بُعد رهبرى نظامى امام خمینى‌(س) هر چند که ناشناخته نیست، لیکن هنوز آن چنان که باید و شاید بررسى و بازگو نشده است. و جا دارد این بخش از رهبرى آن حضرت که از مدیریت سیاسى ـ الهى نشآت گرفته، مورد توجّه جدى‏ترى قرار گیرد. امّا اگر نگرش به آثار و نتایج آن فقط به پیروزیهاى بزرگ و شگفت آور نظامى دلاورمردان سپاه اسلام منحصر شود، بدون شک بعد بسیار ارزندۀ تربیت معنوى انسان‌ها در طول دفاع مقدس نادیده انگاشته شده است؛ پرورش مجاهدان زاهد و عاشقان سالکى که در صحنه‌‏هاى انسان‌ساز این دوره یک شبه ره صد ساله را طى کرده و آبروى اسلام را حفظ و ایران را رو سپید و مجاهدان راه خدا را سرافراز نمودند و به حق می ‏توان گفت که میدان‌هاى جنگ و دفاع مقدّس، به برکت بازتاب فروغ رهبرى‏‌هاى آن عارف واصل، آینه منعکس کننده صحنه‏‌هاى پرشکوه و ماندگار عاشورا شد.

با درک این ضرورت و در راه زنده نگهداشتن نام و راه آن پیر فرزانه، واحد خاطرات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى‌(س) به منظور ارج گذارى به ارزش «جهاد و شهادت»، به انتشار مصاحبه‌هاى تعدادى از فرماندهان و سایر افراد ذی‌ربط در دفاع مقدس و خاطرات آنها با حضرت امام اقدام نموده است. مطلبی که در ذیل می‌خوانید خاطره ای از شهید سرلشگر صیاد شیرازی است که از کتاب «امام و دفاع مقدس» برگرفته شده است:

قبل از شروع یکى از عملیات‌ها که خود را براى طرح برنامه آن آماده می‌‏کردیم، خدمت حضرت امام‌(س) رسیدیم و به ارائه گزارش پرداختیم. این جلسه شاید از آن جلساتى باشد که ضبط نشده و یکى از جلساتى است که واقعاً بیشترین تأثیر روحى و روانى را بر من داشته است. البته این مطلب را که می‌‏گویم، الان هم در زندگى و اخلاقم اثر آن را به عینه می‌‏بینم و خیلى هم از آن بهره برده و همچنان می‌‏برم. در آن جلسه حضرت آیت ‏اللّه‏ خامنه ‏اى، آقاى هاشمى رفسنجانى، وزیر دفاع و فرمانده محترم کل سپاه حضور داشتند.

گزارش‌ها خدمت حضرت امام داده می‌‏شد. کاملاً یادم هست که ایشان روى مبل نشسته بودند و ما هم به صورت نیم‌دایره اطراف ایشان نشسته بودیم. همۀ توجه من جلب حالات و آثار رفتار بسیار مقدسى بود که امام نشان می‌‏دادند.

آن‌قدر تحت تأثیر قرار گرفته بودم که متوجه نمی‌‏شدم چه کسى دارد صحبت می‌‏کند. در اوج صحبت و گزارش، ایشان بلند شدند و به اتاق دیگر رفتند. پس از این حرکت، اولین کسى که صحبت کرد، آقاى هاشمى رفسنجانى بود. عین جملاتى که ردوبدل شد، بیان می‌‏شود، چون اثرش براى من خیلى نافذ و فوق‏‌العاده بود. آقاى هاشمى گفتند: آقا کسالتى عارض شد؟ چون تنها چیزى که به ذهن می‌‏آمد، این بود که ممکن است آقا دچار کسالت شده باشند. امام در پاسخ فرمودند که: «خیر! وقت نماز است!» با یک قاطعیتى که اصلاً من احساس کردم، مثل اینکه ما تا حالا نماز نخوانده‌‏ایم!. از حضرت امام درخواست کردیم که با ایشان نماز بخوانیم. البته هنوز یکى دو دقیقه به وقت شرعى مانده بود ولى اینکه امام چگونه بدون نگاه کردن به ساعت زمان ظهر را تشخیص داده بود، خدا می‌‏داند. خلاصه از محضر ایشان سؤال شد که اجازه می‌‏فرمایید ما هم در محضر شما و به جماعت نماز بخوانیم؟ امام فرمودند: «مخالفتى ندارم». سجاده حضرت امام‌(س) آنجا پهن بود و آن بزرگوار به مقدمات نماز پرداختند و ما هم وضو گرفتیم و پشت سر ایشان در یکى دو صف، نماز واقعاً با حالى خواندیم که شاید در تمام عمر من سابقه نداشته است. البته این از حال خود امام بود.

این صحنه تمام شد ولى آثار رفتارى و اخلاق امام و روحیۀ تعبد ایشان به نظر من یک آثار جاودانى بر جاى می‌‏گذاشت. خلاصه جلسه تمام شد و چندى بعد هم من به جبهه رفتم. اصلاً تحولى در من ایجاد شده بود. بار سنگینى بردوشم احساس می‌‏کردم که خدایا درست است که از این اخلاق امام، حَظّ لازم را گرفتم؛ حال چطور از آن استفاده عملى کنم؟ چون مسئولیتم سنگین بود. فرمانده نیروى زمینى ارتش بودم. این همه فرماندهان در جبهه با من کار می‌‏کنند من چه باید بکنم که این اخلاق را به آنها منتقل نمایم.

این تدبیر به ذهنم آمد که جلسات فرماندهان نظامى را جورى ترتیب بدهیم که قبل از نماز شروع شود و یا به نماز ختم گردد و یا اگر وسط جلسه به وقت نماز رسید، قطعش کنیم و به نماز برویم و بعد جلسه را ادامه بدهیم و یا حتى جلسات را با نماز شروع کنیم. خداوند چقدر به ما توفیق داد که این برنامه را پیش گرفتیم. و این رسالت را انجام دادیم که عجیب براى من پربرکت بود. به وضوح احساس می‌‏کردم که در داخل جلسات مربوط به عملیات و اتاق‌هاى عملیات و جنگ از همین روحیه عبادى یک برکات عظیمى نصیب ما شده است. حتى در حین عملیات که بودیم، با اینکه معمولاً ضرورت ندارد، حتماً فرمانده در حالى که عملیات را هدایت می‌‏کند نماز بخواند، او می‌‏تواند نمازش را بعد هم بخواند ولى ما می‌‏دیدیم همان جا هم می‌‏شود با نماز یک فضاى معنوى ایجاد کرد. بسته به شرایط، بعضى اوقات یک نفر بی‌‏سیم‏چى می‌‏ماند و بقیه می‌‏رفتند به اقامه نماز. این نماز اول وقت را ما از روحیۀ عبادى امام الهام گرفتیم.

منبع: امام و دفاع مقدس، خاطراتى از رزمندگان و فرماندهان سپاه اسلام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى(س)، ص57-67

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.