کتاب شرح دعای سحر امام خمینی، شرح و تفسیری عرفانی است بر دعای معروف سحر که از ادعیه منسوب به امام محمد باقر است. این کتاب نخستین اثر امام خمینی است که آن را در سن 27 سالگی به رشته تحریر درآورده‌اند. کتاب به زبان فنی عرفان نظری نوشته شده و همین باعث شده است که فهم نکات کتاب با دشواری صورت پذیرد. سایت جماران به مناسبت شب‌های قدر در صدد برآمده است که به بخش‌هایی از شرح امام خمینی از دعای سحر بپردازد و مضامین اصلی و کلیات موضوعات مطرح شده در کتاب را -که فواید اخلاقی ,تربیتی و عرفانی فراوانی بر آن مترتب است -بیان کند. آنچه در ادامه می‌آید نخستین بخش از این سلسله یادداشت‌هاست.


«اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی، اللهم انی اسئلک ببهائک کله».

«بار الها‌! از تو سوال می‌کنم به زیباترین زیباییت. و همه زیبایی‌های تو زیباست. خداوندا‌! از تو سوال می‌کنم به همه زیبایی‌ات»

جامعیت انسان نسبت به همه عوالم ‌

جامعیت انسان نخستین نکته‌ای است که امام خمینی در شرح این بخش از دعا به آن اشاره دارد. انسان خلیفه الهی و تنها موجودی است که خداوند اختصاصاً بیان می‌دارد که روح خویش را در وی دمیده است. این جنبه ملکوتی و علوی وجود آدمی است. اما از سوی دیگر انسان جنبه زمینی و بشری هم دارد. واین دو جنبه متقابل سبب تمایز او از همه موجودات دیگر شده است. انسان هم الهی است و هم بشری. هم آسمانی و هم زمینی. رشته‌ای است کشیده شده از ملک که در صورت تحقق استعداد‌ها و روح الهی به ودیعت نهاده در خویش می‌تواند به ملکوت برسد. خداوند در قران می‌فرماید: و علم آدم الاسما کلها(علم به همه تجلیات و کمالات الهی را در آدم قرار دادیم‌). روایات بسیاری درباب عظمت وجودی انسان وارد شده است. این انسان است که با توجه به جایگاه خویش در عالم هستی می‌تواند خداوند را چنین خطاب کند و بخواند.

علت شروع شدن اکثر دعا‌ها به اللهم ‌

اللهم همان یا الله است‌. و الله جامع همه اسما و تجلیات الهی است‌. در عرفان اسلامی خداوند دارای کمالات بی‌نهایتی است. این کمالات مدام به همه مخلوقات می‌رسد. مانند خورشیدی که دمی از تابیدن باز نمی‌ایستد. هر یک از این تجلیات کمالی خداوند را اصطلاحا اسم می‌خوانند. مثلا اسم رازق.که بیانگر صفت روزی رسانی خداوند به همه مخلوقات است. یا اسم هادی که بیانگر هدایت تکوینی و تشریعی خداوند نسبت به همه مخلوقات است. از آنجا که کمالات الهی و فیضان آن‌ها بی‌نهایت است، اسمای الهی را نیز نهایتی متصور نیست. هر یک از اسما به جنبه‌ای از کمالات خداوند اشاره می‌کند. اما اسم مبارکه الله جامع همه صفات دیگر است. چنان که در بخش قبل دیدیم، انسان جامع مراتب مختلف عالم هستی است. حال او اگر بخواهد خدا را چنان که شایسته مقام خلیفة اللهی خویش است بخواند، باید او را به الله که که بالاترین اسم الهی است بخواند. چه خداوند در قرآن می‌فرماید: الله ولی اللذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور.

شرایط استجابت دعا‌

امام خمینی در ادامه به بیان شرایط استجابت دعا می‌پردازد و سه شرط مهم را برای آن بر می‌شمارد. نخست این که دعا متناسب با توانایی‌‌ و استعداد آدمی باشد. بدین معنا که اگر انسان دعا می کند باید ابتدا شرایط وجودی خویش را در چنان وضعی قرار دهد و استعداد خود را در چنان مسیری بیندازد که رحمت و بخشایش الهی شامل او شودزیرا همانگونه که آمد، حضرت حق همانند خورشیدی است که لحظه‌ای از تابش نمی‌ایستد. مهم این است که انسان خود را شایسته دریافت این فیوضات کند. پس اگر دعای انسان مستجاب نمی‌شود این به خاطر نقص اوست، نه بخل الهی که او فیاض علی الاطلاق است. علت عدم استجابت دعا‌، انسان‌ها هستند.

دوم این که آنچه از دعای لفظی مهم‌تر است دعای باطن است. انسانی که دعا می‌کند این دعا ابتدا صرفا در مرحله گفتار و لفظ است، و متاسفانه دعای بسیاری در همین مرحله می‌ماند. اما در ادامه انسان باید رفتار خویش را متناسب با دعا تغییر دهد. مداومت بر رفتار نیکو، آن رفتار را ملکه انسان می‌کند. ملکه همان عادت است، مداومت بر خیر آن را به عادت برای انسان تبدیل می‌کند‌ و این عادت سبب افزایش درجه وجودی و استعداد او می‌شود. آن گاه دیگر دعای شخص دعای لفظ و ظاهر و زبان نیست،بل او به زبان باطن هم از خداوند در خواست می‌کند.

سوم آنکه خلیفه الهی خداوند را با بالاترین نام هایش می‌خواند،پس باید خواسته‌های او هم متعالی باشد. نباید تمام دعاهای او مربوط به امور دنیوی و خواسته‌های نفسانی مانند افزایش قدرت و ثروت باشد. که «تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر». در بارگاه الهی به اندازه همت انسان به او نعمت می‌دهند. یکی در طلب خواسته‌های دنیوی است و دیگری خواستار بهشتی که وسعت آن از آسمان‌ها و زمین بیشتر است و آن دیگری به چنان مرحله‌ای می‌رسد که از خداوند فقط خودش را طلب می‌کند و از بهشت و جهنم هم فراتر می‌رود. این همان مقامی است که قرآن برای حضرت ابراهیم ذکر می‌کند: انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض و ما انا من المشرکین.

‌در بیان صفات جمال و جلال الهی ‌

در ابتدای دعا، امام باقر خداوند را به بهاء‌اش می‌خواند، بهاء به معنای زیبایی است. در عربی صفت دیگری هم برای زیبایی داریم که همان جمال است. حال تفاوت جمال و بهاء چیست؟بهاء آن زیبایی و نور و تابشی است که همواره عیان و آشکار است. اما تجلی جمال الهی همواره آشکار نیست. برخی صفات خداوند برای همه بندگانش آشکار است و برخی دیگر آشکار نیست و فقط برخی از مخلوقات و بندگان الهی مستعد دریافت آن هستند.

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان اسماء و تجلیات الهی را به دو دسته اسماء و صفات جلالی و جمالی تقسیم کرد. اسمای جلالیه بیانگر قدرت،هیبت و جبروت خداوند است. و اسمای جمالیه بیانگر رحمت، لطف و رحمانیت او است. اما نکته مهم این است که این‌ها تفکیک قاطعی از هم ندارند. جمال الهی و جلال الهی با هم آمیخته هستند. فقط در برخی اسما جلال آشکار‌تر است و در برخی دیگر جمال. لذا جبروت خداوند همان لطف اوست‌ و لطف او همان قدرتش. اگر او بر بندگانش خشم می‌گیرد از سر لطف‌اش است. چنان که اهل دل از عرفا گفته‌اند که جمال او بر جلال او غلبه دارد. همان که در ادعیه آمده است‌:یا من سبقت رحمته غضبه‌.

حال بار دیگر خداوند را با هم می‌خوانیم: ‌

«اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی، اللهم انی اسئلک ببهائک کله».

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.