از میان مجموعه ابعاد شخصیتی حضرت امام (س)،یکی از برجسته ترین وجوهی که ایشان را از سایر عالمان جهان اسلام ممتاز می کند نگاهی است که به حیات و قیام انبیاء و اولیای معصوم داشته اند. این نگاه دربیانات ایشان نسبت به امام معصوم نیز بازتاب داشته است. درآستانه شهادت حضرت امام جعفر صادق به مرور گفته های آن حضرت درباره بنیانگذار مکتب جعفری و احیاگر تشییع


حضرت امام صادق (ع) در شرایطى که تحت فشار حکام ستمکار قرار دارد و در حال تقیه به سر مى‏برد و قدرت اجرایى ندارد و بسیارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مى‏برد، براى مسلمانان تکلیف معین مى‏کند، و حاکم و قاضى نصب مى‏فرماید. آیا این کار آن حضرت چه معنا دارد؟ و اصولًا بر این نصب و عزل چه فایده‏اى مترتب است؟ مردان بزرگ، که داراى سطح فکر وسیعى مى‏باشند، هیچ گاه مأیوس نگردیده و به وضع فعلى خود- که در زندان و اسارت به سر مى‏برند و معلوم نیست آزاد مى‏شوند یا نه- نمى‏اندیشند؛ و براى پیشبرد هدف خویش در هر شرایطى که باشند طرح نقشه مى‏کنند تا بعداً اگر توانستند شخصاً آن طرح را به مرحله اجرا درآورند؛ و اگر خودشان فرصت نیافتند، دیگران- هر چند بعد از دویست یا سیصد سال- دنبال این طرح بروند و اجرا نمایند. اساس بسیارى از نهضتهاى بزرگ به همین صورتها بوده است. رئیس جمهور سابق اندونزى، سوکارنو «1»، در زندان داراى این افکار بوده، و نقشه‏ها کشیده و طرحها داده که بعداً به اجرا درآمده است.
امام صادق (ع) علاوه بر دادن طرح، نصب هم فرموده‏اند. این نصب امام (ع) اگر براى‏آن روز بود، البته کار لغوى محسوب مى‏شد؛ ولى آن حضرت به فکر آینده بودند. مثل ما نبودند که فقط به فکر خودش باشد و وضع خود را بنگرد. فکر امت بوده؛ فکر بشر بوده؛ فکر همه عالم بوده است. مى‏خواسته بشر را اصلاح کند؛ و قانون عدل را اجرا نماید. او باید در هزار و چند صد سال پیش طرح بدهد، نصب نماید تا آن روز که ملتها بیدار شدند، ملت اسلام آگاه گردید و قیام کرد، دیگر تحیرى نباشد وضع حکومت اسلامى و رئیس اسلام معلوم باشد.
ولایت فقیه(حکومت اسلامى)، ص: 136 و 137

***
ابو خدیجه (یکى از اصحاب مورد اعتماد امام صادق (ع)) مى‏گوید که حضرت صادق (ع) به من مأموریت دادند که به دوستانمان (شیعه) از طرف ایشان چنین پیغام بدهم: «مبادا وقتى بین شما خصومت و نزاعى اتفاق مى‏افتد، یا در مورد دریافت و پرداخت اختلافى پیش مى‏آید، براى محاکمه و رسیدگى به یکى از این جماعت زشتکار مراجعه کنید. مردى را که حلال و حرام ما را مى‏شناسد بین خودتان حاکم و داور سازید؛ زیرا من او را بر شما قاضى قرار داده‏ام. و مبادا که بعضى از شما علیه بعضى دیگرتان به قدرت حاکمه جائر شکایت ببرد»

ولایت فقیه،ص 93

***
و در حدیث است که حضرت صادق، علیه السلام، صدقه مى‏دادند به شکر، پرسیدند: «چطور به شکر صدقه مى‏دهید؟» فرمود: «شکر را از هر چیز بیشتر دوست دارم، و میل دارم به آن چیزى که محبوبترین اشیاست پیش من صدقه دهم. [3]»
شرح چهل حدیث، ص: 491

***
حضرت {صادق}سلام اللَّه علیه- از قرارى که نقل شده است، آن آخرى که در معرض موتشان بوده است، جمع کردند عده‏اى را دور خودشان از عشیره خودشان گفتند که شما فرداى قیامت نیایید بگویید که من مثلًا پسر حضرت صادق بودم، من برادر او بودم، من زن او بودم. نخیر، اینها نیست در کار، عمل در کار است. باید همه با عملتان پیش خدا بروید. ما همه باید با اعمالمان پیش خدا برویم؛ نه اینکه حَسَبى در کار باشد، نه اینکه نَسَبى در کار باشد. این حرفها مطرح نیست در اسلام. در اسلام یک قانون است و آن قانون الهى.
صحیفه امام، ج‏9، ص: 425

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.