پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شودو عبادت در یکی از شب‌های آن (شب قدر )بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.»
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستداران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه قدمی هرچند کوچک برداشته باشد .
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : "نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است،خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم.
"بخشهای قبلی این سلسله نوشتار که با عنوان "دلیل راه "منتشر می شود،روزهای گذشته منتشر شد؛اینک بخش چهاردهم تقدیم می شود :

فصل هفتم

(انا انزلناه فی لیلة القدر)


درسوره قدر قرآن می خوانیم:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾ تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾

مرحوم الهی قمشه ای این آیات را چنین معنی می کند: «ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم . و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟ . شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است . در این شب فرشتگان و روح (یعنی جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبی و امام عصر عجل الله فرجه) از هر فرمان (و دستور الهی و سرنوشت مقدّرات خلق را) نازل می گرداند . این شب، رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه (شهود).»
و هر گاه این آیات را در کنار آیه 184 سوره بقره قرار دهیم که فرمودشهر رمضان الذی انزل فیه القرآن (سوره بقره، آیه184) به این نتیجه می­رسیم که لیلة القدر در ماه رمضان واقع است و قران نیز در همان شب نازل شده است. اضافه بر این که از بسیاری روایات استفاده می­شود که نزول قرآن از خصائص ماه رمضان دانسته شده و رمضان را به سبب آن ستوده­اند.
به عنوان مثال شیخ مفید در المقنعة دعایی را ذکر می کند که در آن خدا را چنین می خوانیم: «و خصصتَه بأن جعلتَ فیه لیلة القدر» (المقنعة، شیخ مفید، ص196) ترجمه: این ماه را اختصاص دادی به این که شب قدر را در آن قرار دادی.» همین فراز را شیخ طوسی در مصباح المتهجّد و تهذیب (مصباح المتهجّد، طوسی، ص655 / تهذیب الاحکام، طوسی، ج3، ص140) و قاضی ابن براج در المهذب (ج1، ص119) آورده اند. در صحیفه سجادیه نیز این مضمون به این صورت وارد شده است: «و هذا شهر فیه لیلة القدر التی هی خیر من ألف شهر» (صحیفه سجادیه، دعای 45، ص235)
میبدی در شرح آیات ابتدایی سوره دخان می نویسد که لیلة القدر شب نیمه شعبان است. (کشف الاسرار، ج9، ص397) این در حالی است که شیعیان مطابق با آن چه از روایات اهل بیت استفاده می شود، شب قدر را در ماه رمضان دانسته اند. ابن عربی نیز در احکام القرآن تصریح می کند که: «جمهور العلماء علی أنّها لیلة القدر، و منهم من قال: إنّها لیلة النصف من الشعبان، و هو باطل، لأنّ اله تعالی قال فی کتابه الصادق القاطع: )شهر رمضان الذی اُنزل فی القرآن(، فنصّ علی أنّ میقات نزوله رمضان» ترجمه: همه علما [اهل سنت] می گویند شب نزول قرآن لیلة القدر است و از جمله ایشان کسانی هستند که می گویند شب نیمه شعبان، شب نزول قرآن است. در حالی که این قول باطل است چراکه خداوند در قرآن تصریح دارد که قرآن در ماه رمضان نازل شده است. (احکام القرآن، ابن عربی، ج4، ص1690) وی در جای دیگر نیز می نویسد این شب در دهه آخر ماه رمضان واقع است. (احکام القرآن، ابن عربی، ج4، ص1926)
طنطاوی مفسّر سنی مذهب در التفسیر الوسیط نیز تصریح می کند که روایاتی که نزول قرآن را در ماه شعبان برشمرده یا مرسله و یا ضعیفه است و اساسی ندارد. (التفسیر الوسیط، سید محمد الطنطاوی، ج13، ص116)
به هر حال این که نزول قرآن در لیلة القدر بوده و لیلة القدر در ماه رمضان است مورد تأیید اکثر مفسرین است و از امام باقر علیه السلام روایت شده است که لیلة القدر در دهه آخر ماه رمضان می باشد. (تفسیر جامع، بروجردی، ج1، ص33)
میبدی در تفسیر این آیه می نویسد: «)إنا انزلناه فی لیلة القدر(: یک قول از اقوال مفسران در معنی این آیت آن است که: )انزلنا( القرآن )فی( شأن )لیلة القدر( و منزلتها و تعظیمها [قرآن را برای بیان شأن و منزلت شب قدر فرو فرستادیم.] می گوید: ما در تعظیم شب قدر از آسمان، قران فرستادیم، و به وحی پاک و پیغام راست، عالمیان را از خیرات و برکات و منزلت و مرتبت این شب، خبر دادیم. اندرین شب جنّات عدن و فرادیس اعلی، درها باز نهاده و ساکنان جنة الخلد بر کنگره ها نشسته، و ارواح انبیا و شهدا، در علیین فرا طرب آمده [به طرب و شادی درآمده]، نسیم روح ازلیت از جانب قربت [نزدیکی خداوند سبحان] به دل دوستان می دمد، و باد کرم از هواء فردانیت [ناحیه یگانگی خدا] بر جان عاشقان می وزد، وز دوست خطاب می آید که: «لیقم القانتون أین المستغفرون»؟ [1] کجا اند جوانمردان شب خیزان که در آرزوی مواصلت [وصل] ما بی خواب و بی آرام بوده اند و در راه عشق ما، شربت بلا نوشیده اند؟ تا ما خستگی ایشان مرهم نهیم و اندر این شب قدر، ایشان را با قدر و منزلت باز گردانیم! که امشب شب نواختن [نوازش] بندگان است، وقت قبول توبه عاصیان است، موسم و میعاد آشتی جویان است. هنگام ناز عاشقان و راز محبّان است. همه شب داعیان [دعا کنندگان] را اجابت است، سائلان [درخواست کنندگان] را عطیّت است، مجتهدان [کوشندگان] را معونت [کمک] است، مطیعان را مثوبت [ثواب] است، عاصیان را مغفرت است، محبّان را کرامت است و فریشتگان از آسمان به زمین آیند به عدد سنگریزه جهان، و جبرئیل روح الامین در پیش ایستاده، این است که رب العالمین گفت: )تنزلّ الملائکة و الروح فیها بإذن ربهم(.» (کشف الاسرار، میبدی، ج10، ص564)
ابن حزم در المحلّی (ج7، ص35) می نویسد: «تنها فرق شب قدر از سایر شب ها آن است که در آن ملائکه، نازل می شوند» در حالی که نووی در المجموع تصریح دارد که: «غیر از گروهی اندک، بقیه علما بر این امر اتفاق دارند که در هر سال، شب قدر تکرار می شود و تنها در یک سال نبوده است و شاهد این مدعا نیز آن است که در دعاهای مختلف وارد شده است که سعی کنید شب قدر را در هر سال دریابید. (المجموع، نووی، ج6، ص457) و از طرفی روایات زیادی داریم که عبادت در این شب را دارای ثواب بسیار بر می شمارند. از جمله کلینی در کافی از امام صادق علیه السلام نقل می کند: «علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن غیر واحد، عن ابی عبدالله (علیه السلام) قالوا: قال له بعض اصحابنا _ قال و لا أعلمه إلا سعید السمان ـ : کیف یکون لیلة القدر خیراً من ألف شهر؟ قال: العمل فیها خیر من العمل فی ألف شهر لیس فیها لیلة القدر» (الکافی، شیخ کلینی، ج4، ص157) ترجمه: «از حضرت سؤال شد که چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است، حضرت پاسخ دادند که عمل در این شب از عمل در هزار ماهی که در آن ها شب قدر نباشد، بهتر است.» و هم او، از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت در جواب به این سؤال که چه چیزی قصد شده است وقتی خداوند فرمود )لیلة القدر خیرٌ من ألف شهر(، حضرت جواب دادند: «هر عمل صالحی در این شب، از نماز و زکات گرفته تا انواع کارهای خوب، تماماً در این شب به اندازه همان عمل در هزار ماه است». (الکافی، کلینی، ج4، ص158)
پس معلوم می شود فضیلت شب قدر تنها نزول ملائکه نیست، بلکه بی شماری ثواب در این شب نیز از مزایای شب قدر است.
علاوه بر این، ابن حزم در مطلب خویش می نویسد: «ملائکه را جز پیامبر، احدی نمی بیند» (المحلی، ابن حزم، ج7، ص35) این در حالی است که در روایات ما، موارد بسیاری است که دلالت می کند بر آن که در شب قدر، ملائکه بر ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده و تقدیر امور می کنند. از برخی از این روایات چنین بر می آید که نکته ای که مورد اشاره ابن حزم ـ که از اهل سنت متعصّب بوده ـ قرار گرفته، در زمان ائمه نیز مطرح بوده است. در روایتی طولانی از امام صادق علیه السلام، امام از صحبت خویش با ابن عباس یاد می کنند و می فرمایند: «فقلت: یا ابن عباس ما تکلمت بصدق مثل أمس، قال لک علی بن أبی طالب علیه السلام: إن لیلة القدر فی کل سنة، و إنه ینزل فی تلک اللیلة أمر السنة و إن لذلک الامر، ولاة بعد رسول الله صلى الله علیه وآله فقلتَ: من هم؟ فقال: أنا و أحد عشر من صلبی أئمة محدثون، فقلت: لا أراها کانت إلا مع رسول الله فتبدّی لک الملک الذی یحدثه فقال: کذبتَ یا عبد الله» (کافی، کلینی، ج1، ص242) ترجمه: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «سپس او را دیدم و گفتم: ابن عباس! تو هیچگاه مثل دیروز راست نگفتی، زیرا گفتی: علی بن ابی طالب علیه السلام به تو فرمود: شب قدر در هر سالی هست و امر آن سال (حکم خدا و مقدر بندگان) در آن شب نازل می شود و برای آن امر (که نازل می شود) والیانی بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله تعیین شده است. تو گفتی: آن ها چه کسانی هستند؟ علی علیه السلام فرمود: ایشان، من و یازده نفر امامان گوینده حدیث از صلب من می باشیم. تو گفتی: من عقیده ندارم که شب قدر جز با پیغمبر باشد (یعنی پس از وفات پیغمبر صلی الله علیه و آله، امر خدا در شب قدر بر کسی نازل شود) آن گاه فرشته ای که با او سخن می گفت، مجسم شد و گفت ابن عباس! دروغ گفتی.» (اصول کافی به ترجمه سیدجواد مصطفوی، ج1، ص359)
مرحوم مجلسی در پاسخ به این سؤال نیز روایتی را از امام جواد علیه السلام نقل کرده است که با هم مرور می کنیم: «عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال الله عز وجل فی لیلة القدر )فیها یفرق کل أمر حکیم( (سوره دخان، آیه3) یقول: ینزل فیها کل أمر حکیم، و المحکم لیس بشیئین إنما هو شئ واحد، فمن حَکَمَ بما لیس فیه اختلاف، فحکمه من حکم الله عز وجل، و من حَکَمَ بأمر فیه اختلاف فرأى أنه مصیب، فقد حکم بحکم الطاغوت، إنه لینزل فی لیلة القدر إلى ولی الأمر تفسیر الأمور سنةً سنةً، یؤمر فیها فی أمر نفسه بکذا وکذا. وفی أمر الناس بکذا وکذا، وإنه لیحدث لولی الأمر سوى ذلک، کل یوم علم الله عز ذکره الخاص والمکنون العجیب المخزون مثل ما ینزل فی تلک اللیلة من الامر. ثم قرأ: )ولو أن ما فی الأرض من شجرة أقلام والبحر یمد ، من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله إن الله عزیز حکیم( (سوره لقمان، آیه27) » (بحار الانوار، مجلسی، ج4، ص99)
سید جواد مصطفوی این روایت را چنین ترجمه کرده و سپس مطالبی را از مرحوم مجلسی در توضیح این روایت وارد کرده است: «امام محمد تقی علیه السلام فرماید: خدای عزوجل راجع به شب قدر فرموده است. «در آن شب هر امر محکمی فیصل داده شود»، خدا می فرماید: هر امر محکمی از آسمان نازل می شود و محکم دو چیز نیست، بلکه تنها یک چیز است، پس هر که حکم بی اختلاف کند، حکمش حکم خدای عزوجل است و هر که حکمی کند که در آن اختلاف باشد و خود را مصیب بداند، به حکم طاغوت (باطل) حکم کرده است. همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها بر ولی امر (امام زمان) نازل می شود، در آن شب امام علیه السلام، درباره کار خودش چنین و چنان دستور می گیرد و راجع به کار مردم هم، به چنین و چنان، مأمور می شود، و نیز برای ولی امر غیر از شب قدر هم، در هر روزی که خدای عزوجل صلاح داند، مانند آن شب، امر مخصوص و پوشیده و شگفت در گنجیده پدید می آید، سپس قرائت فرمود (آیه 27 سوره31)، را: «اگر همه درختانی که در زمین هستند قلم باشد، و دریا و هفت دریای دیگر به کمک او مرکّب شود، کلمات خدا تمام نشود، زیرا که خدا نیرومند و فرزانه است.»
توضیح: مجلسی (رحمه الله) گوید: از این حدیث استفاده می شود که در شب قدر آیات قرآن توضیح داده می شود، محکم و متشابهش جدا می­شود، آیت مجملش بیان می شود، آیات متشابهش تأویل می شود، مطلقاتش مقید می گردد و خلاصه، انزال قران کامل می شود به طوری که برای مردم هدایت باشد (و مناسب پیش آمدها و اوضاع مردم در آن سال باشد) سپس مجلسی گوید: مراد از امر محکم، امر معلوم یقینی است که حتمی و واقعی باشد و در شب قدر نازل می شود. و لازم است که در زمین عالمی باشد که آن امر واقعی را بداند وگرنه انزال آن فائده ای ندارد و آن عالم هم جز امام معصومی که از جانب خدا مؤید است، نباشد، پس آیه دلالت دارد که در هر عصری تا انقراض تکلیف خدا از روی زمین، باید امامی که تمام امور دین را از جزئی و کلی بداند، موجود باشد و اطاعت او هم بر مردم لازم است.» (اصول کافی، به ترجمه سید جواد مصطفوی، ج1، ص360)
همین نویسنده روایت دیگری از اصول کافی (کافی، کلینی، ج1، ص245) را چنین ترجمه کرده است که می تواند تأییدی بر مطلب فوق باشد. «مردی به امام محمد تقی علیه السلام عرض کرد: پسر پیغمبر! بر من خشم مکن، فرمود برای چه؟ عرض کرد: برای آن چه می خواهم از شما بپرسم. فرمود: بگو. عرض کرد: خشم نمی کنی؟ فرمود خشم نمی کنم، عرض کرد: بفرمایید این که راجع به شب قدر معتقدید که فرشتدگان و جبرئیل به سوی اوصیا نازل می شوند، آیا برای آن ها امری می آورند که پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را نمی دانسته یا امری می آورند که پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را می دانسته است؟ با آن که شما می دانید که چون پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات کرد، علی علیه السلام تمام علوم او را فرا گرفته بود؟ امام فرمود: ای مرد مرا با تو چه کار است؟ چه شخصی تو را نزد من آورد؟ عرض کرد: سرنوشت مرا برای طلب دین نزد تو آورد. فرمود: پس آن چه را به تو می گویم خوب بفهم.
همانا چون رسول خدا صلی الله علیه و آله را به معراج بردند، فرود نیامد تا این که خدای ـ جل ذکره ـ علم گذشته و آینده را به او آموخت و مقدار زیادی از آن علم، مجمل و سربسته بود که تفسیر و توضیحش در شب قدر می آمد، علی بن ابی طالب علیه السلام هم مانند پیغمبر بود، علوم مجمل را می دانست و تفسیرش در شبهای قدر می آمد، مانند آن چه برای پیغمبر صلی الله علیه و آله بود، مرد سائل گفت: مگر در آن علوم مجمل و سر بسته تفسیری نبود؟ فرمود: چرا، ولی در شب های قدر از طرف خدای تعالی به پیغمبر صلی الله علیه و آله و اوصیاء، نسبت به آن چه می دانند دستور می آید که چنین و چنان کن و در آن شب دستور می گیرند که نسبت به آن چه می دانند، چگونه رفتار کنند.
مرد سائل گوید: عرض کردم: این مطلب را برایم توضیح دهید، فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات نکرد، جز این که علوم سربسته و تفسیر آن ها را فرا گرفته بود، عرض کردم: پس آن چه در شب های قدر برایش می آمد، چه علمی بود؟ فرمود: فرمان و تسهیلی [آسان کردن] بود نسبت به آن چه می دانست (جزیئات و مصادیق بر کلیات منطبق می گشت و دستور اجرایش می آمد و این خود تسهیلی بود برای پیغمبر و امام صلی الله علیه و آله.) مرد سائل گفت: پس برای ایشان در شب های قدر چه علمی غیر از آن چه می دانستند پدید می آمد؟ فرمود: این مطلب از چیزهایی است که ایشان مأمور به کتمانش باشند و تفسیر آن چه را پرسیدی جز خدای ـ عزوجل ـ نداند. مرد سائل گفت: مگر اوصیا می دانند آن چه را که پیغمبران نمی دانند؟ فرمود: نه، چگونه می شود که وصی، علمی جز آن چه به او وصیت شده بداند؟! مرد سائل گفت: ما را می رسد که بگوییم یکی از اوصیاء چیزی می داند که وصی دیگر، آن را نمی داند؟ فرمود: نه، هر پیغمبری که بمیرد علمش در قلب وصیش باشد و فرشتگان و جبرئیل در شب قدر، فقط آن چه را که وصی باید میان بندگان حکم کند، فرود می آوردند. مرد سائل گفت: مگر ایشان آن حکم را نمی دانند؟ فرمود: چرا می دانند ولی نمی توانند مطلبی را اجرا کنند تا در شب های قدر دستور یابند که تا سال آینده چگونه رفتار کنند. مرد سائل گفت: من نمی توانم این موضوع را انکار کنم؟ امام فرمود: هر که انکار آن کند از ما نیست. مرد سائل گفت: ای ابا جعفر بفرمایید که آیا برای پیغمبر صلی الله علیه و آله در شب های قدر، علمی می آمد که آن را نمی دانست؟ فرمود: این سؤال برای تو روا نیست، اما نسبت به علم گذشته و آینده، هر پیغمبر و وصیی که بمیرد، وصی پس از وی آن را می داند و اما این علمی که تو می پرسی خدای ـ عزوجل ـ نخواسته که جز خود اوصیاء، از آن اطلاع یابند.
مرد سائل گفت: پسر پیغمبر! از کجا بدانم که شب قدر در هر سالی هست؟ فرمود: چون ماه رمضان فرا رسد، در هر شب سوره دخان را صد مرتبه بخوان، چون شب بیست و سوم رسد، آن چه را پرسیدی تصدیقش را میبینی.» (اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج1، ص370)
توضیح: پیداست که عمده مشکل این مرد سائل در این حدیث شریف این است که به امام علیه السلام می گوید شما می گویید: به محض این که پیغمبر صلی الله علیه و آله یا امام سابق بمیرد، جانشین او تمام علوم او را و لو به طور کلی و سربسته می داند و باز در شب های قدر هر سال فرشتگان برای او علمی می آورند، اگر پیغمبر و امام صلوات الله علیهم همه چیز را می دانند، پس آن چه در شب های قدر می آورند چیست؟ و اگر در شب های قدر چیز تازه ای می آورند، پس پیغمبر و امام علیهم السلام، پیش از آن شب همه چیز را نمی دانسته اند. مرد سائل این مشکل را هشت مرتبه بسیار مختلف سؤال می کند و حضرت جوابش می دهد که: آن چه را می دانند، علوم و قوانینی است حقیقی و به تصویب رسیده ولی در شب های قدر فقط دستور اجرای آن ها را دریافت می کنند. (شاید کیفیت اجرا هم در آن شب ها ابلاغ شود.) و اما راجع به این که امام به او می فرماید: این سؤال برای تو روا نیست، جهتش این است که آن سائل بیش از آن مقدار ظرفیت و استعداد نداشته و بر امام لازم است که جواب را به مقدار فهم و استعداد سائل گوید و یا جهتش این است که چون هشت مرتبه جوابش را فرمود و او نفهمید، امام علیه السلام با آن جمله خواست به او بفهماند که فهم دست خداست و من فقط بیان می کنم. و یا آن که مقصود سائل خصوصیات و جزئیات شب قدر بوده، به طوری که فرشتگان برای امام می گویند، او هم برای آن مرد بگوید و پیداست که اگر دانستن آن خصوصیات برای آن مرد جایز می بود، خدا فرشتگان را در شب های قدر بر او نازل می کرد.» (ترجمه اصول کافی، مصطفوی، ج1، ص368)
پس معلوم شد که شب قدر علاوه بر آنکه عبادتش ثواب بسیار دارد و هر عبادتی در آن با عبادات هزار ماه برابر است و علاوه بر آن که ملائکه در آن نازل می شوند. (که در این باره بیشتر خواهیم گفت)، شبی است که در آن اعمال سال آینده تثبیت می گردد و به حکم روایات متعددی که برخی را دیدیم، ائمه اطهار در هر سال محل نزول ملائکه الهی هستند.
پیش از ادامه سخن و بررسی نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم، خوب است توجه خوانندگان را به این نکته جلب کنیم که طبری در مجمع البیان، «روح» را طبق یک احتمال نام یکی از ملائکه که بزرگتر از او وجود ندارد، دانسته (مجمع البیان، ج10، ص248) و هم چنین احتمال داده است که روح همان وحی باشد چنانکه در آیه شریفه می خوانیم و )کذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا( (سوره شوری، آیه52) و این احتمال را نیز مطرح می­کند که مراد از روح، طائفه­ای از ملائکه باشند. (مجمع البیان، ج10، ص410)

پی نوشت :

[1] . قرطبی در تفسیر خویش می نویسد: «در ابتدای شب منادی، ندا می دهد قنوت گیرندگان به پا خیزند و ایشان چنین می کنند و تا سحر نماز می گذارند و در هنگام سحر منادی ندا در می دهد استغفار کندگان کجایند و ایشان استغفار می کنند.» (تفسیر قرطبی، ج4، ص361)

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.