نتیجه تاکید بیش از حد بر مدرک و گسترش جو مدرک گرایی در جامعه نیز این شده است که امروزه باوجود اتلاف منابع مالی و انسانی و همچنین صرف و انرژی بسیار برای تحصیل در دانشگاه، بسیاری از افراد تحصیل کرده دانشگاهی یا بی کارند یا در مشاغل غیر مرتبط فعالیت می کنند که هیچ نیازی به تحصیلات دانشگاهی ندارد.

کشور ایران با دارا بودن جمعیتی بالغ بر ٧٨ میلیون نفر، حدود چهارمیلیون و ٥٠٠ هزار نفر دانشجو دارد و هرساله نیز بیش از یک میلیون نفر برای ورود به دانشگاه های مختلف، در رقابتی به نام کنکور شرکت می کنند که از این بین بخش زیادی از شرکت کنندگان، در دانشگاه ها پذیرفته می شوند. (البته این آمار بدون درنظرگرفتن تعداد زیاد جوانانی است که در کشورهای دیگر مشغول تحصیل اند).

به گزارش جماران، این آمار یعنی بخش قابل توجهی از جوانان ما یا دانشجو هستند یا تلاش می کنند وارد دانشگاه شوند. طبق گفته های برخی مسوولان، ایران از لحاظ تعداد دانشجویان، رتبه سوم جهان را به خود اختصاص داده است. طبق برخی آمارها، نسبت دانشجویان به جمعیت کل کشور برابر پنج درصد و در نتیجه ایران یکی از ١٠ کشور برتر در این زمینه است.

این آمار یعنی بخش زیادی از جمعیت جوان کشور را دانشجویان تشکیل می دهند. با توجه به تعداد بسیار زیاد دانشجویان ایران و نسبت زیاد تعداد دانشجویان به جمعیت کل کشور، می توان دریافت که این خیل زیاد، بالقوه می توانند نقش پررنگی در وضعیت کنونی و تغییرات آینده کشور داشته باشند.

یکی از نخستین و مهم ترین اتفاق های کشور ما پس از انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی (تعطیلی موقت دانشگاه ها و بازگشایی دوباره پس از مدتی کوتاه) بود. وقوع انقلاب فرهنگی نشان از آن داشت که از دید دولتمردان تازه، دانشجویان اهمیت بسیاری دارند و نباید از نقش آنان در تحولات جامعه غافل بود.

به هرروی در چنددهه ای که از پیروزی انقلاب گذشته است، دولتمردان چندین وچندبار نقش و وظیفه تازه ای را برای دانشجو و دانشگاه تعریف کرده اند و برای به نتیجه رسیدن این برنامه ریزی ها، قوانین تازه ای وضع کردند. برای مثال روزگاری افزایش تعداد دانشجویان در مقاطع کاردانی و کارشناسی آرزوی مسوولان بود و روزگاری افزایش دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا. روزگاری افزایش ظرفیت علوم پزشکی مدنظر بود و روزگاری دیگر افزایش ظرفیت رشته های فنی مهندسی یا علوم انسانی. روزگاری افزایش تعداد مقاله ها در ژورنال های بین المللی مطلوب بود و امروزه تحقیقات کاربردی. اما یکی از مهم ترین مواردی که در همه این تغییر و تحولات، بسیار جالب توجه بود آنکه مدیران و برنامه ریزان کشور بر مبنای آمال و آرزوهای خود و نه بر مبنای واقعیت های موجود، برنامه ریزی کردند.

در این برنامه ریزی ها از تجربه های استادان دانشگاه (که از نزدیک در جریان امکانات و توانایی هایی خود و نهاد دانشگاه هستند)، استفاده نکردند. نتیجه این برنامه ریزی های بدون پشتوانه مشورتی با کارشناسان این حوزه، طرح هایی بود عقیم و بی ثمر که ناکارآمدی آن خیلی زود مشخص شد. چاره کار نیز تغییرات تازه و وضع قوانین و مقررات تازه تر بود. سلسله این تغییر نگرش ها همچنان ادامه دارد و به نظر نمی رسد که به این زودی ها پایانی بر این تغییرات فرا برسد.

نتیجه تاکید بیش از حد بر مدرک و گسترش جو مدرک گرایی در جامعه نیز این شده است که امروزه باوجود اتلاف منابع مالی و انسانی و همچنین صرف و انرژی بسیار برای تحصیل در دانشگاه، بسیاری از افراد تحصیل کرده دانشگاهی یا بی کارند یا در مشاغل غیر مرتبط فعالیت می کنند که هیچ نیازی به تحصیلات دانشگاهی ندارد. انتشار اخباری مانند نرخ ٤٢ درصدی بی کاری فارغ التحصیلان دانشگاهی، تعداد بسیاری زیاد بی کاران در مقطع تحصیلی دکترای حرفه ای (پزشکی)، وجود ٩٠٠ هزار تحصیل کرده بی کار و بی کاری نیمی از فارغ التحصیلان باید ما را به خود آورد و به ما گوشزد کند که بهترین برنامه ریزان برای دانشگاه، خود دانشگاهیان هستند.

منبع: روزنامه شرق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.