حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر خود بیان کرد: بر اساس آیه چهارم سوره زمر اگر از خداوند بپرسند جهان را با چه ساختید خواهد گفت جهان را با حق ساختم. چیزی حق است که نظام فاعلی آن منسجم باشد،‌ نظام داخلی و غائی آن نیز منسجم باشد اگر این اضلاع سه گانه آن منسجم باشد حق خواهد بود. بر این اساس حق بودن عالم به واسطه اجتماع این سه عنصر محوری است.
به گزارش جماران به نقل از شفقنا، حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 4 تا 6 سوره «زمر» روز سه شنبه، 8 مهر ماه، بیان کرد: اگر کسی از اولی شروع کرد و به بدیهی رسید و از بدیهی کمک گرفت و وحی و نبوت برای او روشن شد می‌فهمد که علی و اولاد علی (ع) حق است. اگر از این راه ثابت کرد دین را به وسیله اهل بیت خواهد شناخت. بر همین اساس بود که حضرت علی (ع) به فردی که در یکی از جنگ‌ها از ایشان سوال کرد این طرف هم مسلمان آن طرف هم مسلمان از کجا باید فهمید که حق با کیست و حضرت به او فرمود حق دائر مدار شخص نیست تو حق را بشناس بعد خواهی فهمید که در بین این دو گروه حق با کیست. اگر انسان به نقل اکتفا کند که حضرت رسول (ص) فرمودند: « علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه حیثما دار» یعنی همواره حق با علی است اگر به عقل اکتفا کرد به عصمت و معجزه آنها پی خواهد برد.
وی ادامه داد: بر اساس آیات اولیه این سوره مشرکان خواستند غیر خدا را بپرستند تا به خدا نزدیک شوند اما ذات اقدس اله نه ولد حقیقی دارد و نه ولد تشریفی. ولد حقیقی را در بخش‌هایی از سوره‌ مبارکه «ص» بیان کرده است و بخش‌های دیگر آن را در آیه 101 سوره مبارکه انعام بیان کرده‌ است« بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَکُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ؛ خدا آسمان‌ها و زمین را بى آن که نمونه قبلى داشته باشند پدید آورده است چگونه او را فرزندى باشد، در حالى که او را همسرى نبوده و هر چیزى را آفریده و او به هر چیزى داناست» اما آنچه در این آیات مطرح است سخن از فرزند داشتن خدا نیست بلکه سخن از اتخاذ و اخذ ولد است. یعنی کسی را فرزند خود قرار نداده است یا به عبارت دیگر فرزند تشریفی ندارد و این با زمانی که صحبت از ولد حقیقی است متفاوت است.
آیت‌الله جوادی آملی اظهار کرد: خداوند در این سوره در باب اتخاذ ولد می‌فرماید: « لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَى مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ؛ مى گویند: خدا فرزند گرفته است. اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگیرد، از میان آنچه مى‌آفریند، هر که را مى‌خواست به فرزندى مى‌گرفت، ولى او کار ناشدنى را اراده نمى‌کند. منزّه است او، اوست خداى یگانه که بر هر چیز و هر کس چیره است پس چگونه ممکن است فرزند داشته باشد؟» به میل و اراده انسان‌ها نیست که بخواهند عیسی یا ملک یا هر کس یا چیز دیگری را برای خداوند فرزند قرار دهند. چون خداوند صبوح است و واحد، و احد قاهره است تالی باطل است. به عبارت دیگر «سبحانه» دلیل بطلان تالی یعنی اختیار مخلوقات برای ولد است و «واحد القهار» دلیل «صبوح بودن» ذات حق تعالی است.
وی افزود: واقع مسئله نفخ صور اول برای ما روشن نیست که انسان کجا می‌رود بعد از نفخ صور اول. وقتی که نفخ صور اول می‌شود همه مدهوش می‌شوند و زمانی که نفخه صور اول می‌شود همه زنده می‌شوند. برخی از زمین‌شناسان و کره شناسان و امثال ذلک وقتی کوه‌های آتش فشان را می‌بینند که منفجر شد و آب پیدا شد و اقیانوس پیدا شد و خیال می‌کنند اینها عجب است در این روزگار. و با دهن پر می‌گویند که این 5 میلیارد سال است 6 میلیارد سال است در حالی که این میلیارد‌ها در مقابل قدرت حلقه بسیار ناچیز و کوچک هستند. مرحوم ابن بابویه قمی در کتاب خصال خود وقتی به عدد هزار می‌رسد روایتی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که هزار آدم آمد و رفت و هزار عالم آمد و رفت. اینها خیال می‌کنند آنچه در ناسخ‌ التواریخ است رمز و راز خلقت است آنچه در آنجا بیان شده است گوشه‌ای از عجایب عالم هستی است. ما که رفتیم از این عالم قرار نیست که این عالم به هم بریزد و به هم بخورد.
این مفسر قرآن کریم تصریح کرد: خداوند در آیه چهارم این سوره به حق بودن خلقت آسمان‌ها و زمین، نظام هستی و خصوص انسان اشاره کرده است. یعنی اگر از خداوند بپرسند مصالح ساختمانی جهان چیست، جهان را با چه ساختی؟ خواهد فرمود با حق ساختم. چیزی حق است که نظام فاعلی آن منسجم باشد،‌ نظام داخلی و غائی آن نیز منسجم باشد اگر این اضلاع سه گانه آن منسجم باشد حق خواهد بود. بر این اساس حق بودن عالم به واسطه اجتماع این سه عنصر محوری است. نظام فاعلی دارد «الله خالق کل شی»، نظام داخلی آن آنقدر منسجم است که اگر دهها دانشکده جانور شناسی بخواهند نظم حیوانات دریا و خشکی را بررسی کنند باز هم نمی‌توانند به آن برسند. او به نحوی این نظام داخلی را خلق کرد که همه به فکر هم هستند یک عضوی به درد آورد اعضای دیگر تلاش و کوشش می‌کند که آن را درمان کنند. در مرحله سوم هم همه مخلوقات هدفمند هستند و راه برای تکامل دارند.
وی افزود: خداوند قرین بودن خلق عالم هستی با حق را به صورت سالبه در آیه 27 سوره «ص» نیز بیان کرده است «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ النَّار؛ ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است بیهوده نیافریده‌ایم این پندار کسانى است که کافر شده‌اند، پس واى بر کافران از آتش دوزخِ» بین این دو قضیه فرقی وجود ندارد و مفهوم هر دو یکی است اما یکی برای تاکید دیگری است.

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.