به گزارش جماران، اعتماد در گفت و گو با آیت الله محسن غرویان نوشت:

یکی از ضرورت‌هایی که امروز و با گذشت یک سال از روی کار آمدن دولت اعتدال فقدانش در جامعه سیاسی ایران احساس می‌شود اتحاد و آشتی ملی است. موضوعی که در نهایت نزاع‌ها و کشمکش‌های سیاسی کمرنگ‌تر شدن اتحاد و انسجام ملی را شدت می‌بخشد. محسن غرویان فعال سیاسی و مدرس حوزه معتقد است از زمانی که امور و عنان کار به دست افرادی افتاده است که اساسا از نظر ذاتی و اقتضای شخصیتی به سمت نزاع و تشنج می‌روند کل کشور به همین سمت پیش می‌روند. او همچنین در مورد راهکار کمرنگ شدن این نزاع و کشمکش‌های سیاسی برای افزایش ضریب اتحاد ملی می‌گوید: «مهم‌ترین ابزار برای ورود به بحث آشتی ملی ابزار فکری و فرهنگی است و من معتقد هستم که به هرحال باید افرادی امورات کشور را در دست داشته باشند که اساسا منعطف و معتدل و قابل تعامل باشند.»

به نظر شما چه علل و عواملی این «اتحاد ملی» را شکل می‌دهدو چه حوادث و اتفاقاتی منجر به از بین رفتن یا کمرنگ شدن ضریب اتحاد ملی می‌شود؟

اگر بخواهیم ریشه‌یی در مورد این موضوع صحبت کنیم اشاره به این نکته لازم است که فلسفه و نگاه به‌گونه‌یی شده است که ما همدیگر را دوست نداریم و این موضوع در میان جناح‌ها و گروه‌های سیاسی هم دیده می‌شود که با تخاصم با یکدیگر رو‌به‌رو می‌شوند حتی در بطن جامعه و از نگاه جامعه شناختی هم می‌بینیم که مردم از هم فاصله گرفته‌اند ولو اینکه در لفظ و گفتار با تملق و چاپلوسی اظهار دوست داشتن می‌کنیم اما قلب‌ها از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و این ریشه در انسان‌شناسی و نگاه فلسفی و نگاه دینی ما دارد. اتحاد ملی در قلب یک ملت ریشه دارد و اگر قلب‌ها به یکدیگر نزدیک شود کلمات، گفتار و حرکات هم به سمت این اتحاد پیش خواهد رفت و اتحاد و وحدت و به تبع آن تعاون و همکاری شکل خواهد گرفت ولی نفاق و تحقیر و مچ‌گیری از یکدیگر در جامعه زیاد شده است با اینکه تجربه گذشته هم به ما می‌گوید تحقیر و مچ‌گیری‌های سیاسی و زمین زدن اثری ندارد اما همچنان این روند ادامه پیدا کرده است.

سوءتفاهم‌ها و بدبینی‌های موجود میان گروه‌های سیاسی چقدر می‌تواند در تناقض با منافع ملی باشد؟

کاملا در تناقض است چون هم قرآن هم عقل و هم تجربه به ما می‌گوید که اعتصام داشته باشید یعنی با هم یکی باشید و به هر حال به سمت اهداف و منافع ملی پیش بروید. اگر می‌خواهید حرکت کنید همه نیروها باید در همین جهت حرکت کنند، ما اما دچار روندی شده‌ایم که همدیگر را تضعیف می‌کنیم و نهایتا وقتی نیروهای فکری و مالی صرف این تضعیف‌های طرفینی بشود چیزی نمی‌ماند که ما صرف رسیدن به اهداف و توسعه و رسیدن به این منافع ملی بکنیم؛ فکر می‌کنید چقدر از پول بیت‌المال صرف رسانه‌هایی می‌شود که تمام انرژی و هزینه‌های شان صرف تضعیف یک جناح و گروه سیاسی می‌شود؟ در حالی که همه این تخاصم و تنازع‌ها در نهایت مانع پیشرفت نظام و کشور می‌شود و حتی در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی هم تاثیرگذار است. چه کسی باید پاسخگوی هزینه‌هایی باشد که صرف دامن زدن به تخاصم‌ها و تنازع‌ها می‌شود و جای تاسف است که نخبگان جامعه و شخصیت‌های برجسته حوزه و سیاست هم این کار را می‌کنند و مشغول تضعیف یکدیگر هستند. البته نمی‌توانیم با رقم و عدد بیان کنیم که چقدر آسیب می‌رساند؛ ولی آن چه مسلم است این است که به هر حال فعالیت‌های گروه‌هایی که در پی پایین آوردن ضریب اتحاد ملی هستند آسیب جدی به منافع ملی وارد می‌کنند و عدم اتحاد و انسجام ملی در نهایت در منافع ملی و دست یابی به آنها تاثیرگذار است. زمانی که این انسجام ملی به خطر می‌افتد مردم هم دایما در تلاطم و استرس هستند و این تخاصم‌ها به بطن جامعه هم راه پیدا می‌کند. مردم شاهد این هستند که بزرگان نظام با یکدیگر درگیر هستند، مسلما دغدغه‌مند می‌شوند. ما در هشت سال گذشته تجربه کرده‌ایم که این دعواها و مشاجرات سیاسی چقدر به اقتصاد کشور و انگیزه‌های مردم برای فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ضربه می‌زند. بازهم عده‌یی در این دوره مشغول تشنج‌آفرینی و ادامه رویه هشت سال گذشته هستند. این روند علاوه بر اینکه به اتحاد ملی آسیب می‌رساند و منافع ملی را به خطر می‌اندازد در کاهش انگیزه‌های مردم برای مشارکت‌های سیاسی و تعاون اقتصادی و فرهنگی هم بسیار تاثیرگذار است. به هر حال باید بزرگان و نخبگان سیاسی که در راس امور هستند فکری برای این موضوع بکنند تا جلوی این تخریب‌ها گرفته شود و البته من فکر می‌کنم بزرگان نظام می‌توانند با یک هشدار و عتابی از ادامه این روند جلوگیری کنند.

طی چند سال گذشته تعدادی از خواص و نخبگان سیاسی بحث آشتی ملی میان گروه‌های سیاسی را مطرح کردند؛ به نظر شما ابزار لازم برای ایجاد این آشتی ملی چیست؟

مهم‌ترین ابزار برای ورود به بحث آشتی ملی ابزار فکری و فرهنگی است و من معتقدم که به هرحال باید افرادی امور کشور را در دست داشته باشند که اساسا منعطف و معتدل و قابل تعامل باشند. وقتی امور و عنان کار به دست افرادی می‌افتد که اساسا از نظر ذاتی و اقتضای شخصیتی به سمت نزاع و تشنج می‌روند، کل کشور به همین سمت پیش می‌رود.

دولت آقای روحانی و شخص ایشان آیا ظرفیت کلید زدن پروژه اتحاد ملی میان گروه‌های سیاسی را دارند؟موانع پیش‌روی‌شان چیست؟

با توجه به شناختی که از دکتر روحانی دارم تصور می‌کنم ایشان شخصیت بسیار باظرفیتی برای ایجاد اتحاد و انسجام ملی هستند؛ برخلاف رییس‌جمهور قبلی که اهل نزاع و مشاجره بود و به جای تعامل معمولا راه نزاع را پیش می‌گرفت، روحانی باتوجه به شیوه اعتدالی که دارد در تلاش است گروه‌‌های مختلف سیاسی را به سمت وحدت و انسجام ملی پیش ببرد، اما متاسفانه همان افراد مخالف دولت سنگ‌اندازی‌هایی می‌کنند و با فضاسازی‌هایی در تلاشند کشور به سمت یک آشتی ملی پیش نرود. البته که موانعی وجود دارد اما قطعا عده‌یی هستند که نمی‌گذارند و نمی‌خواهند این هدف محقق شود و کشور به سمت انسجام و اتحادی که در حال حاضر با فقدان آن مواجه هستیم پیش برود، اما به هر حال دکتر روحانی ابزاری در اختیار دارند. ایشان رییس‌جمهور و بعد از مقام معظم رهبری شخص دوم مملکت هستند؛ قطعا اختیارات و امکاناتی دارند که باید از آن برای رسیدن به اهدافی در راستای آشتی ملی استفاده کنند. به نظر من یکی از مهم‌ترین مسائلی که وجود دارد انتخاب و گزینش افراد در مناصب مختلف است که باید همین مشی اعتدالی را داشته و در راستای اهداف دولت، که یکی از آنها همین رسیدن به آشتی ملی است، گام بردارند. در راس تصمیم‌گیری‌های کشور و اتاق‌های فکر و تصمیم‌ساز از افرادی استفاده شود که همین اهداف و خط فکری را دنبال کنند. نهادهای مختلف می‌توانند قدم بزرگی را بردارند برای رسیدن به این اتحاد ملی.

منشا تخاصم و تنازع بین جناح ‌های سیاسی کجاست؟ این تخاصم چه تبعاتی برای نظام و حاکمیت می‌تواند داشته باشد؟

من معتقدم که همه این نزاع‌ها و تخاصم‌هایی که بین جناح‌های سیاسی وجود دارد ریشه در هوای نفس و عطش قدرت برخی افراد دارد. گرچه برخی افراد که مشاجرات و منازعات را دامن می‌زنند به اسم دین این کار را می‌کنند، اما این لایه رویی و بیرونی نزاع‌ها و تخاصمات است اما لایه‌های زیرین آن نشان می‌دهد که شهوت قدرت و ریشه نفسانی است که باید تغییر کند و به کار اخلاقی احتیاج دارد. افرادی در پوشش و قالب دین حرف‌های نفسانی خود را بیان می‌کنند که باید کارهای اخلاقی انجام شود.

فکر می‌کنید کنشگران سیاسی به ویژه معتدلین چقدر می‌توانند در تحقق وحدت ملی نقش آفرین باشند؟

مسلما نخبگان سیاسی به ویژه معتدلین نقش بسیار موثری در این زمینه دارند. نخبگان حوزه، دانشگاه مراجع و علما و اساتید و همین‌طور فعالان معتدل سیاسی می‌توانند تاثیر بسیاری در این زمینه داشته باشند چون این افراد تاثیرگذاری بسیاری هم روی مردم دارند و کنش‌ها و رفتارهای سیاسی آنها می‌تواند در بطن جامعه تاثیر بسزایی داشته باشد در واقع کنش‌های کنشگران سیاسی می‌تواند کنش‌های مردمی را هم شکل دهد و در نهایت به سمت وحدت و انسجام ملی پیش ببرد.

این اختلاف افکنی‌ها در کشور توسط چه باندها و گروه‌های سیاسی دنبال می‌شود و این افراد چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

این‌ها افراطیون هستند. این افراد و گروه‌های سیاسی برداشت‌های افراطی از دین و برداشت‌های افراطی هم از حکومت دینی و نظام دینی دارند. باندهای سیاسی که این اختلاف افکنی‌ها را دنبال می‌کنند انحصار‌طلب هستند و فکر می‌کنند نظام اسلامی و حکومت دینی و حتی دین فقط همانی است که آنها تصور و ترسیم می‌کنند و بر اساس همین دیدگاه‌های افراطی می‌خواهند همه جامعه را مطیع خود کنند و مسلما با به خطر انداختن وحدت و انسجام ملی اهداف‌شان هم تامین می‌شود. این انحصارگرایی در معرفت‌شناسی دینی این افراد را به چنین کنش‌ها و رفتارهایی می‌کشاند. به هر حال باید در مقابل این گروه‌ها سعه‌صدر داشت. بر هیچ کس وحی نازل نمی‌شود و نمی‌تواند ادعا کند آن چه من فکر و ادعا می‌کنم وحی منزل است؛ بنابراین باید این گروه‌ها باور کنند برای رای و نظر دیگران، که به گفته مقام معظم رهبری حق‌الناس محسوب می‌شود، ارزش و احترام قایل باشند تا در نهایت تعادل سیاسی در کشور ایجاد شود و با ایجاد وحدت و انسجام ملی منافع ملی هم تامین شود.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.