کارل بیلت" تا چندین ماه پیش وزیر خارج سوئد بود. او سابقه میانجی گری و عهده داری ماموریت ویژه از سوی کشورش و سازمان ملل متحد در بحران های پیچیده ای از جمله بحران بالکان در کارنامه خود دارد.

کارل بیلت" تا چندین ماه پیش وزیر خارج سوئد بود. او متولد سال 1949 میلادی در سوئد است و در سال 1968 میلادی به دانشگاه استکهلم راه یافت اما موفق به دریافت مدرک فارغ التحصیلی نشد. حضور او در کنفدراسیون دانشجویان لیبرال و محافظه کار سوئد در دهه 70 میلادی در زمانی که موج سوسیال دموکراسی در کشورهای اسکاندیناوی از جمله سوئد در جریان بود خود از نکاتی است که "بیلت" را از دیگر دیپلمات های سوئدی که بیش تر گرایشات چپگرایانه داشته اند متمایز می سازد شاید "محافظه کاری" نهفته در پاسخ های او به پرسش هایم نیز ریشه در همین موضوع داشته باشد.

به گزارش جماران، از مهم ترین ویژگی های "کارل بیلت" در دوران تصدی وزارت امور خارجه سوئد و پیش از آن در دهه 90 میلادی در دوره نخست وزیری آن کشور تاکید بر لزوم ادغام سوئد در اتحادیه اروپا و افزایش همکاری های سیاسی و اقتصادی با آن نهاد بوده است. از همین رو "بیلت" تمام تلاش خود را صرف این موضوع کرد و در نهایت موفق شد تا با رایزنی های انجام شده با مقام های اتحادیه اروپا کاری کند که سوئد در سال 1994 میلادی رسما به عنوان عضوی از آن نهاد منطقه ای شناخته شود. وفاداری او به اتحادیه اروپا از تاکیدش بر لزوم هم راستایی نظراتش با "کاترین اشتون" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هویدا بود.

"کارل بیلت" سابقه میانجی گری و عهده داری ماموریت ویژه از سوی کشورش و سازمان ملل متحد در بحران های پیچیده ای از جمله بحران بالکان در کارنامه خود دارد. او در جون سال 1995 میلادی به عنوان نماینده اتحادیه اروپا در امور یوگسلاوی، از دسامبر 1995 تا جون 1999 میلادی به عنوان نماینده ارشد بوسنی و هرزگووین و از 1999 تا 2001 میلادی به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور بالکان فعالیت کرده است. همین تبحر در عرصه دیپلماتیک است که موجب شد تا درباره میانجی گری سوئد و خواست آن کشور برای حل موضوع برنامه هسته ای ایران از طریق مسالمت آمیز ابراز تمایل کند.

وزیر امور خارجه سوئد هم چنین به دلیل حضور فعال در شبکه های اجتماعی از جمله "توئیتر" و "فیس بوک" شهرت دارد. او در فوریه سال 1994 میلادی او نخستین نامه الکترونیکی میان دو مقام مسئول بالارده بین المللی را با "بیل کلینتون" رییس جمهوری پیشین امریکا تبادل کرد. او در سال 2007 میلادی نیز سفارت مجازی سوئد را افتتاح کرد و از سال 2009 میلادی شبکه ای تلویزیونی در سایت "یوتیوب" تاسیس کرد.

متن گفتگو با کارل بیلت در ادامه می آید:

ارزیابی شما از توافق هسته ای و تاثیر آن بر نفوذ منطقه ای ایران چیست؟

من معتقدم که توافق وین به شدت با اهمیت است. خلاصه بگویم، به جای ریسک یک جنگ واقعی، ما امکان ایجاد صلحی ملموس را پیدا کردیم. بنابراین فرصت ها خیلی بی اندازه است، اما بیشتر به این بستگی دارد که سیاست های داخلی و خارجی ایران در سال های آتی چگونه تکامل پیدا کند. این موضوع در مورد دامنه ای از فرصت های پیش رو، تصمیم گیری می کند. تعدادی از کشورها در منطقه در مورد نیت های ایران نگران هستند و این مهم است که آنها به طرق مختلف اطمیمان حاصل کنند.

این «تعدادی از کشورها» که شما معتقدید نسبت به ایران نگرانند، احتمالا عربستان و رژیم اسرائیل هستند، اما همانطور که می دانید این کشورها درحالیکه همواره بابت بحران های خاورمیانه انگشت اتهام خود را به سمت ایران نشانه رفته اند، خود عامل بحران های منطقه بوده اند. جدا از فاجعه یمن، داعش را می توان محصول ایدئولوژی عربستان سعودی و حمایت های مستقیم و غیرمستقیم این کشور دانست. اسرائیل نیز در ظهور داعش نقش عمده ای داشته است. در ضمن ما نباید فراموش کنیم، اسرائیلی که نگران توافق هسته ای است، خود صدها بمب اتمی دارد و از پیوستن به ان پی تی خودداری کرده است.

مسلما اینکه می گویید اسرائیل دارنده سلاح اتمی است، واقعیتی غیر رسمی است. من امیدوارم که توافق با ایران انگیزه ای مضاعف به تلاش ها برای ایجاد منطقه ای عاری از هرگونه سلاح هسته ای دهد. این مطمئنا یک شبه اتفاق نمی افتد، اما اکنون از دشواری آن کاسته شده است.

در مورد ریشه داعش هم باید بگویم که ناشی از مسائل متفاوتی بوده است. این گروه به خاطر اینکه دولت عراق سنی ها را از حکومت حذف کرد قدرت گرفت. برای همین است که دولتی فراگیر کلید عراقی قدرتمندتر است که می تواند با داعش مبارزه کند. من مطمئنم عربستان نیز حامی این مسئله خواهد بود.

داعش همچنین به خاطر اقدامات دولت اسد نیز قدرت مضاعف پیدا کرده است. به همین خاطر است که یافتن راه حلی برای انتقال سیاسی قدرت در سوریه به نفع همه است. اینجاست که نقش ایران اهمیت بسیاری دارد.

در مورد یمن نیز باید بگویم که درگیری های فعلی فقط باعث تعمیق فاجعه انسانی در آنجا و تجزیه کشور می شود. ما همچنین نباید خطر تقویت گروه های وابسته به القاعده در انجا را نادیده بگیریم. اکنون حمایت از تلاش های سازمان ملل تنها راه حل موجود است.

همانطور که می دانید اسرائیل و برخی کشورهای منطقه خلیج فارس از نتیجه مذاکرات ابراز نارضایتی کرده اند، به نظر شما، آیا آنها این قدرت را دارند که توافق را از ریل اصلی خارج کنند؟ به نظر شما گام بعدی آنها علیه توافق وین چه خواهد بود؟

کشورهای خلیج فارس به نوعی از توافق حمایت کرده اند. نگرانی های آنها اکثرا حول اندیشه های منطقه ای ایران است. اکنون این بستگی به ایران دارد که نشان دهد نگرانی های این ها بی اساس است. در اسرائیل، نخست وزیر نتانیاهو به شدت مخالف این توافق است اما برخی افراد نظری متفاوت دارند.

نبرد اصلی اکنون در کنگره است، این نبردی سخت برای جمهوریخواهان خواهد بود، مسئله ی واقعی حمله به ریاست جمهوری اوباما پیش از انتخابات ریاست جمهوری است.

اما به نظر می رسد که لابی های اسرائیل این روزها به شدت فعالند و به گفته ی روزنامه های امریکایی، سفیر اسرائیل در واشنگتن نیز در دیدار با جمهوریخواهان قصد دارد آن ها را ترغیب به عدم تصویب توافق ایران کند.

هیچ شکی وجود ندارد که دولت اسرائیل فعالانه در حال تلاش برای جلوگیری از تصویب توافق در کنگره است، اما معتقدم در پایان ماجرا این اقدامات به ضرر خود اسرائیل تمام خواهد شد.

تحلیلگران در ایران معتقدند که اگر اراده ی مصمم تهران و مذاکره کنندگانش برای حل مسئله هسته ای نبود، توافق حاصل نمی شد، نظرتان در این رابطه چیست؟

مسلما تلاش های آقای ظریف و همچنین اقای کری مهم بوده است، اما مسئله کلیدی حمایت دو رئیس جمهور ایران و آمریکا است. اگر این دو نبودند شاید این توافق حاصل نمی شد. مسئله هسته ای، شاهد دیپلماسی در سطح عالی و همچنین اراده سیاسی برای حل پرونده بود.

توافق هسته ای در ایجاد صلح در منطقه و جهان چقدر تاثیرگذار است؟

این توافق مطمئنا خطر جنگی جدید را از بین می برد. مسلما ایران و غرب به طور گسترده منافع استراتژیکی در عراقی که می خواهم آن را متحد و باثبات ببنیم، دارند. این موضوع فقط از طریق دولتی فراگیر در بغداد حاصل می شود. این همچنین تنها راهی است که می توان از طریق آن داعش را مجبور به عقب نشینی کرد.

در مورد سوریه، ماجرا دشوارتر است. حکومت اسد هرگز قادر نخواهد بود که سوریه ای متحد و باثبات را مجددا پی ریزی کند، من معتقدم در برخی حوزه ها نیز تهران این موضوعات را به رسمیت خواهد شناخت. در آن زمان، ایران و غرب به همراه دیگر کشورهای کلیدی در منطقه مثل ترکیه و عربستان منافع مشترکی در حفظ کشور سوریه، مبارزه با داعش و بازگرداندن صلح به منطقه دارند. اما این موضوع زمان بر بوده و نیازمند تلاش هایی دیپلماتیک در حد و اندازه ی توافق هسته ای ایران است.

باتوجه به آنکه سران ایران و آمریکا گفته اند که تمایلی به عادی سازی روابط بین دو کشور ندارند، ایا این امکان دارد که دو کشور در مورد چالش های منطقه ای از جمله داعش مذاکره کنند؟

من به شدت معتقدم که این اتفاق باید بیافتد، و دیر یا زود مطمئنم که این اتفاق خواهد افتاد.

چه نوع روابطی برای ایران و امریکا در چندین سال آینده متصور هستید؟

در ابتدا امیدوارم که روابطی سازنده تر و بازتر بین اتحادیه اروپا و ایران ببینم. من معتقئم که عادی سازی روابط بین ایران و اروپا خیلی سریعتر از برقراری رابطه با امریکا می تواند صورت گیرد.

در کشور خودم یعنی سوئد، ما نزدیک به 100 هزار نفر با اصالت ایرانی داریم و فکر می کنم انها نقش بسیار مهمی در ایجاد پل ارتباطی بین کشورهایمان دارند.

در مورد رابطه با آمریکا نیز باید بگویم که در وهله ی اول به سیاست های خود ایران بستگی دارد و تا حدودی نتیجه انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا.

باتوجه به مواضع تندی که جمهوریخواهان در نشست کمیته روابط خارجی علیه اقای کری اتخاذ کردند، آیا ممکن است کنگره آمریکا موفق به نابودی توافق شود؟ اگر چنین اتفاقی بیافتد، واکنش دیگر اعضای پنج بعلاوه یک چه خواهد بود و چه بر سر توافق خواهد آمد؟

پرزیدنت اوباما به نظر کاملا مصمم است که مخالفت با توافق را وتو کند. اگر کنگره توافق را بخواهد نابود کند، آن موقع دیگر تمامی ماجرا به خود آمریکا مربوط می شود. توجه داشته باشید که توافق در حال حاضر توسط شورای امینت تصویب شده و این مسلما تغییر نخواهد کرد. من مطمئنم که اتحادیه اروپا در چنین وضعیتی تمامی اجزای ممکن توافق را با این تصور که ایران نیز تعهدات خود را انجام می دهد را اجرا خواهد کرد.

از زمان اعلام توافق هسته ای، کمپین هایی در حمیات از اعطای جایزه صلح نوبل به اقای ظریف تشکیل شده است، به نظر شما این جایزه به ایشان تعلق خواهد گرفت؟

این مسئله به کمیته نوبل پارلمان نروژ بستگی دارد که در این باره تصمیم بگیرد، اما معقتدم که کاندیداهای زیادی برای کسب این جایزه وجود دارد. اما جای هیچ شکی وجود ندارد افراد کلیدی توافق وین، در لیست کاندیداهای احتمالی به طور برجسته خودنمایی می کنند.

باوجود این سخنان، برخی معتقدند که لابی های اسرائیل، اجازه نخواهند داد که جایزه صلح نوبل به وزیر خارجه ایران برسد، نظرتان در این باره چیست؟

آنها هیچ نفوذی بر این جایزه ندارند، کشورهای دیگر هم همینطور حتی خود نروژ. این مسئله تنها به کمیته نوبل بستگی دارد.

در آینده، تاریخ راجع به توافق وین و مذاکره کنندگانی چون ظریف که توافق را به سرانجام رساندند، چه خواهد گفت؟

این مسئله البته به این بستگی دارد که این توافق چقدر دقیق اجرا شود و اینکه پیامدهای این توافق چه خواهد بود. در واقع این خطر وجود دارد که نیروهای واپس گرا اجرای این توافق را با مشکل مواجه کنند یا بپیچانند، اما فعلا فکر نمی کنم که خطر آن خیلی بزرگ باشد.

این مسئله همچنین بستگی به این دارد که راه عادی سازی بیشتر روابط بین ایران و غرب و امکان ادامه تلاش های دیپلمایتک در مورد دیگر مسائل مهم منطقه ای باز می شود یا نه. افغانستان نباید در این میان فراموش شود، اما شاید اولویت با عراق و سوریه باشد.

به عنوان اخرین سئوال، نظر شما در مورد عملکرد وزیر خارجه ایران اقای ظریف در دو سال گذشته چیست؟

جای هیچ سئوالی نیست که او وزیر خارجه ی بسیار تاثیرگذار ، مفید و موثری برای کشورش بوده است.

منبع: هفته نامه «طلوع صبح»

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.