به گزارش جماران، اعتماد در گفت و گو با محمد هاشمی نوشت:

یکی از مهم‌ترین ضرورت‌هایی که امروز و با گذشت یک سال از روی کار آمدن دولت اعتدال فقدانش در جامعه سیاسی ایران احساس می‌شود اتحاد و آشتی ملی است. طرحی که در سال‌های گذشته بارها از سوی برخی شخصیت‌های بلند پایه نظام مطرح شد اما به سرانجامی هم نرسید. آشتی ملی موضوعی است که از ناطق نوری و علی لاریجانی تا هاشمی‌رفسنجانی بارها برای رسیدن به اتحاد ملی بارها در مقاطع پیشا انتخاباتی یاد کرده‌اند تا همه جریان‌های سیاسی با هر میزان مقبولیتی که در میان مردم دارند بتوانند در اداره کشور سهیم باشند. اما بدبینی‌ها و نزاع‌های جناحی همواره مانع جدی برای رسیدن به این انسجام و اتحاد بوده است. محمد هاشمی رفسنجانی معتقد است «رعایت و پایبندی به اصول قانون اساسی می‌تواند در فراهم کردن بسترهای لازم برای آشتی ملی بسیار تاثیرگذار بوده و نزاع‌های سیاسی را به حداقل برساند.»

ارزیابی شما از فضای سیاسی امروز کشور چیست و آیا می‌توانیم یکی از مهم‌ترین ضرورت‌هایی که فقدانش احساس می‌شود را مساله «اتحاد ملی» بدانیم؟

نظام سیاسی ما مبتنی بر مکتب اسلام است و نظام مکتبی یا مذهبی داریم. در اسلام موضوعی که اهمیت زیادی دارد بحث وحدت است. در قرآن هم بر این موضوع تاکید شده است که «واعتصموا بحبل‌الله جمیعا ولاتفرقوا» که دعوت یا امر به وحدت می‌کند. امر به وحدت و اتحاد ملی هم بستگی به شرایط زمانی ندارد و به عنوان امری مستمر در یک نظام اسلامی ضرورت دارد. در زمانی که بحث وحدت سیاسی و اجتماعی را در مقاطع مختلف مطرح می‌کنیم این مساله اهمیت زیادی دارد که هم از نظر سیاسی و هم از نظر اجتماعی این وحدت وجود داشته باشد. البته در زمان‌های خاص ضرورت این وحدت بیشتر می‌شود. شرایط فعلی به نظر من یکی از همان شرایط خاص در کشور است که نیاز به وحدت و اتحاد ملی در کشور بیشتر احساس می‌شود. کشور در حال حاضر هم با گروه‌های تکفیری و افراطی در جامعه اسلامی مواجه است که هدف‌شان نظام جمهوری اسلامی است و هم برخی ابرقدرت‌ها که منافع خودشان را در تعارض با جمهوری اسلامی می‌بینند و به دنبال ایجاد تفرقه هستند. اما در مورد فقدان این اتحاد و وحدت ملی و احساس ضرورت آن باید نسبی تحلیل کرد. نمی‌توان گفت که وجود دارد یا ندارد.

شما تاکید دارید که نظام در همه مقاطع به این وحدت و اتحاد ملی نیاز دارد که البته در زمان‌های خاص ضرورت این وحدت بیشتر احساس می‌شود. در حال حاضر ما از نظر وحدت و اتحاد ملی در چه وضعیتی قرار داریم؟

موضوع وحدت و اتحاد ملی را از دو جنبه اجتماعی و سیاسی می‌توان در جامعه بررسی کرد. اگر بخواهیم از لحاظ سیاسی و در شرایط فعلی کشور این موضوع را تحلیل کنیم می‌توان این‌طور گفت که جناح‌های سیاسی مختلفی در کشور وجود دارد که در مقاطع خاص خصوصا نزدیک به انتخابات بحث رقابت سیاسی میان این جناح‌ها بیشتر می‌شود و بعضا رقابت جناح‌های سیاسی شکل تخریب به خود می‌گیرد. برخی جناح‌های سیاسی
با توجه به اهرم‌هایی که در اختیار دارند وارد فاز تخریب می‌شوند. البته تبدیل این رقابت‌ها به تخریب بعضا از سوی گروه‌های کوچک افراطی دیده می‌شود. موضوع تخریب در قالب رقابت خواسته یک جناح سیاسی هم نیست در هر جناح سیاسی گروه‌های افراطی هستند که اهرم‌ها و رسانه‌هایی در دست دارند که با توسل به این اهرم‌ها و با سوءاستفاده از برخی مسائلی که در جامعه اتفاق می‌افتد و همچنین با بزرگنمایی به تفرقه و جدایی میان گروه‌های سیاسی که همه در درون نظام فعالیت می‌کنند دامن می‌زنند که این امر نه اسلامی است و نه اخلاقی. همیشه باید به زیر بنای جامعه توجه داشته باشیم. زیر بنای جامعه ما هم اسلامی است و ارزش‌ها و دستورات سیاسی و اجتماعی خاص خود را دارد.

با توجه به شرایط امروز جامعه سوءتفاهمات و بدبینی‌هایی میان گروه‌های سیاسی به وجود آمده است فکر می‌کنید ادامه این روند چقدر می‌تواند رسیدن به اهداف و منافع ملی را تحت تاثیر قرار دهد و همین طور تقریب جناح‌های سیاسی چقدر می‌تواند روند رسیدن به این اهداف را تسریع کند؟

قطعا این سوءتفاهمات و بدبینی‌ها هم می‌تواند شکاف‌هایی را میان جناح‌های سیاسی ایجاد کند و هم می‌تواند روند رسیدن به اهداف و منافع ملی را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان باید به این نکته هم توجه کرد که در نتیجه این اختلاف افکنی‌ها و شکاف‌ها این دشمن است که سوءاستفاده می‌کند. دشمن اگر بخواهد حرکت‌هایی را در کشور انجام دهد اول انسجام و اتحاد سیاسی آن کشور را مورد بررسی قرار می‌دهد به ویژه در مورد کشوری مثل کشور ما اگر شاهد این تفرقه‌ها باشد حتما از این فواصل سوءاستفاده خواهد کرد و این موضوع نظام و منافع نظام را به خطر می‌اندازد.

فکر می‌کنید چه افراد و گروه‌هایی از افزایش ضریب وحدت ملی و تقریب جناح‌های سیاسی شناسنامه‌دار کشور متضرر می‌شوند؟

همان‌طور که گفتم این گروه‌های افراطی هستند که شکاف‌های سیاسی را ایجاد می‌کنند. معمولا زمان‌های نزدیک انتخابات این مسائل شدت پیدا می‌کند و حرکت‌های افراطی بیشتر می‌شود. به نظر می‌رسد این تلاش‌ها با اهداف انتخاباتی و حذف رقیب از صحنه است که به شیوه‌یی نامناسب عملی می‌شود و البته بعد از انتخابات هم همین روند ادامه پیدا می‌کند گرچه شدت و ضعف پیدا می‌کند اما از بین نمی‌رود. عمده این حرکات به منافع جناحی و گروهی بازمی‌گردد. تجربه تاریخی نشان داده است که همیشه در جامعه سیاسی گروه‌های افراطی در پی همین اختلاف افکنی‌ها بودند گرچه سال‌های ابتدای انقلاب بعضا تشدید شده است اما همچنان هم وجود دارد.
فکر می‌کنید اگر قواعد بازی و رقابت‌های سیاسی رعایت شود و در واقع آنچه با عنوان اخلاق سیاسی در میان سیاسیون مطرح است رعایت شود چقدر می‌تواند به پررنگ شدن مقوله وحدت ملی کمک کند؟
قطعا رعایت قواعد رقابت‌های سیاسی در حفظ و پررنگ شدن مقوله وحدت ملی بسیار موثر است. جامعه ما فی ‌النفسه جامعه موحدی است و به دنبال تکثر و جدایی نیست. البته این تکثر هم در حد ملی است و گاهی در میان گروه‌های سیاسی است. این جدایی و تکثر در جامعه به مفهوم ملت کمتر دیده می‌شود عموما این گروه‌های سیاسی هستند که به این مسائل دامن می‌زنند و در میان ملت هم تاثیرگذار می‌شوند. درست است که اختلافات قومی و مذهبی در کشور وجود دارد اما با وجود این اختلافات قومی و مذهبی که وجود دارد جامعه حول یک محور حرکت کرده و همه در قالب یک ملت از منافع ملی دفاع کرده است اما در این میان گروه‌هایی که به افراطیون معروف هستند این موازنه را به هم می‌زنند. افراطیونی که در مقاطعی جلسات مختلف را بر هم زده‌اند شعارهای توهین آمیز سر می‌دهند و بسیاری از این مسائل که در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم و مسلما این مسائل در جامعه و در میان مردم هم تاثیرگذار خواهد بود.

در چند سال گذشته برخی نخبگان سیاسی بحث «آشتی ملی» میان گروه‌ها و جناح‌های سیاسی را مطرح کردند.
به نظر شما ابزار و بسترهای لازم برای ایجاد این آشتی ملی میان گروه‌های سیاسی چیست؟

از آشتی ملی تعابیر مختلفی وجود دارد. اگر در این مقطع زمانی تعبیر آشتی گروه‌ها و جناح‌های سیاسی را به کار ببریم
از نظر من تعبیر مناسب‌تری است. بر اساس قانون اساسی حق شهروندی باید برای همه وجود داشته باشد و در اجرایی شدن آن هیچ تبعیضی نباید اتفاق بیفتد. همان‌طور که پیش از این هم اشاره کردم بیشتر دعواهای سیاسی و جناحی حوالی انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس یا حتی شوراها اتفاق می‌افتد. از نظر قانون اساسی اگر همه گروه‌ها و اشخاص از حق شهروندی برابری برخوردار باشند، همه گروه‌ها برای فعالیت‌های سیاسی و شرکت در مسائل سیاسی مثل انتخابات حق برابر داشته باشند، اگر تشکلی یا گروه سیاسی وجود دارد بر اساس قانون اساسی این تشکل یا گروه سیاسی حق معرفی نماینده در انتخابات را داشته باشد و بتواند از نماینده‌اش حمایت کند، برای این نماینده تبلیغ کند و البته با پرهیز از بداخلاقی‌های سیاسی و بدون تخریب به قول معروف کالای خود را عرضه کند قطعا این دعواهای سیاسی و جناحی به حداقل می‌رسد. اگر این مسائل که در اصول مختلف قانون اساسی بارها مطرح شده است رعایت شود و اگر بر حقوق شهروندی تاکید شده و اصول آن اجرایی شود در نتیجه آن خواسته گروه‌ها هم برآورده می‌شود. رعایت و پایبندی به اصول قانون اساسی می‌تواند در فراهم کردن بسترهای لازم برای آشتی ملی بسیار تاثیرگذار بوده و نزاع‌های سیاسی را به حداقل برساند.

فکر می‌کنید نزاع میان گروه‌های سیاسی می‌تواند برای نظام و حاکمیت هم هزینه‌هایی داشته باشد و اساسا چه گروه‌ها و افرادی از این تنازعات و کشمکش‌های سیاسی نفع می‌برند و کاسبی سیاسی می‌کنند؟

نزاع‌های سیاسی قطعا هزینه‌های زیادی را برای نظام و حاکمیت خواهد داشت. من می‌خواهم به این سوال به شکل مصداقی پاسخ دهم. برای مثال در بحث‌های مدیریتی وقتی جناحی سیاسی که برنده انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود و بعد از آن بنا را بر این می‌گذارد که فقط از نیروهای همان جناح در سطوح مختلف مدیریتی استفاده کند و بحث‌های انتخاب جناحی را جایگزین شایسته‌سالاری کند قطعا هزینه‌های سنگینی را به مدیریت کشور وارد می‌کند. وقتی نیروهای متخصص به دلیل وابستگی‌های جناحی و سیاسی کنار گذاشته شوند و از تجارب مدیریتی‌شان استفاده نشود، این ایزوله کردن تبعاتی و هزینه‌هایی دارد که بیش از همه از جیب نظام پرداخت می‌شود. نیروهای انسانی یکی از سرمایه‌های نظام است که در این سال‌ها تربیت شده و تجربه پیدا کرده است. این یکی از هزاران خسرانی است که برای نظام دارد. البته همان‌طور که قبلا اشاره کردم دشمنان نظام روی وحدت یا انسجام ملی ما حساب می‌کنند. رفتارهای گروه‌های سیاسی و مردم می‌تواند بازدارنده یا تشویق‌کننده باشد. بنابراین یک صدایی و دوری از تخریب می‌تواند در روند آشتی ملی موثر باشد. جمله‌یی از قدیم در فرهنگ سیاسی ما وجود دارد که منتسب به انگلیس‌هاست. وقتی می‌خواهند بر ملتی مسلط شوند از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» استفاده می‌کنند. در نتیجه این تفرقه‌ها و اختلاف افکنی‌ها چراغ سبزی است که در تاریخ سیاسی ایران هم بارها شاهد آن بوده‌ایم.

فکر می‌کنید دولت آقای روحانی چقدر توانایی کلید زدن پروژه «اتحادملی» میان جناح‌ها و گروه‌های سیاسی را دارد؟ با توجه به فضای سیاسی کشور آیا تلاش دولت برای رفتن به سوی «آشتی ملی» یا به تعبیری آشتی میان جناح‌ها و گروه‌های سیاسی با موانعی رو به رو خواهد شد؟

البته باید به این نکته توجه کرد که مسائلی از این دست صرفا در دست دولت نیست. درست است که بخشی از این مسائل در اختیار دولت است اما ما نباید فراموش کنیم که مجلس به عنوان قوه مقننه، قوه قضاییه و حتی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی هم در پیش رفتن به سمت اتحاد و آشتی ملی تاثیر بسزایی دارند. دولت به تنهایی نمی‌تواند عامل اجرای قانون اساسی باشد. وظیفه اجرای قانون اساسی به عنوان بستر مهمی برای ایجاد وحدت ملی وظیفه سنگین و در عین حال سهل ممتنع است به این دلیل که اگر قوه مجریه همراهی سایر قوا را در اجرایی کردن اصول قانون اساسی نداشته باشد به تنهایی نمی‌تواند به اجرای این وظیفه بپردازد. اما در مورد موانع پیش روی دولت من ترجیح می‌دهم این موانع را جزیی بررسی نکنیم اما در توضیح این موانع باید گفت همین عدم همکاری نیروهای موجود در قدرت می‌تواند مانع بزرگی برای رسیدن به هدف آشتی ملی باشد. فرض کنید اگر گروهی از افراطیون می‌آیند دست به توهین و تخریب می‌زنند دولت وظیفه رسیدگی دارد اما این دستگاه‌های دیگر هستند که وظیفه نشاندن این گروه‌ها سر جای خودشان را دارند. اگر همه دستگاه‌ها سعی کنند بر اساس قوانین به توهین، افترا، تخریب و نزاع‌های سیاسی پاسخ دهند قطعا این امر برای گروه‌هایی که شروع‌کننده نزاع‌های سیاسی هستند عامل بازدارنده مناسبی است. در غیر این صورت این گروه‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم و از طریق رسانه‌هایی که دارند تشویق می‌شوند. بنابراین وقتی از اتحاد ملی صحبت می‌کنیم باید بعد ملی بودن و فراگیر بودن آن را هم در نظر بگیریم. اجزای مدیریتی کشور باید با هماهنگی و یک خواست مشترک رفتار کنند و مجری قانون باشند.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.