به گزارش جماران، کاظم موسوی‌بجنوردی در روزنامه شرق طی یادداشتی نوشت:

مورخان اهل ‌فکر و نظر از دیرباز یکی از فواید تاریخ را، مخصوصا برای سیاستمداران و دولتمردان و به اصطلاح اهل حل و عقد، عبرت‌آموزی آن برای ایجاد جهانی بهتر دانسته‌اند. اما عبرت‌گرفتن از تاریخ هم، کار و شأن هرکس نیست و همین تاریخ نشان داده است که بسیاری از حوادث نامیمون جهان به دست دولتمردانی پدید آمده است که توانایی عبرت‌آموزی و بهره‌مندی از تجربه اسلاف خود را نداشته‌اند. تاریخ قرون جدید، دو انقلاب بزرگ: انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب مارکسیستی روسیه را خوب به خاطر دارد.

در هر دو انقلاب، دیری نپایید که بخش اعظم طبقه راستین و اول انقلابیون همچون دانتون و ابر و مولن در فرانسه و تروتسکی و انبوهی دیگر در روسیه شوروی، یا به دست یکدیگر از میان رفتند یا مقهور کسانی شدند که برای خود سابقه‌ای در مبارزه و انقلاب ساختند و انقلابیون نخستین را کنار زدند. قطع نظر از تاثیرات فرهنگی در پهنه جهانی یا منطقه‌ای، هر دو انقلاب به لحاظ سیاسی شکست خوردند. گزاره مشهور «انقلاب فرزندان خود را می‌خورد» مخصوصا ناظر بر حوادث دوره پیروزی و استقرار در این دو انقلاب است. انقلاب اسلامی ایران، به‌عنوان بزرگ‌ترین انقلاب سیاسی و اجتماعی در قرن اخیر، به سبب هوشیاری انقلابیون و مخصوصا شخص امام‌خمینی(ره)، دچار این بلیه نشد و کسانی که در حرکت‌های انقلابی و پیروزی انقلاب اسلامی نه‌تنها نقشی نداشتند، بلکه مخالفت‌هایی هم می‌کردند، جرات و مجال دخالت نیافتند. اکنون نیز چنین است و گرچه گاه صدایی از این‌سوی و آن‌سوی برای ازمیان‌بردن سابقه طولانی مبارزات انقلابی و خدمات بی‌بدیل مردان صدر انقلاب ‌اسلامی ایران برمی‌خیزد، اما هوشیاری مردم و شخص مقام‌معظم‌رهبری این کوشش‌ها را عقیم می‌گرداند. واقع آن است که ارزیابی پایه و مایه و شأن انقلابی مردان انقلاب را غالبا باید از انقلابیون همان عهد که جوانی و عمر خود را در همین راه سپری کردند، انتظار داشت، نه کسانی که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی آنها را اصحاب «اغراض نفسانیه» خوانده است و در دوران وحشت‌خیز مبارزات بیرون و درون زندان عصر پهلوی، هیچ‌کس هیچ صدایی از آنها نشنیده است. آقای علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی یکی از همان مردان صدر انقلاب است که هرکس را نسزد درباره سابقه مبارزات و خدماتش، قبل و بعد از انقلاب، اظهارنظر کند. من از روی علم و اطلاع حاصل از سابقه دیرین مبارزات خود که نزدیک به 14سال از بهترین ایام خود را در زندان با گروه بزرگی از مبارزان و انقلابیون از هر طیف و دسته و نحله‌ای سر کرده است و بعد از پیروزی انقلاب هم در مصدر مشاغل مهم بوده است، می‌گویم که امثال آقای هاشمی‌رفسنجانی در انقلاب اسلامی از انگشتان دست تجاوز نمی‌کنند.

اشاره به همه اقدامات ملی و فراملی هاشمی برای اعاده یا حفظ منافع کشور و انقلاب، محتاج نگارش کتاب‌هاست و یقین دارم ناظرانی دقیق، مطلع و بی‌طرف، اما بی‌بوق‌وکرنا، تاریخ ظهور، استقرار و استمرار جمهوری‌اسلامی و همه دولتمردان آن را مورد مطالعه و تحقیق قرار داده و می‌دهند و مخصوصا آن دوران خطیر را ارزیابی خواهند کرد و آیندگان خواهند دانست که هاشمی و یاران او چه خدمات آشکار و نهانی برای حفظ کیان دین و کشور کرده‌اند. همه کسانی که به مردان صدر اول انقلاب حمله می‌کنند، باید بدانند وقتی کسانی چون هاشمی و دیگر مردانی که در سخت‌ترین شرایط جنگ و انقلاب این کشور را اداره کردند، اینگونه معرفی شوند که گویا مخالف انقلاب و امام و اهل‌فتنه و انحصارطلب و توطئه‌گر و از همه عجیب‌تر و مؤکد‌تر، از آغاز همدل و همسو با قدرت‌های سخت معارض و مخالف جمهوری‌اسلامی ایران، مخصوصا آمریکا، بوده‌اند، نمی‌دانند نتیجه نهایی این سخن آن خواهد بود که انقلابیون طرازاول ما را آمریکا و اروپا هدایت می‌کرده و جمهوری‌اسلامی ایران، ساخته و پرورده آنهاست؟ مسلم است که قیاس وهمی، نتیجه موهوم خواهد داشت؛ اما چه‌بسا کسانی از همین نتایج موهوم برای فروکوبیدن انقلاب و رهبران دیرین آن استفاده کنند. صاحبان این سخنان از این موهومات انتظار حصول چه نتیجه‌ای را دارند؟ بیش از 30سال است که صهیونیست‌ها می‌کوشند به شکل‌های مختلف انقلاب اسلامی ایران و مردان برجسته آن را به انواع اتهامات واهی و مجعول بکوبند؛ اما انصاف باید داد که در این چنددهه، با آن همه ابزار و وسایل رسانه‌ای و تبلیغاتی و دروغ‌پراکنی و صرف میلیون‌هادلار برای تحقق این هدف، به اندازه بعضی از دوست‌نمایان، توفیق ایجاد بدبینی و دشمنی نسبت به انقلاب و دولتمردان شایسته و خدوم آن نداشته‌اند و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.