چگونه می‌شود از روی یک ناو هواپیمابر آمریکایی که نقشی محوری در جنگ با داعش دارد، موفقیت عملیات را سنجید؟

به گزارش جماران، ناو هواپیمابر کارل وینسون، مستقر در آب‌های خلیج فارس، سهمی عمده در کوبیدن داعش در عملیاتی که نزدیک به پنج ماه است ادامه دارد.

جنگ با داعش از روی ناو هواپیمابر آمریکا (+عکس)


ناو کارل وینسون بیشتر به یک شهر شناور می‌ماند، با ۵۰۰۰ نفر جمعیت و ۶۰ جنگنده که بار این عملیات پیچیده و پرهزینه را بر دوش دارند.

هر بار بلند شدن یکی از این جنگنده‌ها و پروازش بر فراز آب‌های سبز جنوب ایران آن‌قدر دراماتیک و پرخطر است که آدم درک می‌کند چرا بسیاری از ناظران فراموش کرده‌اند پرسش اصلی را بپرسند: آیا واقعا این حملات مؤثر است؟

پیدا کردن پاسخ این پرسش از روی زمین، در موصل یا رقه، برای خبرنگاران غربی عملا غیرممکن است. اما پرسش را روی خود ناو می‌شود طرح کرد، با کسانی که عملیات را انجام می‌دهند. این کاری‌ست که من کردم. چهار روز با خدمه ناو بودم و حرف زدم که ببینم حس‌شان به کاری که می‌کنند چیست، مشکلات‌اش کدام است، و آیا به نتیجه دلخواه می‌رسد؟

کند، خیلی کند


مایک می‌گفت در هفت ساعت پرواز به هیچ هدفی شلیک نکرده

جنگ با داعش از روی ناو هواپیمابر آمریکا (+عکس)


رئیس‌جمهور آمریکا به نیروهایش مأموریت داده داعش را تضعیف و نابود کنند. کاپیتان کارل توماس، فرمانده کشتی، با صراحت مثال‌زدنی می‌گوید: "داریم این کار را می‌کنیم. هر بار یکی دو نفرشان را می‌کشیم."

حرفش نشان از این دارد که عملیات پیشرفت می‌کند، اما برای آن‌ها که درگیرش هستند بسیار بسیار کند است.

ناو هواپیمابر کارل وینسون در قالب عملیات "اراده ذاتی"، نامی که ایالات متحده به عملیات علیه داعش داده، به منطقه اعزام شده، و در دو ماه و نیمی که از شروع کارش گذشته بیش از ۱۰۰۰ عملیات پرواز از روی آن انجام شده.

بیشتر این پروازها در آسمان عراق بوده، که به نسبت سوریه به آب‌های خلیج فارس نزدیک‌تر است. اما پرسش این‌جاست که چند بار از این ۱۰۰۰ پرواز اطلاعات کافی برای این‌که جایی را با اطمینان هدف قرار بدهند وجود داشته؟

رقم دقیق البته محرمانه است. در هفته‌های اول عملیات تخمین زده می‌شد که کسر کوچکی از پروازها به استفاده از سلاح منتهی می‌شود، شاید حدود ۱۰ درصد.

یک افسر ۲۹ ساله آمریکایی که مسئول شلیک - یا عقب‌نشین - جنگنده اف ۱۸ است، می‌گفت در حدود ۴۰ درصد از پروازهایی که او رفته شلیک کرده‌اند. او هم مثل بعضی دیگر از افسرهای آمریکایی از من خواست اسم‌ واقعی‌اش را نگویم - فرض کنید سارا.

یک بار که با سارا صحبت کردم، تازه از عملیات برگشته بود. دو تا از بمب‌های لیزری جنگنده‌شان را استفاده کرده بودند. وقتی پیاده شد با فرمانده‌اش که روی ناو منتظر بود دست داد و شادی کرد. فرمانده پیش از آن‌که پرواز کنند به او گفته بود "امیدوارم برگشتید چند بمب‌تان کم شده باشد."

جنگ با داعش از روی ناو هواپیمابر آمریکا (+عکس)


مشخص است که افسرها نمی‌خواهند به نظر بیاید از این‌که جان کسانی را می‌گیرند خیلی خوشحالند - دست‌کم جلوی ما. اما همان سارا بعد از عملیات‌اش می‌گفت "وقتی شلیک می‌کنیم هیجان‌اش خیلی بیشتر است."

البته فرماندهان نگران تعداد بمب‌هایی که ریخته می‌شود هستند. سروان مت لهی که فرماندهی پروازهای ناو را به عهده دارد به افسران‌اش می‌گوید: "بعضی وقت‌ها سلاحی که برمی‌گردانید از بقیه مهم‌تر است." او می‌داند که خطا در انداختن بمب ممکن است پیامدهای ناگواری داشته باشد.

جایگزینی تسلیحات


سروان لهی حاضر نبود بگوید در چند پرواز از آن هزار و اندی پرواز سلاح استفاده شده بود، یا دقیقا از چه سلاحی استفاده شده بود. با این حال تردیدی نیست که این نسبت در مقایسه با روزهای اول عملیات بیشتر شده. در روزهایی که ما روی ناو بودیم، یک کشتی انبار تسلیحات آمد و ۱۴۴ بمب جدید برای جایگزینی بمب‌هایی که استفاده شده بود پیاده کرد.

کاپیتان توماس می‌گفت این‌که باید مهمات بیشتر بگیرند "همیشه نشانه خوبی است." می‌گفت این ۱۴۴ بمب یعنی ۱۴۴ بمب انداخته شده. و تازه ما فقط یکی از عملیات‌های پشتیبانی را دیدیم، عملیاتی که مدام در طول دوره نه ماه و نیمه اعزام این ناو انجام می‌شود.

برای این‌که جنگنده‌ها عملیات انجام دهند، هر روز باید بی‌شمار عملیات ریز و درشت روی ناو انجام شود. تماشای بلند شدن و برگشتن جنگنده‌ها مثل تماشای یک رقص خطرناک است. هر پرواز که در آسمان عراق انجام شود، حدودا پنج تا شش ساعت طول می‌کشد. در این مدت خلبان باید چهار بار در حال پرواز سوخت‌گیری کند.

جنگنده‌ها در آسمان عراق یا سوریه می‌چرخند تا دستور حمله از جی‌تک (JTAC) - که مخفف ایستگاه مشترک کنترل هوایی‌ است - برسد.

در جنگ افغانستان، جی‌تک معمولا کسی روی زمین و وسط جبهه بود، زیر آتش مستقیم دشمن. در عملیات فعلی جی‌تک گاه روی زمین است (مثلا نیروهای ویژه ائتلاف)، اما بیشتر مواقع یا توی یک هواپیمای دیگر است یا جایی توی یک قرارگاه نشسته و تصویرهایی را که هواپیماهای بی‌سرنشین می‌فرستند نگاه می‌کند.

جنگ با داعش از روی ناو هواپیمابر آمریکا (+عکس)


اتاق کنترل ممکن است جنگنده‌ای را ساعت‌ها روی آسمان بچرخاند و بدون این‌که دستور شلیک بدهد برش گرداند. اما بمبی انداخته شود یا نشود، صرف انجام عملیات پرواز پرمخاطره است.

یکی از خلبان‌ها به نام مایک می‌گوید "هر پرواز ریسک دارد." او با ۳۵ سال سن جزو خلبانان باتجربه روی ناو است. می‌گوید هر مرحله عملیات ریسک دارد: چه بلند شدن از روی عرشه، چه سوخت‌گیری روی آسمان - که اگر شب باشد یا هوا بد باشد "ناخوشایند" است - چه نشستن روی ناو - که مثل "تصادف کنترل شده" می‌ماند.

مخاطرات


یک شب فرود مایک با جنگنده اف ۱۸ را دیدم، بعد از هفت ساعت پرواز روی عراق. وقتی جنگنده با سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت، با شیب تندی که غیرممکن به‌نظر می‌رسید، به عرشه نزدیک می‌شد، یاد یک شوخی قدیمی خلبان‌ها افتادم که می‌گویند هنگام چنین فرودهایی در شب "هیچ‌کس نیست که به خدا اعتقاد نداشته باشد."

یکی دو جنگنده که پیش از مایک می‌خواستند فرود بیایند، درست به کابل نگه‌دارنده هواپیما روی ناو گیر نکردند و ناچار دوباره اوج گرفتند. اما مایک که مثل خلبان‌های فیلم تاپ‌ گان است، بدون هیچ دردسری فرود آمد و به کابل نگه‌دارنده وصل شد و چند ثانیه بعد کاملا متوقف شد.

بعد از این‌که پیاده شد پرسیدم چیزی شلیک کرده‌اند؟ گفت "نه. هوا بد بود. نشد هدف را مشخص کنند." پرسیدم بعد پرواز دلت چه می‌خواهد؟ گفت "قاعدتا دستشویی، بعد هم غذا."

این‌که پنج ساعت به یک صندلی بچسبی و دست‌شویی هم نتوانی بروی، قاعدتا باید تجربه ناخوشایندی باشد. خلبان‌ها با خودشان تنقلات می‌برند، و کیسه‌های مخصوصی که بتوانند خودشان را خالی کنند. اما این‌جور سختی‌ها در برابر خطر سقوط در قلمرو داعش (مثل آن خلبان اردنی) یا حوادث دیگر حین پرواز، هیچ است.

ناو کارل وینسون در دوره عملیات اخیر در خلیج فارس دو جنگنده اف ۱۸ هورنت‌اش را از دست داده. جنگنده‌ها نزدیک ناو به هم خوردند. خلبان یکی پیدا شد، اما خلبان دیگر نه.

سرنشینان ناو به‌خوبی از این خطرات آگاهند، اما دوست ندارند در موردش با یک غریبه حرف بزنند. وقتی از سارا در مورد احتمال سقوط می‌پرسم، می‌گوید "سعی می‌کنیم فکرش را نکنیم." مشخص است که به خاطر همین حرف‌اش ترجیح می‌دهد اسم واقعی‌اش را نگویم.
'پیشرفت'

آنها که در سطح فرماندهی عملیات‌ هستند شک ندارند که عملیات پیشرفت کرده. مایک لنگبن، فرمانده یکی از اسکادران‌های اف ۱۸، می‌گوید: "وضعیت قطعا نسبت به زمانی که عملیات را آغاز کردیم تغییر کرده. از گزارش‌های اولیه معلوم است پیش از اعزام ما (دشمن‌) خیلی پرروتر بوده."

کم نیستند فرماندهانی که مثل مایک لنگبن می‌گویند داعش به مراتب محتاط‌تر از قبل شده‌اند، دیگر نیروهای‌شان را یک‌ جا جمع نمی‌کنند چون می‌دانند هدف مناسبی برای نیروهای ائتلاف خواهد بود.


بسیاری از ناظران فراموش کرده‌اند پرسش اصلی را بپرسند: آیا واقعا حملات علیه داعش مؤثر است؟

جنگ با داعش از روی ناو هواپیمابر آمریکا (+عکس)


چند افسر می‌گفتند آن روزها که نیروهای داعش جولان می‌دادند گذشته، پیشروی‌شان متوقف شده. به‌قول کاپیتان توماس "مدتی تاختند، اما تمام شد."

اما در سطح پایین‌تر، از نگاه خلبان و کمک خلبان که اطلاعات و گزارش‌های رؤساشان را ندارند، پیشرفت علمیات آن‌قدرها هم واضح نیست. آنها، آن‌طور که سارا می‌گوید، هر عملیات را به چند مرحله تقسیم می‌کنند و فقط به همان مرحله که مشغولش هستند فکر می‌کنند. برای آنها مهم این است که هر مرحله هر عملیات را درست انجام دهند.

مایک می‌گوید: "طول می‌کشد. حمله‌های خیلی دقیق می‌طلبد." بعد از سکوتی کوتاه تکرار می‌کند: "طول می‌کشد."

در طول این عملیات صدها بمب و موشک از هواپیماهای ناو وینسون شلیک شده. گاه ساختمانی را زده‌اند، گاه یک ایست بازرسی را، یا یک خودروی زرهی آمریکایی را که داعش از نیروهای عراقی گرفته بوده.

به نظر می‌رسد ماهیت این عملیات کند و با دقت است. شاید از همین رو بود که فرمانده ناو می‌گفت باید هر بار یکی دو نفر را بکشند.

یک افسر دیگر می‌گفت حاضر است شرط ببندد ناوی که چند ماه دیگر بعد از برگشتن وینسون اعزام می‌شود، و ناوی که چند ماه بعد به جای آن یکی اعزام می‌شود، همه همچنان درگیر عملیات "اراده ذاتی" خواهند بود. ظاهرا خدمه ناوهای هواپیمابر ایالات متحده باید به این روال جدید عادت کنند.

منبع: عصر ایران

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.