سید محمود صادقی

جماران ـ حریم امام : 1. شناخت مقام والای ساکنان کوی عصمت و صاحبان منزلت امامت و نیز آثار بر جای مانده از ایشان، از عهد عقل عقال بسته بشری بیرون است؛ گرچه این سخن بهانه عدم تعقل و تفکّر در این باره نیست. با این همه برای فهم این مقام و منزلت و تأمل و تدبّر در آن، باید به سیره و سنت آن ذوات مقدس رجوع کنیم و با اندیشه در منش و رفتار ایشان، اسرار نهفته در کلماتشان را پی گرفت. به همین منوال تفکر در جلالت قدر و عظمت شأن و جایگاه امیرمؤمنان حضرت علی ابن ابی طالب (علیه السلام)، تنها با تأمل و تدبر در آثار و کلمات بر جای مانده از خود آن حضرت و نیز اشارات و ارشادات دیگر حضرات معصوم (علیهم السلام) میسور است. گرچه فهم آن رتبه، احدی را میسور نیست؛ لیکن آب دریا را اگر نتوان کشید؛ هم بقدر تشنگی باید چشید.
2. امام علی (علیه السلام) در یکصد و نود و دومین خطبه نهج البلاغه (قاصعه)، ضمن تشریح فضای ظهور و ستایش مقام و منزلت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «یَرْفَعُ‏ لِی‏ فِی‏ کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِدَاءِ بِه‏». به این معنی پیامبر رحمت هر روز دیدگان امیر مؤمنان را به بابی از ابواب علم و اخلاق خود می گشود و ایشان را به بهره گیری از آن فرا می خواند، تا بدانجا که آن حضرت ضمن حضور در خلوت رسول اکرم «لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَإ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی‏»، هم افق با نفس و جان آن حضرت، همه آنچه آخرین پیامبر خدا می دید، مشاهده می کرد: «أَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ ص فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ»، تا بدانجا که مصطفای الهی درباره ایشان فرمود: «إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَى خَیْرٍ». شامه ای که غیب را می بوید و نسیم غیب را استشمام می کند و رائحه نبوت را می شناسد، تنها درانبیا و خاصان حرم امن الهی قابل مشاهده است، چنان که رائحه دل انگیز یوسف تنها مشام یعقوب را نوازش داد و یعقوب زادگان هیچ یک از این نسیم روح بخش بهره ای نبردند.
3. امام علی علیه السلام در خطبه معروف شقشقیه (خطبه 3)، درباره خود می فرماید: «یَنْحَدِرُ عَنِّی‏ السَّیْلُ‏ وَ لَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْر»؛ به این بیان، سیل علوم از قله بلند دانش علوی حرکت می گیرند و البته اوج اندیشه انسانی، توان پرواز در حوالی علم علوی را ندارد و به بیکران دانش وی راه نمی یابد، چنان که در برابر هجوم سیل آسای آب در میانه آن نمی توان ایستاد، بلکه باید از کناره های آن، به قدر طاقت بهره برد. درباره علم علوی باید به این نکته توجه کرد که دانش حضرت دو نشئه غیب و شهادت را شامل می شود و بر اساس آنچه از خود ایشان رسیده است، آگاهی ایشان به غیب از ارتباط آن حضرت به شهادت بیشتر است: «أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی‏ قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْض‏». (خطبه 189)
گرچه از نگاهی دیگر می توان گفت که احاطه علمی امیرمؤمنان به جهان غیب، علت علم و آگاهی ایشان به عالم شهادت است، چرا که عالم غیب به جهان شهادت سیطره و احاطه دارد.
4. امام علی (علیه السلام) در یکصدو پنجاه و هشتمین خطبه نهج البلاغه، خود را سخن گو و زبان قرآن معرفی می کند: «ذَلِکَ‏ الْقُرْآنُ‏ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُم‏». به این معنی عقل عادی بشری توان ایجاد مکالمه و گفتگو با قرآن را ندارد و امیر مؤمنان (و فرزندان او)، به عنوان مخاطبان قرآن مردمان را از محتوای این کتاب آگاه می سازند و دوای دردهای مردمان را به جان ایشان می نوشانند. امیر مؤمنان و اولاد او (علیهم السلام) کانون و کان علم و حکمت اند؛ بر فطرت توحیدی زاده شده اند: «فَإِنِّی وُلِدْتُ‏ عَلَى‏ الْفِطْرَة» (خطبه 57)، و لحظه ای در حقیقت توحید به شک نیفتاده اند: «مَا شَکَکْتُ‏ فِی‏ الْحَقِ‏ مُذْ أُرِیتُه‏» (حکمت 184). با این بیان روشن می شود که امام علی علیه السلام بر مدار فطرت زاده شده و در خانه حکمت پرورش یافته و علوم را از منبع علم و حکمت نوش کرده است؛ چنین حقیقتی وقتی لب به سخن می گشاید جز حکمت نمی گوید و جز حکمت جاری نمی کند، چرا که ایشان افزون بر همه ویژگی های پیش گفته، فرمان روایان سخن و امیران کلام هستند و کلمات با اجازه و اشاره ایشان حیات معنی می یابند: «إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْکَلَامِ‏ وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ‏ عُرُوقُهُ وَ عَلَیْنَا تَهَدَّلَتْ‏ غُصُونُه‏» (نهج البلاغه خطبه 233). با این نگاه می توان دریافت که عنوان قرآن ثانی بر نهج البلاغه امیرمؤمنان (علیه السلام) و نیز سایر کلمات ایشان سخنی گزاف نیست و نیز از همین موضع، لزوم توجه به این کتاب الهی بیش از پیش خود نمایی می کند.
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.