مقاله ای از حجه الاسلام و المسلمین سید محمود صادقی

این جانب در پیشگاه مقدس حق شهادت مى‏دهم که از اول انقلاب تا کنون و از پیش از انقلاب در زمانى که وارد این نحو مسائل سیاسى شده است از او رفتار یا گفتارى که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامى ایران باشد ندیده‏ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانى نموده و در مرحله پیروزى شکوهمند انقلاب مُعین و کمک کار من بوده و است و ..... (صحیفه امام، ج‏17، ص91)
1. نام خمینی در تاریخ جهان ماندگار است؛ نه تنها ماندگار که مبدأ فصلی نو در تاریخ جهان است؛ جهان پس از خمینی جهانی دیگر است که با نام او مفهوم می‌یابد و بی نام او نشانی ندارد و این مسئله فراتر از آن است که تو افکار و اندیشه‌های خمینی را بپذیری یا که خیر؟!
نام امام خمینی را باید در کنار کسانی نهاد که دیگر باره اصل انسانیت را زنده کرده اند؛ باید به احترام او ایستاد و به نشانه تعظیم کلاه از سر گرفت. او آن همه بزرگ است دیگر نام‌ها در کنار او درخششی ندارند و این راز غریبی بسیاری کسانی است که در کنار او بوده‌اند و همگام با او قدم برداشته‌اند و چون او زیسته اند و....؛ لیک نام و نشان در گمنامی دارند.
2. حاج احمد آقای مردم ایران در زمره آنانی است که از آغازین روزهای نهضت، همراه، همگام، همدل و هم‌نفس با روح بزرگ ملت ایران، پا در رکاب مبارزه نهاد و تا آخرین نفس، بر این عهد باقی ماند و در غروبی دلگیر از روزهای اسفند به معشوق پیوست.
ایمان راسخ به اسلام و انقلاب اسلامی و اعتقاد و باور به راه و اندیشهٴ امام خمینی موجب گردید که حاج احمد آقا همه هستی خود را فدای نهضت عظیم ملت کند و وظیفه خود را (در این نهضت) فنا ساختن خود در امام و ندیدن خود و.... ببیند. وی حیات خود را در درخشش اسلام نابی می‌دید که امام و مقتدای همه مردم ارائه می‌کرد.
3. باید بدین نکته اعتراف کرد که حاج احمد آقا (و جایگاه بی‌بدیل او) در عرصه انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، نظیری به خود ندیده است؛ دردمندانه باید گفت که اگرچه پس از رحلت روح بلند و ملکوتی امام، رهبری معظم بر جایگاه ایشان تکیه زده و سکان راهبری امت را در دست گرفته‌اند و البته به نوعی جای خالی امام راحل را پر کرده‌اند؛لیکن جای خالی حاج احمد آقا در نظام مقدس جمهوری اسلامی پر نشده است و امروز در چندمین سال غروب آن عزیز، جای خالی وی بیش و پیش از هر زمان دیگر احساس می‌شود.
4. حاج احمد خمینی را باید حلقهٴ اتصال امام و یاران انقلاب دانست. هوش سرشار و روح بلندنگر و ژرف‌اندیش آن عزیز نیک می دانست که در فرایند عظیم نهضت، روزهای تلخ و شیرین بسیار است و بسیار آنان که در همراهی نهضت عزم کرده‌اند، ممکن است توان تحمل روزهای تلخ را نداشته باشند. حاج احمد آقا به خوبی در یافته بود عرصه نهضت، به خصوص روزهای نخست پیروزی، عرصه شنیدن حرف های تند و تلخ‌مزاجی‌های یاران انقلاب است و در این میان ممکن است حتی آنان که در کوره‌راه‌های مبارزه با امام همراه بوده‌اند، به دلایل مختلف راه کج کنند و خلوت گزینند و از امام و انقلاب فاصله بگیرند. این حلقه اتصال و این نقطه اتکال، در چنین شرایطی، وظیفه خود می‌دید که با هنر خود یاران امام را در اطراف وی نگاه دارد و با گردآوردن ایشان حول محور امام، شمع فروزان انقلاب را تلألؤ بیشتری بخشد.
5. یاران امام را در نهضت به چند گروه می‌توان دسته بندی کرد، و البته برترین و شاخص‌ترین‌ها در این میان کسانی هستند که مبارزه را شغل و پیشه رسمی خود ساخته بودند. اکنون اگر فرصتی بیابی و از ایشان بپرسی که سخت‌ترین روزهای نهضت چه روزهایی بود، بی‌شک خواهند گفت که سال‌های آغازین دهه 50، سخت‌ترین و تلخ‌ترین زمان در مبارزه بوده است؛ در آمد سرشار رژیم پهلوی از فروش نفت و بهبود و رفاه نسبی معیشتی مردم از یک سو، و دستگیری مجاهدان و مبارزان طراز اول (همچون طالقانی، منتظری، هاشمی و....) از سوی دیگر و نیز خفقان سیاسی حاکم بر کشور از سوی سوم، موجب شده بودکه نهضت بی‌رونق شود.
اتفاق اینکه حاج احمد آقا در چنین روزهایی در ایران آن روز حاضر بود و چراغ خانه امام را روشن نگاه می‌داشت و در حقیقت پناه‌گاهی امن برای مبارزان و نیز راهی مطمئن برای ارتباط با امام ایجاد کرده بود. حاج احمد آقا با استعداد مثال‌زدنی خود، و گروه‌های مبارز پیرو راه امام را شناسایی کرده بود و البته با اخلاق حَسَن با دیگر گروه‌های مبارز ارتباط داشت. شاید بتوان حضور ایشان را در ایران در این برهه زمانی نیز از الطاف خفیه پروردگار عالم دانست، چرا که پس از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در نجف و عزیمت حاج احمد آقا به به این شهر، سیر نهضت رنگی نو به خود می‌گیرد.
ایشان پس از پذیرش مسئولیت دفتر امام در نجف با شناخت دقیق گروه‌های مبارز داخل ایران، فصل جدیدی را در نهضت پی می‌افکند و این مسئله در سیر پیام‌ها و اعلامیه‌های امام در این سال‌ها به خوبی نمایان است.
6. پس از پیروزی انقلاب اسلامی حاج احمد آقا، وظایف خود را در دو محور اصلی متعیّن و مشخص ساخت:
الف. مسئله نخست و اساسی در این میان، حفاظت از جان امام بود؛ در سیل ترورهای آغازین سال‌های دهه شصت، شاید نخستین و اساسی ترین مسئله این بود که روح و جان نهضت از دسترس اشرار و بد خواهان داخلی و خارجی محوظ بماند. انجام چنین امری بسیار دشوار بود که تنها از عهده مدیری توانمند چون حاج احمد آقا برمی‌آمد؛ ایشان برای این منظور در اقدامی زیرکانه توانست، جمعی از خالص‌ترین و توانمندترین پاسداران را از اقصی نقاط کشور گرد هم آورد و حلقه‌های محافظت از جان امام را در کوتاه‌ترین زمان ممکن شکل دهد.
ب. وظیفه اساسی دیگری که حاج احمد آقا این روزها برعهده داشت مسئولیت دفتر مرجع علی الاطلاق جهان تشیع، یعنی امام خمینی بود. ایشان گرچه این مسئولیت را پیش‌تر در قم و نجف نیز به عهده داشت؛ لیکن پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وضعیت دفتر امام شکل دیگری یافت و جالب اینکه ایشان با مدیریتی صحیح و کارآمد توانست با حجم ظاهری بسیار کوچک و در اتاق‌هایی محقّر و بی‌آلایش، امورات مردی را اداره کند که ارکان نظام‌های استکباری شرق و غرب را به لرزه درآورد و قلوب مردمان را در اقصی نقاط عالم مسخر خویش ساخت.
این مسئله در حالی است که حاج احمد آقا افزون بر این دو وظیفه رسمی، به صورت غیر رسمی و در جامه نماینده امام در بسیاری امور اداری و اجرایی کشور، به عنوان مشاوری امین نقشی مؤثر داشت و در کنار ریاست جمهور، نخست وزیر، ریاست مجلس و ریاست دیوان عالی کشور (ریاست قوه قضائیه در قانون اساسی نخستین)، در جلسات مختلف شرکت می‌کرد و وظیفه اساسی و مهم ابلاغ نظرات کارشناسانه مسئولان به امام و نظر شریف امام به مسئولان را نیز بر عهده داشت.
7. شاید بتوان «امانت داری» را مهم‌ترین ویژگی حاج احمد آقا «از نگاه امام» دانست. حاج احمد آقا به دلیل رابطه منحصر به فرد خود با امام اسراری در سینه داشت که هیچ یک از یاران صدیق امام از آن آگاهی نداشتند:
«امروز ما گنجینه اسرار انقلاب را به خاک سپردیم. مهم‌ترین ضایعه‌ای که اکنون بر انقلاب ما وارد شده، دفن تمام اسرار ناگفته نظام است. اسراری که در سینه چون دریا و دل چون کوه پدرم در زیر خاک‌ها شد و اینک آن فقید ازدست رفته با اسراری که در دل خود داشت در کنار پدرش .... آرمیده‌است». (سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی در مراسم تدفین یادگار امام)
شاید به دلیل همین رابطه منحصر به فرد است که در زمان حیات امام در مظان گمان سوء برخی دوستداران انقلاب قرار می‌گیرد که البته این عده پاسخی در خور از امام می‌گیرند: «من باید عرض کنم به آقایان‏ که تا این تاریخ هیچ موردى، حتى این مورد، نبوده است که احمد بر خلاف گفته یا نوشته من بدون اطلاع من تصرفى بکند. بلى، بعضى اوقات در سخنرانیهاى این جانب احمد و دیگران، حتى اشخاصى از رادیو و تلویزیون، نظراتى مى‏دهند که مورد قبول مى‏شود. از خداوند تعالى توفیق همگان را خواستارم». (صحیفه امام، ج‏20، ص 278)
پس از رحلت امام نیز جریان‌های معاند امام و انقلاب دست از کینه‌توزی بر نمی‌دارند و قلب خسته از فراق یار ایشان را با انواع تهمت‌ها و توهین‌ها می‌خراشند که البته منشأ و سرچشمه این رذالت‌ها نیز بر اهل نظر روشن و آشکار است.
8. پرده‌نشین خلوت و تنهایی امام، همهٴ هستی خود را در فنا شدن در طوف حریم امام یافته بود؛ رابطه میان این پدر و پسر نه رابطه مرید و مراد که رابطه عاشق و معشوق بود؛ مردی که در همه عمر همه خوبی‌ها را از امام دید و از خود و برای خود هیچ ندید و نخواست، در حالی در غروب یک روز سرد زمستانی غروب کرد که در مرگ نیز چون زندگی، رازآلودگی را برگزید...!
(یادآوری: در انتخاب نام این یاد داشت از نام یکی از کتابهای جناب آقای سید مهدی شجاعی اقتباس شده است.)
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.