جنگ تحمیلی هشت ساله، باعث تحولات گسترده‌ای در حوزه فرهنگ و بویژه ادبیات شد. ادبیات ایران، بخصوص شعر، در سال‌های جنگ و پس از آن دچار تغییرات بسیاری در زمینه نوع نگاه شاعران، سبک شعر آن‌ها و ارزش‌ها و تصویرپردازی‌های آنان شد. از این رو نگاهی هر چند گذرا به سیر شعر این شاعران و روند و مراحل پیشرفت آن‌ها حائز اهمیت است. زمانی که از جنگ هشت ساله و شعر دفاع مقدس حرف می‌‌زنیم، نخست باید به شاعرانی توجه کنیم که در همان سال‌های جنگ و در کنار جبهه‌های جنگ به شاعری می‌‌پرداختند تا به رزمندگان روحیه بدهند یا به آن‌هایی که برای دیار خود دلتنگی می‌‌کردند، آرامش بدهند. در این میان شاید مهم‌ترین نامی‌ که به آن برمی‌‌خوریم، نام شهید حسین ارسلان، متخلص به رخشا است.


نخستین شهید شاعر
شهید حسین ارسلان نخستین شاعر صاحب اثر شهید دفاع مقدس است. وی در بیست و پنجم بهمن ماه 1324 در شهرستان یزد دیده به جهان گشود. در یازدهم آذر ماه 1364 عازم جبهه شد. در نیمروز بیستم آذر ماه سال 64 در هورالهویزه همراه با شاعر همرزم خود، ماشاءالله صفاری(بندی سیرجانی) به دیدار حق تعالی شتافت. شهید ارسلان هر چند توفیق نیافت تا اشعار خویش را سامان دهد و آن‌ها را برای چاپ آماده سازد، اما بعدها اشعارش گردآوری و به چاپ رسید. او در اشعارش نشان می‌‌دهد که چگونه با نشاط به شهادت رسیدن زندگی می‌‌کرده است برای مثال این ابیات را بخوانید.
برایم ننگ باشد ساده مردن
درون بستر خود، جان سپردن
خدایا ای خدای حی یزدان
ز درگاهت تو نومیدم مگردان
بکش دست کرامت بر سر من
نگر یارب بدین چشم‌تر من
بکن فیض شهادت را نصیبم
که از شوق وصالت ناشکیبم
البته شاعرانی از این دست کم نبودند که برای آرمان‌های خود جنگیدند و در عین حال این آرمان‌ها را در قالب شعر نیز به تصویر کشیدند. شاعر در این دوره خود را وارث و حافظ خون عاشقان و ثبت‌کننده لحظات ارزشمند یادآور حماسه عاشورا می‌‌دانند و با یک تعهد قلبی و عملی به حفظ ارزش‌های متعالی جنگ و دفاع مقدس می‌‌پردازد. شاعر خود را در میان مردمی‌ شیدا، ایثارگر و از جان گذشته ناچیز می‌‌بیند و خود را قطره‌ای از دریای خروشان مردم باایمان می‌‌داند. او به دریایی از شور و حماسه، کوهی ستبر از ایمان و ارزش‌های الهی و معنوی تکیه زده است و مضامین عمیق را از جنگاوری‌ها و رشادت‌ها و جانبازی‌های مردم مبارز به وام می‌‌گیرد و حنجره یک امت و زبان حال یک ملت می‌‌شود.
اگر از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی‌ تا زمان کنونی را به دو دوره تقسیم کنیم، دوره اول از بدو انقلاب تا پایان جنگ، و دوره دوم از سال 1368 به بعد را دربرمی‌‌گیرد. ویژگی‌های شعر در این دو دوره را می‌‌توان چنین برشمرد: در دوره اول، که زمان اوج‌گیری شعر انقلاب و جنگ است، قالب‌های سنتی به‌طور فراگیر در خدمت مفاهیم تازه درمی‌‌آیند. در سال‌های نخست، محتوا بر فرم غلبه پیدا می‌‌کند، روح جمعی بر روح فردی غالب می‌‌شود، امیدواری و آرمان‌خواهی در شعر تجلی می‌‌کند. مایه‌های عرفانی و حماسی و دینی در اشعار گسترش می‌‌یابند و بتدریج، در نیمه دهه 60 بین قالب و محتوا اعتدال به وجود می‌‌آید.
در دوره دوم، که طی آن شاعران جوان، زبان و بیان شعری خود را یافته‌اند، شعر جامعه‌گرا و انسان‌مدار گسترش می‌‌یابد، روح یأس و اعتراض گهگاه در شعر دیده می‌‌شود، قالب و محتوا در شعر دچار بحران می‌‌شود، فرهنگ رسانه‌ای و ایده‌های مدرنیستی بر شعر تأثیر می‌‌گذارند. اما همچنان در شعر دفاع مقدس که به راه خود ادامه می‌‌دهد، می‌‌توان تلفیق روح حماسی و رزمی‌ با نمادهای عرفانی را دید و هرگز باورهای دینی به حذف یا نادیده گرفتن عناصر ایرانی و ملی منجر نمی‌‌گردد. حسین اسرافیلی در این بیت این معنا را بخوبی نشان داده است:
دل در عطش حماسه‌سازی است
جان در تب و تاب عشق‌بازی است
نصرالله مردانی، از دیگر شاعران مطرح سال‌های جنگ و پس از آن نیز به زیبایی توانسته لحنی حماسی به حوادث دفاع مقدس ببخشد.
شعر مقاومت
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر دفاع مقدس، مقاومت است. مقاومتی در قالب شعر در برابر دشمن که کامل کننده مقاومت رزمندگان در میدان‌های نبرد بوده است. شعر مقاومت با مفهوم کلی آن، به‌طور جدی از زمان مشروطیت آغاز شده است، که آنجا نیز شاهد برخی جریانات ملی و مذهبی هستیم که با سلطه حکام ستمگر به مقابله می‌‌پردازد. این جریان با مقاومت مردم در دوران انقلاب ادامه یافت که آن نیز سرانجام به سرنگونی رژیم شاه ختم شد. شاعران در دوران دفاع مقدس از نوآوری‌های شاعران در دوره مشروطه و انقلاب اسلامی‌، بسیاری یاری جستند.
شعر دفاع مقدس همزمان با آغاز جنگ تحمیلی متولد شد. نخست اشعار و سرودهایی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی‌ ایران برای تبلیغ حماسه آفرینی‌های رزمندگان اسلامی‌ پخش می‌‌شد. از ویژگی‌های بارز شعر این دوره باید به نمود یافتن مضامین مختلف مربوط به جنگ در آن اشعار اشاره کرد. در آن دوره، شاعر تصاویر ذهنی خود را از واقعیت‌ها می‌‌گرفت و کمتر به کنایه و تصاویر مخیل و سمبلیک توجه نشان می‌‌داد. در شعر این دوره، بیشتر توجه شاعران به تشبیه‌های صریح برای بیان واقعه، بر مبنای اخبار جنگ بود. از ویژگی‌های نخستین شاعران دفاع مقدس این بود که معمولاً خود سلاح برمی‌‌داشتند به جبهه‌های نبرد می‌‌شتافتند. این مسأله باعث می‌‌‌شد شعرشان، بازآفرینی واقعیت‌های ملموس و محسوس جنگ باشد و از حالت تخیلی صرف خارج شود. در واقع به غیر از شعرهایی که حوادث را به شکلی شعاری و مستقیم مطرح می‌کردند که البته در آن زمان وجود چنین اشعاری ضروری بود، بسیاری از شاعران آن نسل نیز بودند که زبان انقلاب را پیش از این درک کرده بودند و با دریافت مفهوم اصیل سیاست، عرفان و آگاهی اجتماعی، شعر را از نظر تصویرسازی‌های نو، به راهی تازه کشاندند.
شعر مقاومت به دلیل همین نوگرایی در ایران از زمان آغاز جنگ تحمیلی تا به امروز، به حیات خود ادامه داده و توانسته است در مسیر رشد و بالندگی قدم بردارد. این شعر با ایجاد تغییرات اساسی در محتوا و گاهی در شکل، ادبیات معاصر ایران را بسیار غنی و پربار کرده است. این نوگرایی را در اشعار شاعرانی مانند قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی، محمدرضا عبدالملکیان، یوسفعلی میرشکاک، فاطمه راکعی، مهرداد اوستا، علی موسوی گرمارودی، علی معلم، محمد علی بهمنی، سلمان هراتی و... مشاهده کرد. البته باید به این نکته توجه داشت که تعداد شاعرانی که به این گونه شعر روی آورده‌اند، بسیار بیشتر از اسامی‌ یاد شده است و این اسامی‌ تنها به عنوان نمونه ذکر شده است.
یکی از ویژگی‌های شعر این دوره، این بود که بتواند احساسات مردم را برانگیزد و خیلی زود با آن‌ها ارتباط برقرار کند. از این رو بسیاری از اشعار، توسط مداحان یا موسیقیدان‌ها و با موسیقی خوانده می‌‌شد که خود تأثیر مهمی‌ بر تهییج احساسات عمومی‌ و آشنا شدن مردم با فرهنگ شهادت طلبی و ارزش‌های رزمندگان ایفا می‌‌کرد.
صادق آهنگران شعر مشهوری از حبیب‌الله معلمی‌ را خوانده است که در جبهه‌های جنگ نیز خوانده می‌‌شد و همگان این مصرع از آن را به یاد دارند که می‌‌گوید: «ای لشکر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش.» جواد عزیزی نیز شعری با عنوان «ممد نبودی» را به غلام کویتی‌پور داد تا بخواند و این شعر نیز تبدیل به یکی از مشهورترین اشعاری شده است که در زمان جنگ همگان به آن گوش می‌‌سپردند.
از جمله ویژگی‌های عمده و اساسی شعر این دوره، محدود نبودن آن در حصار زمانی و مکانی خاص بود و باید گفت مخاطب آن مردم سرزمین‌های تحت ستم و تجاوز مستکبران در سرتاسر عالم است. شعر دفاع مقدس، هدف‌دار و سازنده، پر شور و تپنده است. آرمان‌های مقدس و مذهب در شعر دفاع مقدس نقش عمده‌ای دارد و شاعران این دوره را در اشعار خود با دوران کربلا و قیام امام حسین(ع) قیاس کرده‌اند.
عرفان حماسی
در شعر دفاع مقدس، نوعی عرفان حماسی موج می‌‌زند. منظور از عرفان در شعر این دوره، در میدان نبرد و در سنگرهای و با انتظار برای شهادت و ارزش‌های مقدس که دفاع از خاک وطن و مقاومت مهم‌ترین آن‌ها بود، معنا می‌‌یافت. این عرفان را به عنوان مثال می‌‌توان در این شعر کوتاه از قیصر امین‌پور دید:
شهیدان را به نور ناب شوییم
درون چشمه مهتاب شوییم
شهیدان همچو آب چشمه پاک‌اند
شگفتا، آب را با آب شوییم؟
اما غالب اشعاری که در دوره‌های اولیه سروده می‌‌شد، سادگی خاصی داشت که گاهی همین سادگی باعث می‌‌شد که اشعار تأثیر عمیق‌تری داشته باشند.
در حقیقت، زبان شعر، زبان تخیل و عاطفه است. شاعر سعی می‌‌کند با استفاده از صور خیال شعر یعنی آرایه‌های ادبی، احساسات خوانندگان یا شنوندگان را برانگیزد. تخیلی‌تر و دیریاب‌تر بودن قرینه‌ها در شعر، ارزش ادبی آن را افزایش می‌‌دهد و شعر را از حالت شعارگونگی دور می‌‌کند. اما بلاغت اقتضا می‌‌کند در تبلیغات دفاعی و آن هم در زمان جنگ، از آرایه‌هایی استفاده شود که قرینه‌هایشان سهل الوصول باشد، زیرا همه مخاطبان شعر جنگ، منتقد ادبی نیستند و با علوم بلاغی و فنون ادبی آشنایی ندارند. بنابراین اشعاری که دارای آرایه‌های پیچیده ادبی و قرینه‌های دیریاب باشد برای مخاطب، نامفهوم و در نتیجه بی‌تأثیر خواهد بود و مخاطبان به این گونه اشعار اقبالی نشان نمی‌‌دهند.
شاعران دفاع مقدس سعی می‌‌کردند منظور خودشان را با سادگی و صراحت لفظ بیان کنند و به جای استفاده از انواع آرایه‌های پیچیده ادبی، که موجب زیبایی لفظ می‌‌شود، با احساس و عاطفه‌ای پویا، معانی ذهنی خود را به مخاطب القا کنند، به عبارت دیگر، شاعران دوران جنگ به معنی شعر بیشتر از لفظ آن اهمیت می‌‌دادند و در عین حال از به کار بردن آرایه‌های ساده‌ای که موجب استحکام معنای شعر شود، غفلت نمی‌‌ورزیدند.
دیگر اینکه بهره‌گیری از نمادها و تصویرپردازی‌های شاعرانه، در اشعار این دوره بسیار است و لحن شاعران معمولاً عاطفی است که با اندوهی حماسی همراه می‌‌شود. در این دوره همچنین اقبال و گرایش به شعر سهراب سپهری، بیدل و دیگر شاعران سبک هندی زیاد شد و شاعرانی مانند سید حسن حسینی و قیصر امین‌پور با الهام از آن اشعار توانستند اشعار زیبایی پدید آورند.
ریتم و موسیقی شعر در آغاز جنگ، تند و برانگیزاننده بود، اما هر چه پیش‌تر می‌‌رفت، نرم‌تر و عمیق‌تر می‌‌شد. سلامت زبان و موسیقی شعر در این دوره به جهت وجود شاعران جوانی که خود را مقید به رعایت قواعد شعری می‌‌دانستند، درخور توجه است.
نمادهای عاشورایی
شعر دفاع مقدس، درخشان‌ترین درونمایه حماسی خود را از حماسه بزرگ عاشورا گرفته است. نه تنها اندیشه عاشورایی، بلکه نمادهای عاشورایی و تشبیه سمبلیک رزم‌آوران آن، در تهییج جوانان آرمان‌خواه و شهادت طلب، نقش اساسی داشته است. این عامل را البته در زندگانی معمول رزمندگان نیز می‌‌توان دید و این یک ارتباط دو طرفه بود، یعنی تشبیه رزمندگان به شهدای عاشورا باعث می‌‌شد که روح آنان با حادثه عاشورا عجین‌تر شود و از طرفی نیز خود رزمندگان از ابتدا به این مفاهیم گرایش داشتند که بعدها در اشعار نیز ظهور پیدا کرد. مانند بستن پیشانی‌بندهای سرخ و سبز که نمادهایی از شهادت و پیام و حسینی مردن و زینبی زیستن بر آن‌ها نقش بسته بود و همچنین عَلَم و کتل و سینه‌زنی‌های سنتی و شعار سمبلیک از رایج‌ترین اعمال در میان رزمندگان بود.
شاعران دفاع مقدس تلاش می‌‌کردند تا با تلفیق حوادث جنگ با حادثه کربلا، برای حضور در جبهه‌ها، شورآفرینی کنند. از این رو بیشترین اشارات شاعران به داستان حادثه بزرگ عاشورا بود. برای مثال، حسین اسرافیلی در شعر خود که در همان اوایل دوران جنگ سروده است، می‌‌گوید:
باز سرها به نیزه می‌‌خواهند
خولیان در پناه جوشن‌ها
هان مبادا حسین بار دگر
در مصاف یزیدیان تنها
در سالیان بعد نیز شاعرانی مانند سید حسن حسینی و علی معلم این روند و این اشارات را در اشعار خود پی گرفتند و حسن حسینی، جبهه را صحرای کربلا و پیر جماران را حسین زمان خوانده است:
مضامین و ارزش‌هایی که شاعران در اشعار خود از آن‌ها یاد می‌‌کردند، بسیار گسترده و در عین حال یکپارچه هستند. با توجه به وضعیت نظامی‌ در آغاز جنگ و درگیری‌های داخلی، اعتقاد بر این بود که تنها جانبازی مردم می‌‌تواند سد راه دشمن باشد و چون مردم برای ایمان و اعتقاد خود می‌‌جنگیدند، شاعران دفاع مقدس سعی می‌‌کردند که از مفاهیم مذهبی که بیشترین تأثیر را بر مردم داشت، بسیار استفاده کنند.
ترویج فرهنگ شهادت
دیگر مضمون مهمی‌ که شاعران از همان روزهای نخست به آن توجه داشتند، داشتن روحیه شهادت طلبی بود که رمز پایداری رزمندگان در جبهه‌ها نیز همین عامل بود. اعتقاد به معاد و زندگی جاودانی، باعث شده بود که رزمندگان، به قول سید حسن حسینی، مرگ را به بازی بگیرند و آن را تحقیر کنند. همین مسأله عامل روحیه شهادت طلبی در رزمندگان بود که در شعر دفاع مقدس نیز انعکاس یافته است. هدف شهید، رسیدن و دیدن حضرت حق است، این هدف محرک اصلی شهادت است چراکه در فرهنگ قرآنی، شهادت حیات جاویدان است، این اندیشه در شعر شاعران دفاع مقدس، جلوه کرده و از عارفانه حرکت کردن شهدا، تصاویر زیبای ادبی متعددی خلق کرده است. قیصر امین‌پور شهادت را وسیله‌ای برای دیدن خدا دانسته و می‌‌گوید:
شهادت لاله‌ها را چیدنی کرد
به چشم دل خدا را دیدنی کرد
ببوس ای خواهرم قبر برادر
شهادت سنگ را بوسیدنی کرد
یکی از مفاهیم و تصاویری که در شعر جنگ جلوه‌گری می‌‌کند سخن گفتن از مقام آسمانی شهید است والایی و عظمت شهدا تا جایی است که عرش و آسمان طالب دیدارشان بوده وآنان را به سوی خود می‌‌خواند. شهید بر اوج عرش جای دارد و درخلوت خورشید آشیانه گرفته است، او عاشقانه سیر کرده و نمی‌‌تواند در صحرای زمینی جای بگیرد.
ارزشمندی شهادت سبب شده که حسرت نرسیدن به شهادت و اشتیاق واصل شدن به این فیض و مقام، به عنوان یکی از موضوع‌ها و درونمایه‌های اصلی شعر جنگ، نمود پیدا کرده و حس شهادت طلبی تأثیر زیادی بر اشعار این دوره بگذارد.قادر طهماسبی(فرید) شاعری که خود آرزومند کسب مقام شهادت است، از اینکه درِ باغ شهادت به روی او بسته شده، گلایه‌های خود را این‌گونه بیان می‌‌کند:
رفیقان، رسم همدردی کجا رفت؟
جوانمردان،جوانمردی کجا رفت؟
مرا این پشت مگذارید بیتاب
گناهم چیست پایم بود در خواب
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
درِ باغ شهادت را مبندید
به ما بیچارگان زان سو مخندید
در نهایت، سید حسن حسینی، در رباعی «حسینیان» که از جمله اشعار معروف و عمیق اوست که باعث گسترش فرهنگ رزمندگان دفاع مقدس در سال‌های پس از جنگ شد، می‌‌گوید آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌اند. حسینی در این رباعی هشدار می‌‌دهد که مبادا دل‌ها اسیر ناامیدی و جان‌ها غرقه در پلیدی گردند، سستی و بی‌تفاوتی و نگاه سیاه و فراموش کردن تعهد عاشورایی یعنی رساندن پیام شهادت خیانت به خط سرخ شهدا است از این روست که با دلسوزی ولی قاطعانه فریاد برمی‌ آورد که:
هشدار که یار ناامیدی نشوی
زنهار که غرقه در پلیدی نشوی
رفتند حسینیان و گلگون کفنان
هشدار در این عرصه یزیدی نشوی
در اشعاری که در نخستین سال‌های جنگ سروده شده‌اند، شاعر، در پرداخت وقایع شتابناک و در عین حال تأثیرگذار عرصه جنگ و نبرد از لحنی ساده و صمیمی‌ و بی‌تکلف مدد می‌‌گیرد، بدون آنکه به اصالت شعری، آسیبی برساند، به راحتی و روانی نثر سخن می‌‌گوید. آنچه شایان توجه است اینکه شعر دفاع مقدس در مقطع زمانی جنگ (سال‌های 59 تا 67) محدود و منحصر نمی‌‌ماند، بلکه در سال‌های بعد از جنگ، اشعار مربوط به این جریان قوی‌تر و منسجم‌تر و هنری‌تر نیز می‌‌شود. زیرا شاعر در بحبوحه جنگ نیست و فرصت اندیشیدن دارد. می‌توان سال‌های بعد از جنگ را سال‌های تکوین شعر دفاع مقدس دانست.
وحدت فرم و محتوا
دستیابی به نوعی هم‌اندیشی و اتحاد مضامین در بحبوحه جنگ از دستاوردهای عمده شعر جنگ است. راز این وحدت فکری و مضمونی و نیز راز پایداری شعر دفاع مقدس در سال‌های بعد از جنگ را می‌‌توان عمق مفاهیم مقدس دینی و آرمان‌های پاک شهیدان دانست. شاعران دفاع مقدس همچنین رویکردی نوین به قالب‌های کلاسیک از جمله غزل و قصیده و رباعی داشتند، تا جایی که برخی معتقدند رباعی‌هایی که در این دوران سروده شد، برای نخستین بار پس از رباعی‌های بزرگانی چون خیام و ابوسعید ابوالخیر، توانسته است نوگرایی‌های شگفت‌آوری پدید آورد و رباعی را به همان جایگاهی برساند که شایسته آن است. این شاعران نشان دادند که بدون آرایش‌های لفظی و معنوی پیچیده هم می‌‌توان اشعاری جذاب و محکم سرود. در عین حال، تکراری بودن بعضی از مفاهیم و مضامین و سبک‌های شعری، حالت یکنواختی، به شعر شاعران این دوره نمی‌‌دهد.
البته باید توجه داشت که قالب‌های نیمایی و نو در این دوره، استقبال ویژه‌ای داشته است و شاعرانی که در قالب‌های کلاسیک آثار جاودانه‌ای دارند، در این قالب‌ها نیز اشعار زیبایی سروده‌اند که خود اقبال مردم را به این قالب‌ها بیشتر کرده است. در دوران انقلاب اسلامی‌، شاعران با این دید که سرایش شعر نو به معنای نوعی ابراز علاقه به غرب و بی‌عنایتی به ارزش‌های انقلاب تصور می‌‌شد، چندان به آن توجه نداشتند، اما شاعران دفاع مقدس به این قوالب نیز روی خوش نشان دادند و در این عرصه طبع‌آزمایی و هنرنمایی کردند. اشعاری که در این قالب سروده شدند با زبانی روایی و نسبتاً بلند، تصویری از رشادت‌ها و ایثار و جانفشانی مردم را به تصویر کشیدند. از جمله شاعرانی که در این عرصه به موفقیت بیشتری دست یافتند، می‌‌توان از قیصر امین‌پور و محمدرضا عبدالملکیان نام برد.
در نهایت باید گفت تأثیر جنگ، مانند دیگر دگرگونی‌های اجتماعی و سیاسی و البته بسیار بیشتر از آن‌ها، بر ادبیات انکار ناپذیر است. تجلی و انعکاس موضوعات و مضامین مرتبط با جنگ و دفاع مقدس و پیامدهای آن، همانند حماسه آفرینی‌های دلاوران اسلام، وطن، ویرانی شهر و آوارگی هموطنان، شهادت طلبی، شهیدان و دلتنگی و اندوه از فقدان آن‌ها و... در اشعار شاعرانی ظهور یافت که جبهه و خط مقدم دفاع و بسیاری از واقعیت‌های خشن زندگی را به چشم دیدند و به مدد خیال و عاطفه مضمون‌ها و تصاویر بدیعی درباره جنگ در قالب‌های شعر فارسی پدید آورده‌اند که تأثیر انکارناپذیری بر فرهنگ عمومی‌ جامعه نیز داشته‌اند.


منبع: ایران

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.