حضرت امام خمینی‌ (س) در سالروز شهادت حضرت فاطمه‌ (س) در جمع رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوی بزرگ اسلام را بر همۀ مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشی، سپاهی و بسیج و بر حضرت بقیة‏الله‏ ـ ارواحنافداء ـ تسلیت عرض می‏کنم. این خانۀ کوچک فاطمه (س) و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار-پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمتهایی کردند که ما را و شما را و همۀ بشر را به اعجاب درآورده است.

متن سخنرانی حضرت امام در حسینیه جماران به شرح ذیل می باشد:
بسم الله‏ الرحمن الرحیم
تجلی قدرت حق تعالی در خانه حضرت زهرا(س)
من هم وفات و شهادت بانوی بزرگ اسلام را بر همۀ مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشی، سپاهی و بسیج و بر حضرت بقیة‏الله ـ ارواحنافداء‌ـ‌ تسلیت عرض می‏کنم. این خانۀ کوچک فاطمه ـ‌سلام‏الله‏ علیها‌ـ و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار ـ پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمت‌هایی کردند که ما را و شما را و همۀ بشر را به اعجاب درآورده است. خطبۀ فاطمه زهرا ـ سلام‏الله‏ علیها ـ در مقابل حکومت و قیام امیرالمؤمنین و صبر امیرالمؤمنین در مدت بیست و چند سال و در عین حال کمک کاری به حکومت موجود و بعد هم فداکاری در راه اسلام و فداکاری دو فرزند عزیزش، امام مجتبی که یک خدمت بسیار بزرگ و دولت جابر اموی را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سیدالشهدا، چیزهایی بود که همه می‏دانید و می‏دانیم. و با این‌که عده کم و اسباب و ابزار جنگ پیش آنها کم بود، لکن روح الهی و روح ایمان آنها را آن‏طور کرد که بر همۀ ستمکاران عصر خودشان غلبه پیدا کردند و اسلام را زنده کردند و برای ما و شما برادرهای عزیز الگو شدند که ما از کمی عده و کمی عُده و کمی ابزار جنگ در مقابل تمام قدرتهایی که امروز با ما به جنگ برخاسته‏اند، مقاومت کنیم، و همان طوری که اولیای ما ـ علیهم السلام ـ نشان دادند که در مقابل مستکبران گاهی با تبلیغ و گاهی با اسلحه باید ایستاد و مستکبران را باید به جای خودشان نشاند، ما هم الگوی آنها را، تبعیت از آنها را می‏پذیریم. و شما جوانها نشان دادید که در این میدانهای نبرد بین حق و باطل با این‌ که آنها از ابزار جنگی فراوان و از افراد هم همین طور و از مصر و اردن و آنجاها هم مستقیماً به آنها کمک می‏شد و از سایر کشورها هم کمک مالی و کمک اسلحه و همۀ این‌ها می‏شد، مع‏ذلک، یک جمعیت کمی به حسب عدد، و قوی و شوکت‌مندی به حسب روح، در مقابل همه ایستادند و شکست دادند آنها را.
عدم امکان سازش با جنایتکاران
برادرها، این ایمان را حفظ کنید؛ این قدرت الهی را حفظ کنید و این تعهد خودتان را به اسلام و به ملت حفظ کنید و به پیش بروید. صدام به حسب آن مثلی که گفته شده است که یک دیوانه سنگ را در چاه می‏اندازد و پنجاه عاقل یا بیشتر نمی‏توانند بیرون بیاورند، این یک دیوانه‏ای بود که یک اقدامی کرد و یک سنگی را در چاه انداخت و موجب زحمت ملت خودش، ملت ما و سایر ملتها گردید، که حالا دست به دامن دولت‌ها شده است تا آنها بیایند و وساطت کنند و میانجیگری کنند، او را نجات بدهند. او دیگر قابل نجات نیست و ما هم یک قدم عقب نخواهیم نشست.
مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکاران، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام. ما حرف‌مان از روز اول تا حالا و بعدها معلوم است. ما جنایتکار را که در کشورمان هست، می‏گوییم باید برود. مسلمان‌ها هم موظف‏اند به حسب شرع مطهر به این‌که بیایند و اینها را بیرون کنند. شارع مطهر فرموده‏اند در قرآن کریم که «اگر یک طایفه‏ای بر طایفۀ دیگر از مسلمین بخواهند طغیان کنند و تجاوز، بر همۀ مسلمین واجب است که اینجنایتکار و طاغی و یاغی را با او جنگ بکنند و اگر برگشت به اطاعت خدا، آن‏وقت بنشینند با او صحبت بکنند».ما حزب بعث را جنایتکارانی می‏دانیم که در حال صلح و جنگ در جنایت‏اند. در طول حکومت‌شان در عراق در حال جنگ نبودند، لکن جنایت آنها بر اسلام، بر مسلمین، بر ملت عراق، بر مراجع عظام عراق و بر علمای اسلام هر روز واقع می‏شد و بعد هم آن دیوانگی را که در فطرت آنها بود و طغیانگری را که خمیرۀ ذاتی صدام است، آن دیوانگی را عمل کرد و عقلای اسلام و عقلای جهان دست به هم دادند که این سنگ را از چاه بیرون بیاورند، لکن کار این دیوانه آن‏طور است که نمی‏شود این سنگ را بیرون آورد مگر با اسلحه و قوت ایمان. شما ثابت کردید که می‏توانید در مقابل قدرتها بایستید و شما میدانهای نبردتان در تاریخ ضبط خواهد شد.
اعجاز رزمندگان در جبهه‏های نبرد
اگر امروز همۀ قدرتمندان و همۀ یاوه‌سرایان تبلیغاتی به ضد شما و به ضد جمهوری اسلامی قلم‌فرسایی می‏کنند یا سخنرانی یا توطئه، لکن نمی‏توانند روی حق پرده پوشی کنند. شما بحقید، همان‏طوری که امام سید‌الشهدا بحق بود و با عدۀ قلیلی مقابله کرد و در عین حالی که به شهادت رسید و فرزندان او هم به شهادت رسیدند، لکن اسلام را زنده کرد و یزید و بنی‏امیه را رسوا کرد. شما هم شیعیان همان حضرت هستید. شما هم در این نبردهای بزرگی مثل نبرد آبادان و مثل تنگه چزابه و مثل بستانکاری کردید که اعجاز بود؛ اعجاز بود از باب اینکه یک جمعیت کم با عده و عُدۀ کم و با ایمان بزرگ این اعجاز را آفریدند و صدام که این کار غلط را به تخیلاتی که کرده بود انجام داد، پشیمان شده است و به همۀ دولتها برای کمک دست دراز کرده است و از همۀ کشورها کمک خواسته است و همه هم، تقریباً اکثر قریب به اتفاق هم به او کمک می‏کنند و همۀ کمکهایی راکه آنها کرده‏اند نتوانسته‏اند یک ایمانی برای او بفرستند، برای اینکه در خودشان هم نبود.
اشتباه‌شان در همین است که خیال می‏کنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه کار انجام
می‏دهد و نمی‏دانند که آن چیزی که کار را انجام می‏دهد بازوی قوی افراد است. افراد کم با بازوان قوی و قلب مطمئن و قلب متوجه به خدای تبارک و تعالی و عشق به شهادت و عشق به لقاءالله‏، اینهاست که پیروزی می‏آورد. پیروزی را شمشیر نمی‏آورد، پیروزی را خون می‏آورد. پیروزی را افراد و جمعیتهای زیاد نمی‏آورد، پیروزی را قدرت ایمان می‏آورد. ما اَکْثَرَ الضَّجیجِ وَ اَقَلَّ الحَجیجْ؛ حاجی خیلی می‏رود به مکه، لکن آن که حج الهی را به جا می‏آورد، آن کم است. و سپاه پاسداران و بسیج و همۀ این‌ها، ارتشی و اینها، آن اقلیتی هستند در جنگ و آن اقلیتی هستند در نبرد که کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئةً کَثیرةً بِاِذْنِ الله‏ِ.
تفاوتهای میان رزمندگان اسلام و دشمنان‌شان
فرق است ما بین ایدۀ شماها و دشمن‌های شما؛ آنها برای قدرت‌مندی، برای نمایش قدرت، برای شیطان، با اسلام به جنگ برخاستند و شما برای خدا و برای رضای او و برای قوت دادن به اسلام و پیاده کردن احکام اسلام به دفاع برخاستید. شما مدافع از انسان‌های مظلوم در طول تاریخ هستید. مدافعات شما از اسلام و پیروزی شما انحصار به پیروزی در میدان ندارد. شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهات معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانۀ پیروزی مستضعفین جهان است در طول تاریخ. شمایی که با آغوش باز و با روی گشاده به طرف الله‏ و به طرف لقاالله‏ و به طرف شهادت می‏روید پیروز هستید؛ چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می‏شوید، و چه ـ‌خدای نخواسته ـ شکست بخورید و نخواهید خورد. شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد او را همراه دارند؛ شما رضای خدا را همراه دارید و آنها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آنها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش، با خاطر آسوده، با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر پیروز بشوم هم پیروزم، شما این را دارید و آنها از مرگ فرار می‏کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است؛ آن که مرگ را در آغوش می‏گیرد برای اینکه شهادت است، برای این‌که از اسلام است، برای اینکه دفاع از حق است و آن که از مرگ فرار می‏کند برای اینکه برای طعمه، جنگ می‏کند. فرق است مابین ملتی که داوطلب برای شهادت هست و برای پیروزی هست ـ و من امیدوارم که داوطلب‌ها بیشتر بروند و اسم بنویسند و خواهند رفت ـ و آنهایی که با سرنیزه به جنگ می‏آیند، اگر اقدام نکنند از پشت کشته خواهند شد، آنهایی که با اسم داوطلب، با فشار و زور و با هزار جور اذیت وادار به جنگ می‏شوند، آنهایی که ملتهایشان به آنها پشت کرده است. بین شما که ملت پشتیبان شماست و نگهبان از شماست و به همین جهت خدای تبارک و تعالی نگهبان شماست و پشتیبان شماست، با آن که برای شیطان می‏خواهد جنگ بکند، برای شیطان نفس می‏خواهد جنگ بکند فرق است ما بین اینها. فرق است مابین انقلاب اسلامی ایران با انقلابهای دنیا؛ انقلابهای دنیا بی‏استثنا برای ایمان نیست، برای خدا نیست، انقلاب ایران برای خداست و از اول هم فریاد خدا بوده است، «الله‏اکبر» بوده است و تا آخر هم همین است.
توهّم سردار قادسیه شدن
این بدبختهایی که از ایران فرار کرده‏اند یا در خارج بوده‏اند و به تبع طمع‌های پوچ شیطانی نشسته‏اند و صحبت می‏کنند و دروغ‌پردازی می‏کنند ـ و یکی از دروغ‌های بزرگ‌شان که در رادیوها هر شب شاید باشد ـ و همین دیشب دو مرتبه یا سه مرتبه بود، این‌که ایران از اسرائیل ابزار جنگ می‏آورد و می‏خرد. ایرانی که بیست سال است با اسرائیل در جنگ است، اسرائیل را می‏کوبد و به حسب حکم شرعش با اسرائیل نمی‏تواند هیچ تناسبی داشته باشد و نخواهد داشت. چند مرتبه، همین دیشب بود که از کی گفته است که اینها از اسرائیل چیز می‏خرند ـ آنها هم در خارج نشسته‏اند و فکر این را می‏کنند که بیایند ایران بعد از اینکه شما جوان‌ها جانبازی خودتان را کردید، ایران را تسلیم یک دسته اشخاص منحرف کنند، اینها هم افکارشان مثل افکار همان صدام است. صدام هم پیش خودش فکر کرد و این فکر را هم تقویت کردند شیطانهای بزرگ در او که تو به‌ ایرانی که الآن به هم خورده است و هرج و مرج است و ارتشی ندارد و چیزی ندارد حمله کن و اسم خودت را مثل اسم سعد وقاص کن و خودت را بگو فاتح قادسیه. غافل از اینکه اینجا بچه‏های نارسشان هم، بچه‏های کوچک‌شان هم در مقابل او ایستاده‏اند و تا هستند نمی‏توانند اینها یک همچو کارهایی را انجام بدهند.
مباهات به وجود جوانان رزمنده
شما برادرها با قدرت ایمانی و با قدرت اسلامی این پیروزی‌ها را به دست آوردید، خصوصاً، با این پیروزی اخیر تنگه چزابه به آنها فهماندید که افکارتان غلط بوده است و آرزوهایتان بر باد است. و من همان‌طوری که گفتید دعا کنم، من همیشه به شما دعا می‏کنم، من دعاگوی شما هستم و من شما را دوست می‏دارم شما برادران من هستید، فرزندان من هستید و من در محضر خدای تبارک و تعالی به این پیروزیهای شما که پیروزیهایی است که با تعهد اسلامی، برای اسلام است من افتخار می‏کنم. مباهات می‏کنم به درگاه خدا که در یک همچو مقطع از زمان واقع شدم که جوانان ما این‏طور هستند؛ در یک مقطع از زمان واقع شدیم که[کوتاه شد] دست آنهایی که به واسطۀ تبعیت از امریکا جوان‌های ما را به فساد می‏کشاندند و با همۀ قدرت، همۀ تبلیغات و با درست کردن مراکز فحشا، مراکز قمار، مراکز خماری و جلسه‏های فاسد، جوانهای ما را می‏خواستند به فساد بکشند و خدای تبارک و تعالی به داد ما رسید، به داد کشور ما رسید، به داد ملت ما رسید و شما جوانها را بسیج کرد، بسیج الهی شما را کرد که حفظ کنید این کشور را و دست رد به سینۀ تمام شیاطین و قدرتمندان بزنید و شما پیروز هستید.
خداوند ان‏شا الله‏، شما را همان‏طور که در اینجا پیروز کرده است بعدها هم پیروز کند. خداوند شما را پیروز کند بر شیطان باطنی و شما را بر نفس خودتان پیروز کند تا ان‏شا‌ الله‏، وقتی که به محضر خدا رفتید با نشانه‏های افتخارآمیز در خدمت او بروید.
والسلام علیکم و رحمة‏الله‏ و برکاته

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.