شاید خیلی از پدران و مادران چون امروز در دوران کودکی خویش بنا به عرف و مقتضیات زمان چندان از والدین ابراز احساس و علاقه یا نوازش علنی و آشکار ندیده باشند و حال ابراز مهر و علاقه و حمایت های گاه افراطی نیز متاثر از آن گذشته است.
به گزارش جماران، شاید هم ارتقا سطح سواد و آگاهی این نسل از والدین دلیل این امر بوده و آنان این ابراز علاقه را به صلاح روح و روان کودکانشان می دانند و احتمالا تک فرزندی و فرزند کم نیز مزید بر علت باشد.
بالاخره و به هر دلیلی که هست این علاقه افراطی و احساسی به صورت یک اتفاق، کاملا در جامعه ملموس است و می توان این شیفتگی والدین نسبت به فرزندان را به وضوح در رفتار آنها دید.
چنانکه از نام های مستعار و عکس های مندرج در فضای مجازی گرفته تا تصویر پس زمینه رایانه ها و گوشی های همراه و عکس های آویخته در اتاق و خودرو محل کار گواهی بر آنند یا حساسیت بیش از حد آن ها نسبت به دل خواست های کودکان و مهر ورزی های آشکار و وافر و .... از جمله دیگر شواهد ماجراست، اما آنچه در پس این اتفاق نیکو و زیبا نگران کننده است، احتمال پیدایش و ظهور یک نسل از بچه های امروز و جوانان فرداست که به اصطلاح عامیانه لوس و ننر بارآمده و خلق و خویی خودخواه، متبکر و شاید هم گستاخ باشند.
در زمان کودکی امثال بنده اگر دوکودک در گرما گرم بازی خود کارشان به دعوا می کشید، اغلب تنها با توپ و تشر والدین یک طرف و هم رایی و همراهی والدین طرف دیگر مرافعه فیصله می یافت و هرگز آن دعوای کوکانه اثری در ارتباط بزرگترها نداشت و والدین به دنبال یافتن مقصر یا احتمالا احقاق حق فرزند خود یا دفاع از او و جانبداری ، مسله کودکان را بزرگ نکرده و کینه نمی جستند، درحالی که امروز بسیاری از روابط خانوادگی و فامیلی چه بسا به خاطر دعوایی کودکانه بوده که با جانبداری بزرگترها بزرگ شده، گسسته و کدورتی جدی را سبب شود.
در گذشته شیطنت کودک اگر توسط بستگان و آموزگار مورد ملامت و سرزنش قرار می گرفت، رنجشی در دل والدین ایجاد نمی کرد و پدر و مادر حق چنین برخوردهای جزئی و لسانی را منحصر به خود می دانستند، درحالی که امروزه پدر بزرگ ها که ولی قهری کودکانشان نیز هستند، جرات و جسارت تذکری به نوه های خود را ندارند.
کودکان امروز هروسیله بازی سرگرمی و بازیچه را که اراده کنند به هر قیمت معنوی و مادی برایشان مهیاست و البته که پدر و مادری که چنین هزینه های هنگفتی را برای کودک خود متقبل می شوند، بازی و احیانا تخریب آن را تنها از خود کودک تحمل کرده و همبازی های کودکانشان را به هیچ رو برنمی تابد.
بیایید از همین مورد اخیر یک آسیب شناسی مختصر و ساده ای داشته باشیم، زمانی که کودک با هم رایی والدین،حاضر نیست اسباب بازی خود را با هم بازیش به اشتراک بگذارد و از تقسیم شادی و بازی با دیگری امتناع می ورزد و این رفتار او با حمایت ضمنی والدین صورت می گیرد، از همان آغاز بذر فردگرایی، خساست و خودخواهی در دل او کاشته شده و ریشه احسان، تعاون ، همکاری ، مهر و محبت و بخشش و .... در درون او خشکیده می شود.
درد دیگر اینکه این معضلات اخلاقی تنها برای کودک نیست بلکه بسیار انسان های بزرگوار، مهربان و با گذشتی را دیده ایم که علاقه افراطی که نه، بلکه علاقه افراطی و برخورد احساسی آن ها به کودکانشان و اینکه در خصوص فرزند گذشت و بخششی با دیگران نداشته اند اندک اندک این بی گذشتی و تعصب بر روح و اخلاق خود ایشان هم اثر سو نهاده است.
کودکی که چون عزیز دل والدین است، درهمه برخوردها با اجتماع، حق به او داده می شود و تحت حمایت احساسی و نه منطقی والدین همه جا خود را ذی حق و طلبکار می داند و با همین حال وضع بزرگ می شود، فردای بزرگسالی نه راه تعامل و مدارا با دیگران و نه شیوه مروت و مهربانی با دوستان را می شناسد.
چنین شخصیتی عذرخواهی و پوزش به هنگام خطا و جفا در حق دیگری را نیز یادنگرفته و همین خلقیات او را به فردی منزوی ، نامحبوب، دیرجوش و تنها و کم دوست مبدل خواهد ساخت.
به نظر می رسد لازم و ضروری باشد پدر و مادران جوان و امروزی از هم اکنون در رفتا با فرزندان خود بازنگری کرده و در شیوه مهرورزی و افراط و تفریط آن تامل کنند و بیشتر از پیش آنها را با مقولاتی چون گذشت، بخشش، کرم ، عذرخواهی، دلجویی، تعاون ، نوع دوستی، مهربانی ، جمع گرایی و ... آشنا سازند که این امر بر آینده خود آنان و ایام پیریشان نیز اثر دارد.

منبع: مردم نو

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.