«بدان که شرک‌ورزی در میان مردم، همچون حرکت موری است بر صخره‌ای سیاه در دل تاریکی شب»؛ این بخشی از هشداری است که امام حسن بن‌علی عسکری-‌علیه‌السلام- در توصیه به یکی از اصحاب خود بیان فرموده‌‌اند.

به گزارش جماران، دوره امامت امام حسن عسکری، یعنی نیمه قرن سوم هجری‌قمری، کمابیش سرآغاز مرحله شکوفایی و رشد تمدن و فرهنگ اسلامی است؛ نه‌فقط در شهرهای مهم سرزمین‌های اسلامی، بلکه در دورافتاده‌ترین نقاط نسبت به بغداد و سامرا، در مساجد و مدارس و منازل و بیوت عالمان و فقیهان و وزیران و دبیران و دیگر کارگزاران جامعه، بی‌اغراق هزاران علاقه‌مند و دلبسته علم و ادب و فرهنگ، به کار تعلیم و تعلم و کتاب و درس و بحث و تصنیف و تالیف اشتغال داشتند. نمونه‌ای از این همه تلاش را در کتاب‌هایی مانند «کارنامه اسلام» مرحوم زرین‌کوب و «تمدن اسلامی در قرن چهارم» نوشته آدام متز می‌توان ملاحظه کرد. در پرتو عصر ترجمه - که از حدود یک قرن پیش از آن آغاز شده بود- فلاسفه و متکلمان در حلقه‌های خود، در باب انواع و اقسام مباحث کلامی و فلسفی به بحث‌وجدل می‌پرداختند و گاه چنان مجالسی در برابر خلفا و وزیران و دیگر کارگزاران حکومت برگزار می‌شد و چه بسیار مواقع که بر حیات سیاسی هم تاثیر می‌گذاشت و بسا که در اجتماع، جریان‌هایی پدید می‌آورد. بحث از «حدوث» و «قِدَم» عالم تا «بَعث و نَشر»، از مساله خلق کلام‌الله و وعد و وعید تا مباحث مربوط به نبوت و امامت و خلافت و هزاران مبحث خرد و کلان کلامی دیگر. از نمونه‌های بارز آن، ماجرای محنت است که نوعی دادگاه تفتیش عقاید بود و همه فقها و محدثان مشهور زمان، مجبور شدند آرای خود را با خلافت هماهنگ کنند و سرانجام «احمدبن حنبل» بر سر عقیده به غیرمخلوق‌بودن کلام‌الله، تازیانه خورد. از رهگذر همین بحث‌ها و جدل‌ها و جدال‌ها بود که انواع و اقسام مذاهب کلامی پدید آمد؛ گرایش عقل‌گرایانه «معتزله » و ظاهرگرای «حنابله» و بعدها «اشاعره» و شاخه‌ها و نحله‌های آنها که باید نام و عقاید بسیاری از ایشان را در کتاب‌های تاریخ اندیشه‌ها جست‌وجو کرد. از سوی دیگر، برخی جریان‌های شیعی، مانند زیدیان، سخت فعال بودند و کسانی از خاندان علوی در گوشه‌وکنار جهان اسلام به مخالفت آشکار با خلافت برمی‌خاستند و البته شماری از شیعیان که حرکات تند با نتایج زودگذر را بیشتر می‌پسندیدند، به سمت ایشان گرایش می‌یافتند. حتی شیعیان امامی‌مذهب نیز، با وجود امام معصوم در آن عهد، در میان خود درگیر مباحث کم‌وبیش بیهوده و بی‌ثمر کلامی بودند و راز خاموشی معنا‌دار ائمه(ع) را در برابر آن مباحث-که گاه سرچشمه‌های غیراسلامی و حتی غیرتوحیدی داشت- درنمی‌یافتند یا منافع خود را در ادامه آن وضع می‌دیدند. چنانکه یکی از اصحاب از امام عسکری درباره موضوع خلق قرآن پرسش کرد و امام به کوتاهی به او فرمود هرچیزی غیر از خداوند مخلوق است.

در واقع امام نمی‌خواست دامن‌زدن به این‌گونه مباحث موجب غفلت از خود قرآن شود. به هر حال در اوضاع و احوال پرهیاهو و پرحادثه قرن سوم هجری قمری، در عرصه‌های سیاسی، آنچه کاملا مغفول به نظر می‌رسید، ایمان و اخلاق بود؛ یعنی دو هدف از بعثت انبیاء. نقل است که یکی از پیشوایان بزرگ اهل سنت گفته بود من در مدینه چیزهای شگفت‌انگیزی دیدم، نخست پیرمردی که از صبح تا دیرهنگام با کنیزکان و غلامان مطرب در مجالس لهو و لعب با نشاط و توان کافی شرکت می‌کرد، اما نماز را از فرط ناتوانی نشسته می‌خواند و دیگر اینکه یک قاضی با دریافت رشوه‌ای در حد یک پیمانه گندم، رای خود را تغییر می‌داد. این وضع مدینه، مرکز معنویت خلافت بود و وضع دیگر شهرها که جای خود داشت! امامان شیعه، نگران ایمان و اخلاق بودند، بی‌آنکه کسی فضای علم و علم‌اندوزی را ترک گوید. ایشان، چراغ تشیع را نه فقط در برابر تندبادها، بلکه در برابر توفان‌های سهمگین آن سال‌ها، برافروخته نگاه داشتند و اکنون که غبارهای تیره آن قرون فرو نشسته است و بسیاری از آن همه عقاید و باورها و مباحث کلامی را باید لابه‌لای کتاب‌های صدها سال پیش جست‌وجو کرد، اما تشیع هنوز پابرجاست و سخن‌های بسیار برای شنیدن و به کار بستن دارد. آنچه حضرت عسکری (ع) در تاکید بر توحید و هشدار نسبت به شرک‌ورزی بیان فرموده، یکی از نشانه‌های نگرانی پیشوای شیعه از نادیده‌ماندن اصول اسلامی و قرآنی است و مانند دیگر موارد، درس‌های آموختنی، بسیار دارد. آن حضرت سخت مراقب بود که نه فقط شیعیان، بلکه دیگر معاریف جامعه نیز، در کوران فعالیت‌های علمی، به ورطه لغزش‌های جبران‌ناپذیر نیفتند؛ مثلا چون گفته شد که «اسحاق کِندی» - مشهور به فیلسوف عرب- قصد دارد کتابی در باب قرآن کریم بنویسد و بر نکته‌هایی که درواقع خود به‌درستی درنمی‌یافت، انگشت ابهام نهد، امام حسن‌عسکری(ع) به یکی از شاگردان او فرمود: «نزد استادت برو و با کمال ادب و مهربانی به او بگو» و امام (ع) بر رعایت ادب و حسن سلوک با او تاکید کرد. شاید منظور قرآن کریم در لغتی خاص، دقیقا همان معنی‌ای نباشد که تو در کتاب‌های لغت می‌یابی و شاید برای آن لغت معانی دیگری نیز بتوان یافت. در واقع منظور ایشان این بود که راه تفسیر و تاویل آیات باز است و هیچ‌کس نمی‌تواند فهم خود را ملاک داوری در باب کتاب خدا قرار دهد و گفته‌اند که کِندی پس از اندکی تامل پذیرفت و دست از تالیف آن کتاب برداشت. این یکی از نمونه‌ها در شیوه امامت امام‌حسن‌عسکری(ع) است و همچون بسیاری از موارد دیگر، جامعه حال و آینده مسلمانان را با تامل و تدبر بیشتر فرا می‌خواند. سال‌ها پس از شهادت امام، یکی از کارگزاران بزرگ خلافت عباسی -« ابن خاقان»- گواهی داد در هنگام اقامت در سامرا در میان علویان و هاشمیان و دیگر طبقات مردم، مردی را در فضیلت و تقوا و علم و وقار و فروتنی همچون امام حسن عسکری (ع) نیامده است.

منبع: شرق

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.