جماران ـ حریم امام: حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد محمودی بردار زاده مرحوم علامه محمودی نویسنده کتاب ارزشمند نهج السعاده محقق و پژوهشگر نهج البلاغه و استاد بنیاد نهج البلاغه است . او در این گفتگو ضمن پرداختن به مستدرکات نهج البلاغه به معرفی علامه محمودی و خدمات و آثار ایشان پرداختند.

آیا نهج البلاغه دربردارنده همه سخنان ونامه‏هاى امام على علیه‏السلام است ؟

پیش از پاسخ به این سؤال لازم است نکته‏اى را در رابطه با نهج‏البلاغه عرض کنم ، نویسندگان بسیارى از فرقه‏هاى مختلف، به جمع آورى کلمات حضرت پرداخته و تمام کتاب خود یا بخشى از آن را به سخنان زیباى علوى مزیّن ساخته‏اند. در این میان، مرحوم سیّد رضى قدس‏سره گوى سبقت را از دیگران ربوده و با انتخاب تعدادى از خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار، خالق اثرِ ماندگار نهج‏البلاغه شده که ده‏ها شرح به زبانهاى مختلف و استدراکات گوناگون و متعدّد، حاکى از اقبال عامه مردم از هر فرقه و گروه به این کتاب ارزشمند است؛ نهج‏البلاغه تجلیگاه شخصیت آزادمرد بزرگ جهان آفرینش، امیرمؤمنان علیه‏السلام است، شناخت واقعى شخصیت امام على علیه‏السلامبراى بشر عادى امکان ندارد ، یکى از بهترین راه‏ها براى شناخت بیشتر وبهتر آن حضرت معرّفى ونشان دادن ابعاد مختلف زندگانى اوست ، درباره معرفى حضرت على علیه‏السلام، مطالب بسیارى در دست است؛ اما از همه بهتر نهج‏البلاغه است؛ زیرا این کتاب، از خود حضرت است و گویایى بیشترى در نشان دادن مقامات کمالى و علمى آن حضرت دارد. امّا با وجود همه امتیازات، در کار سید رضى قدس‏سرهسه اشکال عمده به‏چشم مى‏خورد:

1. ذکر نکردن مأخذى که از آن نقل کرده و اسقاط سندها .

2. تقطیع بسیارى از کلمات که صدر و ذیل آنها حذف و به بخشى از آن بسنده شده است.

3. اکتفا کردن به بخشى از کلمات ، مثلا در بخش خطبه‏ها تنها 241 خطبه را نقل کرده ، در حالى که در عصر وى حدود چهارصد خطبه را از آن حضرت نقل مى‏کرده‏اند .

چرا همه سخنان حضرت على علیه‏السلام درنهج‏البلاغه نیامده است؟

این سؤال از دیرباز مطرح بوده ودر پاسخ آن احتمالاتى ذکر شده که به نظر حقیر دو احتمال از اهمیت بیشترى برخوردار است :

احتمال اوّل این است که سید رضى درصدد جمع‏آورى مطالبى بوده که فصاحت و بلاغت بیشترى داشته است. از این رو، آنچه را که به نظر او در این حد نبوده، نقل نکرده است. احتمال دوم این است که وى به همه منابع و مصادر دست نیافته است؛ زیرا سیّد رضى در میانسالى از دنیا رفته است، عمر آن بزرگوار هنگام وفات 42 سال بوده است، علاوه بر این، کمتر به اطراف عالم مسافرت کرده است. از سوى دیگر، بر عهده داشتن نقابت سادات و درگیریهاى مذهبى بغداد، فرصت چندانى براى وى باقى نگذاشته بود.

به گفته مرحوم علاّمه محمودى ؛ احتمال دوم قوى‏تر است و براى آن دلیل داریم؛ مثلاً حدود دوازده خطبه از امام على علیه‏السلامدر کتاب شریف کافى وجود دارد که همسنگ بسیارى از خطبه‏هاى نهج‏البلاغه اند، و از نظر استحسانات لفظى و ادبى در سطح بالایى قرار دارند؛ ولى سیّد رضى قدس‏سرهدر نهج‏البلاغه آنها را نیاورده است. این نشان مى‏دهد که ایشان به کتاب کافى دسترسى نداشته و آن را هم مطالعه نکرده است.

براى جبران این کمبود چه کارهایى انجام شده است ؟

براى جبران این نقیصه سه اقدام از سوى دانشمندان صورت گرفته است ، گروهى به مستند نمودن نهج‏البلاغه پرداخته اند؛ برخى به تکمیل متن موجود نهج البلاغه مبادرت کرده‏اند، و عده‏اى به استدراک آنچه که سیّد رضى آن را به هر علّتى در نهج‏البلاغه نیاورده، پرداخته‏اند. از میان گروه اوّل مى‏توان به کتاب باارزش مصادر نهج البلاغه و اسانیده، نوشته مرحوم سیّد عبد الزهراء حسینى خطیب اشاره کرد. این کتاب در چهار جلد است و بارها چاپ شده است.

همچنین کتاب مدارک نهج البلاغه، به قلم شیخ هادى کاشف الغطاء از آثارى است که در این زمینه نوشته شده است ، این کتاب در هشتاد صفحه در پایان کتاب مستدرک نهج البلاغه که تألیف همین نویسنده است در سال 1354 ق در بیروت چاپ شده است. در مورد دوّم یعنى تکمیل متن نهج البلاغه کتابى ارزشمند به نام تمام نهج‏البلاغه نگارش یافته است، این نوشته کارى است بدیع که به‏وسیله نویسنده معاصر جناب حجت الاسلام والمسلمین آقاى سیّد صادق شیرازى انجام گرفته است. در این کتاب، بخشهایى را که سید رضى نیاورده، با خطّى متمایز از اصل نهج البلاغه در جاى خودش افزوده شده است.

امّا در باره گروه سوّم، کتابهایى متعدّدى به عنوان مستدرک نهج‏البلاغه نوشته شده‏اند که تعدادى از آنها را خدمت خوانندگان عزیز معرّفى مى‏کنم:

1. التذییل، نوشته اسماعیل حلبى ، این اثر در کتاب شناخت نهج‏البلاغه معرفى شده است.

2. مستدرک نهج البلاغه، نوشته شیخ هادى کاشف الغطاء. این کتاب همانند نهج البلاغه به سه بخش سخنان، نامه‏ها و کلمات قصار تقسیم شده است. در این کتاب نیز همچون نهج‏البلاغه سند و منبعى براى احادیث ذکر نشده و نویسنده ملتزم نبوده که تمامى خطبه یا نامه را ذکر کند و یا تنها از یک منبع اخذ نماید؛ بلکه در این اثر شیوه تقطیع و تلفیق لحاظ شده است.

این کتاب مشتمل بر 92 خطبه و 53 نامه، و در 189 صفحه است، و در سال 1354 ق در بیروت چاپ شده است. در پایان کتاب، مدارک نهج‏البلاغه در هشتاد صفحه آمده است.

3. مصباح البلاغه فى مشکاه الصیاغه، تألیف سید حسین میرجهانى طباطبائى. این کتاب داراى 220 خطبه و 245 نامه است. در این اثر، در ابتداى هر خطبه و سخن، مصدر آن نیز ذکر شده است. این کتاب در سال 1388 ق در 1328 صفحه به چاپ رسیده است.

4. ملحق نهج‏البلاغه، نوشته احمدبن یحیى بن ناقه، که به صورت ضمیمه بر نسخه نهج‏البلاغه نوشته شده و در بردارنده تعدادى خطبه از جمله: اقالیم، بیان، یتیمه و مونقه است. بنا به نوشته مرحوم علاّمه حاج آقا بزرگ تهرانى نسخه خطى آن در سال 729 ق نوشته شده است.

5. نهج البلاغه الثانى، تألیف شیخ جعفر حائرى، که از جهت ترتیب و نیاوردن اسانید به شیوه نهج‏البلاغه تنظیم شده و داراى 139 خطبه و 71 نامه و 336 حکمت از کلمات قصار است. در پایان این کتاب و در بخش فهرست‏ها ، منابعى را که متن کتاب از آنها گرفته شده ، ذکر شده است .

6. النهج القویم فى کلام امیرالمؤمنین علیه‏السلام، از خلف بن عبدالمطلب مشعشعى حویزى از دانشمندان قرن یازدهم هجرى قمرى ، این اثر در ریاض العلماء معرّفى شده است .

7. جامع‏ترین اثر در این زمینه کتاب گرانسنگ نهج‏السعاده تألیف مرحوم علاّمه شیخ محمّد باقر محمودى است ، براى معرّفى این اثر کافى است به عبارتى که استاد شهید علاّمه مرتضى مطهّرى پیرامون این کتاب نوشته است اشاره کنم ، ایشان به دنبال چاپ شدن چهار جلد اوّل نهج‏السعاده، در مقدمه کتاب ارزشمند سیرى در نهج‏البلاغه چنین مى‏نویسد:

خوشبختانه در عهدها و عصرهاى متأخّرتر، افراد دیگرى در پى گردآورى اسناد و مدارک نهج‏البلاغه برآمده‏اند. و شاید از همه مشروح‏تر و جامع‏تر کتابى است به نام نهج السعاده فى مستدرک نهج البلاغه که در حال حاضر به وسیله یکى از فضلاى ارزشمند شیعه عراق به نام محمد باقر محمودى در حال تکوین است. در این کتاب ذى‏قیمت، مجموعه سخنان على علیه‏السلام، اعم از خطب، اوامر، کتب و رسائل، وصایا، ادعیه و کلمات قصار، جمع آورى شده است. این کتاب شامل نهج‏البلاغه فعلى و قسمتهایى علاوه بر آن است که سید رضى آنها را انتخاب نکرده، یا دراختیارش نبوده است، وظاهرا جز قسمتى از کلمات قصار، مدارک و مآخذ همه به دست آمده است. تا کنون [یعنى زمان نوشتن مقدمه سیرى در نهج‏البلاغه] چهار جلد از این کتاب چاپ و منتشر شده است .

البتّه مرحوم علامه محمودى ایرانى است ومرحوم استاد مطهرى آشنایى خاصى با ایشان نداشتند وبه اعتبار اینکه این کتاب در عراق تألیف ومنتشر شده بود نویسنده را عراقى معرّفى کرده‏اند .

با توجه به اهمّیت کتاب نهج‏السعاده این کتاب را بیشتر معرّفى کنید.

اجازه مى‏خواهم پیش از معرّفى بیشتر این اثر مطلبى را در زمینه تألیف نهج السعاده عرض کنم ، مرحوم علاّمه محمودى مى‏فرمودند در ابتداى کار تصمیم به مستند نمودن نهج‏البلاغه داشتم وشروع به جمع آورى مصادر آن نمودم ، وهم زمان به استدراک آنچه در نهج‏البلاغه نیامده بود پرداختم ، امّا پس از مدتى متوجّه شدم برخى کار اوّل را برعهده گرفته‏اند، به خصوص وقتى پژوهش مرحوم سیّد عبد الزهراء خطیب را دیدم، کارم را روى مستدرک نهج‏البلاغه متمرکز کردم .

یادداشت‏هاى ارزشمند مرحوم علامه محمودى که در آن به جمع آورى مصادر نهج البلاغه پرداخته‏اند توسّط حقیر بازنویسى شده و اگر فرصت وامکانات فراهم شود وچاپ و منتشر گردد خیلى ارزشمند است . آنگونه که در مقدّمه کتاب آمده این تلاش از سال 1330 ش آغاز شده است، ایشان ابتدا بخش وصایا را آماده کردند وبعد به بخش خطبه ها مشغول شدند. هنگام شروع کار نمونه هایی از آن را به مرحوم علامه امینی نشان داده وبا ایشان مشورت کردند که با تشویق آن بزرگوار کار را ادامه دادند. در سالهاى اخیر مجموع مجلّدات ده‏گانه آن در ایران به چاپ رسیده است. البته پیشتر نیز جلدهاى اوّل تا هشتم آن در نجف وبیروت منتشر شده بود . جلدهاى اوّل، دوم، سوم و چهارم این اثر، در سال 1377 ش در شمار کتابهاى برگزیده سال معرفى شد. همچنین در سال 1379 در دومین دوره کتاب سال ولایت نیز به عنوان کتاب ممتاز شناخته شد. در این کتاب از منابع تمام فرق اسلامى استفاده شده و همه احادیث با ذکر مأخذ و سند آمده است. ترتیب مباحث، تلفیقى است بین دو شیوه شبه موضوعى و تاریخى. براساس شیوه اوّل، مطالب کتاب به شکل زیر تنظیم شده است:

الف) کلمات و خطبه‏ها، ب) نامه‏ها، ج) دعاها، د) وصیتها، ه) کلمات قصار، و) اشعار. در شیوه تاریخى، سخنانى که مربوط به زمان معینى ـ هر چند حدسى ـ است، پى در پى و به ترتیب زمان ایراد سخن آمده، و سخنانى که زمان مشخصى ندارد، در پایان همان بخش ذکر شده است؛ مثلاً خطبه حضرت امیر علیه‏السلام در هنگام خواستگارى از حضرت زهرا علیهاالسلام نخستین مطلب نهج‏السعاده است.

در سه جلد اوّل، که اختصاص به سخنان و خطبه‏ها دارد، بیش از پانصد خطبه آمده است. جلدهاى چهارم و پنجم در بردارنده حدود 188 نامه از نامه‏هاى امیر مؤمنان علیه‏السلاماست. جلد ششم به دعا اختصاص یافته و مشتمل بر 119 دعاست و در جلدهاى هفت و هشت، 81 وصیت از وصیتهاى آن حضرت آمده و در جلدهاى نه تا سیزده کلمات قصار و در جلد چهارده اشعار منسوب به امیرمؤمنان علیه‏السلام است ، البتّه این اشعار غیر از شعرهایى است که در دیوان منسوب به حضرت آمده است .

جلدهاى دوازدهم وسیزدهم شامل کلمات قصار بدون سند در منابع عامه است، بخش هایى از آن انجام شده بود که با ارتحال مؤلّف ناقص ماند ، وامید است با همّت فرزندان دانشمند مؤلّف تکمیل ومنتشر شود. مؤلّف طى سالها تحقیق و پژوهش، مستدرکات فراوانى بر بخشهاى پیشین افزوده که در چاپ اخیر هر کدام درجاى مناسب خود آمده است. نکته‏اى که باید بدان توجه داشت، ذکر برخى خطبه‏هاى نهج البلاغه در این کتاب است که البته بسیار محدود و انگشت شمار مى‏باشد واختصاص به سخنانى دارد که تنها در نهج البلاغه آمده و مدرک دیگرى ندارد. بنابراین باید نهج‏السعاده را موسوعه سخنان امیرمؤمنان علیه‏السلام دانست.

تعلیقه‏هاى مؤلف بر این کتاب، گاهى بسیار گسترده است؛ چنان که در قسمت وصیتها (جلدهاى هفتم و هشتم) آمده است. با وجود این، اغلب تعلیقه‏ها چندان مبسوط نبوده و بر حسب نیاز است.

به هر حال، این کتاب در مقایسه با کتابهاى دیگر که در این زمینه نوشته شده، گسترده‏ترین اثرى است که با ذکر سند و منابع و مآخذ تدوین شده است و محصول نیم قرن تلاش بى‏وقفه و خستگى‏ناپذیر در میان هزاران کتاب خطى و چاپى است. علامه محمودى در انتهاى یکى از مجلدات چنین نگاشته است:

این کتاب را با استفاده از هزاران کتاب خطى و چاپى تهیه کردم و به خاطر آن آسایش و راحتى خود را کنار گذاشتم و به اندکى از قوت دنیا براى خود و خانواده‏ام اکتفا نمودم.

نکته‏اى که یادآورى آن را مفید مى‏دانم این است که در چاپ دوّم مجلّدات هشت گانه که یک جا در لبنان منتشر شد ، براى هماهنگى بین مجلّدات از نظر حجم جابجایى‏هاى در برخى از آنها صورت گرفته است و به همین جهت مى‏بینیم تعداد خطبه‏هاى جلد اوّل در چاپ اوّل 160 خطبه است ، و جلد دوّم با خطبه 161 شروع مى‏شود ، در حالى که در چاپ دوّم پانزده خطبه را از جلد دوّم به جلد اوّل منتقل نمودند وعدد خطبه‏هاى این جلد به 175 رسید .

همانگونه که پیش از این گفته شد مؤلّف محترم طى سال‏ها کار تحقیقى به موارد جدیدى دست یافتند که در چاپ‏هاى بعدى به آن اضافه نمودند ، به عنوان مثال عدد دعاها در چاپ دوّم 105 دعا بوده ودر چاپ اوّل کمتر از آن ، وآنگونه که در ابتداى چاپ جدید جلد ششم آمده در این چاپ حدود 35 دعا بیش از چاپ اوّل آمده است . مجموعه مجلّدات هشت گانه فوق به اضافه چهار جلد بعدى آن یعنى جلدهاى نهم، دهم ویازدهم که مربوط به بخش کلمات قصار مى‏شود وجلد چهاردهم که اشعار امیرالمؤمنین علیه‏السلام در آن آمده است در تهران و از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى چاپ و منتشر شده است ، البّته جلد چهاردهم قبل از مجلّدات مربوط به بخش قصار چاپ و منتشر شد.

با توجه به توضیحاتى که دادید ، آیا مى‏توانیم این کتاب را کارى بدون نقص بدانیم ؟ یا اینکه این کتاب هم نیاز به تصحیح وتکمیل دارد ؟

همان گونه که عرض شد نهج السعاده کامل‏ترین وجامع‏ترین کتاب در زمینه سخنان ونوشته‏هاى امیرمؤمنان على علیه‏السلام است ، ومؤلّف بزرگوار، با عشق شدید به اهل بیت عصمت وطهارت علیهم‏السلام به خصوص ساحت قدس علوى علیه‏السلام ، آن را طى نیم قرن وبا تحمّل مشقّات وسختى‏هاى فراوان تدوین کرده است ، براى تدوین کتاب عظیمى مانند نهج السعاده نیاز به یک کتابخانه بزرگ وکامل است که همه منابع مورد نیاز در آن موجود باشد ، امّا آن بزرگوار خود فاقد چنین کتابخانه‏اى بوده است ، واستفاده از دیگر کتابخانه‏ها براى ایشان که در آغاز کار تدوین این کتاب در کربلا اقامت داشته کارى دشوار بوده است، در آن زمان کربلا فاقد چنین کتابخانه‏اى بوده، ودر شهر نجف کتابخانه هایى همچون کتابخانه علاّمه امینى وعلاّمه شیخ آقا بزرگ تهرانى وجود داشته است، براى استفاده از آنها هفته‏اى پنج روز را در نجف به سر مى‏برده است ، وبا توجّه به محدود بودن ساعت کار کتابخانه‏ها مرحوم علاّمه امینى اجازه داده بود ایشان شب‏ها را در کتابخانه بماند ، مدّتها محّل کار وخواب ایشان در همان کتابخانه بوده ، وتنها وبى یاور به جمع آورى سخنان امام على علیه‏السلام از لابلاى هزاران جلد کتاب چاپى وخطى پرداخته است، امّا طبیعى است که همه منابع در کتابخانه‏هاى شهر نجف وجود نداشت واصولا بسیارى از آنها تا آن تاریخ عرضه نشده بود ، آن بزرگوار در حدّ توان خویش ـ که به طور قطع از توان یک انسان عادى بالاتر بوده است ـ سعى کرده بود چیزى از قلم نیفتد ، امّا طى نیم قرن تلاش پى گیر بسیارى از منابع که در گوشه وکنار جهان وجود داشت چاپ ومنتشر شد ، وآن جناب با دسترسى به آنها مطالب جدیدى یافتند که تا آن تاریخ دسترسى به آنها ممکن نبود ، به ناچار آنها را در جلدهاى بعدى جا دادند بدان امید که در فرصتى مناسب همه آنها در جاى مناسب خویش قرار گیرد.

با شناختى که شما از مؤلف محترم کتاب نهج السعاد ه دارید ، قدرى از شرح حالشان را براى خوانندگان ما توضیح دهید.

ایشان حدود سال 1302 ش/1341 ق در علا مرودشت واقع در جنوب استان فارس پا به این جهان گذاشت، خود ایشان در مقدّمه نهج السعاده پدران خویش تا نیاى هشتم را ذکر کرده است، دو تن از آنها از عالمان دین بوده‏اند ، دوران کودکى و نوجوانى علامه محمودى، با سختیها و مصائب بسیارى همراه بوده است. وى در اوان کودکى، در حالى که بیش از هفت سال نداشت، از نعمت وجودِ مادر محروم شد و پس از آن براثر بیمارى تا آستانه ورود به سراى آخرت پیش رفت. آن سالها خشکسالى و قحطى از یک طرف، و بیماریهاى فراگیر مانند وَبا و دسترسى نداشتن به پزشک و دارو از سوى دیگر،گروه گروه مردم را به کام مرگ مى‏برد. او نیز از این بلا در امان نمى‏ماند و به بستر بیمارى مى‏افتد؛ به گونه‏اى که قبرى برایش مهیا مى‏کنند و به انتظارآخرین نفسِ وى مى‏نشینند، ولى تقدیر الهى بار دیگر ایشان را به زندگى این دنیا برمى‏گرداند. در نوجوانى پدر را نیز از دست مى‏دهد، تا نوزده سالگى در زادگاهش علامرودشت بود و به دلیل عشق شدید به علوم دینى، در محضر یکى از عالمان محل به کسب دانش پرداخت و بخشى از ادبیات را نزد او خواند. ایشان با ولعى عجیب به مطالعه کتاب‏هاى موجود در محلّ زندگیشان پرداخت، ولى جان تشنه او با آنها سیراب نمى‏شد؛ تا آنکه او تصمیم مى‏گیرد براى کسب دانش به حوزه علمیّه نجف برود.

داستان هجرت ایشان به نجف که با پاى پیاده تا بوشهر رفته واز آنجا با زحمت فراوان به آبادان و از آنجا به نجف رفته است ، بسیار خواندنى است که در زندگى نامه خودنوشت ایشان به نام «سیر الى الله‏» آمده است . این زندگى نامه توسّط حقیر ترجمه شده ودر پایان کتاب «عشق وایثار» که مرورى بر کارنامه علمى علامه محمودى است منتشر شده است. پس از ازدواج در کربلا ساکن مى‏شوند ودر این شهر با پنج تن دیگر از طلاب جوان و درس‏خوان گروه مطالعاتى را تشکیل مى‏دهند، در این گروه به جز ایشان حضرات آیات سیّد محمّد شیرازى، میرزا هادى معرفت، سید غلامرضا کسائى، سید عبد الرضا شهرستانى و سید محمد على بحرانى شرکت داشته‏اند ، آنها هر روز پس از نماز صبح به مدّت یک ساعت به مباحثه بحارالانوار و بررسى آن مى‏پرداختند. در همین برنامه علمى است که ایشان متوجه نقص‏هاى نهج البلاغه مى‏شود وتصمیم به نوشتن مصادر و مستدرک نهج البلاغه مى‏گیرند . حرکت علمى تألیفى ایشان از همانجا آغاز مى‏شود واز آن تاریخ تا پایان عمر شریفشان با تمام توان به این کار ادامه دادند، ومحصول آن حدود پنجاه جلد کتاب ارزشمند است . سر انجام این عالم بزرگ ظهر روز یکشنبه 27 فروردین 1385 ش مصادف با هفدهم ربیع الاوّل 1427 ق ، چشم از جهان فروبست و در حجره 23 حرم مطهّر (مقبره شهید مفتّح) به خاک سپرده شد . زندگى نامه ایشان در کتابى مستقّل به نام «عشق وایثار» نگارش یافته ، که چاپ سوّم این کتاب به زودى منتشر مى‏شود ، علاقه‏مندان مى‏توانند تفصیل آنچه را که اشاره شد در این کتاب مطالعه کنند .

در اینجا مناسب مى‏دانم سخنى از فقیه اهل بیت حضرت آیت اللّه‏ العظمى صافى گلپایگانى درباره علاّمه محمودى نقل کنم، ایشان در دیدار با اعضاء ستاد بزرگداشت این عالم فرزانه فرمودند :

آقاى محمودى از نوادر روزگار ماست ؛ شخص ایشان مانند یک دائره‏المعارف است، باید با معرفى بیشتر وى به مردم و طلاب، آنان را به مطالعه آثار مفیدشان ترغیب کرد، وقتى فضلا با این آثار آشنا شوند علاقه‏مند مى‏شوند، به این‏گونه کارها رغبت کرده و نسبت به آن احاطه پیدا مى‏کنند. اگر ایشان را الآن معرفى نکنیم، طلاب و فضلا از ایشان و کارهایشان محروم مى‏شوند و این محروم ماندن خطرناک است، و گر چه ایشان براى خدا زحمت کشیده‏اند و امام زمان ـ عجّل الله‏ تعالى فرجه ـ از ایشان تشکر مى‏کنند، نام ایشان پس از عصر خودش بیشتر از این زمان برده خواهد شد و بیشتر شناخته خواهند شد ، لیکن ما موظفیم از ایشان قدردانى کنیم تا روش ایشان ادامه پیدا کند . ایشان در قیامت حجّت خدا هستند بر ما ، حجتند براى همه کسانى که مى‏توانستند کار کنند و نکردند؛ ایشان را مى‏آوردند و مى‏گویند : او براى حضرت امیر علیه‏السلام این همه کار کرده است ؛ شما ـ مثلاً بنده ـ چکار کرده‏اید ؟ !

آیا ایشان صرفا به کار علمى اشتغال داشتند ، یا در امور اجتماعى به خصوص مسائل مربوط به انقلاب نیز فعالیت داشتند؟

اشتغال اصلى ایشان کارهاى علمى بود ، وهیچ چیزى نمى‏توانست مانع این کار شود ، معظم له تا آخرین روزى که به بیمارستان منتقل شد قلم را بر زمین نگذاشت ، در عین حال کاملاً پیگیر مسائل اجتماعى بودند و در مواردى که نیاز بود انجام وظیفه مى‏کردند، این امر اختصاص به سال های اخیر نداشت بلکه از جوانی این روحیه را داشتند. پس از اعلان تصویب لوایح شش‏گانه رژیم پهلوى در سال 1341ش، حکومت ایران با جعل خبرهاى دروغ مانند اعلان حمایت روحانیان و علماى عراق از رفرم آمریکایى، در صدد فرونشاندن خشم مردم دیندار برآمد، از این‏رو، در اخبار ساعت دو بعد از ظهر ششم بهمن، خبرى مبنى بر اعلام حمایت علما و روحانیان ایرانى مقیم کربلا از این لوایح پخش شد که با واکنش شدید این گروه از عالمان بیدار مواجه شد. آنها با صدور اعلامیه‏اى رسمى، به دروغ بودن خبر مذکور تصریح کردند و حمایت خویش را از حرکت علما و مراجع ابراز داشتند و بدین‏گونه توطئه رژیم شاه را خنثى ساختند. متن این اعلامیه افشاگرانه، که به امضاى بیش از سى تن از علما، از جمله علامه محمدباقر محمودى، رسیده بود، در بعضى از روزنامه‏ها و مجلات عراقى درج شد. متن این اعلامیه در کتاب بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى در ایران آمده است. در زمان جنگ تحمیلى چهار تن از فرزندان ایشان به طور منظم در جبهه‏هاى جنگ حضور داشتند، و در همان دوران نامه‏اى را به حضرت امام مى‏نویسند وبا تجلیل از رزمندگان اسلام حمایت خود را از ایشان اعلام مى‏کنند، زمانى که حضرت امام با صدور اعلامیه‏اى قطعنامه مربوط به آتش بس را مى‏پذیرند ایشان در بیروت بودند، بعد که به ایران برگشتند خودم از ایشان شنیدم که مى‏گفتند : وقتى پیام امام را شنیدم آرزوى حضور در ایران و شرکت در جبهه‏هاى جنگ را نمودم . گاهى که ایشان به زادگاهشان علامرودشت مى‏رفتند در سخنرانى عمومى مردم را به دفاع از انقلاب وجمهورى اسلامى فرا مى‏خواندند، ودر زمانى که احساس مى‏کرد خطرى انقلاب را تهدید مى‏کند وراهپیمایى‏هاى مردمى در دفاع از جمهورى اسلامى اثر گذار است شخصا شرکت مى‏کردند، مخصوصا مقیّد بودند در راهپیمایى‏هاى سالگرد پیروزى انقلاب اسلامى شرکت کنند. مرحوم علاّمه محمودى به حضرت امام بسیار احترام مى‏گذاشتند و مى‏فرمودند: همه وظیفه داریم به ایشان دعا کنیم و من همیشه دعاگوى ایشان خواهم بود .

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.