نوشتاری از حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران : ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ) شب قدر (بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است. بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام راحل به برکت ایام مبارک ماه رمضان سلسله نوشتاری را در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار داده اند که از امروز تا پایان ماه مبارک رمضان تقدیم خوانندگان وکاربران گرامی و علاقمندان اهل بیت (ع) و دوستاران بیت امام خمینی (س) می کند ،باشد تا در این راه سهمی هرچند کوچک برداشته باشد .
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در این نوشتار آنچنان که خود نوشته است : نگارنده را امسال فراغتی حاصل شد تا کتاب شریف کشف الاسرار نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی را به مطالعه برگیرد و از همین رو بر آن شدم که گوشه هایی از آن را که موافق طبع ایام روزه داری است، خدمت برادران و خواهران تقدیم کنم و به فراخور مطالب آن از تفاسیر و متون دیگر اسلامی بهره گرفته و آن را ضمیمه نوشتار کنم.بخش نخست این سلسله نوشتار که با عنوان دلیل راه منتشر می شود ،روزچهارشنبه هفته گذشته منتشر شد. بخش دوم این نوشتار به شرح زیر است :

فصل اول
«الصوم لی»

میبدی می نویسد:
قوله تعالی: «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»، به زبان اشارت و بیان حکمت می گوید: ای شما که مؤمنان اید! روزه که بر شما نبشته شد از آن [جهت] نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود. [خدا] فردا در بهشت خواهد تا مهمانان، گرسنه به مهمانی برد [چرا] که کریمان چون کسی را به مهمانی برند، دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت به دل مهمانان شیرین تر بود. رب العالمین، بهشت و هر چه در آن است مؤمنان را آفرید [چرا] که هیچ چیز از آن، وی را به کار نیست و به آن محتاج نیست.
پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچ کس نرفت. آن پیر دست برداشت [و] گفت: بار خدایا اگر بندگان خود را فردا به آتش فرستی، آن بهشت و آن نعیم، بر کمال، چون سفره من باشد! نوای [و صفای] سفره در آن است که خورنده بر سر آن است.
آری! هر چه خزائن نعمت است، رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد، از این جا گفت عز جلاله: «الصوم لی». قال بعضهم [برخی بزرگان گویند] ـ یعنی الصمدیة لی لا آکل و لا اشرب ـ صمدیت مراست که نه خورم و نه آشامم. و أنا أجزی به ـ روزه داران را خود پاداش دهم بی حساب، [چرا] که ایشان موافقت ما طلب کرده اند از روی ناخوردن، و دوستی ما خواسته اند. که اول مقام در دوستی، موافقت است. پس [به سبب] موافقت تو، الله را به ناخوردن، (هرچند که ناخوردن تو تکلّفی است و وقتی، ناخوردن الله صفتی است و ازلی [نخوردن تو موقت است و باعث زحمت ولی نخوردن حق تعالی ویژگی اوست و همیشگی است]) میدان [و مطمئن باش] که از آن، چه شرف و کرامت به تو باز گردد در دل و دین.
و گفته اند ـ «الصوم لی» ـ اضافت روزه با خود کرد [یعنی گفت روزه برای من است] تا دست خصمان از آن کوتاه کند، فردا در قیامت چون خصمان [دشمنان] گرد تو برآیند، و عبادت های تو به آن مظالم که در گردن داری بردارند، رب العالمین آن روزه تو در خزینه فضل خود می دارد، و خصمان تو را می گوید ـ این [روزه] از آنِ من است. شما را ور آن دستی نه [و در آن حقی ندارید] ـ پس به عاقبت [در آخر کار] به تو باز دهد، گوید ـ این اضافت [این که گفتم روزه برای من است] از بهر آن با خود کردم تا از بهر تو نگه دارم.» (کشف الاسرار، میبدی، ص493)
اشاره میبدی در این متن به حدیثی است که در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است؛ این حدیث در منابع روایی ما چنین آمده است: علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن سلمة صاحب السامری عن ابی الصباح عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی یقول الصوم لی و انا أجزی علیه» (الکافی، کلینی، ج4، ص63)
ممکن است «اجزی به» را به صیغه معلوم بخوانیم و چنین معنی کنیم که من به آن جزا و پاداش می دهم و ممکن است ـ چنانکه ابن اثیر احتمال داده است (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270) آن را به صیغه مجهول خوانده و چنین معنی نماییم «من خود برای آن جزا هستم»
شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق صفحه 138 این روایت را به صورت مفصل تری مورد اشاره قرار داده است: «وقال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) لأصحابه : ألا أخبرکم بشئ إن أنتم فعلتموه تباعد الشیطان منکم کما تباعد المشرق من المغرب؟ قالوا: بلى یا رسول الله، قال: الصوم یسود وجهه و الصدقة تکسر ظهره و الحب فی الله و المؤازرة على العمل الصالح تقطع دابره و الاستغفار یقطع وتینه. ثم قال (صلى الله علیه وآله و سلم): لکل شئ زکاة وزکاة الأبدان الصیام. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): الصائم فی عبادة و إن کان نائما على فراشه ما لم یغتب مسلما. وقال (صلى الله علیه وآله و سلم): قال الله تبارک و تعالى: الصوم لی و أنا أجزی به. و للصائم فرحتان: حین یفطر و حین یلقى ربه عز و جل. و الذی نفس محمد بیده لخلوف فم الصائم عند الله أطیب من ریح المسک.»
ترجمه: پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خویش می فرمودند: آیا خبر بدهم به شما از چیزی که اگر انجام دهید، شیطان از شما به اندازه ای که مشرق از مغرب دور است، دور می شود، عرض کردند بله یا رسول الله، حضرت فرمودند: روزه صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه کمر او را می شکند و دوستی خدا و زیادت عمل صالح، دنباله او را قطع می کند، و استغفار کردن رگ قلب او را قطع می کند. سپس پیامبر فرمود: برای هر چیزی زکات است و زکات بدن، روزه است. و فرمودند: روزه دار مادامی که غیبت مسلمانی را نمی کند (1) در عبادت است اگرچه در بستر خویش در خواب باشد. و فرمودند: خدای سبحان می فرماید: روزه برای من است و به آن جزا می دهم، روزه دار دو خوشحالی دارد یکی وقتی که افطار می کند و دیگر آن لحظه ای که پروردگارش را ملاقات می کند. و به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزه دار، در نزد خدا از عطر مشک خوشآیندتر است.»
این روایت را در میان اهل سنت، نسایی (السنن الکبری، ج2، ص90)، سیوطی (الجامع الصغیر، ج1، ص293) و متقی هندی (کنز العمّال، ج8، ص445) و بسیاری دیگر نقل کرده اند.
مرحوم عبدالرزاق گیلانی در ترجمه مصباح الشریعة درباره این روایت می نویسد: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قال الله تعالی: الصوم لی و انا اجزی به. حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله، از جناب احدیت نقل می فرمایند که: آن حضرت عز شأنه فرموده که: روزه از برای من است و مختصّ به من است، و من ثواب او را چنانکه لایق به من است، به روزه دار خواهم داد. وجه تخصیص حضرت باری تعالی، خصوص روزه را، در میان سایر عمل ها به جناب خودش، عدم اطلاع غیر است به این عمل، چراکه هر عملی که ستر و خفا، در او بیشتر است، به خلوص اقرب است، و قدر و اعتبارش نزد خدای تعالی بیشتر است. از این جهت، قدر ذکر «لا اله الا الله» در میان اذکار بیشتر است .(2) (ترجمه مصباح الشریعة، گیلانی، ص155 / ایضا ن ک: مشارق الشموس، خوانساری، ج2، ص448)
نکته حائز اهمیت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، آن است که چرا از بین همه عبادات خداوند سبحان تنها «روزه» را به صفت «برای من» مزیّن ساخته است. علاوه بر این دو توجیه که ـ از میبدی و گیلانی ـ برای «الصوم لی» مورد اشاره قرار گرفت، از قرطبی نقل شده است که می نویسد: «چون همه عبادات با یکی از احوالات آدمی مناسبت دارد، (مثلاً نماز همراه با حرکت است و حرکت از ویژگی های انسان است)، غیر از روزه که با صفت حق تعالی یعنی بی نیازی، نخوردن و نیاشامیدن مناسب است، آن را به خدای سبحان نسبت داده اند. در حالی که همه عبادات از آنِ خداست.» (شرح سنن النسائی، سیوطی، ج4، ص159) همین معنی مورد اشاره ابن عربی و شعرانی نیز واقع گردیده است. (العهود المحمدیه، شعرانی، ص169 / الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258و623)
ابن اثیر به نکته دیگری اشاره کرده و می نویسد: «در هیچ ملتی از ملل مشرک و بت پرست برای بت ها روزه نمی گرفتند، اگرچه برای بت ها نماز می خواندند و قربانی می کردند. و به همین جهت روزه تنها برای خداست و چون یک فرمان ویژه از جانب خداوند سبحان است و قبل از آن برای غیر خدا انجام گرفته است، خداوند می فرماید: «الصوم لی». (النهایة، ابن اثیر، ج1، ص270)
این گفته ابن اثیر به سبب آن چه استاد معظم آیت الله العظمی جوادی آملی نوشته اند مردود است. ایشان در تفسیر خویش (تسنیم، ج9، ص300) تصریح دارند که بت پرستان گاه برای بت های خویش روزه می گرفتند.
برخی دیگر نیز نوشته اند علت آن که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به» آن است که ثواب روزه دار قابل اندازه گیری نیست و جز خداوند کسی نمی تواند آن را معین کند و از همین رو آن را شخصاً بر عهده گرفت و موکول به ملائکه نفرمود. (فیض القدیر، مناوی، ج2، ص390)
شهید ثانی نیز بر همین علل تأکید دارد. (مسالک الافهام، ج2، ص75) و همچنین مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به این احتمالات توجه کرده و می نویسد: «روزه تنها عبادتی است که از «نفی» پدید آمده است و بقیه عبادات همانند نماز و حج از امور وجودی شکل گرفته اند و یا افعال وجودی در آن ها دخیل است. و این در حالی است که افعال وجودی برای اظهار عبودیت عبد و ربوبیت پروردگار کامل نیستند، چراکه همه آن ها نقص مادی را همراه دارند و به نوعی نیز انیت عبد را در بر دارند و ممکن است برای غیر خداوند نیز در آن ها نصیبی باشد چنانکه ریا در آن ها راه دارد در حالی که «نفی» تنها بین عبد و رب است و به حسب طبع اولی کسی را از آن اطلاعی نیست. (المیزان، ج2، ص25)
روشن است که عبارت ایشان ناظر به آن روزه¬ای است که از «سُمعه» خالص باشد. چراکه روزه نیز اگر همراه با سمعه باشد، می تواند آغشته به ریا گردد. البته سمعه (رساندن به گوش مردم و مطلع کردن آن ها) از امور وجودی است و طبیعی است که ضرری به استدلال مرحوم طباطبایی نمی زند.
در این جا نکته ای است که لازم است به آن اشاره نماییم:
چنانکه امام خمینی در چهل حدیث (ص45) اشاره می نمایند، ریا گاه برای نفس خود آدمی است و انسان گاه خویشتن را می فریبد، بسیار اتفاق می افتد که عملی را ما در خلوت خویش انجام می دهیم ولی ذره ای بوی الهی در آن نیست، و بسیار ریاضت ها می کشیم که به گمان خویش در مسیر خداست ولی در حقیقت تنها برای شادمان ساختن نفس خویش است. و به این حساب ریا در روزه نیز راه دارد حتی اگر آمیخته به سمعه نشود.
امام خمینی می نویسند: «اگر شما دارای ملکات فاضله انسانیه باشید، در وقتی [و در صورتی] آن ملکات صورت شما را انسانی می کند که با آن ملکات بدون این که از طریق اعتدال خارج شده باشند محشور گردید. بلکه ملکات در صورتی فاضله است که نفس اماره در آن تصرف نکند و در تشکیل آن قدم نفس دخیل نباشد. بلکه شیخ استاد ما (3) دام ظله می فرمودند میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح قَدَم نفس و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت، باطل و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می باشد. و دعوی های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می کند. و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خدا جو شد، ریاضت او حق و شرعی است؛ و حق تعالی از او دستگیری می کند به نص آیه شریفه که می فرماید: و الذین جاهدوا فینا لَنَهدیَنَّهم سبلنا(سوره عنکبوت، آیه69) «کسی که مجاهده کند در راه ما، هر آینه هدایت می کنیم او را [به] راه های خود.» مادامی که مملکت وجود شما از حب نفس و حب جاه و جلال و شهرت و ریاست به بندگان خدا پر است، نمی توان ملکات شما را ملکات فاضله دانست.» (چهل حدیث، امام خمینی، ص45)
پس چنان که به نظر می رسد نمی توان گفت «در بین عبادات فقط روزه به صفت «الصوم لی» مزیّن گشته چراکه ریا در آن راه ندارد.» همینطور به نظر می رسد نمی توان به آن چه از ابن عربی نقل شده، تکیه کرد. چراکه اگرچه روزه امری عدمی است و سایر عبادات دارای اعمال وجودی هستند، ولی تکیه بر این که «صوم صفت صمدانیت است که عبارت است از تنزّه بی نیازی نسبت به اکل» (الفتوحات المکیة، ابن عربی، ج1، ص258)، برای آن که بگوییم تنها صوم است که شأنیت صفت «الصوم لی» را دارد، تمام نیست چرا که این نگاه اگرچه به تنزیه حق توجه دارد، ولی از حقیقت وجود که ظلّ خدای سبحان است چشم می پوشد. چگونه است که «صمدانیت» باعث صفت «الصوم لی» می شود ولی قیّومیت و رحمانیت که در صلاة و صدقه است نمی تواند چنین صفتی را پدید آورد.
مرحوم سید حیدر آملی درباره این انحصار، نظری دیگر دارد. این عارف شیعی می نویسد: «عارف باید از مشاهده افعال غیر خدا امساک کند، تا به مقام توحید افعالی برسد. [هرچیز را فعل خدا بداند و بپذیرد که هیچ چیز در عالم جز خدای سبحان مؤثر نیست]، سپس از مشاهده صفات غیر خدا چشم بپوشد تا به مقام توحید صفاتی برسد [هر جمال و صفتی را متعلق به حق تعالی بداند] و سپس از مشاهده هر وجودی غیر از خدا امساک کند تا به مقام توحید ذاتی برسد که هدف از هر سلوکی است بلکه هدف هر وجودی همان است و چنین روزه داری روزه حقیقی گرفته است و از غیر خدا به طور کلی امساک کرده است. این، آن روزه ای است که درباره آن وارد شده است: «إنّ کل حسنة بعشر امثالها الی سبعمائة ضعف الا الصیام فانه لی و انا أجزی به» (مستدرک الوسائل، نوری، ج7، ص503) به هر حسنه ای، از ده برابر تا هفت صد برابر پاداش می دهیم جز روزه، چراکه روزه از آنِ من است، و من به آن جزا می دهم.
و سبب این امر آن است که جز این گونه روزه هیچ چیز استحقاق آن را ندارد که خدای سبحان خود جزاء آن واقع شود، بلکه می توان گفت چنین روزه ای جز خداوند متعال جزائی نخواهد داشت. چراکه روز{ از خوردن و آشامیدن، پاداشش بهشت است، و پاداش روزه اهل طریقت، قرب و کشف و شهود است ولی جزای اهل حقیقت، خود خداوند و نه غیر اوست. و به همین سبب روزه اهل حقیقت از صوم اهل شریعت و اهل طریقت بالاتر است و بالاترین عمل، بالاترین جزا را به همراه دارد و جزایی بالاتر از ذات مقدس ربوبی نیست و به همین موضوع اشاره کرده است که: إن هذا لهو الفوز العظیم، لمثل هذا فلیعمل العاملون (سوره صافات، آیات60 و 61) و به همین اشاره دارد: و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجراً عظیما (سوره نساء، آیه114) و در حدیث قدسی نیز چنین آمده است: «من طلبنی فقد وجدنی و من وجدنی فقد عرفنی و من عرفنی فقد احبّنی و من احبّنی فانا قتلته و من أنا قتلته فعلیّ دیته، و من علیّ دیته فأنا دیته» (المنهج القوی، ج4، ص398 / مسکّن الفؤاد، شهید ثانی، ص27 به نقل از مصحّح المحیط الاعظم). هر که مرا طلب کند می یابد، و هر که مرا بیابد می شناسد، و هر که مرا بشناسد دوست می دارد، و هر که مرا دوست بدارد او را می کشم، و هر که را من بکشم دیه او بر من است، و هر که دیه او بر من است من خود دیه او هستم.
و تمام این آیات و روایات، اشاره به فنای عبد و بقای در مقام وحدت صرفه دارد. همان مقامی که از آن به «احدیت تفرّق بعد از جمعیت» یاد می شود. چنانکه می فرماید: و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی (سوره انفال، آیه17)
و پیامبر می فرماید: «من رءآنی فقد رأی الحق» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص235) پس فرق است بین روزه اهل طریقت و روزه اهل حقیقت، چراکه اولی سبب تهذیب اخلاق و اتصاف به صفات حق می شود چنان که فرمود: «تخلّقوا باخلاق الله» (بحار الانوار، مجلسی، ج58، ص129) و دومی سبب فناء عبد و بقاء به حق می شود. (تفسیر المحیط الاعظم و بحر الخضم، سید حیدر آملی، ج4، ص219)
پس می توان گفت غایت روزه (چنانکه قرآن می فرماید: لعلَّکم تتقون (سوره بقره، آیه183) «تا پرهیزگار شوید»)، تقوای الهی است و از آن جا که برای متقیان درجات متعددی است که به فراخور حال و درجه هر یک تعیین می شود، جزای روزه نیز متفاوت است. برای برخی همان بهشتی است که در آن جوی ها جاری است چنانکه می فرماید: إن المتقین فی جناتٍ و نهر (سوره قمر، آیه54) «یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند» و پاداش برخی نیز «مقام عند الله» است چنانکه می فرماید فی مقعد صدقٍ عند ملیک مقتدر (سوره قمر، آیه55) «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» و این همان مرحله ای است که ذات خدا خود پاداشت متقیان قرار می گیرد.
حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث در شرح حدیث بیست و هشتم به روایتی از کافی (4) اشاره می کنند که در آن از امام صادق علیه السلام سؤال شده است: «آیا کسی که دیدار خداوند را دوست داشته باشد، خداوند هم دیدار او را دوست دارد؟» و حضرت پاسخ مثبت می دهند و می فرمایند: «مرگ در لحظه دیدار حق است. وقتی کسی دید آن چه را دارد، چیزی برایش محبوب تر از آن نیست که بر خداوند وارد شود و خداوند دیدار او را دوست دارد و او دیدار خداوند را.» امام خمینی سپس به شرح رؤیت خدا و مقا فناء می پردازند و با اشاره به روایت «ما رأیتُ شیئاً الا و رأیتُ الله معه و قبله و فیه» (5) چیزی را ندیدم مگر این که همراه با آن و قبل از آن و بعد از آن خدا را دیدم. و روایت «لم أعبدُ ربّاً لم أره» (6)نمی پرستم پروردگاری را که ندیده ام، به تشریح کیفیت رؤیت حق تعالی اشاره می کنند. (7) بحث در این باره را به فرصتی دیگر وا می گذاریم. (8)

پی نوشت :
1-این مضمون که غیبت، روزه را آسیب می زند در روایات متعدد و با زبان های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. از جمله: الدر المنثور، ج1، ص438 از نبی مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم): نقل می کند که: «الصیام جنة ما لم یخرقها قیل: بم یخرقها قال بکذب او غیبة» روزه سپر است مادامی که آن را پاره نکنید، عرض شد به چه پاره می شود، فرمود: به دروغ و غیبت. این روایت اشاره دارد به روایت معروف نبوی که الصوم جنة من النار روزه سپر از آتش است. (الکافی، ج4، ص62)
2-چراکه کلمه شریف «لا اله اله الله» را می توان به گونه ای تلفظ کرد که لب ها حرکت نکند و کسی از ذکر آن مطلع نشود.
3-مراد مرحوم آیت الله شاه آبادی رحمة الله علیه است.
4-فروع کافی، کلینی، ج3، ص134
5-علم الیقین، ج1، ص49
6-کشف الیقین، ج1، ص49
7-چهل حدیث، امام خمینی، ص455
8- ایضاً ن ک: رساله لقاء الله، میرزا جواد تبریزی

بخش سوم این سلسه نوشتار ،فردا منتشر می شود


آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.