رضا شفیعی

اخلاص در هدف

معیار ارزیابی و سنجش همه اعمال و رفتار آدمی، انگیزه و هدف اوست. اخلاص در انگیزه و هدف به مثابه روح در پیکر اعمال است که به اعمال شادابی و جهت می‌بخشد. انگیزه الهی سرچشمه حیات بخشی بود که درخت پر بار و با برکت وجود امام را زنده نگاه داشت.

هنگامى که رسول خدا دعوتش را آشکار کرد، سـران قریش نزد ابوطالب آمدند و گفتند: اى ابوطالب فرزند برادرت ما را سبک مغز مى‌خواند، و بـه خـدایان ما ناسزا مى‌گوید، جوانان ما را فاسد و در جمعیت ما تفرقه افکنده است، اگر این کارها به خاطر کمبود مالى است ما آن‌قدر مال براى او جمع آورى مى‌کنیم که ثروتمندترین مرد قریش شود، و حتى حاضریم او را به ریاست برگزینیم.

ابوطالب این پیام را به رسول الله(ص) عرض کرد.

پـیـامبر(ص) فرمود: اگر آن‌ها خورشید را در دست راست من و ماه را دردست چپ من بگذارند مـن به آن تمایل ندارم، ولى به جاى این همه وعده‌ها یک جمله، با من موافقت نمایند تا در سایه آن بر عرب حکومت کنند، و غیر عرب نیز به آئین آن‌ها درآیند، و آن‌ها سلاطین بهشت خواهند بود! (تفسیر نمونه ج 19 ص 214)

دیگر آنکه، امام حسین‌(ع) تمام هستى خود و اطرافیان خود را بدون هرگونه کاستى، در طبق اخلاص گذاشت و به درگاه خداوند آورد ثمره چنین اخلاصى آن شد که نهضت عاشورا در طول و عرض تاریخ، براى مسلمانان و غیر مسلمانان، تأثیرگذار باشد و در قیامت نیز به درجه‌‏اى برسند که همگان غبطه آن را بخورند.

وقتی قیام امام حسین علیه السلام مورد بررسی قرار می‌دهیم، در می‌یابیم که هدف از قیام، خدا است در وصیتی که به برادرش محمد حنفیه می‌نویسند به آن اشاره می‌کنند:

حسین گواهی می‌دهد: خدایی جز الله وجود ندارد خدا یکى است و شریکى ندارد و براستی که حضرت محمّد صلّى الله‌علیه و آله عبد و رسول خدا می‌باشد که حقیقت را از جانب خدای حق آورد و همانا که بهشت و جهنم حقیقت هستند و قیامت خواهد آمد و هیچ شکى در آن نیست و خداوند هر کسى را که در قبور باشد زنده خواهد کرد و همانا من براى سرکشى و خود پسندی و تکبر و فساد کردن و ظلم نمودن خارج نشدم قیام نکردم. و به تحقیق که من برای اصلاح و درست کردن کارها در میان امت جدم قیام کردم و می‌خواهم به نیکی سفارش و از بدی نهی کنم و مطابق سیره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب علیهم السّلام رفتار می‌نمایم. پس هر کس که مرا به جهت اینکه حق می‌گویم قبول کند همانا خداوند به حق سزاوارتر است و کسى که دست رد بسینه من بگذارد من صبر می‌کنم تا خدا که بهترین حکم‏‌کنندگان است بین من و آن قوم داورى نماید. ای برادرم این وصیت من است به تو. توفیق من جز با خدا نیست من به خدا توکل می‌کنم و بسوى او توبه می نمایم. ( بحارالأنوار، علامه مجلسی ج44 ص 329)

وقتی به هدف امام راحل(س) نگاه می‌کنیم به راحتی به این مطلب پی می‌بریم که به جد بزرگوارشان اقتدا می‌کنند و انگیزه از هدف را فقط خدا می‌دانند و بس.

حاج احمد آقا تعریف می‌کردند روزی که امام را برای ایراد سخنرانی در حسینیه جماران همراهی می‌کردم، قبل از آنکه امام بروند روی جایگاه - همچنان که صدای فریاد مردم می‌آمد که: «درود بر خمینــی» امام دست مرا گرفتند و دم گوش من فرمودند: این جمعیت را می‌بینی که همه یک‌صدا و بلند «درود بر خمینی درود بر خمینی» می‌کنند به خدا قسم اگر همه شان جمع شوند و بگویند: «مرگ بر خمینی»، ذره‌ای از هدفی که دارم و راهی که پیش گرفتم عقب نشینی نخواهم کرد.

مقام معظم رهبری در خاطرات‌شان می‌فرمایند‌: به یاد دارم سال‌ها پیش، نوشته حضرت امام در دفتر یادبود مرحوم وزیری را در یزد زیارت کردم، آن مرحوم مرا به منزلش برد و با تفصیلاتی آن نوشته را که در صندوقچه‌ای گذاشته بود و تقریبا در گوشه‌ای از خانه‌اش مخفی کرده بود، آورد و باز کرد و نوشته امام را که در سال 1323 نوشته بودند: قیام لله به من نشان داد، اصلا محور سخن در نوشته حضرت امام قیام لله بود، معلوم می‌شود در ذهن شریف ایشان و در تمام مراحل زندگی (ان تقوموا لله مثنی و فرادی) سابقه داشته است، همه دیدند که حرکت و گفتن و سکوت ایشان برای خدا بود و هر کاری که انجام می‌دادند با قصد قیام لله بود، تنها همین یک چیز هم بود که موجب شد به دست آن بزرگوار یک معجزه اتفاق بیافتد.(خاطرات و حکایت‌ها مقام معظم رهبری، جلد 3، ص10)

قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا بر فرعونیان چیره کرده و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق کشاند، قیام برای خداست که خاتم النبیین (صلی الله علیه و اله) را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسین او ادنی» رساند.

بدین ترتیب رمز خلوص راه آن مرد بزرگ را می فهمیم که او با احساس وظیفه و تکلیف و به قصد نجات امت اسلام با توکل به خداوند، حرکتش را آغاز نمود و در امتداد راه انبیای الهی موسی و عیسی و خاتم پیامبران محمد )ص (و برای استقرار احکام اسلام قیام نمود.

اخلاص در گفتار

گفتار امام سرشار از معارف و اخلاص نسبت به حق بوده و در جویندگان حقیقت تاثیر به سزایی داشت.

امام راحل در نامه عارفانه به حاج احمد آقا می‌نویسد: پس در جوانی که قدرت بیشتری داری به مجاهدت برخیز و از غیر دوست جل و علا بگریز و پیوند خود را هر چه بیشتر - اگر پیوندی داری- محکمتر کن و اگر خدایی نخواسته نداری تحصیل کن و در تقویتش همت گمار که هیچ موجودی جزاو جل و علا سزاوار پیوند نیست ( کتاب وعده دیدار ص 141 )

آیت‌الله مومن نقل می‌کند: روزی نامه‌ای خدمت امام نوشتم که خواهش می کنم مرا نصیحت کنید، حضرت امام در جواب فرمودند: بهترین موعظه آن است که خدا در قرآن فرموده است: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله ای پیامبر به مردم بگو، تنها شما را، یک نصیحت می کنم و آن این است که قیام کنید فقط برای خدا. (پرتوی از خورشید، ص165)

یکی از شاگردان امام می‌گوید: کلمات ایشان آن قدر دلنشین بود که گمان ندارم کسی از مستمعین موعظة ایشان، لحظه‌ای از لحظات مواعظ ایشان را فراموش کرده باشد. در بعضی افراد مواعظ ایشان آنقدر جای گیر می شد و در روحشان قرار می‌گرفت، مثل اینکه همیشه نصب العین آنهاست اثرش در روح مستمعین آنقدر زیاد بود که چهره‌‌های آقایان طلاب پس از استماع مواعظه ایشان متغیر می‌گشت.

باز در جایی دیگر می‌فرمایند: آن چیزی که حجم عمل را زیاد می‌کند و لو حجم مادیش کم است آن لله بودن و اخلاص است. (صحیفه امام، ج 10 ، ص 245)

امام راحل می‌فرمایند: «کوشش کنید که کارهایتان کارهای الهی باشد برای خود نمایی نباشد که دیگران از شما تعریف کنند برای این نباشد که از شما مدح و ثنا بکنند برای خدا باشد وقتی کار برای خدا باشد، آن کار نورانی است». (صحیفه امام، ج12، ص61)

اوایل نهضت، بعضی از روحانیون در قم به زندان افتاده بودند که مرحوم شهید محلاتی هم از جملۀ آن‏‌ها بود. امام در همان اوایل آن‏‌ها را جمع کرده و فرمودند: اگر برای من این کار را کردید و زندان رفتید، من نه پاداشی دارم به شما بدهم، نه این‏که اقدامی می‌توانم بکنم. خوب، التماس دعا برای من این کار را نکنید. اگر برای خدا می‏‌کنید، صبرکنید و از این چیزها باکی نداشته باشید و کار خودتان را انجام بدهید. (برداشت‏هایی از سیره امام خمینی، ص 224)

اخلاص در عمل

امام حسین علیه السلام فرمودند: «من طلب رضا الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وکله الله الى الناس»؛ هرکس رضایت‏ خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم کفایت می‌‏کند، و هر کس که دنبال رضایت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وا می‌‏گذارد. ( أمالى شیخ صدوق، ص1۶7)

امام وجود مبارک خود را به یاد خدا آراسته بود. قلبش مالامال از محبت خدا بود. در زمینه تحصیل علم و دانش از همان ابتدا نشان داد که برای انجام تکلیف و وظیفه‌ الهی درس می خواند و هدف او مقام و منصب مرجعیت نیست. حضرت امام عمل به تکلیف را وظیفه خود می‌دانست و به شدت از اقدام اطرافیان برای مطرح نمودن خود جلوگیری می کرد و بارها می‌فرمود: به خدا سوگند که من برای مرجعیت و رهبری یک قدم برنداشته‌ام، ولی اگر به سراغم آمد براساس مسئولیت آن‌را رد نمی‌کنم.

در امور اجتماعی همیشه سعی داشت کار را برای خدا انجام بدهد و از ریا، خودنمایی و شهرت طلبی دوری می‌کردند.

نمونه‌ای از اخلاص امام این بود که هرگز دوست نداشت در معابر عمومی طوری ظاهر شود که عده‌ای دور و بر ایشان را بگیرند. تا آنجا که ممکن بود، سئوالات طلبه‌ها را در خانه خود جواب می‌داد و پس از آن‌که از کلاس درس خارج می‌شد، مسیر خلوتی را که معمولا کوچه‌های منتهی به منزل بود، انتخاب می کرد و به منزل می‌آمد. بارها دیده می‌شد که بعد از درس، عده‌ای از آقایان که دوست داشتند همراه امام حرکت کنند، به دنبال ایشان راه می‌افتادند. اما وقتی حضرت امام متوجه می‌شد، می‌ایستاد و می‌گفت: آقایان بفرمایند و بروند.

گاهی حضرت امام در جماران برای کمک به رزمندگان در جبهه‌ها، می‌نشستند و با دست مبارک خود، در پاکت آجیل می‌ریختند. من به ایشان می‌گفتم: اجازه بدهید پشت پاکت بنویسیم که این بسته توسط امام پرشده است، تا رزمندگان خوشحال شوند، اما ایشان می‌فرمودند: نه، لازم نیست. (زهرا مصطفوی برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 228)

مباحثی که گذشت به این نتیجه می‌رسیم که اساس و شالوده و زیر بنای سعادت انسان بندگی خالصانه و مخلصانه است در صورت تداوم اخلاص، چشمه‌هاى حکمت در قلب شخص مخلص مى‌‏جوشد و الهامات رحمانى جان او را صفا مى‌‏بخشد. در این هنگام از هدایت ‏خاصّه که مخصوص اولیاء خداست، بهره‌‏مند می‌شود و در پرتو این‏ نعمت باعظمت، نه تنها راه را از چاه مى‌شناسد و مشکلاتِ رهایى از ضلالت و گمراهى برایش آسان مى‌‏شود، بلکه مى‌توان براثر عنایاتى ‏که به شخص مى‌‏شود، راهگشاى دیگران شود.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.