حجت الاسلام و المسلمین حسن پویا

یکی از دوستان و اصحاب امام باقر(ع) که ظاهراً قصد عزیمت از مدینه را دارد، برای خداحافظی نزد حضرت می‌رود. امام(ع) به او سفارش‌هایی می‌فرمایند که برای همة دوستداران و علاقمندان آن حضرت بسیار مفید و راهگشاست. خود این چنین نقل می‌کند:

دخلت علی أبی جعفر(ع) أودعّه فقال: یا خثیمة ابلغ من تری من موالینا السلام، وأوصهم بتقوی الله العظیم، وأن یعود غنیّهم علی فقیرهم، وقویّهم علی ضعیفهم، و...

یا خثیمة أبلغ موالینا أنّا لا نغنی عنهم من الله شیئاً الا بعمل، وأنّهم لن ینالوا ولایتنا إلا بالورع، وأنّ أشد‌ّ الناس حسرة یوم القیامة من وصف عدلاً خالفه إلی غیره.[1]

برای خداحافظی خدمت امام باقر(ع) رسیدم. حضرت (نکاتی) را فرمود:

1. هر کس از دوستان ما را دیدی سلام برسان؛

2. آنان را به پرهیزکاری خداوند بزرگ توصیه کن؛

3. به اغنیا و بی‌نیازان، دستگیری فقرا و تهیدستان را سفارش کن؛

4. به قدرتمندان و برپاایستادگان، افتادگان و ضعیفان را یادآور شو؛

پس از چند سفارش دیگر، در آخر چند موضوع را گوشزد کردند:

5. ای خثیمه، به دوستان ما ابلاغ کن که هرگز عذاب الهی از آنان دور نمی‌شود، مگر به عمل؛

6. به ولایت و محبت ما دست نمی‌یابند، مگر به دوری از گناه و معصیت؛

7. و به آنان این پیام را برسان که حسرتی عظیم در روز قیامت در انتظار آنان است که عدالت را به خوبی توصیف می‌کنند، ولی در عمل برخلاف آن عمل می‌کنند.

اکنون این وصیت و ندای امام باقر(ع) است به همة‌ ما که خود را پیرو آن حضرت می‌دانیم و در این ماه مبارک رمضان، ماه خدا، ماه کرامت، ماه دوری از گناه، ماه رحمت و برکت و ... بهترین ایام برای عمل به وصیت‌های گرانسنگ آن حضرت است.

سرکشی از فقرا، و همدردی با آنان، همدلی با ضعیفان جامعه و دستگیری از آنان، انجام اعمال خیر و نیکو و دوری از معاصی خداوند و در نهایت در عمل عدالت را اجرا کردن، از سفارش‌های مهم امام باقر(ع) است.

بار دیگر بر سفارش آخر امام باقر(ع) تکیه می‌کنیم و روی سخن با آنان است که عدالت و برابری را با بهترین زبان و رساترین جملات توصیف می‌کنند، چرا که این دردی از جامعة مسلمین دوا نمی‌کند و جز حسرتی عظیم در قیامت برای گویندة آن به بار نمی‌آورد. و بر درد دردمندان مرهمی نمی‌گذارد که بر درد آنان می‌افزاید، زیرا سخنان عالمانه و شاعرانه دربارة عدالت می‌شنوند، ولی در عمل جز فقر و تنگدستی و بی‌حرمتی و بی‌عدالتی نمی‌بینند. استخوان‌های خود را در زیر چکمه‌های ظلم و جور، خردشده می‌بینند، و فرزندان بی‌پناه خود را گرفتار در چنگال بی‌‌عدالتی می‌یابند. ولی حتی اجازة فریاد زدن هم ندارند و چوب بی‌داد بر سر آنان فرود می‌‌آید.

از آنجا که امام باقر(ع) در چنان موقعیتی که شخصی برای بازگشت به وطنش مراجعه می کند و حضرت می دانند شیعیان و دوستانش به دیدن او می آیند، علی القاعده مهم‌ترین سفارشات خود را به دوستداران خود می‌نمایند، مشاهده می‌کنیم که سخن از نماز و روزه و سایر عبادات نیست، زیرا اینها گام اول مسلمانی است، که هر معتقدی باید آنها را به انجام برساند و عبادات رابطه انسان و خداست و حقوق مردم در آن ها دخالت ندارد. و آنچه در مسلمانی و اظهار علاقة آنان به امام معصوم مهم است، و روابط جامعه مسلمان را تبیین می کند و حقوق انسان ها در آن ها ملاحظه می شود، امام(ع) در این کلام گوشزد می‌نمایند که نسبت شما به ما باید از این راه‌ها روشن بشود؛ زیرا هر مسلمانی نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد، ولی شاخص شما که منسوب به ما هستید، در این نکات نهفته است و آن کس که ادعای ولایت ما را دارد، باید این گونه باشد تا بتواند دیگران را به ما دعوت کند و آنان را به اهل بیت مشتاق نماید.

این گونه است که امام خمینی(س) آنجا که از علی(ع) و ولایت او داد سخن می‌دهد، به این نکات توجه می‌نماید و به دیگران گوشزد می‌کند که امیرمؤمنان علی(ع) این گونه زیسته است و این گونه زیستن را می‌پسندد و می‌گوید:

«همین طور گفتند که ما شیعه هستیم، و همین که گفتند ما متمسک به ولایت امیرالمؤمنین هستیم، این کافی نیست، نمی‌شود این. این امور، اموری نیست که لفظی باشد و با الفاظ و با عبارات بتوانیم ما بگوییم تحقق پیدا کرده است؛ اینها یک امور عملی است، یک حکمت عملی است اینها».[2]

با نگاهی به زندگی امیر مؤمنان(ع) و سیری در سیره و سخنان گرانسنگ آن حضرت، درمی‌یابیم که چقدر آن حضرت در راه رسیدن مردم به حقوق‌شان تلاش کرد تا آنجا که او را «صدای عدالت انسانیت» و «کشتة راه عدالت» خواندند.

امام خمینی(س) در جای دیگری در توصیف حکومت علی(ع) می‌فرمایند:

«دولت حقة حضرت امیر، سلام الله علیه، که ولی امر بر همه چیز بود، مع ذلک آن حکومتی که در صدر اسلام بود، در خدمت مردم بود. این طور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بی‌خود اطاعت کنند. این طور نبود که حکومت بخواهد به وسیلة قدرتی که دارد اجحاف کند به مردم و ظلم کند که مردم به واسطة آن ظلم از او متنفر باشند».[3]

حضرت امام(س) طرفداری و تنفر در حکومت را در گرو نحوة حکومت بر مردم می‌دانند. اطاعت و نافرمانی مردم را نیز به جایگاه حکومت در میان مردم برمی‌گردانند و شناخت مردم را محور اطاعت و عدم اطاعت آنان از حکومت ها می دانند و در موارد دیگری تشکیل حکومت جمهوری اسلامی را نیز به متابعت از حضرت امیر(ع) می‌دانند و نحوة حکومت حاکمان دینی را نیز این‌گونه توصیف می‌نمایند:

«در حکومت علی بن ابیطالب کی می‌تواند بگوید که ظلم بر او می‌شود؟ کی می‌تواند بگوید که استقلال از دستتش می‌رود؟ کی می‌تواند بگوید که ذخایر ملت به باد می‌رود؟ حکومتی که رأسش علی بن ابیطالب سلام الله علیه باشد، کی می‌تواند بگوید که نقصی در حکومت هست؟ کی می‌تواند بگوید که نمی‌شود اداره بکند؟

ما می‌خواهیم یک مملکتی باشد که در رأس کسانی باشند که شیعه علی بن ابی طالب سلام الله علیه هستند و مسلم هستند، اسلام را به معنای واقعیش ادراک کردند».[4]

و در جای دیگر به روشنی و صراحت می‌فرمایند:

«حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویة پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت خواهد بود و شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید».[5]

و این گونه است که اگر در جوامع اسلامی خلاف آن را مشاهده می‌کنیم، باید بدانیم که از اندیشة حکومتی علی(ع) دور افتاده‌ایم و به فرمایش یکی از اندیشمندان مسیحی باید دنبال درمان درد آن جامعه باشیم که فرمود: «تعجب می‌کنم از جامعه‌ای که هم نهج‌البلاغه در آن باشد و هم بی‌داد و بی‌عدالتی».

تأکید حضرت امام خمینی(س)، بر روش حکومتی پیامبر(ص) و امیر مؤمنان(ع)، نشان از توجه ایشان به روابط عمیق مردم و حکومت دارد و یادآوری این نکات که باید حاکمان در اداره امور مردم بر آن ها تکیه کنند تا بتوانند حکومتی شایسته و در خور داشته باشند، به جهت اینست که ما از حکومت مورد نظر اسلام دور نباشیم و مردم را به اسلام و دین بدبین نکنیم.

از این رو می فرماید:

« ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی می کنیم؛ جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم، مثل امیرالمؤمنین سلام الله علیهما، بر آن حکومت کرده اند، می خواهیم یک همچو حکومتی باشد. یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را می گوید از این ریاست ها پیش من ارزشش بیشتر است یا ریاست ها ارزشش کمتر از این است.»[6]





[1] . کافی، ج 2، ص 175.

[2] . صحیفه امام، ج 18، ص 155.

[3] . همان، ج 13، ص 369.

[4] . همان، ج 20، ص 248.

[5] . همان، ج 4، ص 334.

[6] همان صفحه 16 ص 23

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.