگاه اسلام در شؤون رهبری، آگاهترین مردم باشد.

نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است اینست که مخاطب حضرت در این کلام، توده مردم یا نخبگان نماینده مردم است که عهده دار تشخیص و انتخاب «مقام رهبری جامعه» هستند؛ انتخابی که باید بر اساس چارچوب دین و شرایط مندرج در شریعت صورت گیرد.

2. رعایت تقوا و مکارم اخلاقی

حاکم اسلامی اختیارات گسترده ای دارد و اگر رهبر، تقوا و شایستگی های لازم اخلاقی را نداشته باشد، اسلام و مسلمانان با مشکلات فراوانی روبه رو می شوند و جامعه اسلامی تباه می گردد. اگر حاکم اسلامی، خداترس نباشد، هرچند دانشمند و قوی باشد، شایسته رهبری جامعه اسلامی نیست. ازاین رو، امیرمؤمنان، علی علیه السلام می فرماید:

«وَالْوَاجِبُ فی حُکْمِ اللّهِ وَ حُکْمِ الإسْلامِ عَلی المُسلِمینَ...أَنْ یَختارُوا لِأَنْفُسِهِمْ إماماً عَفیفاً عالِماً وَرِعاً؛ بر اساس حکم خدا و اسلام، بر مسلمانان واجب است امام و رهبری پاک دامن، دانا و پارسا، برای خود برگزینند». (حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج 6، ص 14)

3. عدالت

بی گمان یکی از مهم ترین شرایطی که در جوامع مختلف برای حاکمان در نظر می گیرند، عدالت اوست؛ و در آموزه های اسلامی نیز عدال بودن حاکم یکی از شرایط لازمی است که مردم باید در انتخاب رهبر خود، آن را را لحاظ کنند؛ حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید:

«إتَّقوا الحُکُومَةَ فإنَّ الحُکُومَةَ إنَّما هِیَ لِلإمامِ العالِمِ بِالقَضَاءِ العادِلِ فی المُسلمینَ کَنَبیٍّ أَو وَصِیِّ نَبیٍّ؛ از حکومت بپرهیزید؛ زیرا حکومت فقط از آن امامی است که دانا به احکام و عادل در میان مسلمانان باشد؛ مانند پیامبر یا جانشین پیامبر». (شیخ طوسى، أمالى، قم، انتشارات دارالثقافة، 1414 هـ . ق، ص 727)

4. شجاعت و صلابت

شجاعت، صلابت و قاطعیت و عدم ضعف و ترس و سستی از دیگر ویژگی های رهبر است که نبود آن موجب تزلزل پایه های حکومت و ... می شود. امام علی علیه السلام درباره اهمیت این ویژگی می فرماید: «خَورُ السُّلطانِ أَشَدُّ علی الرَّعیَّة مِنْ جَوْرِ السُّلْطَانِ؛ سستی و ضعف فرمان روا از ستم او بر مردم بدتر است». (غررالحکم و دررالکلم، ح: 7788)

جدای از کارویژه های ذکر شده برای رهبران جامعه، صفات و ویژگی های دیگری در حوزه های مختلف وجود دارد که در ادامه به مهترین این ویژگی ها اشاره می شود.

شرایط لازم برای کارگزاران حکومت

کارگزاران حکومتی و مدیران دولتی بی گمان باید دارای صلاحیت های خاص جهت تصدی مسئولیت باشند؛ در ادامه این نوشتار به مهمترین این ویژگی ها اشاره می شود:

الف) کارویژه های اعتقادی: (ایمان، خدامحوری و تقواگرایی)

از زمره بایسته های کارگزاران در حکومت علوی، خدا محوری و تقوا گرایی است، و همه چیز با معیار تقوا ارزیابی می گردد. تقوا حالت مراقبت ونگهداری از خود می باشد و در اثر آن انسان از افتادن درورطه های خطرناک گناه نجات می یابد.

حضرت علی علیه السلام، اصول مدیریت دولتی را در نامه حکومتی خویش برای مالک اشتر، با تقوا و خدا گرایی آغاز می کند و می فرماید: «أمره بتقوی الله، وإیثار طاعته، واتباع ما أمر به فی کتابه، من فرائضه وسننه، التی لایسعد أحدا الا باتباعها، ولا یشقی الا مع جحودها وإضاعتها، وأن ینصر الله سبحانه بقلبه ویده ولسانه؛ فانه، جل اسمه قد تکفل بنصر من نصره وإعزاز من أعزه؛ او را به تقوا و ترس از خدا فرمان می دهد، و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کار ها مقدم بدارد، و آنچه در کتاب خدا، از واجب و مستحب آمده است، پیروی نماید، دستوراتی که جز با پیروی آنها رستگار نخواهد شد و جز با انکار و تباه ساختن آنها، جنایت کار نخواهد شد. به او فرمان می دهد که خدا را بادل و دست و زبانش یاری کند، زیرا؛ خداوند پیروزی کسی را تضمین کند که او را یاری کند، و بزرگ دارد. و هرکس که عزت او را پاس بدارد، او را ارجمند گرداند». (نهج البلاغه، خطبه 40)

ب) کارویژه های شخصیتی: (حُسن سابقه، خوش نامی و اخلاق حسنه)

داشتن پیشینه نیکو در زندگی، از شرایط مهمی است که امروزه در همه مجامع و محافل جهانی به آن توجه و تأکید می شود. امیرمؤمنان، علی علیه السلام نیز در نامه خود خطاب به مالک اشتر همین امر را مورد تاکید قرار داده و می فرماید:

«إِنَّ شَرَّ وُزَرَائَکَ مَن کَان لِلْأَشرارِ قَبْلَکَ وَزیراً، وَ مَنْ شَرِکَهُم فِی الآثامِ، فَلَا یَکُونَنَّ لَکَ بِطَانَةً، فإنَّهُمْ أَعْوانُ الْأَثَمَةِ وَ إخوَانُ الظَّلَمَةِ؛ بدترین وزیران تو کسانی هستند که وزیر اشرار پیش از تو نیز بوده اند. کسی که با آنها در کارهایشان شرکت داشته است، نباید صاحب اسرار تو باشد. آنها همکاران حاکمان و برادران ستم کارانند». (همان)

حضرت در فراز دیگر علاوه بر سابقه نیک، بر خوش نامی فعلی کارگزاران نیز تاکید دارند؛ «و أصحّ اعراضاً» یعنی این که مدیر مسلمان خوش نام باشد. چراکه مسئول و کارگزار بدنام می تواند موجب بد بینی نسبت به کل مجموعه گردد.

ج) کارویژ های فردی: (تجربه، اصالت خانوادگی و پیشگامی در دین، «=تعهد»)؛

امام علی علیه السلام در فراز دیگر نامه خود به جناب مالک، داشتن تجربه را لازم و افراد شایسته تصدی مسئولیت را مقید به اصالت خانوداگی و سبقت در اسلام می کند و می فرماید: «وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ، وَ الحَیاءِ، مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتاتِ الصَّالِحَةِ، وَ القَدَمِ فِی الإِسلامِ المُتَقَدِّمَةِ؛ کارگزاران دولتی را از میان مردمی باتجربه و باحیا از خاندان های شایسته برگزین که در مسلمانی، سابقه درخشانی دارند». (همان، نامه 53)

آن حضرت در بیانی دیگر می فرماید: «ثُمَّ الصَقْ بِذَوِی أَلْمُروءاتِ وَ الأَحْسابِ، وَ أَهْلِ الْبُیُوتَآتِ الصَّالِحَةِ، وَ السَّوابِقِ الْحَسَنَةِ؛ سپس به سراغ کسانی برو که از خانواده های نجیب و با شخصیت و اهل خانه های شایسته و خوش سابقه اند». (همان)

با توجه به این که شخصیت روحی روانی انسانی را دو عامل محیط و وراثت تعیین می کنند، اصولا خانواده های اصیل دارای آداب و اخلاقی هستند که فرزندان آن هاکمتر دچار لغزش و انحراف می شوند. بی گمان لحاظ چنین ویژگی های توامانی خروجی اش یک کارگزار متعهد و با تجربه است.

د) اهمّ کارویژه های مدیریتی کارگزاران

پس از آنکه مهمترین کارویژه های اعتقادی، شخصیتی و فردی کارگزاران بیان شد در ادامه به اهمّ کارویژه های مدیریتی ایشان اشاره می شود:

1- امانت داری و پرهیز از طمع و بخل

با توجه به سخنان امام علی علیه السلام، یکی از شرایط مهمی که در گزینش افراد، بر آن تأکید شده است، امانت داری است. امام علی علیه السلام در نامه به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان می نویسد:

إنَّ عَمَلکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ لکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعِی لِمَنْ فَوْقَکَ... و فِی یَدَیْکَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّی تُسَلِّمَهُ إِلَیَّ؛ همانا پُست استانداری برای تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی در گردن توست. باید که از فرمانده و امام خویش پیروی کنی... در دست تو مالی از ثروت های خداوند بزرگ و عزیز است و تو خزانه دار آن هستی تا آن را به من بسپاری». (نهج البلاغه، نامه 5)

امام علی علیه السلام همچنین به مالک اشتر در این باره سفارش می کند که درباره شخصی می خواهد برگزیند، سوابق و عملکرد گذشته آنها ببیند و توجه نماید که آیا اهل امانتداری بوده اند یا خیر. حضرت همچنین در اهمیت این امانتداری در نامه ای که به برخی از کارگزاران خود نوشته، فرموده است: «کسی که امانت الهی را خوار شمارد، و دست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را پاک نساخته، و درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده است، و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود؛ همانا بزرگترین خیانت، خیانت به ملت، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با امامان است». (نهج البلاغه، نامه 26)

حضرت همچنین در نامه ای به یکی دیگر از کارگزاران خود می نویسد:

«پس از یاد خدا و درود! از تو خبری رسیده است که اگر چنان کرده باشی، پروردگار خود را به خشم آورده و امام خود را نافرمانی و در امانت خود خیانت کرده ای. به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته، آنچه را که می توانستی گرفته، و آنچه در اختیار داشتی به خیانت خورده ای ؛ پس هرچه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است». (همان، نامه 40) با توجه به همین امور است که حضرت می گوید دست پاک ترین افراد را در مسئولیت بگذارید؛ «و انقاهم جیبا». (همان، نامه 53)

«و أقلّ فی المَطامِع اشراقاً» حرص و طمع ازخصوصیات مذموم و ناپسند انسانی است و این اخلاق زشت اگر دامن مدیران را بگیرد، زیان آن به مراتب بیشتر از سایرین است، زیراامکاناتی در اختیار مدیران قرار دارد که می تواند منبع سوءاستفاده برای آنان باشد.زمامداران و مدیران بی تقوا اگر طماع هم باشند ریاست و مدیریت را فرصت مناسبی جهت جمع آوری حطام دنیا می دانند و برای روزی که در آن مقام نیستند ذخیره می سازند. امام(ع) می فرمایند: «فان البخل والجبن والحرص غرائزشتی یجمعها سوء الظن بالله؛ بخل و ترس و حرص گرچه غریزه های متفاوتی هستند اما جملگی یک ریشه دارند و آن سوء ظن به فضل وکرم الهی است». (کافى، ج8، ص243، ح337) لذا می بینیم که حضرت به مالک می فرماید می فرماید: برای انتخاب کارگزاران، کم طمع ترین افراد را انتخاب کن: «و أقلّ فی المَطامِع اشراقاً». (همان، نامه 53)

اگر چنین افراد بی تقوایی بر مدیریت جامعه حاکم باشند،بیت المال مسلمین را مورد تاخت و تاز خود قرار می دهند: «إِنَّمَا یُعْوِزُ أَهْلُهَا لِإِشْرَافِ أَنْفُسِ اَلْوُلاَةِ عَلَى اَلْجَمْعِ؛ همانا فقر مردم به خاطر مال اندوزی والیان و مدیران است.»، لذا به مالک توصیه می فرمایند: «وَ لاَ تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ؛ توهمانند جانور حریص و درنده ای نباش که به بیت المال مردم چشم دوخته باشی.»، یعنی مسئولیت و زمامداری را فرصتی نشماری که به مال و منال برسی.

2- توان مندی، تخصص و دوراندیشی

تخصص و توانمندی، از دیگر شرایط گزینش مدیران حکومتی است. مساله ای که امیرمؤمنان، علی علیه السلام در نامه خود خطاب به مالک اشتر در چند فراز بدان تاکید می کند و لحاظ آن را در تعیین کارگزار ضروری می داند؛

وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْسا مِنْهُمْ، لَایَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا، وَ لَایَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا؛ ای مالک! برای هر یک از کارهای [اجتماعی، سیاسی و اقتصادی] خود مدیر و رئیسی انتخاب کن که بزرگی کار، وی را ناتوان و مغلوب نکند و زیادی و تراکم کار، رنجورش نسازد». حضرت همچنین می فرماید: « وَتَوَّخَ مِنْهُمْ اَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَالْحَیاءِ مِنْ اَهْلِ الْبُیُوتاتِ الصَّالِحَةِ».

همچنین حضرت می فرماید: «... و ابلغ فی عواقب الامور نظرا»: انسان ها به خاطر آینده تلاش می کنند اگر آینده را از قاموس انسان هابردارند همه حرکت ها و بالندگی ها به سکون و سکوت مبدل می شود هرسازمانی دارای اهدافی است این اهداف در آینده محقق می شوند بنابراین برنامه ریزی و آینده نگری از اصول مدیریت است.

3- تواضع و پرهیز از کبر و غرور

از جمله ویژگی ها و شرایط لازم برای گزینش مدیران، فروتنی و دوری از تکبر و غرور است. امام علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر می فرماید:

«وَ اخْفِضْ لِلرَّعیّةِ جَنَاحَکَ وَ أبْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِی الْلَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَالْإِشَارَةِ وَ التَّحِیَّةِ حَتَّی لایَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِی حَیْفِکَ وَ لَایَیْأَسَ الضُّعَفاءُ مِنْ عَدْلِکَ؛ پر و بالت را برابر رعیت بگستران و با مردم گشاده رو و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم و در سلام کردن و اشاره کردن، با همگان یکسان رفتار کن تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو ناامید نشوند». (همان، نامه 46)

تواضع و فروتنی از خصلت های نیکو و پسندیده در هر انسانی است اما ممکن است کسانی در اثر به دست آوردن مقام و موقعیت مغرورشده و از حالت تواضع و فروتنی خارج شوند. از این رو حضرت در نامه 53 خطاب به مالک راه علاج کبر و غرور حاکمان و کارگزاران را اینگونه توصیف می کند: «وَ إِذَا أَحْدَثَ لَکَ مَا أَنْتَ فِیهِ مِنْ سُلْطَانِکَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِیلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْکِ اَللَّهِ فَوْقَکَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْکَ؛ و اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبر یا خود بزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت و قدرت پروردگار که برتر از تو است بنگر». (همان، نامه 53)

4- پرهیز از استبداد رأی

خِرد انسانی محدود است و نمی تواند برنامه ریزی دقیق و کاملی برای حل مشکلات و اداره امور خود داشته باشد. ازاین رو، مدیر خردمند و باهوش کسی است که برای جبران کاستی ها و حل مشکلات موجود و اداره امور، از تجربه ها و آموخته های دیگران استفاده کند.

امام علی علیه السلام همواره مسئولان و کارگزاران را به بهره مندی از فکر و خرد دیگران سفارش می کند و از استبداد رأی باز می دارد. آن حضرت در سخنی می فرماید: «لَاتَسْتَبِدَّ بِرَأیِکَ؛ فَمَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأیِهِ هَلَکَ؛ خودرأی مباش؛ زیرا هر کس در رأی مستبد باشد، نابود می شود».

5- سعه صدر و شکیبایی

یکی از صفات اساسی و لازم برای مدیریت، بردباری و سعه صدر است، هرکس که در هر مرتبه‌ای از مراتب نظام حکومتی قرار می‌گیرد باید با بردباری تمام امور را پیش ببرد و در برابر خواست مردم و احتیاجات آنان کم‌حوصلگی نداشته باشد و با تحمل فراوان خدمتگزار باشد. امام علی (علیه السّلام) در دستورالعمل‌های حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنان را به چنین بردباری‌ای فرا‌خوانده است: «واصبروا لحوائجهم؛ در برآوردن حاجت‌های مردم شکیبایی ورزید». (نهج البلاغه، نامه 51) یا می فرماید: «و أفضلهم حلماً» چراکه «حلم» سبب بزرگی روح، همت عالی و اندیشه های بلند است.

حلم و شرح صدر، بی حوصلگی و بی صبری را که سبب خرابی کارهاست،از روح انسان می زداید و در عوض گشادگی و بلند فکری را به ارمغان می آورد. این خصیصه برای مدیران ابزار ریاست است. «آلَةُ الرِّیَاسَةِ سَعَهُ الصَّدْرِ؛ سعه صدر، ابزار ریاست است». (همان، حکمت 176)

6- سایر ویژگی و صفات: در میان کلمات امیرالمونین علیه السلام، صفات سلبی و ثبوتی بسیار مهم دیگری نیز برای مسئولین نظام اسلامی آمده که تفصیل آن ها از عهده این نوشتار خارج است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.